تاریخ انتشار: ۱۵:۱۶ - ۰۹ شهريور ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید؛

آیا ایران برنده جنگ شده؟ | پیش‌بینی یک مقام سابق آمریکایی از پرده چهارم جنگ

برت مک‌گورک تحلیلگر امور جهانی سی‌ان‌ان است که در دولت‌های جورج دبلیو بوش، باراک اوباما، دونالد ترامپ و جو بایدن در سمت‌های ارشد امنیت ملی فعالیت کرده یادداشت تامل برانگیزی نوشته که یک برداشت غالب درباره جنگ با ایران را به چالش کشیده است. او می گوید برخلاف تصور عمومی، ایران پیروز نشده است.
جنگ ایران و آمریکا

 

رویداد۲۴ | برت مک‌گورک تحلیلگر امور جهانی سی‌ان‌ان در یادداشت نوشت: استدلال ساده است. آمریکا و اسرائیل هفته‌ها ایران را بمباران کردند، خسارات عظیمی وارد آوردند و خواستار امتیازات بزرگی شدند. ایران حاضر به تسلیم نشد. حکومت همچنان بر سر کار است. موشک‌هایش همچنان تهدیدی در سراسر منطقه محسوب می‌شوند و مهم‌تر از همه، تهران هنوز توانایی مختل کردن کشتیرانی در تنگه هرمز را دارد؛ اقدامی که هزینه انرژی را برای آمریکا و بخش بزرگی از جهان افزایش می‌دهد. ترامپ در طول تابستان هشدار داده بود که اگر تنگه بسته بماند، ممکن است رکودی جهانی رخ دهد.

این استدلال قدرتمندی است؛ اما شاید برای چنین نتیجه‌گیری‌ای هنوز زود بوده است.

جنگ‌ها رقابت بر سر اهرم فشار و میزان تاب‌آوری هستند و این رقابت اکنون حتی در مقایسه با چند ماه قبل بسیار متفاوت به نظر می‌رسد.

پرده چهارم

مک کورگ می گوید: سیر این درگیری شش‌ماهه در چهار پرده پیش رفته است. پرده اول با حملات هوایی گسترده در ۲۸ فوریه آغاز شد و شش هفته عملیات نظامی شدید را دربر گرفت. پرده دوم با آتش‌بس ۷ آوریل و مذاکرات آغاز شد و با یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن که ترامپ و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، امضا کردند به اوج رسید.

پرده سوم چند هفته بعد آغاز شد؛ زمانی که ایران بار دیگر تصمیم گرفت کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز را هدف قرار دهد و این اقدام به دور دیگری از حملات متقابل نظامی انجامید.

در همان مقطع، درخواست‌ها برای اینکه آمریکا عملاً عقب‌نشینی کند و کنترل تنگه را به ایران واگذار کند، افزایش یافت. به نظر می‌رسید ایالات متحده دیگر گزینه‌ای در اختیار ندارد.

اما نه به این سرعت.

از اواسط ژوئیه، آمریکا بار دیگر محاصره نظامی بنادر ایران و تحریم تجارت نفت این کشور را برقرار کرده است. هم‌زمان، ارتش آمریکا به‌طور مستمر برای پاک‌سازی مسیرهای کشتیرانی و کمک به حفاظت از کشتی‌های تجاری عبوری از تنگه فعالیت کرده است.

نتیجه، به ادعای نویسنده، شکل‌گیری یک محاصره مؤثر علیه صادرات نفت ایران بوده، در حالی که حمل‌ونقل جهانی احیا شده و قیمت انرژی به‌شکل قابل‌توجهی باثبات مانده است. بلومبرگ این هفته گزارش داد جریان نفت از تنگه هرمز به حدود دو سوم سطح پیش از جنگ بازگشته است.

این یعنی اکنون فشارها نه بر آمریکا، بلکه بر ایران در حال انباشته شدن است. اگر ایران توانایی خود برای گروگان گرفتن تنگه را از دست بدهد، اهرم فشار آن نیز به‌سرعت از میان خواهد رفت.

راهبرد بهتر برای آمریکا از راه رسید

به گزارش سی ان ان: ایران در حالی وارد جنگ شد که سال‌ها تحریم و سوءمدیریت اقتصادی آن را تضعیف کرده بود. موقعیت این کشور امروز به‌مراتب بدتر است.

بر اساس اعلام صندوق بین‌المللی پول، انتظار می‌رود اقتصاد ایران امسال بیش از ۵ درصد کوچک شود و تورم به حدود ۷۰ درصد برسد. ارزش پول ایران به‌شدت کاهش یافته و قیمت کالاهای اساسی افزایش چشمگیری داشته است. یکی از مقام‌های وزارت کار ایران نیز اخیراً برآورد کرده که تنها در سه ماه نخست جنگ، بیش از یک میلیون شغل از بین رفته است.

این آمار اهمیت دارند، زیرا توانایی ایران برای ادامه جنگ در نهایت فقط به ذخایر موشکی باقی‌مانده‌اش وابسته نیست. 

به باور نویسنده، راهبرد بهتر آمریکا از همان ابتدا می‌توانست یک کارزار اقتصادی برای حمایت از ایرانیانی باشد که خواستار تغییر بودند. 

این پرده چهارم ــ یک تحریم و محاصره نظامی ــ چیزی است که ایران پیش از این هرگز با آن مواجه نشده بود. در واقع، این نخستین بار از زمان انقلاب ۱۹۷۹ است که ایران با نوعی قرنطینه بر شریان اقتصادی خود از مسیر هرمز مواجه شده است.

راه خروج آنها این است که تهدید کشتی‌ها در تنگه را متوقف کنند و آنچه از برنامه غنی‌سازی عمدتاً نابودشده ایران باقی مانده است کنار بگذارند. این توافقی است که ترامپ آن را خواهد پذیرفت. اما از دید سپاه، انجام هرکدام از این اقدامات نشانه ضعف خواهد بود.

کارت‌های ایران

نویسنده مدعی است که تهران ممکن است تلاش کند با جنگیدن خود را از این حلقه فشار خارج کند. راهبرد ایران در سه پرده نخست روشن بود: تهدید تجارت در تنگه، افزایش قیمت جهانی انرژی و قیمت بنزین در آمریکا، افزایش فشار اقتصادی جهانی و در نهایت وادار کردن ترامپ به عقب‌نشینی؛ به‌ویژه با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا.

ایران همچنین زیرساخت‌های انرژی کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داده و ممکن است بار دیگر چنین کند. نیروی نیابتی آن در یمن، حوثی‌ها، نیز تهدید کرده‌اند با استفاده از موشک‌ها و پهپادهای ایرانی تجارت در دریای سرخ را متوقف کنند.

اما همه اینها به معنای بازگشت به همان تاکتیک‌هایی است که در پرده‌های نخست جنگ به کار گرفته شد. از نظر راهبردی، این تاکتیک‌ها برای ایران کارساز نبوده‌اند. کشورهای خلیج فارس از جنگ خشنود نیستند، اما بیشتر آنها نیز از تسلیم شدن در برابر آنچه نویسنده «خواسته‌های اخاذی‌گونه ایران در تنگه» می‌نامد حمایت نمی‌کنند. تلاش‌های ایران برای بستن تنگه با پهپاد و مین نیز اکنون، برای نخستین بار، در حال شکست خوردن است.

بنابراین من خطر تشدید تنش از سوی ایران با افزایش فشارهای اقتصادی را دست‌کم نمی‌گیرم. اما ممکن است در این مرحله حتی تشدید تنش نیز برای کاهش این فشار کافی نباشد. ترامپ بسیار مصمم‌تر از چیزی به نظر می‌رسد که رهبران ایران تصور کرده بودند.

نقطه شکست

رهبران ایران و بسیاری از تحلیلگران غربی چنین القا می‌کنند که ایران در برابر فشار مصون است: ایران هرگز برنامه هسته‌ای یا تنگه هرمز را واگذار نخواهد کرد؛ همان‌طور که نیروهای نیابتی تروریستی خود را در سراسر منطقه کنار نخواهد گذاشت.

از نگاه تهران، این چیزی است که همه ما باید به‌عنوان یکی از واقعیت‌های زندگی در خاورمیانه بپذیریم.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، هفته گذشته استدلال کرد که محاصره و فشار تحریم‌ها «محکوم به شکست» است؛ همان‌طور که به گفته او تمام کارزارهای پیشین نیز نتوانسته‌اند سیاست ایران را تغییر دهند.

مک کورگ که زمانی در دولت های اوباما بوش و حتی خود ترامپ مسئولیت هایی برعهده داشته، می نویسند: من زمانی که هدایت کارزار شکست داعش را بر عهده داشتم، همین حرف را از کارشناسان درباره داعش می‌شنیدم؛ و هنگام مذاکرات برای آزادی گروگان‌های در دست حماس در غزه نیز همین را می‌شنیدم.

واقعیت این است که همه یک نقطه شکست دارند.

ایران تصور می‌کرد نقطه شکست ترامپ را پیدا کرده است. شاید ترامپ در نهایت نقطه شکست آنها را پیدا کند.

هنوز برای قضاوت زود است.

این پرده آخر نیست

این رقابت ممکن است به شکلی تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ و حتی پس از آن ادامه پیدا کند. این رویارویی نزدیک به پنج دهه است که ادامه دارد.

پرده‌های قبلی این جنگ، از سوی آمریکا، گرفتار اهداف متغیر و نامشخص، مواضعی که به‌شدت از این سو به آن سو می‌رفتند و اظهارات متناقض بودند.

اما پرده چهارم متفاوت به نظر می‌رسد. ارتش آمریکا اکنون هدف روشنی دارد که برد کوپر، فرمانده سنتکام، این هفته آن را تشریح کرد: اجرای محاصره ایران و تسهیل عبور و مرور کشتی‌های تجاری.

نوینسده مدعی است هدف آمریکا نیز باید به همین اندازه روشن تعریف شود. ایران باید از ادعای خود بر تنگه دست بردارد و برنامه غنی‌سازی هسته‌ای را کنار بگذارد.تا آن زمان، این وضعیت به شرایط عادی جدید تبدیل خواهد شد.

و این وضعیت ــ شاید برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ ــ اکنون به سود واشنگتن است، نه تهران.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha