سلیمان منصور؛ نقاشی که نماد و هویت فلسطین را به حافظه جهان سپرد

رویداد۲۴ | سلیمان منصور، یکی از چهرههای برجسته هنر معاصر فلسطین روز گذشته در ۷۹ سالگی درگذشت. خانواده منصور در پستی در حساب اینستاگرام او خبر درگذشتش را اعلام کردند و نوشتند: «فصل پایانی نوشته شد. با قلبهایی سنگینتر از آنچه کلمات بتوانند بیان کنند، درگذشت پدر عزیزمان را به اطلاع میرسانیم.
او برای جهان، زندگیای سرشار از زیبایی، خاطره و میراثی به جا گذاشت که از طریق همه کسانی که با آنها ارتباط داشت، ادامه خواهد یافت. اما برای ما، پدرمان را از دست دادیم؛ سرچشمه عشق، قدرت و خانهمان.»
پس از اعلام خبر مرگ منصور، نهادهای فرهنگی و شخصیتهای فلسطینی به او ادای احترام کردند.
موزه فلسطین در پیامی نوشت که منصور در تمام طول زندگی خود این سرزمین را نقاشی کرد و آن را با خود حمل کرد: «زمین و مردمش، روستاها و شهرهایش، درختان زیتون، خانهها و چهرهها.»
وزارت فرهنگ فلسطین نیز منصور را یکی از ستونهای هنرهای تجسمی معاصر فلسطین خواند و گفت آثار او بخشی از حافظه ملی و بصری فلسطینیان شدهاند؛ آثاری که همچنان گواهی بر توانایی فرهنگ برای حفظ روایت ملی خواهند بود.
حتی احمد طیبی، سیاستمدار فلسطینی-اسرائیلی و عضو کنست اسرائیل، نیز گفت منصور تجربه آوارگی، پیوند با سرزمین و حسرت قدس را به نقاشیهایی تبدیل کرد که بخشی از حافظه فلسطینی باقی خواهند ماند.
سلیمان منصور کیست؟
منصور در سال ۱۹۴۷ در بیرزیت، شهری فلسطینی در شمال رامالله، متولد شد؛ یک سال پیش از سال نکبت، رویدادی که طی آن بیش از ۷۰۰ هزار فلسطینی به اجبار از خانههای خود رانده شدند تا زمینه برای ایجاد اسرائیل فراهم شود.
او از سنین بسیار پایین به نقاشی و طراحی روی آورد. بعدها یک معلم آلمانی در مدرسه شبانهروزیای در بیتلحم استعداد او را کشف کرد و منصور جوان را تشویق کرد که نقاشی را جدیتر دنبال کند و آثارش را در مسابقات هنری شرکت دهد.
منصور در سال ۲۰۲۳ در گفتوگویی با «میدل ایست آی» درباره آن دوران گفته بود: او کار من را برای حضور در یک باشگاه طراحی معرفی کرد و بعد به من گفت که در مسابقهای برای کودکان جهان سازمان ملل متحد برنده شدهام. آن سال ۱۹۶۲ بود.
به گفته منصور، فلسطینیان برای مدت طولانی با خطر محو شدن کامل روایت تاریخی خود مواجه بودند؛ روایتی که به باور او، در برابر روایتهایی که اسرائیلیها ترویج میکردند قرار داشت، از جمله این ادعا که مهاجران یهودی در دوران معاصر با سرزمینی خالی و کمجمعیت مواجه شده بودند.
او به «میدل ایست آی» گفته بود: این دقیقاً استراتژی جنبش صهیونیستی بود؛ انکار وجود شما. چون وقتی شما وجود نداشته باشید، گرفتن سرزمینتان، کشتن شما و زندانی کردنتان بسیار آسانتر میشود.
منصور از بنیانگذاران اتحادیه هنرمندان فلسطینی بود و بین سالهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۰ ریاست آن را بر عهده داشت. او در سال ۱۹۹۴ نیز مرکز هنری الواسطی را در قدس بنیان گذاشت؛ مرکزی که هدفش حفظ هنر فلسطینی و ایجاد ارتباط میان هنرمندان داخل فلسطین و هنرمندان فلسطینی تبعیدی بود.
او بعدها به هیئت مؤسس آکادمی بینالمللی هنر فلسطین پیوست و از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ در دانشگاه القدس تدریس کرد. همچنین بهعنوان کارتونیست و تصویرگر با روزنامه فلسطینی انگلیسیزبان القدس و مجله «العوده» همکاری داشت.
آثار او در نمایشگاههای بینالمللی متعددی به نمایش درآمد و وارد مجموعههایی مانند موزه بریتانیا، مؤسسه جهان عرب و موزه فلسطین شد.
نمادهای دردسرساز منصور برای اسرائیلیها
هنرمندانی مانند منصور تلاش کردند با واردکردن نمادهای سنتی و همچنین نمادهای جدید به آثارشان، روایت فلسطینی را دوباره بیان کنند.
او توضیح داده بود: «ما بهعنوان هنرمند شروع کردیم به جستوجوی تصاویری که هویت را بازتاب دهند.»
به گفته او، این فرایند با رجوع به فرهنگ باستانی و چشمانداز تاریخی فلسطین همراه بود.
او درباره اهمیت چشمانداز سرزمین نیز گفته بود: «این چشمانداز، اثر هنری اجداد ماست. وقتی اسرائیلیها سرزمین ما را اشغال کردند، شروع کردند به کاشت درختان سرو و کاج [غیربومی]به جای درختان زیتون تا چشمانداز این سرزمین را تغییر دهند.»
اما او می گوید اسرائیل نقاشیهایش را مصادره میکرده.
در کنار درخت زیتون، آثار منصور سرشار از نمادهای مرتبط با مبارزه فلسطینیان است؛ از جمله پرتقال یافا، لباسهای سنتی فلسطینی با گلدوزی تاتریز، کبوتر و شال چفیه.
او درباره نماد درختان پرتقال و زیتون گفته بود: وقتی درختان پرتقال را نقاشی میکنم، در واقع سرزمینی را نقاشی میکنم که در سال ۱۹۴۸ اشغال شد و وقتی درختان زیتون را نقاشی میکنم، درباره سرزمینی صحبت میکنم که در سال ۱۹۶۷ اشغال شد.
منصور برای دههها هدف برخورد و محدودیت قرار داشت.
او گفته بود: «در سال ۱۹۷۹، وقتی نمایشگاه برگزار میکردیم، اسرائیلیها میآمدند و نقاشیهایی را که دوست نداشتند مصادره میکردند.»
او اضافه کرده بود: من نگاه میکردم ببینم چه چیزهایی را با خود میبرند و واقعاً عجیب بود؛ چیزهای سادهای مثل یک زن روستایی با گلدوزی زیبا که در مزرعه کار میکرد.»
عجیب اینکه با درگذشت منصور روشن شد واقعا این نمادها برای اسرائیلیها چالش بوده است.. روزنامه دست چپی اسرائیلی هاآرتص در گزارشی به مناسبت درگذشت منصور، به نمادهای ماندگار از هویت، خاطره و مقاومت فلسطینیان در هنر سلیمان منصور اشاره کرده است.
این رسانه نوشته: مشهورترین اثر او، نقاشی «جَمَل المحامل» یا «شتر رنجها» است که در سال ۱۹۷۳ خلق شد. در این نقاشی، مردی سالخورده و فلسطینی با لباس سنتی در حالی تصویر شده که زیر وزن شهر قدس خم شده است. طنابی از باری که بر پشت او قرار دارد تا پیشانیاش کشیده شده و گنبد صخره در بالای شهر دیده میشود.

این اثر بعدها بسیار فراتر از گالریها رفت و روی پوسترها، کارتپستالها و برچسبها بازتولید شد و به یکی از شناختهشدهترین آثار هنر فلسطینی تبدیل شد. پیکر خسته و خمیده این مرد، نماد فلسطینیای شد که سرزمین، تاریخ و پیوند خود با قدس را همهجا با خود حمل میکند.
هاآرتص نوشته: زبان بصری منصور فقط به قدس محدود نبود. درختان پرتقال در آثار او نمادی از سرزمینهای فلسطینی از دسترفته در جریان نکبت ۱۹۴۸ بودند. درختان زیتون نیز جایگاه ویژهای در آثارش داشتند؛ درختانی که برای او چیزی فراتر از یک عنصر طبیعی و نمادی از ریشهداشتن فلسطینیان در سرزمینشان بودند.
زنان فلسطینی نیز بارها در آثار او ظاهر شدند؛ بهعنوان کشاورز، مادر، مادربزرگ، روشنفکر و چهرههای مقاومت، اغلب با لباسهای سنتی و گلدوزیشده فلسطینی.
او همچنین مضامین مذهبی را از زاویهای کاملاً فلسطینی بازنمایی میکرد؛ برای مثال، عیسی مسیح را با چهرهای عربی و در حالی که کفیه فلسطینی بر سر داشت، به تصویر میکشید.
هاآرتص به جنبش تحریم مواد اولیه اسرائیلی توسط هنرمندان فلسطینی اشاره کرده و نوشت:
در جریان انتفاضه اول، از ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۳، فلسطینیان کالاهای اسرائیلی را تحریم کردند و هنرمندان فلسطینی نیز در اقدامی مشابه، استفاده از مواد و لوازم هنری اسرائیلی را کنار گذاشتند. منصور به همراه ورا تماری، نبیل عنانی و طایسر برکات گروهی هنری با نام «چشماندازهای نو» تشکیل دادند. اعضای این گروه به استفاده از مواد موجود در محیط خود روی آوردند؛ از جمله چوب، چرم، گل، حنا، رنگهای طبیعی و اشیای پیداشده.
گل و خاک بعدها به یکی از عناصر مهم آثار منصور تبدیل شد. او از گل برای ساخت پیکرهها و نقشبرجستهها استفاده میکرد و اجازه میداد هنگام خشکشدن ترک بخورند.
منصور در توضیح این انتخاب گفته بود که گل برای او نماد سرزمین و فلسطین است؛ ترکخوردن آن نیز یادآور جغرافیای تکهتکه و تقسیمشده فلسطین بود.
آثار مشهور سلیمان منصور
آخرین تابستان

یکی از مشهورترین آثار منصور، نقاشی «آخرین تابستان در فلسطین» است که در سال ۱۹۹۴ خلق شد. این اثر برداشتی از نقاشی مشهور «شام آخر» لئوناردو داوینچی است؛ با این تفاوت که در آن، به جای تصویر عیسی مسیح، مردی فلسطینی قرار گرفته و ۱۲ زن فلسطینی جای حواریون را گرفتهاند.
آیینهای اشغال – ۱۹۸۹

«آیینهای اشغال» (۱۹۸۹)، یکی از برجستهترین آثار سلیمان منصور، رنج فلسطینیانی را که تحت اشغال زندگی میکنند و ایستادگی روزمره آنان را به تصویر میکشد. در این نقاشی رنگروغن، صحنهای نمادین از یک مراسم تشییع دیده میشود: جمعیتی عظیم تابوت یک فلسطینی را حمل میکنند؛ تابوت با پرچم فلسطین پوشانده شده و به شکل صلیبی بزرگ به تصویر درآمده است که یادآور روایت مسیحی مصلوبشدن مسیح است.
پرتره – ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹

«پرتره (چهره یک مرد)» (۲۰۱۷ و ۲۰۱۹)، با استفاده از گل و رنگ اکریلیک روی چوب خلق شده است.
باغ زیتون

«باغ زیتون» منظرهای طبیعی را به تصویر میکشد که در آن تراسهای سنگی و درختان زیتون دیده میشوند.
صبر و امید

«صبر و امید» (۱۹۷۶) یکی از برجستهترین بازنماییهای تصویری منصور از مفهوم فلسطینی «پایداری و ایستادگی» به شمار میرود. این اثر مقاومت مستمر فلسطینیان در برابر اشغال و امید دوباره آنان با وجود تداوم دشواریها را به تصویر میکشد.
در این نقاشی، سه شخصیت فلسطینی دیده میشوند که هر یک نماینده نسلی متفاوتاند: مردی سالخورده که میراث فرهنگی را حمل میکند، مردی جوان که پرچم مبارزه را به دوش دارد و زنی که نماد امید و نوزایی است؛ ارجاعی روشن به تداوم مبارزه در نسلهای مختلف.
«قطعه در حال کوچکشدن» (۱۹۹۶) این ایده را مطرح میکند که «فلسطین در حال ناپدید شدن است» و نمادی از ضرورت اقدام جامعه جهانی در قبال مسئله فلسطین است.
نماد امید

«نماد امید» (۱۹۸۵) صحنهای نمادین از یک روستای فلسطینی را به تصویر میکشد؛ جایی که ساکنان روستا در لحظهای تأملبرانگیز به آسمان نگاه میکنند و کبوتر صلح را میبینند که بر فراز آنها در حال پرواز است.
نغمههای صحرا

«نغمههای صحرا» (۱۹۷۷)، یکی از آثار برجسته منصور، روح مقاومت و امیدی را که در قلب رنج فلسطینیان جریان دارد به تصویر میکشد.
این نقاشی صحنهای نمادین از دو زن فلسطینی با لباس سنتی را نشان میدهد که یکی از آنها در میان صحرایی خشک و بیحاصل در حال نواختن فلوت است؛ تصویری از توانایی فلسطینیان برای خلق زیبایی و امید حتی در سختترین شرایط.
منصور در این اثر به بیان هنری زنان فلسطینی ادای احترام میکند و بر پیوند عمیق میان مردم و طبیعت تأکید دارد.
رنسانس

«رنسانس» (۱۹۷۷) زنی را به تصویر میکشد که پیروزمندانه از دل نقشه سرزمین تاریخی فلسطین بیرون میآید؛ نمادی از رستاخیز و روایت فلسطینی از احیای انقلابی.
جزئیاتی مانند لباس سنتی، دستی که یک تفنگ در آن قرار دارد و تصویر خانهها و دیوارهای شهر قدیم قدس، بر ریشههای عمیق و بنیانهای پایدار مردم فلسطین تأکید میکنند.
دریا از آنِ من است

«دریا از آنِ من است» (۲۰۱۶) صحنهای نمادین از سه شخصیت فلسطینی ــ یک زن، یک دختر و یک کودک ــ را نشان میدهد که در امتداد ساحل قدم میزنند و دستهای خود را بالا بردهاند.
آنها نمادهای برجسته فلسطینی را در دست دارند: قلم، قلممو، تفنگ، شاخه زیتون و کلید بازگشت. در بالای سرشان نیز کبوتر سفیدی به نشانه صلح در پرواز است.
ساحل در پسزمینه امتداد یافته و بر پایداری و ایستادگی مردم فلسطین در برابر به حاشیه راندهشدن و اشغال تأکید میکند.
زنبق وحشی جلیل

«زنبق وحشی جلیل» (۲۰۲۰) از طریق نمادپردازی شاعرانه و میراث عمیق فرهنگی، مفاهیمی چون عشق، هویت و روح جاودانه فلسطین را به تصویر میکشد.
منصور طی دههها فعالیت هنری، طرفداران زیادی پیدا کرد و به شهرت بینالمللی رسید.
او در سال ۲۰۱۹ جایزه یونسکو ـ شارجه برای فرهنگ عربی را دریافت کرد. همچنین در سال ۱۹۹۸ جایزه بزرگ دوسالانه قاهره و جایزه فلسطین در هنرهای تجسمی را به دست آورد.
