بازی خطرناک محمد بن زاید در خلیج فارس؛ امارات واقعا دنبال چیست؟

رویداد۲۴| شعلههای جنگ میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل همچنان که پیش از شروع حملات پیش بینی میشد، منطقه را در بر گرفته است. در این بین امارات متحده عربی از پیله بیطرفی خارج شده و به سمتی میرود که میتوان آن را قمار بزرگ محمد بن زاید توصیف کرد. ابوظبی با اقداماتی مثل درخواست برای تشکیل ائتلاف نظامی در تنگه هرمز تا مسدود کردن شریانهای معیشتی ایرانیان مقیم دوبی نشان داده که دیگر تنها یک تماشاچی نیست و سعی دارد موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد و در حتی تبعات ورود مستقیم به درگیریها را نیز به جان خریده است.
خروج از سایه؛ پیشنهاد جنجالی ابوظبی برای ائتلاف نظامی
گزارشهای مستند حکایت از آمادگی امارات برای نقشآفرینی نظامی فعال در جنگ جاری دارد؛ چرخشی که بسیاری از ناظران بینالمللی آن را پایان عصر صبر استراتژیک امارات میدانند. طبق گزارش افشاگرانه فایننشالتایمز، امارات متحده عربی در پیامهایی صریح به متحدان غربی خود اعلام کرده است که دیگر به نظارهگری در خلیج فارس اکتفا نمیکند و آماده پیوستن به یک «ائتلاف دریایی چندملیتی» برای بازگشایی و تأمین امنیت تنگه هرمز است. این اقدام که مستقیماً حاکمیت دریایی ایران در منطقه را به چالش میکشد و نشاندهنده ورود به فاز بازدارندگی تهاجمی است.
تحلیلگران رویترز بر این باورند که حملات مکرر به زیرساختهای انرژی و احساس ناامنی در بنادر تجاری، مقامات اماراتی را به این نتیجه رسانده که بقای اقتصادی آنها در گروی یک پیروزی نظامی یا دستکم تضعیف جدی توانمندیهای منطقهای ایران است. به همین جهت، ابوظبی اکنون بیش از هر زمان دیگری در حال هماهنگی با فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) برای تعریف نقش جدید خود در لایههای پدافندی منطقه است.
جنگ نرم امارات و اخراج ایرانیان
بخش دوم از استراتژی جدید امارات، برخورد سخت با جامعه ایرانی مقیم است. این رویکرد تنها به ابطال ویزاهای انفرادی محدود نمانده و ابعاد یک پاکسازی نهادی را به خود گرفته است. تعطیلی زنجیرهای مدارس ایرانی، لغو مجوز فعالیتهای بیمارستانهای مرتبط با ایران و تعلیق فعالیت مراکز فرهنگی، همگی قطعات یک پازل بزرگ برای قطع ریشههای نفوذ نرم تهران در خاک امارات است.
اطلاعات واصله نشان میدهد که این محدودیتها اکنون به لایههای مالکیت و دارایی نیز رسیده است. دولت امارات با تغییر قوانین اقامتی و لغو ناگهانی قراردادهای اجاره و گواهینامهها، عملاً در حال سوق دادن سرمایهداران ایرانی به سمت خروج اجباری است. از نگاه امنیتی مقامات ابوظبی، درگیری احتمالی با ایران ایجاب میکند که خاک این کشور از هرگونه وابستگی اقتصادی یا انسانی به تهران تخلیه شود تا در صورت وقوع حملات متقابل، کمترین میزان آسیبپذیری داخلی وجود داشته باشد.
پایان دیپلماسی لبخند
ادبیات دیپلماتیک امارات که سالها بر پایه واژگانی نظیر «برادری» و «همسایگی» استوار بود، اکنون جای خود را به تهدیدات صریح و بیپرده داده است. مقامات ارشد این کشور در نشستهای اخیر خود، با لحنی تند از ضرورت «تغییر رفتار تهران» سخن گفته و هشدار دادهاند که امارات برای ایران «طعمهای آسان» نخواهد بود. این تغییر لحن، واکنشی به گزارشهای اطلاعاتی است که مدعیاند زیرساختهای حیاتی دبی و ابوظبی در بانک اهداف نیروهای نظامی ایران قرار گرفتهاند.
در پاسخ به این فضا، رسانهها و چهرههای تحلیلی در تهران نیز هشدار دادهاند که خروج امارات از وضعیت «بیطرفی» و تبدیل شدن به پایگاهی برای عملیاتهای ضدایرانی، به معنای تغییر وضعیت برجهای شیشهای دبی از مراکز تجاری به اهداف مشروع نظامی خواهد بود. این تقابل کلامی نشان میدهد که دو طرف از مرحله جنگ سرد عبور کرده و در آستانه یک برخورد سخت قرار دارند.
برند دبی در مسلخ سیاست
اگرچه امارات تلاش میکند با تکیه بر ائتلافهای جدید، امنیت خود را تضمین کند، اما تحلیلگران بینالمللی نسبت به هزینههای درازمدت این رویکرد هشدار میدهند. امارات با این رویه بزرگترین دارایی خود یعنی اعتماد سرمایهگذاران جهان را از دست خواهد داد. تداوم این رویکرد از سوی مقامات این کشور در نهایت «سوئیس خاورمیانه» را به یکی از طرفهای جنگ تبدیل کرده و میتواند تمام دستاوردهای اقتصادی چند دهه اخیر آن را در یک شب خاکستر کند.
رویکرد فعلی ابوظبی یک قمار استراتژیک است. آنها روی تضعیف ایران توسط قدرتهای فرامنطقهای حساب و شرطبندی کردهاند و در صورتی که اوضاع طبق انتظارش پیش نرود کما اینکه در یک ماه گذشته پیش نرفته، نه تنها امنیت خود را خواهد باخت، بلکه این کشور را از یک هاب تجاری بینالمللی به منطقهای سوخته در حاشیه یک جنگ بیپایان بدل خواهند کرد.


