بازوی جهل، فرق عدالت شکافت
رویداد۲۴-مرکز خلافت اسلامی را نارضایتی و هرج ومرج فرا گرفته، مدینه در اوج التهاب بود. مصریان معترض که ناملایمات را با بدعت خلیفه کشی همراه کرده بودند، اینک چشم به خلافت بدون خلیفه گشوده وبا نگرانی واستیصال به سراغ علی(ع) هجوم آورده بودند تا با پذیرفتن زعامت امورمسلمین، برالتهاب آشوب وشورشگری مرهم نهد ونابسامانیها را سامان بخشد.آنان نسخه سزاواری برای گرفتاریهای خود یافته بودند، چراکه علی(ع) تنها گزینهای بود که توان و شهامت خلاصی گریبان مسلمانان از مهلکهها را داشت. در آن برهه شرایط به گونهای پیش رفته بود که برخلاف دورههای پیشین هیچ شورایی قادر به تعیین خلیفه برای جانشینی خلیفه قبلی نبود وامورتا بدان حد روبه وخامت داشت که کسی جرأت پاجلو گذاشتن را نیز نداشت.چاره گرفتاریها عدالتی فراگیر و زعامتی توانمند بود تا مجد وشکوه دوران پیامبراسلام ومودت و اخوت صدر اسلام را تجدید نماید و جامعه را از انحطاط وسقوط نجات دهد. اصرار و پافشاری انبوه مسلمانان سرانجام علی(ع) را وادار ساخت تا کاروان سالاری امت را بر عهده گیرد. آن حضرت ماجرا را چنین توصیف میفرماید: «ازدحام جمعیت... مرا به پذیرش خلافت واداشت. آنان از هر سو مرا احاطه کردند به گونهای که جان فرزندانم حسن و حسین به خطر افتاد، چنان به پهلوهایم فشار وارد ساختند که سخت مرا به رنج انداخت و ردایم از دوجانب پاره شد، مردم همانند گوسفندان گرگ زده اطرافم را گرفته بودند....» علی(ع) آزمند قدرت نبود بلکه قصد داشت تا امت را از گرفتاریها برهاند و آیین اسلام را از ناخالصیها وبدعت بپیراید و از شریعت محمدی(ص) حراست کند.علی(ع) تصمیم نهایی را به روز بعد و در مسجدالنبی موکول میکند تا بیعت میان مسلمانان وخلیفه مسلمین را به شیوهای غیر از آنچه تا آن زمان مرسوم بود، یعنی انتخاب خلیفه بدون دخالت شورایی از نخبگان و بهطور مستقیم از سوی مردم به نمایش در آورد.همچنین به مسلمانان فرصت دهد تا درک واحساس خود را بیازمایند تا در برابر تصمیم خود پذیرای مسئولیت شوند.صبح روز بعد انبوه جمعیت از هرسو روانه مسجد میشوند تا با آن حضرت بیعت ببندند. علی(ع) که از نزدیک شاهد تحولات پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) بوده و میدید که خلافت مسلمانان وجانشینی رسول خدا(ص) از مفهوم اصلی خود فاصله گرفته، به هنگام بیعت با مسلمانان ضمن گوشزد کردن خطرکسانی که آموزههای کلام وحی و اصالتهای دین را به بازیچه گرفتهاند، خطاب به مردم فرمود: «مردم! امر خلافت مربوط به شماست و غیر از کسی که شما او را برمی گزینید کس دیگری حق خلافت برشما را ندارد، دیروز من وشما از یکدیگر جدا بودیم ومن دوست نداشتم زمامداری شما را بپذیرم، ولی شما پای فشردید تا آن را پذیرا شوم، آگاه باشید! من درهمی را بدون (حق از) شما نخواهم ستاند واگر خواسته باشید خلافت را میپذیرم وگرنه برکسی خرده وبهانه نمیگیرم.» انبوه جمعیت یک صدا وبا صدای بلند اظهار داشتند: «ما اکنون به شما وفاداریم وبرعمل به اراده خدا با شما بیعت میکنیم» آنگاه علی(ع) روبه آسمان کرد وفرمود:«خدایا توبر-بیعت-آنان گواه باش». پس از آن موج جمعیت برای بیعت با علی(ع) بهعنوان خلیفه هجوم آوردند.این شیوه بیعت برای نخستین بار در محیط اسلامی پیش میآمد و مردم از اینکه بهطور مستقیم خلیفه خود را انتخاب وبا او بیعت میکردند شاد ومسرور بودند.علی(ع) در توصیف بیعت آن روز مردم میفرماید: «در آن روز، سروروشادی مردم از بیعت با من به پایهای رسید که کودکان به شادی وسرور پرداختند وسالخوردگان با پای لرزان به تماشای آن آمده بودند و بیماران بردوش افراد بالا رفته و دوشیزگان بدون نقاب در آن جمع حاضر شده بودند.»
اما پایداری افراد بدنهاد وسست عنصر بر منفعت طلبیهای شخصی و کینه ورزی موجب شد تا گروهی از مردم از حق منحرف شده ودر بیعت خود با علی(ع) دچار شک وتردید شوند و به مبارزهجویی با خورشید عدالت روی آورند. این عده که علی(ع) از آنان با عناوین «ناکثین»، «قاسطین» و «مارقین» یاد میکند با دامن زدن به کشمکشهای داخلی و تهمت پراکنی، سرپیچی از بیعت اولیه را مباح شمرده وبر آتش کینه و دشمنی دمیدند. علی(ع) پس از 25 سال کنارهگیری از اداره حکومت، به خلافت رسیده بود و در باز گرداندن مسیر اداره امور به شیوه ملهم از تعالیم مکتب وسیره رسول خدا(ص) اصرار داشت، این خود در به ضعف کشاندن موضع آن حضرت مؤثر بود. زیرا در این مدت افرادی بدون استحقاق به مال ومنال رسیده و برپستها وجایگاههایی دست یافته بودند که مستحق آن نبودند. افزون برآن دراین مدت قلمرو اسلامی توسعه یافته وعلاوه بر جزیره العرب، جغرافیای اسلامی از هر سو وسعت یافته بود. جمعیت سرزمینهای جدید چون درک وخاطرهای از شیوه حکومت نبوی نداشتند، فاقد قدرت تمیز حقیقت مکتب با وضعیت موجود بودند، لذا با کمترین وسوسهای دچار تردید شده و از حق وحقیقت روی برمی تافتند. علی(ع) برای احیای سنتهای الهی بر شعار «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» پای میفشرد و در تشریح آن میفرمود:«به هوش باشید! فردی که دعوت خدا را اجابت کند و مسلمان شود وبه دین ما وارد گردد وبه سمت قبله ما عبادت کند از حقوق و حدود اسلامی برخوردار است، شما بندگان خدایید واموال از آن خداست وبه طور مساوی میان شما تقسیم میشود، هیچ فردی بردیگری برتری ندارد، تنها پرهیزکاران در پیشگاه خدا از برترین پاداش وبرجستهترین ثواب برخوردارند.» این شیوه حکومت مرضی آنان که از طرق غیر مشروع به پست ومقامی رسیده وآن را دستمایه ثروت اندوزی کرده بودند خوش نمیآمد، به همین دلیل جنگهای داخلی را به آن حضرت تحمیل کردند و کینهها را عمق بخشیدند.در چنین فضایی فکر ترور علی(ع) نطفه بست ودر خلوتگاههای توطئه گران طراحی وبه عاملیت یکی از گمراهان متعصب که وابسته به جمعیت خوارج بود به اجرا گذاشته شد.ابن ملجم مرادی همان فرد گمراهی بود که مأموریت یافت تا نیت شوم دشمنان حق وحقیقت را در صبحدم نوزدهم ماه رمضان 40 هجری عملی سازد.با تیغ زهرآگین او رفعت عدالت فروریخت و راه برای روی کار آمدن یزیدها وحجاج هموار شد تا با تکیه برمسند رسول خدا(ص) به جور حکومت برانند. علی(ع) در طول زعامت وخلافت خود یکی از مسئولیتهایش را حفظ و حراست از آیین اسلام از کژی و انحراف شناساند و بدون وقفه تلاشهای بسیاری را در این راستا سامان بخشید و با ارجاع مدام مسلمانان به کتاب خدا و سیره رسول اکرم(ص) توجه خاصی را به میراث نبوت مبذول داشت که میتوان به برخی ازاین تلاشها اشاره کرد.
1- علی(ع) بیآنکه در پاسخ به شبهات مخالفان ومعاندان ذرهای تردید به خود راه دهد، باب گفتوگو و پرسش و پاسخ پیرامون قرآن وسنت و آنچه که به آیین اسلام مرتبط بود را گشود.
2- آن حضرت(ع) به حاملان قرآن کریم توجه خاصی نشان داده و با تکریم آنان مقام وجایگاه حاملان وقاریان قرآن را ارتقا بخشید.
3- علی(ع) به تدوین منابع دین اهتمام ورزیده و به نقل احادیث بسیاری از رسول اکرم(ص) پرداخت و برای باقی ماندن میراث گرانقدر اسلامی، مسلمانان بویژه عالمان را توصیه به مکتوب کردن آنها کرده و میفرمود«علم ودانش را به وسیله نوشتن مهار کنید»
4- علی(ع) در راستای قانونگذاری وبیان احکام شریعت برقرآن کریم و سنت نبوی بهعنوان دو عنصر تعیینکننده تأکید ورزیده و سایر منابع همچون استحسان، قیاس و... را مردود شمرد.
5- علی(ع) مجموعه زبدگانی همچون عمار یاسر، ابوذر، سلمان فارسی، مقداد بن اسود، عبدالله بن عباس و... را آنچنان سرشار از علم و تربیت اسلامی کرد که هر یک بهعنوان شاخص حق وباطل در ورطههای تردید میتوانستند به مدد مسلمانان بیایند.