خطای محاسباتی سنتکام در نبرد فرسایشی با ایران؛ جنگ موشکهای ارزان و رهگیرهای گران
رویداد۲۴| اظهارات تازه دریادار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا، درباره توان نظامی این کشور در برابر حملات ایران، در ظاهر یک پیام اطمینانبخش است. کوپر گفته است آمریکا هیچ نگرانی از بابت کمبود مهمات برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی ایران ندارد و نیروهای آمریکایی برای شرایط اضطراری بهخوبی مسلح هستند.
اما این اظهارات در شرایطی مطرح شده که طی هفتههای گذشته، رسانهها و مراکز مطالعاتی آمریکایی بارها درباره کاهش ذخایر برخی موشکهای پیشرفته این کشور هشدار دادهاند؛ بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که آیا آمریکا امروز برای دفاع از نیروهایش مهمات کافی دارد یا نه؛ مسئله این است که اگر جنگ ایران و آمریکا طولانیتر شود، این ظرفیت تا چه اندازه قابل تداوم خواهد بود؟
اطمینان سنتکام در برابر گزارشهای نگرانکننده
بخشی از نگرانیها به موشکهای رهگیر پاتریوت و تاد بازمیگردد؛ سامانههایی که برای مقابله با موشکهای بالستیک و دیگر تهدیدهای هوایی به کار میروند. گزارشهای اخیر از کاهش جدی ذخایر این موشکها حکایت دارند. لسآنجلس تایمز در گزارشی در ششم سپتامبر نوشت که در جریان جنگ، نزدیک به ۶۰ درصد از برخی موشکهای دفاعی پیشرفته آمریکا مصرف شده و تقریباً دو سوم موشکهای پاتریوت و نزدیک به ۴۰ درصد موشکهای تاد از ذخایر پیشین کاسته شده است.
آمار دقیق ذخایر آمریکا محرمانه است و به همین دلیل نمیتوان با قطعیت گفت واشنگتن در چه نقطهای قرار دارد. اما مجموعه گزارشهای منتشرشده این واقعیت را روشن کرده که جنگ ایران تنها برای ذخایر موشکهای تهاجمی آمریکا هزینه ایجاد نکرده، بلکه بر ذخایر دفاع موشکی این کشور نیز فشار وارد کرده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز پیشتر گزارش داده بود که درگیری با ایران، ذخایر سامانههای پیشرفته دفاع هوایی آمریکا را بیشتر کاهش داده است. همزمان، در اروپا نیز مقامهای آمریکایی از وضعیت «بیش از حد بحرانی» ذخایر موشکهای پاتریوت سخن گفتهاند؛ موضوعی که نشان میدهد مسئله فقط دفاع از نیروهای آمریکایی در خاورمیانه نیست و جنگ میتواند بر تعهدات دفاعی واشنگتن در مناطق دیگر نیز اثر بگذارد.
جنگ موشکهای ارزان و رهگیرهای گران
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که به منطق اقتصادی جنگ موشکی توجه کنیم.
ایران برای ایجاد فشار بر نیروهای آمریکایی، علاوه بر موشکهای بالستیک از پهپادها نیز استفاده میکند. آمریکا برای مقابله با این حملات، ناچار است از شبکهای از جنگندهها، سامانههای دفاع هوایی و موشکهای رهگیر استفاده کند. در نتیجه حتی موشکی که به هدف نمیرسد و در آسمان منهدم میشود، برای طرف مدافع هزینه ایجاد کرده است.
اینجاست که مفهوم «فرسایش» اهمیت پیدا میکند. یک حمله موشکی میتواند آمریکا را مجبور کند یک یا چند رهگیر گرانقیمت مصرف کند؛ در حالی که تولید دوباره چنین موشکهایی بسیار زمانبرتر از مصرف آنها در میدان جنگ است.
گزارشهای منتشرشده در آمریکا همین مسئله را به یکی از نگرانیهای اصلی تبدیل کردهاند. آکسیوس در اوایل سپتامبر نوشت که موجودی چندین نوع مهمات پیشرفته آمریکا، از جمله پاتریوت و تاد، به دلیل مصرف در جنگ به شکل محسوسی کاهش یافته و بازگرداندن بسیاری از این ذخایر به سطح پیش از جنگ ممکن است تا سالهای ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۱ زمان ببرد؛ بنابراین جمله فرمانده سنتکام را باید دقیق خواند. اینکه «نگرانی از کمبود وجود ندارد» لزوماً به معنای آن نیست که ذخایر آمریکا نامحدود است یا واشنگتن میتواند با همین سرعت، ماهها یا سالها به جنگ ادامه دهد.
پنتاگون میخواهد تولید را بالا ببرد
واشنگتن نیز ظاهراً این مشکل را جدی گرفته است. پنتاگون طی ماههای اخیر فشار بر شرکتهای تسلیحاتی برای افزایش تولید را بیشتر کرده و قراردادهای بزرگتری برای تولید موشکهای رهگیر به امضا رسانده است.
در یکی از مهمترین اقدامات، ارتش آمریکا قرارداد تولید موشکهای پاتریوت را برای یک دوره طولانیتر گسترش داده است. گزارشها از قرارداد چندسالهای به ارزش حدود ۵۸ میلیارد دلار برای افزایش تولید این موشکها خبر دادهاند.
اما افزایش ظرفیت تولید با افزایش مصرف در میدان جنگ تفاوت دارد. کارخانهای که امروز ظرفیت تولید خود را بالا میبرد، الزاماً نمیتواند همان تعداد موشکی را که در چند هفته جنگ مصرف شده، در چند هفته جایگزین کند. به همین دلیل نگرانی اصلی واشنگتن، فقط موجودی امروز نیست؛ سرعت بازسازی ذخایر در برابر سرعت مصرف آنهاست.
مسئله فقط ایران نیست
کاهش ذخایر موشکی آمریکا یک پیامد بزرگتر هم دارد. واشنگتن تنها با ایران درگیر نیست و همزمان باید توان بازدارندگی خود را در برابر روسیه و چین حفظ کند و از متحدانی مانند اسرائیل و اوکراین حمایت نظامی داشته باشد.
واشنگتنپست نیز در ماه اوت گزارش داد که کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا در پی جنگ ایران، نگرانیهایی را در میان متحدان این کشور درباره توان واشنگتن برای مواجهه با تهدیدهای چین و کره شمالی ایجاد کرده است.
این همان جایی است که جنگ ایران از یک درگیری منطقهای فراتر میرود و به مسئلهای درباره ظرفیت کلی قدرت نظامی آمریکا تبدیل میشود.
جنگی که قرار بود کوتاه باشد
اهمیت این بحث زمانی بیشتر میشود که به طولانی شدن جنگ توجه کنیم. درگیری ایران و آمریکا که در ابتدا قرار بود یک عملیات نظامی محدود باشد، اکنون وارد ماه هفتم شده است. رویترز در گزارش تازه خود جنگ را از یک بحران کوتاهمدت به یک چالش طولانی و پرهزینه برای بازار انرژی و اقتصاد جهانی توصیف کرده است.
حتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در روزهای اخیر از احتمال ادامه حضور آمریکا در ایران و پایان جنگ در ماههای آینده سخن گفته است؛ در حالی که پیش از این، دولت آمریکا بر کوتاه بودن عملیات تأکید داشت.
در چنین شرایطی، اظهارات کوپر را میتوان بخشی از تلاش واشنگتن برای ارسال پیام آمادگی و جلوگیری از ایجاد تصور ضعف دانست. اما مسئله واقعی این است که اگر جنگ ادامه پیدا کند، آیا سرعت تولید تسلیحات آمریکا میتواند با سرعت مصرف آنها همراه شود؟
پاسخ این سؤال فقط برای ایران و آمریکا اهمیت ندارد. اگر جنگ به یک نبرد فرسایشی تبدیل شود، ذخایر موشکی، ظرفیت صنایع دفاعی و هزینه دفاع هوایی میتواند به اندازه تعداد جنگندهها و موشکهای تهاجمی در تعیین سرنوشت جنگ اثرگذار باشد.
به همین دلیل، شاید مهمترین بخش اظهارات فرمانده سنتکام نه جمله «نگران کمبود مهمات نیستیم»، بلکه این واقعیت باشد که آمریکا در حال جنگی است که هرچه طولانیتر شود، هزینه حفظ برتری نظامی آن نیز بیشتر خواهد شد.