هشت مارس در محاصره جنگ و بحران؛ چرا صدای زنان ایران خاموششدنی نیست؟

رویداد۲۴| در تقویم تحولات اجتماعی، هشت مارس هرگز صرفاً یک گرامیداشت تشریفاتی نبوده است؛ بلکه ایستگاهی است برای بازخوانی توازن قوا میان ارادهی تغییر و صلابت سنت. اما امسال، این روز برای جامعهی ایران، طنینی متفاوت و به غایت جدیتر دارد. در روزگاری که سایهی سنگین تنشهای مرزی و معادلات پیچیدهی نظامی بر خاورمیانه گسترده شده، نام «زن» با مفاهیمی، چون صلح، پایداری و بازسازی پیوندی عمیقتر یافته است.
زن؛ لنگرگاه ثبات در تلاطم بحران
تجربهی زیستهی دهههای اخیر نشان داده است که در دوران جنگ و بیثباتی، نخستین و بیشترین فشارها بر ساختار روانی و معیشتی زنان جامعه تحمیل میشود؛ اما همزمان، همین زنان هستند که به عنوان ستونهای پایداری مدنی، مانع از فروپاشی بافت اجتماعی در برابر تکانههای سیاسی میشوند. در فضای فعلی که منطقه درگیر لفاظیهای جنگطلبانه است، مطالبهی صلح از سوی زنان ایرانی، نه یک انتخاب فانتزی، بلکه یک «ضرورت زیستی» است. زنی که حق بر بدن، حق بر انتخاب و حق بر امنیت را مطالبه میکند، در واقع در حال پیریزی جامعهای است که در آن منطق گفتوگو بر زبان گلوله پیشی میگیرد. این گذار از اقتدارگرایی به سوی تکثرگرایی، دقیقا همان نقطهای است که مطالبات جنسیتی را به منافع ملی گره میزند.
از حاشیه به متن؛ بلوغ در متن حادثه
زنان ایران در سالهای اخیر از کلیشههای تحمیلی عبور کرده و به بلوغی سیاسی-اجتماعی رسیدهاند که دیگر نمیتوان آن را به حاشیه راند یا با وعدههای مقطعی سرگرم کرد. امروز، کنشگری زن ایرانی محدود به محافل نخبگانی نیست؛ از کارآفرینانی که در دل تحریم و رکود، چرخهای خرد اقتصاد را میچرخانند، تا دخترانی که در متن خیابان و دانشگاه برای بدیهیترین حقوق انسانی خود هزینههای گزاف میپردازند، همگی اجزای یک پیکرهی واحد هستند. این حضور، فراتر از یک جنبش جنسیتی، یک نوزایی فرهنگی است که میخواهد «کرامت انسانی» را به سکهی رایج جامعه بدل کند.
پیوند نان و آزادی
نمیتوان از هشت مارس سخن گفت و از چالشهای معیشتی که امروز قامت خانوادههای ایرانی را خم کرده، چشم پوشید. زن ایرانی امروز در جبههای دوجانبه میجنگد: از یک سو با ساختارهای حقوقی صلب و از سوی دیگر با اقتصادی که سفرهها را کوچکتر و فرصتهای شغلی را برای زنان محدودتر کرده است. با این حال، نگاهی به آمار فارغالتحصیلان و متخصصان نشان میدهد که این نیروی عظیم، نه تنها منفعل نشده، بلکه به دنبال بازتعریف نقش خود در توسعهی ملی است. توسعهای که بدون حضور فعال و برابر نیمی از جمعیت، رویایی تعبیرناپذیر خواهد بود.
خلاصه اینکه زن بودن در این جغرافیا، خود به تنهایی نوعی مقاومت مستمر است. تو که در غوغای طبلهای جنگ، سرود زندگی و صلح سر میدهی و در برابر ناملایمات زمانه، شجاعت را به وقار پیوند میزنی، معمار حقیقی فردای این سرزمینی. هشت مارس، بهانهای است برای یادآوری این حقیقت که هیچ شکوهی در جهان پایدار نمیماند، مگر آنکه بر پایهی عدالت و به رسمیت شناختن عاملیت زنان بنا شده باشد. توای زن ایرانی، نه قربانی شرایط بلکه خالق امکانهای نو در بنبستهای تاریخی هستی.
امروز، گرامیداشت روز جهانی زن در ایران، به معنای ارج نهادن به ارادهای است که میخواهد میان ویرانههای بیم و اضطراب، عمارت امن زندگی را بنا کند. هشت مارس بر تمامی زنان ایران که برای فردایی عادلانهتر و صلحآمیزتر میکوشند، خجسته باد.



زن رو هم خدا آفرید تا ابد زن زندگی رهایی
