تاریخ انتشار: ۱۰:۱۱ - ۱۴ شهريور ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

محسن نامجو؛ حیران میان اتهام آزاده اخلاقی و تهدید جبهه پایداری | چه کسی حق بازگشت به ایران دارد؟

بازگشت محسن نامجو به ایران که تا هفته گذشته با ویدئوی آزاده اخلاقی به سرعت از یک تصمیم شخصی به یک اکت سیاسی بدل شد و حالا مدیرمسئول رجانیوز هم با تهدید خود نشان داده مسئله «بازگشت مهاجران به ایران» تا چه اندازه امنیتی و سیاسی است.

محسن نامجو؛ میان اتهام آزاده اخلاقی و تهدید جبهه پایداری | چه کسی حق بازگشت به ایران دارد؟

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- میثم نیلی، برادر داماد ابراهیم رئیسی و مدیرمسئول رجانیوز، رسانه نزدیک به جبهه پایداری، به سران قوای مجریه و قضائیه اولتیماتوم داده و گفته است: «حکم قطعی محاربان در قرآن چند چیز بیشتر نیست؛ دار زدن، یا گردن زدن، یا قطع دست و پای مخالف، یا نفی سرزمینی و تبعید. جانوران عفن و کفتاران کودتاچی و جیره‌خواران ترامپ و نتانیاهو، حق بازگشت به کشور اسلامی و ادامه حیات در این سرزمین مقدس را ندارند. این کارها برخلاف وحدت و امنیت ملی است و مردم بعثت‌یافته قطعاً تحمل نخواهند کرد.»

همین عبارات به‌خوبی نشان می‌دهد که چرا مسئله بازگشت ایرانیان مهاجر، به‌ویژه چهره‌های فرهنگی و سیاسی منتقد، تا این اندازه پیچیده است. در سال‌های گذشته، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور با این پرسش مواجه بوده‌اند که آیا بازگشت به ایران برای آنها با بازداشت، تشکیل پرونده یا محدودیت همراه خواهد شد یا نه. در مقابل، دولت نیز بارها از فراهم‌بودن امکان بازگشت ایرانیان خارج از کشور سخن گفته است.

ماجرای محسن نامجو شاید تازه‌ترین و روشن‌ترین نمونه این وضعیت باشد؛ بازگشتی که نه‌تنها واکنش جریان‌هایی مانند جبهه پایداری را برانگیخته، بلکه اختلاف او با همسرش، آزاده اخلاقی، را نیز از حریم یک رابطه خانوادگی بیرون کشیده و به جدالی سیاسی درباره معنای «بازگشت به ایران» تبدیل کرده است.

ظاهراً اشاره نیلی نیز به بازگشت محسن نامجو و احتمال تکرار چنین تجربه‌ای از سوی شماری دیگر از ایرانیان مهاجر است؛ موضوعی که به‌تازگی وزیر ارشاد نیز درباره آن سخن گفته است. با این حال، بازگشت نامجو خیلی زود نشان داد که این مسئله تا چه اندازه می‌تواند پیچیده و مناقشه‌برانگیز باشد. انتشار ویدیوی محسن نامجو که در آن تلاش کرد به ویدیوی همسرش، آزاده اخلاقی، پاسخ دهد، بیشتر از آنکه ابهام‌های این بازگشت را برطرف کند، بر پیچیدگی‌های آن افزود.

نامجو در این ویدیو به‌صراحت می‌گوید که پیش از بازگشت، درباره آمدن به ایران با همسرش بحث و تبادل‌نظر داشته و این موضوع میان آنها مطرح بوده است. به روایت او، خودش تمایل داشته به ایران بازگردد، اما آزاده اخلاقی با این تصمیم مخالف بوده است. اخلاقی در روایت خود، بازگشت نامجو را خیانت به خون کسانی دانسته که در جریان اعتراض‌های سال‌های اخیر کشته شده‌اند.

نامجو اما روایت همسرش را بخشی از فضایی می‌داند که به گفته او، سلطنت‌طلبان در آن تلاش کرده‌اند با تحت‌تأثیر قرار دادن آزاده اخلاقی، تصویری جعلی و شبه‌امنیتی از بازگشت او به ایران بسازند.

به این ترتیب، ماجرای بازگشت نامجو با انتشار ویدیوی آزاده اخلاقی و سپس تهدیدهای جبهه پایداری، به میدان منازعه دو روایت تبدیل شده است. روایت نخست، روایت خود نامجو است که می‌گوید بر اساس تصمیمی شخصی به ایران بازگشته و بازگشت او محصول هیچ پروژه سیاسی یا امنیتی نبوده است. روایت دوم، روایت آزاده اخلاقی است که می‌کوشد بازگشت نامجو را اقدامی حساب‌شده و امنیتی جلوه دهد و از او تصویری شبیه روح‌الله زم بسازد. در این میان، اظهارات تند میثم نیلی نیز ناخواسته به روایت دوم وزن بیشتری می‌دهد و این تصور را تقویت می‌کند که بازگشت چهره‌های منتقد به ایران نمی‌تواند صرفاً یک تصمیم شخصی و ساده باشد.

روایت آزاده اخلاقی؛ تلاش برای ساختن یک روح‌الله زم دیگر


بیشتر بخوانید:

آزاده اخلاقی کیست؟ | از عکاسی تاریخ ایران تا جنجال و حاشیه‌های محسن نامجو و شاهین نجفی

چرا محسن نامجو به وطن برگشت؟ | گذشته پشت مرز نمی‌ماند


مخاطب وقتی ویدیوی آزاده اخلاقی را به‌عنوان همسر محسن نامجو تماشا می‌کند، با روایتی بسیار دراماتیک و تا حدی هالیوودی مواجه می‌شود؛ روایتی که در آن، محسن نامجو با یک دمپایی لای‌انگشتی و شلوار جین، در حالی که برای پرینت گرفتن چند برگه از همسرش جدا شده، راهی ایران شده است.

بخش دیگری از روایت اخلاقی بر تجربه شخصی او به‌عنوان یک هنرمند و زنی رنج‌کشیده و خیانت‌دیده تأکید دارد و همین مسئله به روایت او وجهی عاطفی و دراماتیک می‌دهد. در این روایت، بازگشت محسن نامجو چیزی شبیه یک عملیات امنیتی پیچیده تصویر می‌شود؛ عملیاتی مشابه بازگرداندن روح‌الله زم به ایران. به همین دلیل است که نقش بهمن بابازاده نیز در روایت اخلاقی تا این اندازه برجسته می‌شود.

آزاده اخلاقی تلاش می‌کند در روایت خودش از بازگشت محسن نامجو، بهمن بابازاده خبرنگار حوزه موسیقی را یک نیروی امنیتی توصیف کند؛ این توصیف برای مخاطب کارساز است. بهمن بابازاده تنها خبرنگاری است که در زمان ورود نامجو در فرودگاه حاضر بوده است. (در اینجا لازم است مخاطب میان خبرنگاری با ارتباطات گسترده و یک نیروی امنیتی و اطلاعاتی رسمی تفاوت قائل شود. تفاوتی که اخلاقی تعمدا آن را نادیده گرفته تا درام روایتش خدشه دار نشود.)

همین بخش از اظهارات اخلاقی، واکنش بهمن بابازاده را نیز به دنبال داشت. او در شرحی از نحوه ورود محسن نامجو به ایران نوشت: «ویدئوی آزاده اخلاقی، همسر محسن نامجو، درباره شکل ورود این خواننده به ایران، تلخ و تأسف‌بار است. چون در بخشی از این ویدئو درباره من سخن به میان آمده، بی‌هیچ درنگی باید به شکلی کامل سناریوی آمدن نامجو به ایران را بنویسم: "ساعت ۸:۲۳ دقیقه ۲۷ آگوست نامجو به من در تلگرام نوشت: خبر دست اول. من با پرواز B9 9711 هواپیمایی ایران‌ایر امروز عصر یا غروب می‌رسم تهران. نه گوشی دارم، نه کارت بانکی، نه سه‌تار. خودم هستم و چرک‌نویس نوشته‌هام. به هیچ‌کس خبر ندادم. اگه کسی نیاد دنبالم، فعلاً می‌رم هتل. ویدیوی توضیحاتم چند ساعت دیگه توی صفحه‌مون می‌ره بالا... ازت هیچ انتظاری ندارم، فقط خواستم در جریان باشی. این گوشی خاموش می‌شه و تمام. فقط اجازه بده پرواز بپره، بعد عمومیش کن. ساعت ۱:۳۰ هست ولی تأخیر داره احتمالاً. عزیز دلی."»

بابازاده در ادامه ماجرا را این‌گونه توضیح می‌دهد: «۱۰ ساعت بعد نامجو رسید ایران و ما (بیلبورد فارسی) به شکل اختصاصی خبر را منتشر کردیم. نامجو در لحظه ورود به ایران و در آسانسور فرودگاه، از من خواست به همسرش آزاده اخلاقی وویس بدهم و شماره ایشان را به من داد. با گوشی من به ایشان وویس داد و ارسال شد. من هیچ پاسخی از ایشان نگرفتم تا امروز و ساعاتی پیش که ویدئوی آزاده اخلاقی منتشر شده است. در صورت صحت این ادعاها از سوی خانم اخلاقی، قطعاً و بدون شک هیچ جای دفاعی نیست و شکل رفتاری محسن نامجو محکوم است.»

روایت محسن نامجو؛ نگفتم چون جلوی من را می‌گرفتی

بلافاصله پس از انتشار ویدیوی جنجالی آزاده اخلاقی و واکنش بهمن بابازاده، محسن نامجو نیز ویدیویی منتشر کرد تا به روایت همسرش پاسخ دهد.

نامجو در این ویدیو، ضمن تشکر از مردم ایران و محبتی که به گفته او در روزهای اخیر دریافت کرده، خطاب به همسرش گفت: «عزیز دل، اگر یادت باشه من با خودت چند ماهی بحث این رفتن به ایران داشتیم. دوستان فرهنگی که پیگیر نمایش خودت بودن، حتی اونام می‌گفتن بیاین، مشکلی نداره. ولی خب تو این مسئله در ذهنت لایتغیر بود که اگر ما بریم یا من برم، برای ما دردسری درست می‌شه. خب من به همین علت بود که سه چهار روز به خودت و به دیگران نگفتم؛ برای اینکه پشیمونم نکنید، برای اینکه نظرم رو عوض نکنید. بعدشم که رسیدم، از تلفن برادرم تماس گرفتم، ازت عذرخواهی کردم.»

نامجو در ادامه خطاب به اخلاقی گفت: «تو این فاصله تو چی کار کردی؟ تو نشستی تو فضای مجازی حرف‌های یه سری از این سلطنت‌طلب‌هایی که اصلاً وجود خارجی ندارن و بیشترشون اکانت‌های تقلبی هستن و من و تو یک عمر مسخره‌شون کردیم، تو نشستی حرف‌های اونارو خوندی. برای اون‌ها هم تو یا سفیدی یا سیاهی؛ اگر رفتی نگرفتنت، پس با رژیمی. اینکه می‌گویند فلانی رفته ایران، پا روی خون گذاشته است، چه ربطی دارد؟ من آمده‌ام وطن و خانواده‌ام را ببینم. این چه ارتباطی با خون دیگران دارد؟ چگونه من مسئول خون جوان‌هایی که رفتند شدم؟ اگر من را بگیرند، من قهرمانم؟»

در روایت نامجو، ماجرا اساساً به شکل دیگری تعریف می‌شود. او می‌گوید با تصمیمی شخصی و بدون تأثیرپذیری از فرد یا نهادی به ایران بازگشته است. اما روایت نامجو نیز پرسش‌هایی باقی می‌گذارد؛ از جمله اینکه بازگشت چهره‌ای که سال‌ها در خارج از کشور علیه برخی چهره‌های سیاسی حاکمیت سخن گفته و ترانه خوانده، چگونه بدون هیچ‌گونه اطمینان قبلی نسبت به وضعیت امنیتی و قضایی‌اش ممکن شده است.

بنابراین، در این ماجرا با دو روایت مواجهیم که هیچ‌یک لزوماً تمام حقیقت را در اختیار مخاطب قرار نمی‌دهند. اخلاقی تلاش می‌کند بازگشت نامجو را اقدامی در هماهنگی با حاکمیت تصویر کند و از این منظر او را به همراهی با ساختار سیاسی متهم می‌کند؛ در مقابل، نامجو می‌کوشد تأکید کند که بدون هیچ هماهنگی خاصی به ایران بازگشته و اتفاقی نیز برایش رخ نداده است.

دعوای زن‌وشوهری که سیاسی شد

فارغ از همه روایت‌ها، مهم‌ترین نکته در ماجرای بازگشت محسن نامجو شاید نه اختلاف او با آزاده اخلاقی، بلکه چیزی باشد که واکنش‌هایی مانند اظهارات میثم نیلی آشکار می‌کند. وقتی مدیرمسئول رسانه نزدیک به جبهه پایداری، صریحاً مقامات اجرایی و قضایی را بابت بازکردن مسیر بازگشت ایرانیان مهاجر تهدید می‌کند، یعنی مسئله بازگشت این افراد از ابتدا هم یک موضوع ساده اداری یا صرفاً شخصی نبوده است. چنین واکنش‌هایی نشان می‌دهد که حتی در داخل ساختار قدرت نیز درباره بازگشت چهره‌های منتقد اختلاف جدی وجود دارد.

از این منظر، روایت محسن نامجو هم نمی‌تواند کاملاً ساده و بی‌پیرایه پذیرفته شود. عقل سلیم می‌گوید کسی با سابقه سیاسی، هنری و رسانه‌ای نامجو، که سال‌ها در خارج از کشور علیه بخش‌هایی از حاکمیت موضع گرفته، بدون حداقلی از اطمینان نسبت به وضعیت قضایی و امنیتی خود پا به ایران نمی‌گذارد. این اطمینان می‌تواند از مسیر استعلام، قول، پیام غیررسمی یا نوعی هماهنگی برای بازداشت‌نشدن شکل گرفته باشد. اما همین‌جا باید میان «اطمینان از بازداشت‌نشدن» و «همکاری اطلاعاتی و امنیتی» تفاوت گذاشت.

این همان نقطه‌ای است که روایت آزاده اخلاقی دچار افراط می‌شود. در روایت او، نامجو نه فقط هنرمندی است که با نوعی تضمین یا اطمینان به کشور بازگشته، بلکه به چهره‌ای شبیه یک خائن تبدیل می‌شود که گویا در همکاری با ساختارهای امنیتی به ایران آمده تا به نظامی مشروعیت بدهد که سال‌ها با بخش‌هایی از آن مخالف بوده است.

آنچه ماجرا را عجیب و دراماتیک می‌کند، خود بازگشت نامجو نیست؛ واکنشی است که به آن نشان داده می‌شود. یک سو، همسرش او را به خیانت متهم می‌کند و سوی دیگر، چهره‌ای مانند میثم نیلی مقامات را به خاطر بازکردن راه بازگشت ایرانیان تهدید می‌کند. میان این دو روایت، اصل ساده‌ای گم می‌شود: وطن نباید جایزه موافقان حکومت و مجازات مخالفان آن باشد. اگر قرار باشد هر ایرانی برای بازگشت به کشورش ابتدا وفاداری سیاسی خود را ثابت کند، مسئله دیگر نامجو و آزاده اخلاقی نیست؛ مسئله این است که چه کسی حق دارد درباره ایرانی‌بودن تصمیم بگیرد.

 
 
 
 
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: محسن نامجو
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha