تاریخ انتشار: ۱۴:۲۰ - ۰۵ مرداد ۱۳۹۸
تعداد نظرات: ۹ نظر
مزدک رفت تا امیدوار باقی بماند؛
جواد خیابانی در بخشی از نامه خود نوشته است: این سازمان من است که دارد حیف می شود و نیروهایش را یک به یک از دست می‌دهد. اگر این سینما و فوتبال نبود در انزوایی عجیب می مردم، همه بیکاریم ده ها و صدها نفر از همکاران من در سازمان همین قصه را دارند.
نامه پر درد خیابانی برای مزدک میرزایی
رویداد۲۴ جواد خیابانی مجری و گزارشگر قدیمی ورزشی در یادداشتی به موضوع مهاجرت مزدک میرزایی دیگر گزارشگر تلویزیون پرداخته. همکاری که دوره حضورش در تلویزیون مربوط به نسلی که خیابانی پرچمدار آن بود. نسل عادل و مزدک و جواد که بعد‌ها گزارشگران دیگری به آن پیوستند.

آنچه می‌خوانید خلاصه‌ای از دل نوشته جواد برای این دوست قدیمی است:


درود بر ایران و ایرانی.

معمولا غیر از آنچه لازم باشد حرف دیگری نمی‌زنم و به فضای نت و مجازی هم اصلا وارد نمی‌شوم. یا کتاب میخوانم. یا کتاب و مقاله می‌نویسم و یا درباره تاریخ کشورم میخوانم و فیلم خودم درباره تاریخ مستند ورزش ایران را تدوین می‌کنم و این کاری است که در ۱۰ سال گذشته مدام مشغولم کرده و در کنارش درس هم می‌خوانم. وقتی تدریس هم میکنم باز هم یاد می‌گیرم و در ماه چند تا فوتبال هم گزارش می‌کنم و کار دیگری نیست که انجام دهم.

چرا می‌نویسم؟ برای مزدک. دوست خوب و قدیمی و عزیزم. راستش هیچ اطلاعی از مزدک ندارم و نمی‌دانم کجاست. حقی هم برای اظهار نظر ندارم، چون اگر هم می‌دانستم معمولا درباره هیچکسی قضاوت نکرده و نمی‌کنم، چون هر انسانی مختار است آنگونه که خودش دوست دارد تصمیم بگیرد و زندگی کند. فقط میتوانم برای مزدک عزیزم آرزوی موفقیت کنم.

مزدک، دوست خوب من بود که از ایران رفت، چند روز پیش فکر کردم که کاش نمی‌رفت و سختی‌های اینجا را تحمل میکرد، اما این به من مربوط نیست. او آنگونه که دوست داشته عمل کرده و در این راه مختار است. او در بین ما بهترین بود. با ادب بود. دروغ نمی‌گفت. توانا بود. با دانش بود. تمیز و سالم بود. محترم بود و طوری رفتار میکرد که همه را وادار به احترام میکرد لذا تصور میکنم حق ندارم به جای او بیاندیشم. همین دو سه ماه قبل بود که در باره فیلم مستندش که در ایران می‌ساخت با او همراه شده بودم و آن گفتگو آخرین باری بود که دیدمش. دلم میخواهد سختی‌های زندگی او برطرف بشود، زیرا او لایق بهترین هاست. همانطور که عادل هم هست. همانگونه که پیمان هم هست و محمدرضا هم.

از ته دلم مینویسم که همه مردم ایران لایق بهترین‌ها هستند و نباید با این همه سختی زندگی کنند. برای من هم در اینجا کار کردن، خیلی سخت است. کار که نه، چه کاری؟ ما کاری نداریم. همه به نوعی بیکاریم. دو تا گزارش در ماه که نشد کار. اگر این سینما و فوتبال هم نبود واقعا در انزوایی عجیب و گوشه نشینی و سکوت می‌مردم. این گزارش و فوتبال است که زنده نگاهم داشته و گرم هستم به همین عشق وگرنه باید همین الان سرمایی سوزان در همین تابستان تمام تنم را بگیرد و یخ بزنم و فنا بشوم، چون نیستم.

پارسال در همین روز‌ها بود که مزدک با آن آرامش همیشگی و در عین حال با شکوه و قدرتش فینال جام جهانی را گزارش کرد و من همیشه از او می‌آموختم. اینکه می‌گویند مزدک شاگرد من بوده و تحت نظر من گزارشگر شده کاملا اشتباه است. من خودم هنوز هم شاگردم. تنها کاری که کردم جوان‌های عاشقی مثل عادل و مزدک را به جلوی دوربین و پشت میکروفون بردم تا همه ببینند که جوانان ما چقدر با استعدادند. بعد از آن خودشان بودند که هنرنمایی کردند و من هنوز هم از آن‌ها یاد می‌گیرم.
 
نامه پر درد خیابانی برای مزدک میرزایی

خواستم بنویسم که مزدک حیف شد و نوشتم، اما نه این اشتباه است، مزدک عزیز من حیف نشد. سازمان من است که حیف می‌شود و نیروهایش را یکی یکی از دست میدهد و حیف و حیف‌تر میشود. من عاشق این سازمانم. سازمانی که مرا ساخته و مشهورم کرده. هرگز این سازمان را از یاد نخواهم برد. سازمانی که باید متعلق به سرزمین و مردمش باشد. من هم کارمند معمولی این سازمانم که با این همه مدرک تحصیلی و ۳۰ سال سابقه و هزاران ساعت گزارش و اجرا و تجربه، الان بیکارم و مثل مزدک و بقیه همکارانم و مثل همه مردم کشورم سعی کرده ام سالم باشم و با شرافت زندگی کنم. دوست داشتم برای سازمانم بیشتر و بیشتر کار کنم؛ نه در جوانی و خامی بلکه الان که تجربه و هزاران ساعت بیداری و مطالعه داشته ام. ده‌ها و صد‌ها نفر از همکاران من در سازمان همین قصه را دارند که من دارم و مزدک داشت.

واقعا حیف نه از مزدک، حیف از اینکه سازمان من قدر او را ندانست. به پول و ثروت آدم هم مربوط نیست، بعضی نفرات هستند که خیلی نفرند. مزدک هم فقط یک نفر نبود. او چند نفر بود. چند نفری که خیلی هم با سواد بود. او کار خود را عاشقانه دوست داشت. پارسال که در یک مسابقه در جام ملت‌های آسیا به شبکه ورزش و برنامه فوتبال آسیایی آمد به شهاب قاسمی گفتم به حرکات و کلام مزدک دقت کن. مزدک یک گزارشگر تمام عیار بود. همیشه بهترین جملات را داشت. کوتاه و سنجیده حرف می‌زد. به موقع و با استناد به تاریخ گزارشش.

شاید دلم میخواست مزدک قبل از مهاجرت با من مشورت می‌کرد، اما حتما خودش کاری کرده که دوست می‌داشته پس قضاوتش نکنیم. اما کاش مزدک از طرف سازمان حمایت می‌شد. البته این هم قضاوت است، چون اصلا نمیدانم که مزدک چرا رفت و نمیدانم قرار است چه کند؟ دوست دارم هر جا که هست همانی بشود که خودش دلش میخواهد بشود.

مزدک که رفت تا با امیدواری به توانایی هایش امیدوار بماند. فرقی نمی‌کند در کجا. همین که در کنار خانواده اش شاد باشد همانجا هم خوب است. حالا ما بقیه را امیدوار نگاه داریم و نگذاریم که غمگین باشند. این وظیفه من است. وظیفه تو. وظیفه ما ...

جواد خیابانی
منبع: ورزش سه
خبر های مرتبط
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۹
Sam
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۴۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۵
0
8
سلام جناب خیابانی
حیف مزدک یعنی چی!؟
این ک نشد هرکس تا مشهور میشه یا بواسطه خدمتش بهش اعتماد میشه باید سریع پولی رو به جیب بزنه وو فرار کنه
اسم این اگر خیانت نیست چیه؟
حیف این سازمان ک زیادی به اینا بها داد..
مثلا دیگه باید این سازمان چیکار میکرد ک قدر مزدک رو میدونست!!!؟
پاسخ ها
باجو
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۲۱ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۹
اخه توازچی سردرمیاری اینهمه نخبه کجا میرن تواز زندگی شخصی مزدک چه میدونی اقا خیابانی اصل حرف زده چرا فردوسی پور ومزدک وبعد غیر یکی یکی حذف میشن چون یه اقای که سراز هیچی درنمیار به اصطلاح رییس شبکه که سنی نداره و نمیدونه چکار میکنه. شاید یه روزی پرده کنار رود و ماجرا اشکارشود .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۴۴ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۵
1
1
درود بر جواد خیابانی عزیز...
شما و مزدک میرزایی و پیمان یوسفی و همروزگارانتان بخشی از تعلق خاطر ما به این سرزمین تنگ هستید....
وقتی میروید آن بخش ما را دلتنگ میکنید....دیروز گفتم فکر نمیکردم یک روز مزدک میرزایی که فقط پشت شیشه ی تلویزیون دیده وشنیده ام ش سهمی در روزهای دل تنگی من داشته باشد....
روزگار تان خوش
پاسخ ها
سجاد
| United States |
۱۱:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۹
بله این بزرگواران را صدا و سیما به مردم شناساند و ماهم از برنامه های اینها منهای برنامه حاشیه ایجاد کنه 90 لذت برده ایم، ولی نمیدانم چرا اینقدر طلبکار و گله منداند.
مجید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۱۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۵
0
0
میدانی مشکل مملکت چیه حدنصاب نداره.هرچیزی یک گنجایش داره.صداسیما هر روز یک بازیگر یک خواننده یک گزارشگر یک مجری و هزاران چیز دیگر به مردم معرفی میکنه و فکر بعد اینارو نمی کنه که آیا برای اینا میتونه کار تهیه کنه یا نه.یکدفه یک فراخوان میزنه آقای گزارشگر خوب آخه آقای مدیر تو میتونی برای اینا برنامه داشته باشید یا فقط میخوای استعدادیابی کنی یا این یک مافیا هست از افراد بی تجربه با حقوق کم استفاده میکنن بعد افراد قدیمی و باتجربه خود به خود به فراموشی سپرده میشن
پاسخ ها
فرهاد
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۶
آقای مبرزایی مختار بوده هر کجا که می خواهد برود اما بردن قسمتی از آرشیو یک دزدی اشکار و یک خیانت به مملکت است. این نتیجه اعتماد سازمان به ظاهر اشخاص است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۸
0
2
سازمانی که آرشیو و بودجه خود را به کسی میدهد یعنی به او اعتماد کرده
به او بها داده
دیگر باید چکارش میکردند که نرود؟!

کسی که پول مملکت و آرشیو صدا سیمایی که بهش اعتماد کرده را بر میدارد و فرار میکند در دامان بن سلمان قطعا یک منافق و خائن است
حالا اسم و رسمش میخواهد هرچه باشد!
سجاد
|
United States
|
۱۱:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۹
0
0
من خواهش میکنم از اقای خیابانی آقای باسواد بفرمایید دقیقا چکاری تا به حال میخواسته اید انجام دهید که نشده است، موضوع مشخص شود.یا مشکلات را مشخصا بفرمایید.تا مردم بفهمند جریان چیست.
علی بوستان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۲
0
0
سلام. جواد جان بهتر است ننویسی. بهتر است چیزی نگی. اینطوری ما هم اذیت نمیشویم که وقتمان را صرف حرفهای صدمن یغاز جنابعالی کنیم تا بطور پنهانی با ظاهری فروتنانه بخواهی خودتو آدم بزرگی نزد من نزد تو نزد او نزد ما، نه ما بلکه همه، جلوه بدهی. جواد جان ببندی راحت تریم
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار