کارآگاه علوی گم شد؛ از تاریخ مخدوش تا تهران فانتزی در فصل سوم
رویداد۲۴| امیرحسین جعفری- برای قضاوت نهایی درباره یک سریال، تماشای دو قسمت کافی نیست؛ اما همین دو قسمت برای شناخت فرم، فضای بصری و خط زمانی روایت کافی است.
فصل نخست «کارآگاه علوی» در دوران پهلوی اول میگذشت و احمد نجفی در نقش علوی، کارآگاهی حدوداً ۵۰ ساله بود که بیشتر پروندههای شهری و جنایی را دنبال میکرد و در نهایت به دلیل پایبندی به شرافت حرفهای تبعید شد. فصل دوم نیز با ارجاع به همین گذشته آغاز شد و داستان علوی را در سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۹ ادامه داد؛ دورانی که مسائل سیاسی بیش از گذشته وارد پروندههای او شد؛ بنابراین انتظار طبیعی این بود که فصل سوم، روایت را به سالهای پس از کودتای ۲۸ مرداد و سپس دهه ۴۰ ببرد. اما سری سوم دوباره به فضای پهلوی اول بازمیگردد و همین مسئله، نسبت آن را با دو فصل قبلی مبهم میکند.
پرسش ساده، اما مهم این است: اگر علوی در فصل نخست در دوران پهلوی اول کارآگاهی حدوداً ۵۰ ساله بود، چرا حالا دوباره به همان دوره برگشتهایم و اساساً نسبت سنی و زمانی این شخصیت با روایت قبلی چیست؟
صحنه پردازی بدون مطالعه تاریخی
بهتر بود نام سریال به جای کارآگاه علوی، شرلوک علوی گذاشته میشد واحمد نجفی را هم به کلی کنار میگذاشتند تا حداقل این سریال با سریهای قبلی کارآگاه علوی اشتباه گرفته نشود. در تمامی صحنه پردازیها آنچه به نمایش گذاشته شده، صحنه پردازی فانتزی از دوران پهلوی اول است. عمق این مسأله در داخل ساختمان شهربانی قابل مشاهده است. میزکار کارآگاه علوی و رئیس او در کنار زمین شطرنجی و دیوارهای چوبی کارشده، کاملاً این ادعا را ثابت میکند که صحنه پردازان هیچ درکی از فضای سالهای ۱۳۱۰-۱۳۲۰ نداشتهاند.
بیشتر بخوانید:سکانس جنجالی لمس مرد توسط زن در سریال کارآگاه علوی
(ویدئو) تیزر قسمت دوم «کارآگاه علوی»؛ پرونده مرگ همسر سفیر ایران در آلمان
مدل سیبیل و آرایش صورت زنان و مردان شاغل در شهربانی و کوچه و بازار هم نشان میدهد که آرایش صورت مردان در آن دوره هم چندان مورد توجه سازندگان نبوده است. آرایش صورت زنان از جمله هدیه بازوند و حمیده مقدسی بیشتر شبیه زنان امروزی است تا زنان آن دوران! مشخصاً در چهره پردازیها و صحنه پردازیها بیش از آنکه ایران دوران رضاشاهی را نشان دهد، یادآور لندن در سالهای ۱۹۰۰-۱۹۲۰ است. نمایی کاملاً انگلیسی که هیچ خط ارتباطی با تهران سال ۱۳۱۵ یا ۱۳۲۰ ندارد. در نتیجه مخاطب، به خصوص مخاطبی که سریهای قبلی سریال را دیده باشد، ارتباطی با این صحنه پردازی گنگ برقرار نمیکند. کافی بود دست اندرکاران این سریال با دقت بیشتری به تصاویر آرشیوی آن دوره نگاه میکردند یا حتی با هوش مصنوعی در رابطه با پهلوی اول گفتوگو میکردند.
عدم جذابیت تیتراژ
تیتراژ آن نخستین نشانه فاصله این نسخه با هویت بصری و شنیداری کارآگاه علوی قدیم است. تیتراژی که بهجای ساختن یک امضای ماندگار و ایجاد حس تعلیق و رازآلودگی، بیشتر شبیه یک معرفی ساده از بازیگران و فضای سریال عمل میکند و در مقایسه با خاطره ماندگار فصلهای پیشین، فاقد آن قدرتی است که بتواند مخاطب را از همان ثانیههای نخست وارد جهان کارآگاه علوی کند. این ضعف زمانی بیشتر به چشم میآید که بازگشت چنین مجموعهای پس از سالها، بیش از هر چیز به یک تیتراژ قدرتمند برای احیای همان حس نوستالژیک نیاز داشت. در نمونههای مشابه خارجی که بخشی از نوستالژیهای مردم را شکل میدهند هم تیتراژ بیشتر از شخصیت در ذهن مردم مانده است.
کنار گذاشتن هدایت و شروع افول
پس از پخش اول سری سوم بود که حسن هدایت، نویسنده قدیمی کارآگاه علوی در مصاحبهای ضمن انتقاد از دست اندرکاران ساخت سریال مدعی شد که نظرات او در این فصل کنار گذاشته شده است. به همین خاطر نام کارگردان هم متفاوت است و شاهد حضور سیدجمال سیدحاتمی در این فصل از سریال هستیم. کارگردانی که بیشتر عمر کاری خود را مشغول دستیاری کارگرانها بوده است. هدایت مدعی است که حضور احمد نجفی حتی در سری دوم هم مورد انتقاد او بوده، اما در نهایت مجبور به پذیرش آن شده است. نکته اینجاست که حالا در سری سوم نه احمد نجفی بلکه بهنام تشکر جای کارآگاه علوی را پرکرده که به نظر فاصله بسیاری با علوی واقعی دارد.
کارآگاه علوی که قرار بود شرلوک هلمز یا هرکول پوآروی ایران باشد، حالا آنچنان در یک کتابخانه متروکه حبس شده که دیگر جانی برای رقابت با نمونههای خارجی ندارد.
طبق شنیدهها در انتخاب تهیهکننده هم اختلافاتی شکل گرفته و پرویز امیری، جای پیمان جعفری را گرفته است. مجموع این تضادهای درونی باعث شد حسن هدایت در این سری بسیار کمرنگ شود که اثر آن را نیز کاملاً مشاهده میکنیم؛ مانند آن اتفاقی که بر سر سریال پایتخت پس از فوت خشایار الوند آمد.