نگاهی به پنج فیلم مهم رضا رویگری به مناسبت درگذشتش

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: آخرین تصویری که از رضا رویگری در ذهن تماشاگر ایرانی باقی مانده چره پیرمرد رنجور و شکست خوردهای است که نه در زندگی شخصی و نه در زندگی حرفهای به موفقیتی نرسیده است. پیرمردی نشسته بر روی صندلی چرخ دار که در آسایشگاه زندگی میکند و از روزگاری که با او نامهربان بوده شکایت میکند. تماشاگران جوانتر شاید خاطرشان نباشد که او در دهه شصت و هفتاد یکی از ستارگان اصلی سینمای ایران بود که با حضور در فیلمهایی مانند عقابها و اجاره نشینها جایی برای خود در سینمای ایران دست و پا کرد. همان هنرمندی که یکی از مشهورترین سرودهای انقلابی را خواند. اما عاقبت کار این بازیگر خوش آتیه خوب نبود. او نتوانست زندگیاش را به درستی مدیریت کند تا ما او را با شکستهایش به خاطر بیاوریم نه پیروزیهایش.
عقابها

کارگردان: ساموئل خاچیکیان
سال ساخت: ۱۳۶۳
بعد از چهل و یک سال که به عقابها نگاه میکنیم آن را فیلم اغراق شده و فقیری میابیم (نبردهای هوایی فیلم با استفاده از فیلمهای مستند و روی میز تدوین ساخته شد) که تحمل آن خیلی سخت است. اما مردم ایران با منتقدان موفق نیستند و از عقابها چنان استقبال عجیب و غریبی کردند که این فیلم پرتماشاگرترین فیلم تاریخ سینمای ایران شد. دهه شصت بود و سرگرمی بسیار کم. مردم هم تشنه هیجان بودند و این هیجان را در عقابها پیدا کردند. رضا رویگری هم در یکی از اولین تجربههای سینماییاش حضوری منسجم داشت و اجازه نداد زیر سایه سعید راد و جمشید هاشمپور قرار بگیرد تا شروعی درخشان در سینمای ایران داشته باشد.
اجاره نشینها

کارگردان: داریوش مهرجویی
سال ساخت: ۱۳۸۵
اجاره نشینها بهترین کمدی تاریخ سینمای ایران است و پر از بازیهای خاطره انگیز. حضور رندانه عزت الله انتظامی در نقش یک تهرونی قالتاق، اکبر عبدی بامزه که صحنه رقصش یکی از بهترین پلانهای سینمایی دهه شصت است و حمیده خیرآبادی که نقش همیشگی مادر را در بالاترین سطح ممکن بازی کرده از اجاره نشینها یک کلکسیون نفیس ساخته که در سینمای ایران کم نظیر است. رضا رویگری در این فیلم یکی از بازیگران نقش فرعی است. مهندس، برادر کوچک عباس آقا که خانه رو به ویرانی فیلم شاهکار مهندسی اوست. در این فیلم هم رویگری حضوری به اندازه دارد و بازیاش در برابر غولهای سینمای ایران بیرون نمیزند تا ثابت کند کارش را خوب بلد است و میتواند جلوی بزرگان این عرصه هم عرض اندام کند.
بوتیک

کارگردان: نعمت الله
سال ساخت: ۱۳۸۲
نعمت الله زمانی برای نقش حقیقتاً نفرت انگیز آقا شاپوری سراغ رویگری رفت که او استعدادش را در کلی فیلم و سریال نازل هدر داده بود. به همین خاطر کمتر کسی اُمید داشت رویگری بتواند نقش این بوتیک دار چشم چران و پست فطرت را خوب بازی کند. اما رویگری چنان با خلوص نیت سراغ نقش رفت و چنان بازی قدرتمندی ارائه داد که تماشاگران شک کردند که نکند مقداری هم جنس خود رویگری خرده شیشه دارد که البته اینطور نبود. بوتیک ثابت کرد رویگری عجب استعداد درجه یکی دارد. استعدادی که تلف شد و نتوانست او را به جایگاه هم دورهایهایش یعنی رضا کیانیان، خصرو شکیبایی و پرویز پرستویی برساند، اما این سه سکانس در بوتیک کافیست تا بگوییم رویگری بازیگر درجه یکی بود که حیف شد.
مختارنامه

کارگردان: داوود میرباقری
سال ساخت: ۱۳۸۹-۱۳۸۳
انتخاب رویگری در پنجاه سالگی برای بازی در نقش کیان ایرانی سریال مختار انتخاب جسورانهای بود. کیان یکی از سرداران و نزدیکترین مشاوران مختار بود و برخی تشکیل فرقه کیسانیه را بعد از مرگ مختار به پیروان کیان نسبت میدهند. بازی در نقش کیان ایرانی احتیاج به آمادگی بدنی بالایی داشت. سکانسهای جنگی فراوان، اسب سواری، شمشیرزنی و... احتیاج به بازیگری داشت که از پس چنین فعالیتهای جسمانی بر بیاید و رویگری توانست این سکانسها را با تکیه بر قدرت بدنی خود به خوبی بازی کند. تصور این که بازیگر کیان ایرانی تنها یک دهه بعد چنین وضع و اوضاعی پیدا کند که حتی نتواند درست راه برود تکان دهنده است و به ما یادآوری میکند که پایان بازیگری و شهرت همیشه یک پایان خوش نیست.
اخراجیها ۳

کارگردان مسعود ده نمکی
سال ساخت: ۱۳۸۹
در حال حاضر تنها خاطره رقابت اخراجیها ۳ با جدایی نادر از سیمین در ذهنها باقی مانده و هیچ کس چیز بیشتری از این فیلم در خاطرش نیست. مسعود ده نمکی اصول گرای تندرو سابق که حالا کارگردان شده بود تصمیم گرفت فیلمی طنز با محوریت و در واکنش به انتخابات سال ۱۳۸۸ بسازد. فیلمی که نقش کاندیدای روشنفکر آن را (که نماد میرحسین موسوی بود) رضا رویگری بازی کرد و تلاش کرد بانمک باشد که نبود و رفتار و سکناتش در این فیلم بیش از هر چیز باعث تاسف بود تا خنده. با همه این احوال اخراجیها ۳ آخرین فیلم واقعاً مهم رویگری بود و او توانست با تکیه بر این فیلم مدت زمان بیشتری در سینما و تلویزیون دوام بیاورد.



بابا قبل از انتشار یه دور مطلب رو بخونین که اشتباهی تایپی و تاریخی نداشته باشه. به شعور خوانندههاتون احترام نمیذارین ولی زبونتون برای بقیه درازه.
