نظامی گنجوی بزرگترین سرقت فرهنگی از ایران
محمدجعفر محمدزاده میگوید: «نظامی یکی از بزرگترین به تاراجرفتههای تاریخ و فرهنگ ایران است و باید برای بازگرداندن او به جایگاه و پایگاهش تلاش کرد.»

رویداد۲۴ در یادداشت این نویسنده و پژوهشگر با عنوان «نظامی که نظمِ دری کارِ اوست»، آمده است:
«پیشتر درباره نظامی گنجوی و جایگاه شعر او در ادب فارسی در جاهایی گفته و نوشتهام؛ همان نظامی که امروز بر روی سنگ مزارش، در زادگاهش، تنها نامی از او به زبان فارسی دیده میشود؛ همو که اشعارش را ترجمه و جعل میکنند و به نام شعر نظامی میپراکنند تا قومسازی و تاریخسازی کنند؛ او که یکی از بزرگترین به تاراجرفتههای تاریخ و فرهنگ ایران است و باید برای بازگرداندن او به جایگاه و پایگاهش تلاش کرد؛ او که صاحب «پنج گنج» است و دارنده بزرگترین و باشکوهترین حماسههای عاشقانه ایرانی است؛ او که امروز در وطن خویش غریب افتاده است؛ و «دری نظم کردن سزاوار اوست.
در ادامه بیتهایی از شرفنامه او در «پنج گنج» را بخوانید:
چو در من گرفت آن نصیحتگری
زبان برگشادم به دُرّ دری
نهادم ز هر شیوه هنگامهای
مگر در سخن نو کنم نامهای
در آن حیرتآبادِ بییاوران
زدم قرعه بر نامِ نامآوران...
نظامی که نظم دَری کار اوست
دَری نظم کردن، سزاوارِ اوست
چنان گوید این نامه نغز را
که روشن کند خواندنش مغز را
دلِ دوستان را بدو نور باد
وزاو دیده دشمنان، دور باد
«پیشتر درباره نظامی گنجوی و جایگاه شعر او در ادب فارسی در جاهایی گفته و نوشتهام؛ همان نظامی که امروز بر روی سنگ مزارش، در زادگاهش، تنها نامی از او به زبان فارسی دیده میشود؛ همو که اشعارش را ترجمه و جعل میکنند و به نام شعر نظامی میپراکنند تا قومسازی و تاریخسازی کنند؛ او که یکی از بزرگترین به تاراجرفتههای تاریخ و فرهنگ ایران است و باید برای بازگرداندن او به جایگاه و پایگاهش تلاش کرد؛ او که صاحب «پنج گنج» است و دارنده بزرگترین و باشکوهترین حماسههای عاشقانه ایرانی است؛ او که امروز در وطن خویش غریب افتاده است؛ و «دری نظم کردن سزاوار اوست.
در ادامه بیتهایی از شرفنامه او در «پنج گنج» را بخوانید:
چو در من گرفت آن نصیحتگری
زبان برگشادم به دُرّ دری
نهادم ز هر شیوه هنگامهای
مگر در سخن نو کنم نامهای
در آن حیرتآبادِ بییاوران
زدم قرعه بر نامِ نامآوران...
نظامی که نظم دَری کار اوست
دَری نظم کردن، سزاوارِ اوست
چنان گوید این نامه نغز را
که روشن کند خواندنش مغز را
دلِ دوستان را بدو نور باد
وزاو دیده دشمنان، دور باد
منبع: خبرآنلاین
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط



یک کم یا بیشتر دیر شده است که بخواهیم نظامی را به جایگاه و پایگاهش برگردانیم. وقتی بالای سرمون، آران را به آذربایجان تبدیل می کردند، وقتی ابیاتی به اشعار نظامی اضافه می کردند، وقتی آذربایجان را با ز می نوشتند، وقتی بابک خرم دین را بابک بی می کردند، وقتی آن گجستک در سال ۱۳۶۹ به فردوسی بزرگ دشنام می داد و ما مثل بز اخفش شده بودیم و وقتی که ... باید خیلی خیلی بیشتر حواسمان را جمع می کردیم.
