تاریخ انتشار: ۱۱:۴۵ - ۰۷ آبان ۱۴۰۵

محمد مهاجری: عده‌ای نمی‌خواهند هیچ تفاهمی با آمریکا شکل بگیرد | بدون چراغ سبز آمریکا، نتانیاهو نمی‌تواند کاری کند

محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا، با تأکید بر ضرورت گفت‌وگوهای جدی میان ایران و آمریکا گفت مقاومت لزوماً به معنای جنگ نیست و گاهی صبر، تدبیر و یافتن راه‌های جلوگیری از جنگ را می‌طلبد. او همچنین معتقد است بخش قابل‌توجهی از بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی تمایلی به تداوم درگیری ندارند.
محمد مهاجری

رویداد۲۴| محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا، با روزنامه اعتماد گفت‌وگو کرده است.

به گزارش اعتماد، بخش‌های مهم این گفت‌وگو را می‌خوانید؛

برداشت من این است که به ‌ویژه کشورهای منطقه به هیچ‌وجه با ایجاد یک شوک جدید در منطقه موافق نیستند و به‌ شدت از جنگ گریزانند.

پاکستان هم به همین شکل است و ترکیه نیز همین‌طور. حتی اگر کمی دورتر برویم، اروپایی‌‌ها هم علاقه‌ای به ادامه و تداوم این جنگ ندارند.

نباید فراموش کرد که معادلات انرژی در منطقه در حال تبدیل شدن به یک بحران جهانی است. حتی بدون جنگ، هم فضای اقتصادی و دیپلماتیک کشورهای مختلف چندان حال و روز خوش ندارند. من گمان می‌کنم همه بازیگران به دنبال این هستند که از تکرار این چرخه جلوگیری کنند.

در خود امریکا هم تحولات تازه‌ای شکل گرفته، در واقع طی دو، سه ماه اخیر نوعی تردید در تصمیم‌گیری درباره جنگ دیده می‌شود. یعنی یک نوع اختلال در تصمیم‌گیری در سطوح عالی قدرت در امریکا هم به چشم می‌خورد. هم در حد رییس‌جمهور، هم وزیر جنگ، هم وزیر امور خارجه و هم فرماندهان نظامی‌شان. اظهارنظرهایی که از آنان می‌شنویم، نشان‌دهنده این است که آنجا هم نوعی تعلیق و بلاتکلیفی در تصمیم‌گیری مشاهده می‌شود.

طبیعی است که در این فضا تنها کشوری که موافق جنگ باشد، اسراییل مدل نتانیاهو است. کشوری که به هر حال دشمنی دیرینه‌ای با ایران دارد و خودش معتقد است باید یک جنگ وجودی علیه ایران صورت بگیرد.

دو جنگ گذشته به ‌نوعی دست ایران را به لحاظ توانمندی‌های نظامی پرتر کرده است و این توانمندی‌ها توانسته هم در جنگ اول و هم در جنگ دوم، امریکایی‌ها و اسراییلی‌ها را وادار به عقب‌نشینی کند. من تصور می‌کنم امریکایی‌ها و اسراییلی‌ها هنوز هم معتقدند که اگر جنگ سومی شکل بگیرد، احتمال اینکه مجددا وادار به عقب‌نشینی شوند، زیاد است. شاید به همین دلیل هم بود که امریکایی‌ها در ابتدا تفاهمنامه را پذیرفتند.

در داخل کشور در مواجهه با موضوع تفاهم یا تداوم جنگ، 3جریان سیاسی وجود دارد؛ یک جریان سیاسی که می‌گوید به هر قیمتی باید جنگید؛ کنشگران این طیف معتقدند باید جنگ وجودی و جنگ پیشدستانه‌ای علیه امریکا و اسراییل انجام داد. از نظر این جریان، هر هدف اقتصادی و نظامی در کشورهای منطقه جنوب خلیج‌فارس هدف مشروعی تلقی می‌شود و باید همه آنها را از بین برد.

گروه دومی هم هستند که به نظر من البته تعدادشان بسیار کم است. آنها معتقدند ما باید با شرایط امریکا کنار بیاییم، در مقابلش وارد چالش نشویم و هر چه امریکایی‌ها خواستند را انجام دهیم؛ مدلی مانند ونزوئلا که در آن هژمون امریکا مسلط شد. طرفداران این ایده نه در جریان اصولگرا، نه در جریان اصلاح‌طلب و نه در جریان اعتدالی زیاد نیستند. حالا بعضی‌ها می‌خواهند این جریان را پررنگ جلوه بدهند، ولی واقعا تعدادشان زیاد نیست.

گروه سومی که هم در بین اصولگرایان، هم در بین اصلاح‌طلبان و هم در بین مقامات ارشد جمهوری اسلامی طرفدار دارد، معتقدند که ایران و امریکا در یک ارتباط دیپلماتیک و گفت‌وگوهای جدی با هم وارد تعامل شوند و در این تعامل به‌گونه‌ای رفتار شود که دیگر جنگی منطقه را فرانگیرد. طبیعی است که گروه‌های رادیکالی که اسمشان را آوردم و نمونه‌اش را گفتم به هیچ‌وجه با این راهبرد راضی نباشند. برای همین است که می‌بینید هم با آقای پزشکیان و هم با آقای قالیباف و هم به هر کسی که سخن از مذاکره می‌گوید حمله می‌کنند و حتی متاسفانه در بعضی از میادین (که در دوران جنگ چهل‌روزه هم همین‌طور بود) به این مقامات توهین و فحاشی می‌کنند، نسبت‌های ناروا می‌دهند و آنها را به تسلیم‌طلبی متهم می‌کنند.

عقب‌نشینی نکردن معنایش این نیست که هر آنچه روز اول گفتیم تا آخر بر همان پافشاری کنیم؛ این اتفاق قطعا قابل تحقق نیست. به هر حال اگر شما با یک طرف وارد تعامل می‌شوید، در جاهایی باید کوتاه بیایید و در جاهایی هم طرف مقابل شما کوتاه بیاید.

امریکایی‌ها دنبال شرایطی هستند که اطمینان یابند ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای نمی‌رود. ما در برجام تلاش کردیم این اطمینان را ایجاد کنیم که به دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم و همین باعث تولد برجام شد و طرفین آن را پذیرفتند؛ هر چند بعدها ترامپ آن را به هم زد و در داخل هم عده‌ای با کمال اشتیاق علاقه‌مند بودند که برجام به هم بخورد. اگر واقعا برجام پابرجا می‌ماند، احتمالا امروز فضای متفاوتی بر منطقه و جهان و داخل کشورمان حاکم بود.

در شرایط فعلی هم عده‌ای به دنبال آن هستند که اجازه ندهند هیچ تفاهمی با امریکا برقرار شود. ببینید، اینکه ما مقاومت کنیم شعار خیلی خوب و قشنگی است و همه با آن موافقند؛ اما مقاومت همیشه به معنای جنگیدن نیست. مقاومت گاهی به معنای صبر است، گاهی به معنای تدبیر و گفت‌وگو و گاهی به این معناست که روش‌های فرار از جنگ را بیابیم و سراغ آنها برویم.

یکی از موارد دیگری که ممکن است مورد اختلاف ایران و امریکا باشد، داستان تنگه هرمز است. به نظر من پیشنهادهای متعددی در این باره شده است؛ اینکه می‌شود تنگه هرمز را از معادلات امریکا جدا کرد و تصمیم‌گیری درباره آن در داخل خود منطقه انجام شود. اگر قوه عاقله نظام بتواند اتوریته خودش را در این بخش و همه بخش‌های دیپلماسی حاکم کند، تصور می‌کنم رسیدن به یک راه‌حل کار مشکلی نخواهد بود.

اخبار حاکی از آن است که به احتمال زیاد فاصله نتانیاهو با رقبا آن‌طور که تحلیل‌ها از قبل پیش‌بینی می‌کردند، کم نشده است. هر چند پیش‌بینی‌ها بیانگر خروج نتانیاهو از راس هرم اجرایی اسراییل است. اما حتی اگر نتانیاهو هم دوباره سکان هدایت دولت را در دست بگیرد تا امریکایی‌ها نخواهند، اتفاقی نخواهد افتاد. اساسا اسراییل بدون امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؛ در واقع همین لابی صهیونیستی است که اسراییل را سرپا نگه می‌دارد.

یک دشمنی بین اسراییل و ایران وجود دارد؛ دشمنی‌ای که اسراییل از ابتدای انقلاب اسلامی آن را با خود حمل می‌کند. من گمان نمی‌کنم این دشمنی حالا حالاها قابلیت برطرف شدن داشته باشد. آنچه می‌تواند در این فضا تعیین‌کننده باشد، نه توهم دشمنی اسراییل، بلکه تدبیر ماست: حفظ وحدت ارکان نظام، پرهیز از تندروی‌ها و تکیه بر عقلانیت دیپلماتیک تا هزینه‌ها کاهش یابد و امنیت و اقتدار کشور در مسیر گفت‌وگو، نه جنگ، تضمین شود.

منبع: اعتماد آنلاین
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha