خط و نشان جدید روبیو؛ «هر حمله ایران یک نفتکش» | در شب پرتنش ایران و آمریکا چه گذشت؟
رویداد۲۴| درگیری میان ایران و آمریکا بار دیگر وارد یک چرخه خطرناک «حمله و تلافی» شده است؛ چرخهای که اینبار نفتکشهای ایرانی در برابر ناوهای آمریکایی و پایگاههای واشنگتن در منطقه در برابر حملات موشکی تهران قرار گرفتهاند. در تازهترین دور درگیری، آمریکا از هدف قرار دادن و از کار انداختن پنج نفتکش ایرانی خبر داد و ساعاتی بعد سپاه پاسداران از حمله موشکی به پایگاه آمریکایی در اردن خبر داد. اردن نیز اعلام کرد ۲۰ موشک بالستیک وارد حریم هوایی این کشور شده که ۱۸ فروند آنها رهگیری شدهاند و دو موشک دیگر در مناطق غیرمسکونی سقوط کردهاند.
آنچه این دور از درگیری را مهمتر میکند، صرفاً تعداد حملات نیست؛ بلکه شکل پاسخ دو طرف است. واشنگتن عملاً تهدید کرده است که حمله به نیروهای دریایی آمریکا با ضربه مستقیم به منبع درآمد ایران، یعنی صادرات نفت، پاسخ داده خواهد شد. تهران نیز در مقابل نشان داده است که قصد ندارد پاسخ خود را فقط به آبهای خلیج فارس محدود کند و پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه را در دایره اهداف خود قرار داده است.
آمریکا: پاسخ به حمله سپاه با نفتکشها
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرده نیروهای آمریکایی پنج نفتکش نفت خام ایرانی را هدف قرار دادهاند. چهار فروند در خلیج عمان و یک فروند در نزدیکی جزیره خارک هدف قرار گرفتهاند. به گفته سنتکام، پیش از حمله به خدمه نفتکشها دستور ترک کشتی داده شده و پس از آن شناورها هدف قرار گرفته و از کار افتادهاند.
واشنگتن این حمله را مستقیماً به حملات موشکی اخیر سپاه به ناوهای آمریکایی مرتبط کرده است. مقامهای آمریکایی ادعا کردهاند که سپاه در دو روز گذشته تلاش کرده یک ناو جنگی آمریکا را با موشکهای بالستیک هدف قرار دهد، اما حملات به هدف اصابت نکرده و تلفاتی نیز برای آمریکا به دنبال نداشته است.
اما پیام مهمتر را مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، مطرح کرده است. او به صراحت گفت: «ایران همچنان تلاش میکند به کشتیهای نیروی دریایی آمریکا حمله کند و به ازای هر بار که این کار را انجام دهد یا تلاش کند، نفتکشهای خود را از دست خواهد داد.»
این اظهارنظر نشان میدهد حمله به نفتکشها از نگاه واشنگتن صرفاً یک عملیات موردی نیست و میتواند به بخشی از الگوی جدید پاسخ آمریکا تبدیل شود؛ الگویی که هدف آن افزایش هزینه حمله به نیروهای آمریکایی از طریق ضربه زدن به زیرساخت صادرات نفت ایران است.
تعداد نفتکشهای از دسترفته به ۸ فروند رسید
این نخستین بار نیست که آمریکا در روزهای اخیر نفتکشهای ایرانی را هدف میگیرد. روز شنبه ۱۴ شهریور نیز سه نفتکش ایرانی در حملات آمریکا هدف قرار گرفتند؛ موضوعی که خود سنتکام آن را تأیید کرده و گفته بود این حملات پس از شلیک موشکهای بالستیک ایران به سمت دو شناور جنگی آمریکا انجام شده است.
با احتساب پنج نفتکش هدف قرار گرفته در دور جدید، تعداد نفتکشهایی که آمریکا در چند روز اخیر هدف قرار داده یا از کار انداخته به هشت فروند رسیده است.
تفاوت مهم این دور، اما محل حملات است. یکی از نفتکشها در نزدیکی خارک هدف قرار گرفت؛ جزیرهای که یکی از مهمترین مراکز صادرات نفت ایران به شمار میرود. سه نفتکش دیگر نیز در خلیج عمان هدف قرار گرفتند. به این ترتیب، فشار نظامی آمریکا مستقیماً به مسیر صادرات نفت ایران نزدیکتر شده است.
پاسخ تهران؛ موشکهای ایران به سمت اردن
چند ساعت پس از حملات آمریکا، سپاه پاسداران اعلام کرد در پاسخ به حمله به نفتکشهای ایرانی، مواضع آمریکا در اردن را هدف حملات موشکی قرار داده است.
اردن مدعی است که سامانههای پدافندی این کشور با ۲۰ موشک بالستیک مقابله کردهاند؛ ۱۸ موشک رهگیری و منهدم شده و دو موشک دیگر در مناطق غیرمسکونی سقوط کردهاند. مقامهای اردنی همچنین اعلام کردهاند این حملات تلفاتی در پی نداشته است
انتخاب اردن از سوی تهران نیز تصادفی نیست. آمریکا در این کشور حضور نظامی دارد و پایگاههای اردنی در ماههای گذشته بارها به دلیل میزبانی از نیروهای آمریکایی در معرض تهدید ایران قرار گرفتهاند. در نتیجه، هرچه درگیری ایران و آمریکا بیشتر منطقهای شود، کشورهایی که میزبان نیروهای آمریکایی هستند، بیشتر در معرض تبدیل شدن به میدان درگیری قرار میگیرند.
در واقع پاسخ ایران یک پیام دوگانه دارد: از یک سو میخواهد نشان دهد حمله به نفتکشهایش بدون پاسخ نمیماند و از سوی دیگر تلاش میکند دامنه هزینههای جنگ را برای آمریکا افزایش دهد؛ حتی اگر این هزینه در خارج از خاک ایران و در پایگاههای منطقهای آمریکا ایجاد شود.
تهران هم دامنه تهدیدها را گستردهتر کرده است
همزمان با حمله موشکی به اردن، سپاه پاسداران هشدار داده است که نفتکشهای حاضر در نزدیکی بنادر کویت و بحرین نیز ممکن است هدف قرار گیرند و از خدمه این کشتیها خواسته شده محل را ترک کنند.
این تهدید از آن جهت مهم است که درگیری را از یک رویارویی مستقیم ایران و آمریکا به مسئلهای برای کل امنیت کشتیرانی در خلیج فارس تبدیل میکند. کویت و بحرین هر دو از متحدان آمریکا هستند و حضور نظامی آمریکا در این کشورها، آنها را در محاسبات امنیتی تهران قرار داده است.
به بیان سادهتر، اگر آمریکا نفتکشها را به عنوان ابزار فشار اقتصادی علیه ایران هدف بگیرد و ایران نیز در پاسخ کشتیهای مرتبط با کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی را تهدید کند، دامنه درگیری دیگر محدود به دو طرف اصلی نخواهد ماند.
هرمز، حلقه اصلی فشار دو طرف
در مرکز این تنش، همچنان تنگه هرمز قرار دارد. مسیر مهم صادرات نفت منطقه اکنون همزمان به میدان فشار نظامی، اقتصادی و دریایی تبدیل شده است.
آمار کشتیرانی نیز نشانهای از افزایش نگرانیهاست. بر اساس دادههای اولیه شرکت کپلر، روز سهشنبه تنها شش شناور کالایی از تنگه هرمز عبور کردند؛ در حالی که میانگین ۱۰ روزه حدود ۱۲ شناور در روز بوده است.
این کاهش عبور و مرور تنها یک عدد تجاری نیست. هرچه ناامنی در هرمز افزایش پیدا کند، شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران ریسک بیشتری متحمل میشوند و هزینه انتقال نفت و کالا بالا میرود. همین حالا نیز بازار نفت به این تنش واکنش نشان داده است؛ قیمت برنت در معاملات اخیر به نزدیکی ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده است.
به همین دلیل، مسئله نفتکشها برای آمریکا فقط یک ابزار نظامی علیه ایران نیست و برای تهران نیز صرفاً موضوعی مربوط به امنیت کشتیها محسوب نمیشود. پشت این رویارویی، جنگ بر سر امکان صادرات نفت، کنترل مسیرهای دریایی و هزینه اقتصادی ادامه جنگ قرار دارد.
آیا دور تازه درگیری میتواند بزرگتر شود؟
مهمترین نگرانی اکنون این است که الگوی «حمله به ناو ـ حمله به نفتکش ـ حمله به پایگاه» به یک روال دائمی تبدیل شود.
تا پیش از این، هر طرف تلاش میکرد میان حمله و پاسخ خود فاصلهای ایجاد کند یا از ورود مستقیم به برخی حوزهها پرهیز کند. اما اتفاقات روزهای اخیر نشان میدهد خطوط قرمز در حال جابهجایی است. آمریکا اکنون به شکل علنی نفتکشهای ایرانی را هدف قرار میدهد و تهران نیز حمله به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه را در پاسخ به این حملات در دستور کار قرار داده است.
همزمان، حملات نیروهای حوثی در یمن به عربستان سعودی نیز بر پیچیدگی ماجرا افزوده و به زیرساختهای انرژی عربستان آسیب زده و دهها نفر را مجروح کرده است؛ بنابراین درگیری ایران و آمریکا دیگر یک رویارویی دوجانبه ساده نیست و در حال کشیده شدن به شبکهای از جبهههای دریایی، موشکی و انرژی در سراسر منطقه است.
بازی خطرناک «هزینه در برابر هزینه»
آنچه در ۲۴ ساعت گذشته رخ داده، بیش از آنکه نشانه تغییر موازنه نظامی باشد، نشاندهنده تغییر منطق بازدارندگی دو طرف است.
واشنگتن میخواهد به تهران بگوید حمله به ناوهای آمریکایی دیگر صرفاً با رهگیری موشکها تمام نمیشود و میتواند مستقیماً به درآمد نفتی ایران ضربه بزند. تهران نیز تلاش میکند نشان دهد چنین فشاری بدون هزینه برای آمریکا و متحدانش نخواهد بود.
مشکل اینجاست که چنین الگویی بهراحتی میتواند از کنترل خارج شود. اگر هر حمله، پاسخ شدیدتری در پی داشته باشد، نقطه پایان مشخصی برای زنجیره انتقام وجود نخواهد داشت.
در شرایطی که تردد کشتیها در هرمز کاهش یافته و قیمت نفت به مرز ۱۰۰ دلار نزدیک شده، خطر اصلی فقط از دست رفتن چند نفتکش یا آسیب دیدن یک پایگاه نیست؛ خطر بزرگتر این است که تنگه هرمز به محل اصلی جنگ فرسایشی ایران و آمریکا تبدیل شود؛ جنگی که هزینه آن خیلی زود از دو طرف درگیر فراتر رفته و به بازار انرژی و اقتصاد کشورهای منطقه و جهان منتقل خواهد شد.