تاریخ انتشار: ۱۳:۱۸ - ۱۳ آبان ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

ترامپ زخمی خطرناک‌تر است؛ چرا ۲ ماه آینده سرنوشت ساز خواهد بود؟

برخی تحلیلگران هشدار می‌دهند که ممکن است ترامپ بعد از شکست سیاسی جمهوری خواهان، برای بازسازی اقتدار خود بیش از هر زمان دیگری به گزینه‌های تهاجمی در سیاست خارجی روی بیاورد؛ وضعیتی که می‌تواند ماه‌های پیش رو را به یکی از حساس‌ترین مقاطع در روابط تهران و واشنگتن تبدیل کند.
ترامپ

رویداد۲۴| شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، در نگاه نخست برای ناظران در تهران خبری امیدوارکننده و به معنای عقب‌نشینی ساکنان کاخ سفید به نظر می‌رسد. انتخاباتی که در آن هزینه‌های سرسام‌آور اقتصادی، جهش قیمت سوخت و ریسک‌های فزاینده سیاست خارجی دونالد ترامپ، موجی از نارضایتی را میان رأی‌دهندگان آمریکایی برانگیخت. اما تحلیلگران مجرب سیاست خارجی هشدار می‌دهند که این برداشت اولیه می‌تواند به یک محاسبة غلط و مرگبار منجر شود. تجربه تاریخی نشان داده سیاستمدارانی، چون ترامپ که تمام هویت خود را بر پایة تصویر «رهبر شکست‌ناپذیر» بنا کرده‌اند، هنگام خفه شدن در بن‌بست‌های داخلی، برای بازسازی حیثیت سیاسی‌شان بیش از هر زمان دیگری به نمایش قدرت و ماجراجویی در خارج از مرز‌ها متوسل می‌شوند.

در این میان، هشدار احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، شایان توجه است. او با اشاره به تحلیل‌های اخیر از جمله ارزیابی هیلاری کلینتون مبنی بر احتمال عصبانیت و واکنش‌های بی‌پروا و تهاجمی‌تر ترامپ پس از شکست، تأکید می‌کند که خوش‌بینی کاذب درباره عقب‌نشینی آمریکا خطایی راهبردی است. حقیقت تلخ این است که گره خوردن پرونده مذاکرات ایران، فشار‌های سنگین تل‌آویو و روحیات غیرقابل پیش‌بینی ترامپ، فضا را نه‌تنها آرام‌تر نکرده، بلکه کشور را در آستانه یکی از پرریسک‌ترین برهه‌های تاریخی قرار داده است.

زمان‌بندی خطرناک برای صدور فرمان آتش

بنا به تحلیل رسانه‌های بین‌المللی از جمله رویترز، نگرانی از تشدید حملات نظامی پس از انتخابات، سناریویی است که پیش از برگزاری رأی‌گیری نیز در دالان‌های کاخ سفید محاسبه شده بود. برخی مقامات واشنگتن تمایل داشتند تنش با ایران تا زمان برگزاری انتخابات در سطح کنترل‌شده‌ای باقی بماند تا هزینه‌های سیاسی آن دامنگیر صندوق‌های رأی جمهوری‌خواهان نشود. اکنون با عبور از این ایستگاه، فشار مستقیم رأی‌دهندگان موقتاً برداشته شده و ترامپ خود را در برزخی ویژه می‌بیند.

از ژانویه، با گشوده‌شدن در‌های کنگره جدید و تسلط دموکرات‌ها بر آن، اهرم‌های نظارتی بر بودجه‌های نظامی، هزینه‌های جنگ و اختیارات اجرایی رئیس‌جمهور به‌شدت فعال خواهد شد. اما تا آن زمان، ترامپ همچنان فرمانده کل قواست و کنترلی تام بر ماشین جنگی آمریکا دارد. این فاصله زمانی دوماهه، دقیقاً همان «پنجره طلایی خطر» است که می‌تواند واشنگتن را به سمتی سوق دهد تا پیش از بسته‌شدن دست‌وپای ترامپ توسط کنگره، کار پرونده ایران را با یک اقدام نظامی سنگین یکسره کند.

سایه سنگین نتانیاهو؛ کشیدن ترامپِ زخمی به معرکه جنگ

در ضلع دیگر این معادله، بنیامین نتانیاهو قرار دارد؛ نخست‌وزیری که خود پس از تحولات اخیر سیاسی اسرائیل با بن‌بست و پیچیدگی‌های داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کند. گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌هایی، چون آسوشیتدپرس و آکسیوس حاکی از آن است که نتانیاهو به‌شدت فشار می‌آورد تا آمریکا عملیات نظامی علیه ایران را از سر بگیرد. اگرچه ترامپ تا کنون تلاش کرده کانال‌های دیپلماسی را نیمه‌باز نگه دارد، اما تضعیف موقعیت داخلی او، آسیب‌پذیری‌اش را در برابر فشار‌های تل‌آویو به‌شدت افزایش داده است.

پیوند خوردن نیاز ترامپ به «نمایش اقتدار» با فشار مستمر اسرائیل برای نابودی توان دفاعی و هسته‌ای ایران، ترکیبی باروت‌آسا ایجاد کرده است. در این فضا، هرگونه اقدام نظامی که در محاسبات واشنگتن «محدود و نقطه‌ای» تلقی شود، می‌تواند به‌سرعت به دور تازه‌ای از حملات متقابل تبدیل شده و تمام منطقه را در آتش یک جنگ تمام‌عیار فرو ببرد.

آتش‌بس شکننده و خطر محاسبات اشتباه

با وجود در جریان بودن گفت‌و‌گو‌های غیرمستقیم با میانجی‌گری قطر در دوحه و بحث بر سر ذخایر اورانیوم، بن‌بست‌های اصلی بر سر موضوعاتی، چون تحریم‌ها، محاصره دریایی و تنگه هرمز همچنان به قوت خود باقی است. حادثه اخیر و حمله آمریکا به مواضع پدافندی در قشم به‌روشنی نشان داد که حتی در حین تبادل پیام‌های دیپلماتیک، شکنندگی اوضاع به حدی است که تقابل نظامی مستقیم فاصله‌ای با واقعیت ندارد.

خطر اصلی در شرایط کنونی، «محاسبه اشتباه» است. اگر مسئولان در تهران تصور کنند ترامپِ تضعیف‌شده توان یا جرأت پاسخگویی ندارد، یا در مقابل، واشنگتن پایداری ایران را نشانه‌ای از ضعف تلقی کند، شکست مذاکرات دوحه حتمی خواهد بود. در چنین صورتی، با کشیده شدن پای تأسیسات انرژی، پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز به درگیری، آتش جنگ ابعادی غیرقابل کنترل به خود خواهد گرفت.

خوانش‌های حزبی و واقعیت‌های سیاسی

واکنش‌ها در داخل کشور نیز دستخوش ساده‌سازی‌های خطرناک شده است. در حالی که برخی جریان‌های سیاسی شکست جمهوری‌خواهان را سریعاً به معنای «نه» محکم مردم آمریکا به جنگ و شکست نهایی ترامپ تعبیر کرده و آن را به پای موفقیت‌های منطقه‌ای خود نوشته‌اند، تحلیلگران مستقل و واقع‌بین نظیر رحمان قهرمان‌پور و امیرعلی ابوالفتح هشدار می‌دهند که رأی مردم آمریکا صرفاً بر اساس معیشت و سیاست داخلی خودشان بوده است، نه منافع ملت ایران.

دگرگون‌کردن این شکست انتخاباتی به یک پیروزی قطعی برای دیپلماسی ایران، چیزی جز خودفریبی و تسویه حساب‌های حزبی نیست. حقیقت عریان این است که ترامپِ زخمی و تضعیف‌شده در داخل، می‌تواند به مراتب بی‌پرواتر، غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر و خطرسازتر از ترامپِ قدرتمند باشد.

ضرورت هوشمندی در میانه بیم و امید

امروز امنیت، اقتصاد و آینده مردم ایران در فاصله‌ای باریک میان تصمیم‌گیری‌ها در تهران، واشنگتن و تل‌آویو معلق مانده است. ترامپ دو راه بیشتر ندارد: یا به توافقی دست یابد که آن را فتحی بزرگ جا بزند، یا با تکیه بر ماشه، ضعف داخلی‌اش را زیر دود انفجار‌ها پنهان کند.

تضاد میان فرصت کوتاه باقی‌مانده تا شروع به کار کنگره جدید، فشار‌های روزافزون اسرائیل و بن‌بست در مذاکرات دوحه، وضعیت را به حد بحرانی رسانده است. پیام اصلی انتخابات اخیر آمریکا برای سیاست‌گذاران ایران شفاف است؛ ترامپ در کیش و مات داخلی، محتاط‌تر نمی‌شود؛ بلکه ممکن است دست به انتحاری‌ترین بازی سیاست خارجی خود بزند. دستگاه دیپلماسی و تصمیم‌گیرندگان نظامی کشور باید بدانند که سایه جنگ نه تنها کم‌رنگ نشده، بلکه ورود به این دور تازه، مستلزم بالاترین سطح هوشمندی و پرهیز از هرگونه خوش‌بینی زودهنگام است.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha