رویای تغییر نظام، با اسم رمز روز دی اقتصادی | یک رسانه اسرائیلی از هدف پشت پرده محاصره ایران میگوید
هاآرتص به تهدید های مکرر و توخالی ترامپ اشاره کرده و نوشت: همه این حرفها را پیشتر هم از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شنیدهایم؛ تهدیدهای هولناک درباره به راه انداختن جنگی ویرانگر علیه ایران، خرد کردن اقتصاد این کشور، سرنگونی حکومت و یا حتی پایان دادن به تمدن ایرانی. بسته به اینکه تهدید روز چه بوده، یا هرگز عملی نشده یا نتوانسته ایران را به زانو درآورد.
این رسانه اسرائیلی دست چپی می گوید: وقتی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، روز دوشنبه علیه تهران «روز دی اقتصادی» اعلام کرد، قرار بود این عبارت تصاویری از نیروهایی را تداعی کند که به سواحل هجوم میبرند و در مسیر یک پیروزی باشکوه پیشروی میکنند. اما با توجه به سابقه تهدیدهایی که پیش از این مطرح شده، بیشتر شبیه «تهدید توخالی شماره ۴۶» یا چیزی در همین حدود به نظر میرسید. اصلاً کسی شمارش میکند؟
هاآرتص می گوید: خود ایران آن را بهعنوان یکی دیگر از هیاهوهای بینتیجه ترامپ رد کرد. چنین واکنشی از حکومتی که باید ظاهر و لحن قدرتمندی داشته باشد، قابل انتظار بود. اما ارزیابیهای خونسردتر و عینیتر هم چندان مثبت نبودهاند: «روز دی» ترامپ در واقع چیزی بیش از یک طرح جایگزین ضعیف نیست؛ آن هم پس از آنکه طرح اصلی، یعنی جنگ، نتوانست به اهداف خود برسد. و بعید است این طرح نیز بیشتر از تحریمهای پیشین موفق شود.
این ارزیابی استدلال قابل قبولی دارد. «عملیات طرد اقتصادی»، نامی که بر تازهترین تلاش برای تشدید تحریمها علیه تهران گذاشته شده، قرار است فشار مالی را بر ایران و شرکای تجاری کلیدی آن که به تهران در قاچاق نفت و دور زدن تحریمها کمک کردهاند، افزایش دهد.
اما هاآرتص مدعی است که تا اینجا آمریکا دستکم یک ساحل نمادین را فتح کرد؛ زمانی که امارات متحده عربی هفته گذشته اعلام کرد همه تجارت و مبادلات مالی با ایران را متوقف میکند. امارات بزرگترین منبع واردات ایران و یکی از کانالهای کلیدی تلاش تهران برای دور زدن تحریمها بوده است.
با این حال این رسانه اسرائیلی می گوید همه قانع نشدهاند که امارات واقعاً قصد دارد به وعده خود عمل کند. در هر حال، دیگر تسهیلکنندگان اصلی ایران ــ چین، روسیه، عراق و ترکیه ــ یا علاقهای به اجرای تحریمها ندارند یا قادر به اجرای آنها نیستند.
با این حال، حتی اگر آمریکا موفق شود، برداشت رایج این است که تهران کوتاه نخواهد آمد. ایران سالها تجربه در دور زدن تحریمها دارد و مقاومت در برابر آنها را مسئلهای مرگ و زندگی میداند.
هاآرتص نوشت: در هر حال، استدلال رایج این است که تحریمها یک خیابان دوطرفهاند. ایران، سالها به تحریمهای تنبیهی عادت کرده، صبر بیشتری از ترامپ دارد؛ رئیسجمهوری که نمیخواهد در انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر، با بنزین گالنی ۴ دلار در برابر رأیدهندگان قرار گیرد.
ترامپ دلیل دارد که نگران باشد. بدترین پیشبینیهای آغاز جنگ درباره نفت ۱۵۰ دلاری هرگز محقق نشد، اما نفت خام شاخص برنت اکنون حدود ۲۰ درصد بیشتر از سطح پیش از جنگ قیمت دارد.
بسته شدن تنگه هرمز، همراه با اختلال در تولید نفت روسیه در نتیجه حملات اوکراین، بازار جهانی را با کمبود روزانه ۵ تا ۷ میلیون بشکه نفت مواجه کرده است؛ وضعیتی که میتواند زمینهساز افزایش بیشتر قیمتها باشد.
چرا بعضی حکومتها دوام میآورند؟
این سوالی است که نویسنده روزنامه اسرائیلی هاآرتص برای تحلیل دوام جمهوری اسلامی پرسیده و سعی کرده به دنبال پاسخ آن باشد. نویسنده می گوید: آیا دلیلی وجود دارد که باور کنیم تدابیر «روز دی» مؤثر خواهند بود؟
کارنامه تحریمها در هر زمان و هر جا چندان امیدوارکننده نیست. روسیه با تحریمها تغییر مسیر نداده و کوبا نیز تا امروز چنین نکرده است. ونزوئلا مقاومت کرد و تنها بهدلیل مداخله مستقیم آمریکا دچار نوعی تغییر شبهحکومتی شد.
از سوی دیگر، تحریمها ایران را در سال ۲۰۱۳ به میز مذاکره آوردند؛ روندی که دو سال بعد به توافق هستهای برجام منتهی شد.
بنابراین بازگرداندن ایران به میز مذاکره از طریق تحریمها بسیار بعید به نظر میرسد، هرچند ناممکن نیست.
در نتیجه گیری عجیب، نویسنده مدعی است که این وضعیت، تغییر رژیم را بهعنوان تنها نتیجه محتمل برای آمریکا باقی میگذارد. با توجه به سابقه شکست تلاشها برای تغییر رژیم ــ ناآرامیهای دی ماه، هدف قرار دادن رهبران در جریان جنگ ایران و طرح عجیبوغریب برای بازگرداندن محمود احمدینژاد به قدرت ــ این ایده که شاید این بار واقعاً اتفاق بیفتد، مضحک به نظر میرسد.
اهاآرتص مدعی است که اینجاست که تحریمها وارد ماجرا میشوند. اثرگذاری تحریمها معمولاً بر این اساس سنجیده میشود که تا چه حد زندگی توده مردم یا ایرانیان عادی را دشوار میکنند.
این رسانه در یادداشت خود به خوبی منطق پشت پرده محاصره اقتصادی و عملیات اخیر طرد اقتصادی آمریکا را به امید تغییر نظام افشا کرده است. هاآرتص می گوید: بدون شک بسیاری یا حتی بیشتر آنها از نظر ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی وفادارند و بقای آن را در راستای منافع شخصی خود میدانند؛ اما آنها هم باید حقوق بگیرند. از این منظر، «عملیات طرد اقتصادی» تنها یک عامل ثانویه است.
هارتص می گوید: آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که صادرات نفت ایران، بنا بر اذعان خود تهران، از زمانی که آمریکا در ژوئیه دوباره محاصره نفتی را برقرار کرد، تقریباً به صفر رسیده است. بدون شک مقداری نفت از مسیرهای زمینی صادر میشود و شاید بخشی از آن برای دور زدن تحریمها با نفت عراق مخلوط شود. اما نکته مهم این است که صادرات بهشدت کاهش یافته و نفت نیز با تخفیف زیادی فروخته میشود و رساندن آن به مشتریان هزینه بیشتری برای ایران دارد.
از دست رفتن این درآمد نفتی مستقیماً به نظام ضربه میزند.
هاآرتص با امیدواری به ادعاهای بسنت اشاره کرده که گفته بود: «خطاب به سربازان عادیای که از این حکومت حمایت میکنند: هرچه بیشتر حقوقهای شما قطع میشود یا ظاهراً فقط با تأخیر پرداخت میشود، از خود بپرسید آیا فرماندهان شما کشور را به سوی پیروزی میبرند یا به سوی ویرانی.»
با وجود این همه امیدواری، هارتص هم اعتراف کرده که ترامپ و اقتصاد جهانی شاید آنقدر صبر نداشته باشند که رویایشان یعنی تغییر نظام در ایران محقق شود.
