تاریخ انتشار: ۱۱:۴۸ - ۱۵ مهر ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

پشت پرده هشدار‌های تازه نتانیاهو؛ این بار ماشه جنگ را چه کسی می‌کشد؟

کمتر از سه هفته تا انتخابات اسرائیل مانده و هشدار‌های بنیامین نتانیاهو درباره احتمال حمله ایران، همزمان با گزارش‌ها درباره آمادگی ارتش اسرائیل برای عملیات تازه علیه تهران، احتمال شعله‌ور شدن جنگ را بیش از قبل جدی کرده است.
جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل

رویداد۲۴| خاورمیانه این روز‌ها ملتهب‌تر از همیشه است به باور تحلیلگران هر نشانه‌ای از تحرک نظامی ایران یا آمریکا و اسرائیل می‌تواند مقدمه یک حمله تازه تفسیر شود. در همین شرایط که خط و نشان‌ها طرح آمریکایی ادامه دارد و ایران نیز بر آمادگی خود برای پاسخگویی به حملات احتمالی تاکید می‌کند، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، می‌گوید: «نشانه‌هایی داریم که دشمنان ما پیش از انتخابات تلاش خواهند کرد به ما حمله کنند.» او بدون نام بردن از ایران یا هر گروه مشخص دیگری هشدار داد که «دست بلند ما هر جا و هر زمان به آنها خواهد رسید.»

این سخنان در شرایط عادی می‌توانست صرفاً یک هشدار امنیتی تلقی شود، اما زمان‌بندی آن اهمیت زیادی دارد. انتخابات پارلمانی اسرائیل قرار است ۲۷ اکتبر برگزار شود و نظرسنجی‌های متعدد نشان می‌دهد ائتلاف نتانیاهو با خطر از دست دادن اکثریت فعلی خود روبه‌رو است. رویترز نیز در گزارشی درباره کارزار انتخاباتی نتانیاهو نوشته است که او بار دیگر همان راهبرد قدیمی خود را دنبال می‌کند؛ نمایش خود به عنوان تنها سیاستمداری که قادر است امنیت اسرائیل را تضمین کند.

تلاش نتانیاهو در این مقطع جدی جلوه دادن خطر حمله پیش‌دستانه ایران به اسرائیل است؛ اما واقعا ایران چه سودی در چنین اقدامی دارد؟ پاسخ چندان پیچیده نیست. حمله ایران به اسرائیل، آن هم درست در آستانه انتخابات، می‌تواند فضای سیاسی اسرائیل را به نفع جریان راست و شخص نتانیاهو تغییر دهد؛ یعنی همان چیزی که نخست‌وزیر اسرائیل برای بقای سیاسی خود به آن نیاز دارد.

از منظر منافع ایران، اما آغاز یک حمله پیش‌دستانه در شرایط فعلی بسیار پرهزینه به نظر می‌رسد. تهران اگر تصمیم بگیرد نخستین ضربه را وارد کند، عملاً می‌تواند به اسرائیل و آمریکا فرصت داده تا در پاسخ حملات شدیدتری را انجام دهند. اهمیت این مسئله اگر به حضور نظامی قابل توجه آمریکا در منطقه توجه داشته باشیم، بیشتر هم خواهد شد.

بنابراین، حمله پیش‌دستانه از سوی ایران نه تنها منطقی نیست، بلکه دردسر ساز و پرهزینه خواهد بود. اما برای نتانیاهو بسیار مفید است و موجب تقویت جایگاه او، انسجام جامعه اسرائیل، افزایش حمایت آمریکا از اسرائیل و باز شدن دست تل‌آویو برای حملات گسترده‌تر خواهد شد.

احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی در یادداشتی تلگرامی روی همین نکته دست گذاشته و نوشته: «هیچ نفعی هم از چنین حمله‌ای برای ایران در این بازه زمانی قابل تصور نیست چرا که سبب بقای دولت راستگرای افراطی تحت رهبری نتانیاهو می‌شود.»

البته این به معنای آن نیست که احتمال اقدام نظامی ایران را می‌توان به طور کامل منتفی دانست. در جنگی که ماه‌ها ادامه داشته، محاسبات دو طرف می‌تواند بسیار سریع تغییر کند. اما میان «توانایی ایران برای حمله» و «داشتن انگیزه برای آغاز حمله» تفاوت مهمی وجود دارد.

آیا خطر اصلی از سوی اسرائیل است؟

وضعیت وقتی پیچیده‌تر می‌شود که توجه داشته باشیم، همزمان با هشدار نتانیاهو درباره احتمال حمله دشمنان، گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد خود اسرائیل برای سناریوی یک عملیات تازه علیه ایران آماده می‌شود.

اسرائیل‌هیوم در روز‌های اخیر گزارش داده که ارتش اسرائیل برای احتمال اقدام نظامی جدید علیه ایران آماده می‌شود و این اقدام می‌تواند با مشارکت آمریکا یا حتی به صورت مستقل انجام شود. بر اساس این گزارش، ارتش اسرائیل هم برای یک اقدام پیش‌دستانه و هم برای پاسخ به حمله احتمالی ایران آماده است. نکته مهم اینکه همین گزارش احتمال حمله اسرائیل یا آمریکا به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر را نسبتاً پایین ارزیابی کرده، اما آمادگی نظامی را منتفی ندانسته است.

این یعنی سناریوی «اسرائیل مستقل از آمریکا» را نمی‌توان صرفاً یک فرض نظری دانست. اسرائیل و آمریکا همچنان همکاری اطلاعاتی و عملیاتی نزدیکی دارند، اما گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد تل‌آویو می‌خواهد برای شرایطی که تصمیم واشنگتن با تصمیم خودش یکسان نباشد نیز آماده باشد.

این مسئله با سابقه جنگ امسال هم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اسرائیل پیش از این نیز در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرده بود حمله خود به ایران را «پیش‌دستانه» انجام داده است و آمریکا نیز وارد جنگ شد؛ بنابراین اگر امروز صحبت از احتمال حمله مستقل اسرائیل می‌شود، نمی‌توان آن را بدون توجه به تجربه قبلی کنار گذاشت.

انتخابات اسرائیل؛ متغیر مهم ماجرا

نتانیاهو اکنون در یکی از دشوارترین انتخابات سیاسی زندگی خود قرار دارد. رویترز گزارش داده که نظرسنجی‌ها احتمال کاهش قابل توجه کرسی‌های لیکود را نشان می‌دهد و نخست‌وزیر اسرائیل تلاش دارد اعتبار امنیتی خود را که پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به شدت آسیب دید، بازسازی کند.

واشنگتن‌پست نیز در گزارشی تازه‌تر تأکید کرده است که انتخابات امسال نخستین انتخابات اسرائیل پس از حمله ۷ اکتبر است و همان شکست امنیتی اکنون به محور اصلی رقابت سیاسی تبدیل شده است.

به همین دلیل، هشدار‌های امنیتی نتانیاهو را باید در دو سطح - یک سطح امنیتی که ممکن است واقعاً اطلاعاتی درباره احتمال حمله وجود داشته باشد و یک سطح سیاسی که در آن هر تهدید خارجی می‌تواند موقعیت نخست‌وزیر را تقویت کند – تحلیل کرد.

زیدآبادی در یادداشت خود احتمال دیگری را نیز مطرح کرده و هشدار داده است: «احتمال نخست همان چیزی است که به عنوان «پرچم‌های دروغین» شهرت یافته است.» او در ادامه تاکید می‌کند که «تصمیم‌گیران سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی مراقب باشند در دام او گرفتار نشوند».

درباره چنین سناریویی هیچ مدرک مستقلی در دست نیست و نمی‌توان آن را به عنوان خبر قطعی مطرح کرد. اما از منظر تحلیلی، مسئله اصلی هشدار زیدآبادی روشن است؛ اگر آغاز یک درگیری تازه به شکلی رقم بخورد که مسئولیت آن به ایران نسبت داده شود، نتانیاهو می‌تواند از آن برای تغییر دستور کار انتخابات و بازسازی تصویر امنیتی خود استفاده کند.

تهران باید مراقب جنگی باشد که دیگری آغاز می‌کند

شواهد موجود فعلاً گواه یک تصمیم قطعی از سوی ایران برای حمله پیش‌دستانه نیست. در مقابل، آنچه مشاهده می‌شود افزایش هشدار‌های اسرائیل، تحرکات نظامی، آماده‌سازی احتمالی آمریکا و تلاش نتانیاهو برای قرار دادن «تهدید خارجی» در مرکز رقابت انتخاباتی است.

از سوی دیگر، اسرائیل نیز انگیزه‌های امنیتی واقعی برای زیر نظر داشتن ایران دارد و نمی‌توان همه تحرکات نظامی آن را صرفاً به انتخابات نسبت داد. برنامه هسته‌ای ایران، توان موشکی و سابقه حملات متقابل همچنان بخشی از محاسبات نظامی تل‌آویو است؛ بنابراین پاسخ به این سؤال که «آیا ایران حمله پیش‌دستانه می‌کند؟» در شرایط فعلی بیشتر منفی یا دست‌کم فاقد شواهد کافی برای تأیید است. اما سؤال مهم‌تر این است که آیا ممکن است اسرائیل بدون انتظار برای چنین حمله‌ای دست به اقدام بزند؟ گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد این احتمال باید جدی گرفته شود.

در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین خطر برای تهران فقط حمله مستقیم نیست؛ گرفتار شدن در سناریویی است که در آن یک اقدام محدود، یک حادثه مبهم یا یک عملیات منتسب به ایران، بهانه لازم برای دور تازه‌ای از جنگ شود.

نتانیاهو در آستانه انتخاباتی قرار دارد که آینده سیاسی او را تعیین می‌کند. اسرائیل نیز برای سناریو‌های نظامی تازه آماده می‌شود و آمریکا نیرو و تجهیزات بیشتری به منطقه می‌فرستد. در چنین محیطی، هر اقدامی که ایران را در جایگاه آغازگر جنگ قرار دهد، می‌تواند از نظر سیاسی و نظامی هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر از فایده احتمالی آن داشته باشد. مسئله برای تهران بیش از آنکه «آیا می‌تواند حمله کند؟» باشد، این است که چگونه وارد جنگی نشود که طرف مقابل بیش از او از آغازش سود می‌برد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha