تاریخ انتشار: ۱۵:۲۸ - ۰۴ شهريور ۱۴۰۵

بلیت ۲.۵ میلیون تومانی تئاتر؛ وقتی تفریح فرهنگی به کالایی لوکس تبدیل می‌شود

بلیت برخی اجرا‌های تئاتر در تهران به ۲.۵ میلیون تومان رسیده است؛ رقمی که برای یک خانواده چهار نفره می‌تواند تا ۱۰ میلیون تومان هزینه داشته باشد. در حالی که درآمد او ممکن است تقریبا ۲۳ میلیون باشد.
تئاتر شهر

رویداد۲۴|   بلیت برخی اجرا‌ها در مجموعه باغ کتاب تهران به حدود ۱.۵ تا ۲.۵ میلیون تومان رسیده است. این رقم البته نرخ عمومی همه اجرا‌های این مجموعه نیست و بسته به نمایش، سالن و جایگاه صندلی تغییر می‌کند؛ اما مساله اصلی، همسان نبودن بودجه تفریح با سطح درآمد خانوارهاست.

به گزارش فرارو، تئاتر در ایران از ابتدای پیدایش، کمتر انتخاب اول خانواده‌ها برای تفریح بوده و هست؛ تا جایی که اغلب، خانواده‌های اعیانی را به سوی خود می‌کشاند. مگر اقسام دیگر تئاتر از جمله روحوضی، تعزیه، خیمه‌شب‌بازی و سیاه‌بازی که عموماً در ملاعام اجرا می‌شد.

اما در بازه‌ای از زمان، تئاترِ جریان اصلی، تبدیل به تفریحی در دسترس شد. در آن دوره قرار نبود رفتن به سالن نمایش، تصمیمی اقتصادی باشد که پیش از خرید بلیت، دخل‌وخرج خانواده را مرور کند.

حتی مجموعه تئاتر شهر تهران نیز بر همین ایده استوار گردید. قرار بر این بود که فضای تئاتر، بدون فاصله‌گذاری، در فضایی وجود داشته باشد که مردم در آن عبور‌و‌مرور فراوانی دارند تا به مرور با آن انس و الفت بیشتری بگیرند و «تئاتر» در انحصار اقشار خاص جامعه نباشد.

گرچه این پروژه ناتمام ماند و دور تئاتر شهر را هم، جدیدا، حصار کشیدند؛ اما از جایی به بعد، و تقریباً همزمان با موقعی که تئاتر وارد چرخه مارکتینگ شد، همه این ایده‌ها نقش بر آب شد. حالا قیمت برخی اجرا‌های تجاری در تهران به ارقامی رسیده که برای بخشی از جامعه، تئاتر را باز هم دور از دسترس کرده است.

چرا یک‌دفعه تئاتر گران شد؟

تئاتر از جایی به بعد، بیشتر از آنکه برای صحنه، مفهوم و یا حتی مصرف فرهنگی فروخته شود، با نام‌ها فروخته شد. همان لحظاتی که نام و تصویر چهره‌های شناخته‌شده بر پوستر و بیلبورد‌های شهری برای تبلیغات ثبت شد و بی‌اغراق افراد فراوانی را به سمت خود کشاند؛ حتی آنان که اشاره داشتند: «در محیط تئاتر خوابمان می‌گیرد.»

در واقع ورود بازیگران سینما، سلبریتی‌ها، اینفلوئنسر‌ها و بعد‌ها بلاگرها، مدل اقتصادی تئاتر را تغییر داد. در این حال، اگر زمانی مخاطب برای دیدن یک نمایشنامه یا کارگردان بلیت می‌خرید، امروز در بسیاری از پروژه‌های تجاری، ستاره‌ها تبدیل به خودِ محصول شده‌اند.

گرچه این اتفاق بدی نبود، اما نه برای همه. در حال حاضر بسیاری از دانشجو‌های رشته هنر هم توان پرداخت هزینه بلیت یک اجرای تئاتر را ندارند. مریم، بازیگر تئاتر می‌گوید: «دوست داشتیم برای نقد و بررسی بازی‌ها، همه اجرا‌های جدید را ببینیم؛ اما بلیتِ یک‌تا‌دو میلیونی منصفانه نیست!»

راه برای همه باز نیست

این قضیه هم از پروژه‌هایی مانند «سی‌صد» تا نمایش‌های ارکسترال و پرهزینه سال‌های اخیر آغاز شد. در واقع حضور چهره‌های مشهور به ابزاری برای جذب سرمایه و بالا بردن قیمت بلیت تبدیل شد. برخی تهیه‌کنندگان با سازمان‌های هنری و رسانه‌ای قرارداد بستند که پشتشان گرم بود و رفته‌رفته گروه‌های کوچک تئاتر به حاشیه رفتند.

این روند به اعتقاد بسیاری از فعالان تئاتر، با کمرنگ کردن مرز میان «هنر نمایشی» و «سرگرمی»، متناسب برای طبقاتی خاص، آن را از هدفِ هنر برای مردم دور کرد.

البته این فقط یک سوی ماجراست. آروند دشت‌آرای، کارگردان تئاتر، می‌گوید مشکل اصلی، نبود حمایت از تئاتر است. به گفته او، هر پروژه نمایشی می‌تواند برای ۳۰ تا ۱۰۰ نفر اشتغال ایجاد کند، اما در تئاتر ایران نه حمایت مالی پایداری وجود دارد، نه تضمین اجرا و نه حتی تامین اجتماعی برای بسیاری از عوامل.

از نگاه او، گروه‌های نمایشی ناچارند هزینه‌های تولید، دکور، سالن، تبلیغات و دستمزد ده‌ها نفر را از محل فروش بلیت جبران کنند. پس این یکی دیگر از دلایلی است که قیمت بلیت را به سمت ارقام بالاتر سوق می‌دهد.

جواد، کارگردان تئاتر که حدود ۲۰ سال است در نظرآباد مشغول به کار است، در این خصوص می‌گوید: «بستن ساده‌ترین کار حدود ۱۰۰ میلیون تومان هزینه دارد. تهیه‌کننده‌ها نیز ترجیح می‌دهند با چهره‌ها قرارداد ببندند. بماند که آیا بتوانیم مجوز بگیریم یا نه. راه برای همه باز نیست.».

اما همه فعالان تئاتر با این منطق موافق نیستند. منتقدان می‌گویند آنچه امروز در بخشی از تئاتر خصوصی رخ داده، تغییر ذائقه مخاطب است. وقتی پروژه‌ها با اتکا به بازیگران مشهور، موسیقی زنده، دکور‌های عظیم و تبلیغات اینستاگرامی ساخته می‌شوند، قیمت‌گذاری هم به سمت میزانی که هزینه شده حرکت می‌کند.

نتیجه این روند، تئاتری است که بیش از گذشته در انحصار طبقات برخوردار قرار می‌گیرد و همزمان، بخشی از ویژگی بکر و فاخری را که سال‌ها به تئاتر هویت می‌داد، از دست می‌دهد.

تئاتر؛ تفریحی که دیگر ارزان نیست

حال که از انحصاری شدن این هنر برای طبقه‌ای خاص سخنی به میان آمد، بد نیست بدانیم اگر قیمت بلیت بین ۱.۵ تا ۲.۵ میلیون تومان باشد، یک نفر برای تماشای یک اجرا باید حداقل ۱.۵ میلیون تومان بپردازد. برای یک زوج، این رقم به ۳ تا ۵ میلیون تومان و برای خانواده چهارنفره به ۶ تا ۱۰ میلیون تومان می‌رسد. اما بلیت ۲.۵ میلیونی را چه کسی بخرد؟ چه کسی نگاه کند؟

این در حالی است که در سال ۱۴۰۵، حداقل مزد روزانه کارگران ۵۵۴ هزار و ۱۸۵ تومان تعیین شده و پایه مزد ماهانه برای ماه ۳۰روزه به حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان می‌رسد؛ بنابراین یک بلیت ۲.۵ میلیون تومانی، حدود ۱۵ درصد پایه مزد ماهانه است.

برنامه‌ای دونفره با بلیت پنج میلیون تومانی، حدود ۳۰ درصد پایه مزد را می‌بلعد و هزینه ۱۰ میلیون تومانی برای یک خانواده چهارنفره به حدود ۶۰ درصد پایه مزد ماهانه می‌رسد.

از منظر زمان کار نیز تصویر روشن‌تر می‌شود. یک بلیت ۱.۵ میلیون تومانی معادل نزدیک به سه روز مزد پایه است و بلیت ۲.۵ میلیون تومانی به حدود چهار و نیم روز مزد می‌رسد. یک تفریح دونفره پنج میلیون تومانی نیز تقریباً معادل ۹ روز مزد پایه است.

نتیجه؛ سهم فرهنگ از سبد خانوار حذف شد

ماجرا زمانی جدی‌تر می‌شود که فاصله میان درآمد خانوار و هزینه‌های تفریح را کنار هم بگذاریم. برآورد‌های منتشرشده از هزینه حداقلی زندگی یک خانوار حدوداً ۳نفره در پایان تیرماه ۱۴۰۵، به گفته برخی فعالان کارگری حدود ۹۰.۵ میلیون تومان در ماه نشان می‌دهد. این عدد البته متوسط هزینه یا درآمد خانوار‌های شهری نیست، برآوردی از هزینه‌ای است که برای زندگی محاسبه شده است.

از سوی دیگر، آخرین داده‌های رسمی درباره بودجه خانوار نشان می‌دهد تفریح، سرگرمی و خدمات فرهنگی سهم کوچکی از سبد هزینه خانوار‌های شهری دارد و هنوز آمار رسمی سال ۱۴۰۵ در این زمینه منتشر نشده است؛ بنابراین هرچند نمی‌توان با استناد به داده‌های موجود، رقم مشخصی را به‌عنوان بودجه فرهنگی ماهانه خانوار ایرانی در سال جاری اعلام کرد. اما همین محدود بودن سهم فرهنگ در سبد هزینه، در کنار قیمت بلیت‌های تئاتر، تصویر روشن‌تری از وضعیت تفریح در اقتصاد خانوار به دست می‌دهد.

برای درک بهتر ماجرا، می‌توان درآمد ماهانه ۲۳ میلیون تومانی را به‌عنوان یک سناریوی واقع‌بینانه برای مقایسه در نظر گرفت. در این صورت، یک بلیت ۱.۵ میلیون تومانی معادل حدود ۶.۵ درصد از کل درآمد ماهانه خانواده است. اگر قرار باشد یک خانواده چهارنفره به تئاتر برود، هزینه بلیت به ۶ میلیون تومان می‌رسد. یعنی بیش از ۲۶ درصد درآمد یک ماه، آن هم پیش از محاسبه هزینه رفت‌وآمد، خوراک و سایر مخارج جانبی.

حالا می‌توان پرسید خانواده‌ای که باید بخش عمده درآمدش را صرف مسکن، خوراک، آموزش، درمان و سایر هزینه‌های ضروری کند، چقدر امکان دارد ۲۶ درصد درآمد یک ماه خود را برای یک شب تفریح کنار بگذارد؟ اینجاست که مسئله از گران شدن بلیت تئاتر فراتر رفته و شکافی را هویدا می‌کند که میان قیمت کالا‌های فرهنگی و توان اقتصادی مخاطب ایجاد شده.

با این وصف، تئاتر برای بخشی از جامعه به جای اینکه تفریحی سالم و در دسترس باشد، خریدی است که باید برای آن برنامه‌ریزی اقتصادی صورت گیرد. نتیجه، همان چیزی است که شاید بیش از قیمت بلیت باید نگرانش بود؛ یعنی حذف تدریجی فرهنگ و تفریح از زندگی روزمره گروهی از مردم.

اگر تفریح فرهنگی حذف شود...

اما، خارج از تمام اعداد و ارقام ذکر شده، نکته‌ای عمیق‌تر درمورد حذف تفریح فرهنگی وجود دارد. در این حالت بخشی از فرصت جامعه برای گفت‌و‌گو، تجربه جمعی و تخلیه فشار‌های روزمره حذف می‌شود. نتیجه آن نیز به گفته تحلیلگران، افزایش تنش اجتماعی خواهد بود.

عباس نعیمی جورشری، جامعه‌شناس، درباره روند حذف تدریجی آموزش، ورزش، سفر و فعالیت‌های فرهنگی از سبد خانوار هشدار داده و آن را مرتبط با کاهش رفاه، امید اجتماعی و امنیت روانی طبقه متوسط دانسته است. به گفته او: «وضعیت اقتصادی به احساس بی‌جایگاهی اجتماعی در طبقه متوسط منجر شده است.»

پژوهش‌های جامعه‌شناختی درباره اوقات فراغت جوانان نیز نشان می‌دهد فراغت صرفاً وقت خالی نیست و با آرامش، سلامت، شادکامی، مهارت‌های ارتباطی و مشارکت اجتماعی ارتباط دارد؛ بنابراین وقتی تئاتر، سینما، کتاب یا حتی یک دورهمی فرهنگی از توان اقتصادی خانواده خارج می‌شود، جای خالی آن الزاماً خالی نمی‌ماند؛ آدم‌ها همچنان نیاز به تفریح، هیجان و معاشرت دارند و فقط ممکن است شکل دیگری برای پاسخ دادن به این نیاز پیدا کنند که گاهی با آسیب‌های اجتماعی همراه خواهد بود.

این مسئله درباره جوانان جدی‌تر است. یک مطالعه جامعه‌شناختی درباره مصرف قلیان در میان پسران جوان نشان می‌دهد بخشی از گرایش به این رفتار، نه صرفاً میل به مصرف، بلکه نیاز به دورهمی، گفت‌و‌گو و داشتن یک فضای اجتماعی برای باهم‌بودن است. از این منظر، نمی‌توان گفت هر جوانی که توان خرید بلیت تئاتر ندارد الزاماً به سمت رفتار پرخطر می‌رود؛ اما می‌توان گفت وقتی تفریح سالم و فرهنگی گران و دسترسی به آن محدود می‌شود، گزینه‌های ارزان‌تر و گاه پرریسک‌تر جذابیت بیشتری پیدا می‌کنند.

برای خانواده نیز ماجرا فقط حذف یک شب تئاتر و با روحیه‌ای سرخوشانه نیست. حذف تدریجی تجربه‌های مشترک می‌تواند زمان باکیفیت اعضای خانواده را کمتر و فراغت را به مصرف منفرد و پراکنده در فضای مجازی محدود کند؛ بنابراین مسئله این است که جامعه برای شاد بودن، با هم بودن و تجربه کردن چه گزینه‌هایی روی میز دارد.

منبع: فرارو
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: تئاتر
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha