آیا معرفی فیلم به آکادمی آمریکایی در میانه جنگ فکر خوبی بود؟ | چرا «سرزمین فرشتهها» هیچ شانسی در اسکار ندارد؟

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: رابطه ایران با آکادمی اسکار همیشه یک رابطه عجیب، پیچیده و سیاسی بوده است. در مقاطعی که رابطه سیاسی ایران و آمریکا نشانههایی از بهبود از خود نشان دادهاند، فیلمهای ایرانی هم موفق شدهاند به جمع کاندیداهای نهایی راه پیدا کنند و حتی جایزه اصلی بخش بهترین فیلم خارجیزبان، که در حال حاضر به بخش بهترین فیلم بینالمللی تغییر نام داده، را کسب کنند.
اما شرایط امروز ایران متفاوت از سالهای گذشته است؛ سالهایی که برجام باعث شده بود میان دو کشور آمریکا و ایران روابط نسبتاً متعادلی برقرار شود. یا در دوران سیدمحمد خاتمی که مجید مجیدی با «بچههای آسمان» به جمع پنج نامزد نهایی راه پیدا کرده بود، ایران سیاست تنشزدایی را پیش گرفته بود و روابط فرهنگی بسیار بهتر از شرایط امروز بود.
در آمریکا فرهنگ به اندازه ایران سیاسی یا وابسته به حاکمیت نیست، اما داستان اسکار متفاوت است. جنگی میان ایران و آمریکا آغاز شده و به مراحل بحرانی رسیده است و برای سینمای رسمی ایران که هیچ سهمی از بازارهای جهانی ندارد، حضور در مراسم اسکار هم معنای خاصی نخواهد داشت. فراموش نکنید که سینمای ایران بعد از انقلاب تا اوایل دوران سازندگی از معرفی فیلم به آکادمی اسکار اجتناب میکرد.
همین موضوع باعث شده تا این سؤال پیش بیاید که در چنین شرایطی ضرورت معرفی فیلم به آکادمی اسکار چیست؟ آیا این معرفی برای فرهنگ و هنر ایران آوردهای خواهد داشت؟ پاسخ یقیناً منفی است. خصوصاً اینکه ایران امسال فیلمی را معرفی کرده که مشخصا هدف آن پیروزی در یک رقابت فرهنگی نبوده است.
با توجه به رویکرد همیشگی حاکمیت برای انتخاب فیلم و تقدم ایدئولوژی بر پیروزی در اسکار، حضور در این مراسم چه ضرورتی دارد؟ از همین حالا تکلیف فیلم «سرزمین فرشتهها» مشخص است. فیلم نه دیده خواهد شد، نه عامل گفت وگو خواهد بود و از همه مهمتر، نه میتواند توجه جهانیان را به مسئله فلسطین جلب کند.
اسکار با سایر جشنوارههای جهان چه تفاوتی دارد؟
بیشتر بخوانید:
اسکار، کن و مرگ رویای جهانی شدن سینمای کشور | عبور بی صدای اروپا از سینمای رسمی ایران
قانون جدید اسکار علیه دولتها | سینمای رسمی ایران از جهان حذف میشود؟
یکی از نکاتی که باید هنگام معرفی فیلم به اسکار مورد توجه مدیران فرهنگی قرار بگیرد و هیئت انتخاب هم باید به آن دقت کند، این است که اسکار به عنوان یک ایونت سینمایی، با جشنوارههایی مانند کن یا ونیز تفاوت اساسی دارد.
اسکار یک جشن سینمایی با کارویژه بررسی و اهدای جوایز به محصولات سینمایی طی یک سال است؛ در حالی که فیلمها در جشنوارههای اروپایی اولین نمایش خود را خواهند د اشت. به همین دلیل است که فیلمها در جشنوارههای اروپایی سر و صدا به پا میکنند، منتقدان درباره آنها حرف میزنند، بازار بهتری پیدا میکنند و بعد به کمپانیهای توزیع و تبلیغ فیلم برای حضور در بازارهای جهانی فروخته میشوند.
درست مثل فیلم «جدایی نادر از سیمین» که در جشنواره معتبر برلین سه جایزه اصلی را کسب کرد و بعد توسط یک کمپانی معتبر بازاریابی خریداری و بهخوبی در آمریکای شمالی توزیع شد و در نهایت به جایزه اسکار رسید.
اکثر مدیران سینمایی متوجه چنین تفاوتهای ظریفی نیستند.
حال سؤال اینجاست که «سرزمین فرشتهها» کدامیک از مراحل فیلمی مانند «جدایی نادر از سیمین» را پشت سر گذاشته است که بتواند نظر کمپانیهای معتبر پخش فیلم را به خود جلب کند تا در اسکار موفق باشد؟ این فیلم چقدر برای سینماهای آمریکای شمالی جذاب است که بتواند توجه اعضای آکادمی را به خود جلب کند؟
در انتخاب این فیلم، اولویتهای سینمایی مدنظر نبوده و هیئت انتخاب و احتمالاً مسئولان فرهنگی و سینمایی احساس کردهاند که میتوانند با این فیلم، نظیر فیلمهایی چون «صدای هند رجب»، پیام مظلومیت مردم فلسطین را به گوش جهانیان برسانند؛ غافل از اینکه «صدای هند رجب» پیش از حضور در جمع نامزدهای نهایی اسکار، در چندین جشنواره معتبر حضور پیدا کرده و شهرت لازم را کسب کرده بود.
«سرزمین فرشتهها» هیچ یک از این ویژگی ها را ندارد.
داستان فیلم «سرزمین فرشتهها» درباره چیست؟
فیلم سینمایی «سرزمین فرشتهها» به نویسندگی و کارگردانی بابک خواجهپاشا و تهیهکنندگی منوچهر محمدی، محصول مشترک سازمان سینمایی سوره و مؤسسه تصویرشهر است. این فیلم در قالب یک درام ۱۲۰ دقیقهای ساخته شده است.
در خلاصه داستان رسمی فیلم «سرزمین فرشتهها» آمده است: «در سرزمین فرشتهها زنی با عشق و مقاومت معجزهای را رقم میزند…»
بابک خواجهپاشا پیش از این دو فیلم «در آغوش درخت» و «آبی روشن» را با مضمون دینی ساخته بود و حالا سراغ یک موضوع سیاسیتر رفته و فیلم «سرزمین فرشتهها» را با موضوع فلسطین ساخته است.
خود خواجهپاشا درباره حالوهوا و مضمون فیلمش گفته است:
«این اثر تلاش میکند از زاویه دید کودکان و با نگاهی شاعرانه به موقعیت سخت و دشوار جنگ نگاه کند و به همین دلیل، شبیه آثار دیگری که در این حوزه ساخته شدهاند، نیست. پیشنهادم این است که مخاطب باید فیلم را ببیند و برداشتهای شخصی خود را از فضای اثر داشته باشد، زیرا فیلم بیش از آنکه در فرم حرکت کند، در روابط و لایههای عمیق انسانی پیش میرود.»
به بیان دیگر، «سرزمین فرشتهها» میکوشد نگاهی انسانی به ماجرای جنگ داشته باشد و داستان را از زاویه دید بچههایی تعریف کند که خودشان قربانیان این جنگ هستند.
در «سرزمین فرشتهها»، سولاف فواخرجی، بازیگر مطرح سوری، به عنوان بازیگر اصلی ایفای نقش میکند و در کنار او بازیگران کودک عرب، ایرانی، سوری و لبنانی چون علی ذیب، فاطمه المعصومه زریق، اهورا لطفی، محمد اسد، زهرا فاضل، فاطمه مریش و علیرضا علاو نیز حضور دارند.
با نگاهی به خلاصه داستان و توضیحات خواجهپاشا و لیست بازیگران فیلم، از همین الان میتوان سرنوشت «سرزمین فرشتهها» را حدس زد. این فیلم نه دیده خواهد شد، نه کسانی به آن توجه خواهند کرد و نه کسی برای آن نقد خاصی خواهد نوشت و این یعنی «سرزمین فرشتهها» از همین لحظه بازنده مراسم آکادمی اسکار است.
اما حتی بازنده سرافرازی هم نیست؛ یک بازنده شرمنده است که حتی از رساندن پیام مردم فلسطین به جهانیان هم عاجز است. فیلمی که نخواهد توانست یکصدم توجه «صدای هند رجب» و مستند اسرائیلی «نازا» را جلب کند.
حال سؤال از اعضای هیئت انتخاب، که چهرههایی مانند ایرج طهماسب، محمود کلاری و فرهاد توحیدی هم عضو آن بودند، در کنار مدیران فرهنگی این است: معرفی این فیلم قرار است چه کمکی به فرهنگ و هنر و سیاست ایران خواهد کرد؟ چرا به جای این پیام های سیاسی-ایدئولوژیک گل درشتی که فقط مصرف داخلی دارد، به یک پیام واقعی جهانی فکر نمی کنند؟