نگاهی به فیلمهای برتر سینمای کودک و نوجوان قدیمی به بهانه اکران آنلاین فیلم نوروز

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: سینمای کودک و نوجوان زمانی مهمترین ژانر سینمایی در ایران بود. در فقر سرگرمی در دهههای شصت و هفتاد این فیلمهای کودکانه بود که توانست نشاط عمومی را به جامعه ایرانی بازگرداند. بسیاری از متولدین دهه پنجاه و شصت به خاطر دارند که چه صفهای طویلی برای تماشای چند باره «شهر موشها» شکل گرفت. اتفاقی که چند سال بعد در دهه هفتاد با «کلاه قرمزی و پسرخاله» تداوم پیدا کرد. اما به تدریج و با ورود به دهه هشتاد سینمای کودک ایران هم اُفت کرد. بچههای ایرانی چیزهای دیگری برای سرگرم شدن پیدا کرده بودند. آنها میتوانستند فیلمهای درجه یک خارجی را از اینترنت تماشا کنند و همین موضوع باعث شد که از رفتن به سینما صرف نظر نموده و در خانه به تماشای فیلم بپردازند. حالا و در سال ۱۴۰۴ سینمای کودک و نوجوان یک سینمای فراموش شده است که شاید هر ساله آثاری در آن تولید شود، اما دیگر خبری از ماندگاری در میان این فیلمها وجود ندارد.
شهر موشها

کارگردان: مرضیه برومند/محمدعلی طالبی
سال ساخت: ۱۳۶۴
مرضیه برومند یکی از خاطره سازترین و مهمترین کارگردانان سینمای ایران است. کارگردانی که در دهه شصت هجری شمسی با ساخت آثار کودکانهای مانند «شهر موشها» توانست برای کودکان ایرانی خاطرات نوستالژیکی بسازد. ساخت فیلمی از روی مجموعه پرطفدار «شهر موشها» یک ریسک بزرگ به حساب میآمد. چرا که کودکان ایرانی به شخصیتهای آن سریال معروف در قالب کوتاه آیتمی عادت داشتند و مشخص نبود که به این شخصیتها در قالب یک فیلم سینمایی واکنش مثبت نشان دهند. اما یک فیلمنامه منسجم در کنار فضاسازی درخشان برومند و طالبی باعث شد «شهرموشها» گیشهها را تسخیر کند و تبدیل به یکی از پرفروشترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران شود. مرضیه با طراحی کاراکتر گربه (همان اسمش نبر معروف) به عنوان یک عامل خارجی مزاحم پیام سیاسی خودش را در قبال جنگ ایران و عراق صادر کرد تا به این وسیله همه (از جمله مردم و مدیران فرهنگی) را از فیلم خود راضی کند.
گلنار

کارگردان: کامبوزیا پرتوی
سال ساخت: ۱۳۶۷
سالهای پایانی جنگ و آغاز دولت سازندگی فرصت خوبی بود که مردم به یک زندگی متفاوت فکر کنند. زندگی که میشد در آن شور و نشاط داشت و در سالنهای سینما تفریح کرد. «گلنار» از دل یک چنین فضایی بیرون آمد. کامبوزیا پرتوی که پیش از ساخت «گلنار» در آثاری مانند «شیرک»، «ماهی» و البته «خانه در انتظار» توانایی خود را به عنوان نوسنده و کارگردان نشان داده بود با الهام از یک افسانه روسی توانست یک موزیکال شاد و کودکانه متفاوت بسازد که بعد از «شهر موشها» تبدیل به یکی از مهمترین و درخشانترین فیلمهای ژانر کودک و نوجوان سینمای ایران شود. «گلنار» انقدر نوستالژیک و خاطره انگیز هست که هنوز کودکان آن نسل ترانههای این فیلم را زمزمه میکنند و کاراکترهای آن را به اسم میشناسند. ساخت «گلنار» باعث شد کارنامه کاری پرتوی روی غلتک بیاُفتد و او سالها بعد با ساخت «گربه آوازه خوان» و «ننه لالا و فرزندانش» تبدیل به یکی از مهمترین کارگردانان ژانر کودک و نوجوان در سینمای ایران شود.
دزد عروسکها

کارگردان: محمدرضا هنرمند
سال ساخت: ۱۳۶۸
محمدرضا هنرمند برخلاف مرضیه برومند و کامبوزیا پرتوی کارگردان تخصصی ژانر کودک و نوجوان نبود. او کارش در سینما را با حضور در کنار محسن مخملباف آغاز کرد و با ساخت «زنگها» تبحر خود را در ساخت آثار فلسمی نشان داد. برای همین ساخت یک فیلم کودکانه و فانتزی در ابعاد «دزد عروسکها» برای محمدرضا هنرمند یک ریسک بزرگ به حساب میآمد. ریسکی که البته جواب داد. کودکان ایرانی که تشنه شادی و نشاط بودند از فضای فانتزی و داستان کودکانه فیلم استقبال کردند. خود فیلم هم چند سکانس معرکه داشت. سکانس پرتاب هندوانه در میدان شهر، سکانس آواز خواندن اکبر عبدی (همان ترانه معروف آهای آهای ننه من گشنمه) و سکانسی که اسباب بازیهای لیلا به حرکت درمیآمدند از جمله این سکانسها بود. «دزد عروسکها» محصول دوران اوج سینمای کودک و نوجوان است و یکی از فیلمهای متفاوت و خوش ساخت این ژانر به حساب میآید. فیلمی که در کنار «گلنار» تبدیل به مهمترین خاطرات کودکان ایرانی از اواخر دهه شصت هجری شمسی شدند.
بادکنک سفید

کارگردان: جعفر پناهی
سال ساخت: ۱۳۷۳
بادکنک سفید را میتوان مهمترین فیلم سینمای کانونی ایران به حساب آورد. فیلمی در ژانر کودک که برخلاف بسیاری از آثار سینمای ایران برای سرگرمی ساخته نشده بود. «بادکنک سفید» به دورانی تعلق دارد که جعفر پناهی در چهارچوبهای رسمی فیلم میساخت و به شدت متاثر سینمای عباس کیارستمی بود. فیلمنامه «بادکنک سفید» را هم عباس کیارستمی نوشته و با توجه به اُستادی که در بیرون کشید داستانی دراماتیک از موقعیتهای ساده روزمره زندگی دارد فیلم را تبدیل به یک اثر هیجان انگیز کوچک کرده است. موفقیت جهانی «بادکنک سفید» باعث شد تا جعفر پناهی در دنیا شناخته و تبدیل به پای ثابت جشنوارههایی مانند کن و ونیز شود.
کلاه قرمزی و پسرخاله

کارگردان: ایرج طهماسب
سال ساخت: ۱۳۷۳
ایرج طهماسب شاگرد مرضیه برومند به حساب میآمد. او خیلی زود جذب تلویزیون شد و با ساخت برنامه پرطرفدار عروسکی صندوق پست به شهرت رسید. مشهورترین شخصیت آن برنامه و دیگر برنامههای تلویزیونی طهماسب در کنار ژولی پولی و گلابی پسرک شیطان و بسیار بامزهای بود بنام کلاه قرمزی که خیلی زود به درون قلب میلیونها ایرانی نفوذ کرد. کلاه قرمزی پسرکی خونسرد و به شدت بامعرفت بنام پسرخاله همراهی میکرد. این زوج به شدت هماهنگ چنان مشهور شدند که ساخت یک فیلم سینمایی برمبنای شخصیت آنها اجتناب ناپذیر بود. «کلاه قرمزی و پسرخاله» یکی از نوستالژیکترین و خاطره انگیزترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است. فیلمی که تک تک لحظات آن بدل به یک نوستالژی در ذهن کودکان دهه هفتاد شده است. البته که ضعفهای زیادی هم دارد، اما انقدر خاطره انگیز هست که نشود آن را فراموش کرد. «کلاه قرمزی و پسرخاله» نقطه آغازی شد برای گسترش دنیای این مکاراکتر دوست داشتنی که سالها بعد در قالبی جدید به تلویزیون آمد و توانست در این قالب هم میلیونها کودک و بزرگسال ایرانی را سرگرم کند.


