شکست مذاکرات اسلامآباد در آینه رسانههای جهان؛ چرا امیدی به خروج از بنبست نیست؟

رویداد۲۴| ساعاتی پس از اعلام رسمی شکست مذاکرات ۲۱ ساعته ایران و آمریکا در اسلامآباد، موج گستردهای از تحلیلها و گزارشها در رسانههای بینالمللی منتشر شد؛ رسانههایی که هرکدام از زاویهای متفاوت به این رخداد نگاه کردند، اما در این نقطه اشتراک داشتند که توافق، دستکم در کوتاهمدت، دور از دسترس است.
این مذاکرات که با میانجیگری پاکستان و در شرایط آتشبس شکننده پس از یک جنگ ۴۰ روزه برگزار شد، از ابتدا نیز با امید و تردید توأمان همراه بود. اما حالا، با پایان بدون نتیجه آن، رسانههای جهان در حال ترسیم سناریوهای تازه از آینده تنش میان تهران و واشنگتن هستند.
هرمز، گره اصلی مذاکرات
خبرگزاری رویترز در گزارش خود تأکید کرده که اختلافات کلیدی در دو محور اصلی یعنی برنامه هستهای ایران و وضعیت تنگه هرمز، عامل اصلی شکست مذاکرات بوده است.
رویترز نوشته است که واشنگتن بر توقف کامل غنیسازی و تضمین آزادی کشتیرانی در هرمز تأکید داشته، در حالی که تهران این موارد را خطوط قرمز خود میداند.
این رسانه همچنین هشدار داده که شکست مذاکرات میتواند به «بازگشت تنشهای منطقهای و اختلال در بازار انرژی» منجر شود.
مذاکره زیر سایه بیاعتمادی کامل
نیویورکتایمز در تحلیل خود فضای اسلامآباد را «مذاکره در شرایط بیاعتمادی ساختاری» توصیف کرده و نوشته است که دو طرف نه تنها بر سر جزئیات، بلکه بر سر «هدف نهایی توافق» اختلاف دارند.
به نوشته این روزنامه، آمریکا به دنبال محدودسازی بلندمدت توان نظامی و هستهای ایران است، در حالی که تهران این روند را تهدیدی علیه بقا و استقلال خود تلقی میکند.
نیویورکتایمز نتیجه گرفته که شکست مذاکرات، بیش از آنکه یک حادثه باشد، نتیجه طبیعی روندی فرسایشی است.
آتشبس شکننده در آستانه فروپاشی؟
واشنگتنپست تمرکز خود را بر پیامدهای امنیتی گذاشته و نوشته است که شکست مذاکرات میتواند آتشبس ۱۴ روزه اخیر را به شدت تضعیف کند.
این روزنامه هشدار داده که در صورت نبود پیشرفت دیپلماتیک، احتمال ازسرگیری درگیریها در منطقه افزایش خواهد یافت.
به نوشته واشنگتنپست، اسلامآباد آخرین فرصت برای جلوگیری از بازگشت به جنگ تمامعیار بود، اما این فرصت از دست رفت.
بیبیسی نیز در گزارش خود این مذاکرات را «بازگشت به نقطه آغاز بحران» توصیف کرده است.
این رسانه تأکید کرده که هرچند گفتوگوها طولانی و فشرده بوده، اما اختلافات بنیادی حلنشده باقی ماندهاند.
بیبیسی همچنین بر نقش موضوع تنگه هرمز و مسائل منطقهای مانند لبنان بهعنوان گرههای جدید در مذاکرات تأکید کرده است.
شکست قابل پیشبینی بود؟
اکسیوس در گزارشی تحلیلی نوشته است که از ابتدا نیز بسیاری از مقامات آمریکایی نسبت به موفقیت مذاکرات خوشبین نبودند.
به نوشته این رسانه، ترکیب مطالبات گسترده دو طرف - از برنامه هستهای تا موضوعات منطقهای و امنیت انرژی - باعث شده بود احتمال شکست بالا باشد. اکسیوس این مذاکرات را «تلاش اولیه برای سنجش خطوط قرمز طرف مقابل» توصیف کرده است.
سیانان و سیبیاس هر دو در گزارشهای خود بر پیامدهای امنیتی تمرکز کردهاند. این رسانهها هشدار دادهاند که شکست مذاکرات در شرایط آتشبس شکننده، میتواند زمینهساز افزایش تنشهای نظامی شود.
به گفته این شبکهها، بازار انرژی نیز به سرعت به این خبر واکنش نشان داده و نگرانیها درباره اختلال در مسیرهای انرژی افزایش یافته است.
مدیریت بحران یا مسیر صلح؟
گاردین و ایندیپندنت در تحلیلهای خود بر «بحران اعتماد عمیق» میان تهران و واشنگتن تأکید کردهاند.
این رسانهها نوشتهاند که حتی میانجیگری پاکستان نیز نتوانسته شکافهای سیاسی و امنیتی دو طرف را پر کند.
گاردین تأکید کرده که «مذاکره بدون اعتماد، بیشتر شبیه مدیریت بحران است تا مسیر صلح».
نگاه منطقهای به شکست مذاکرات
الجزیره در تحلیل خود بر پیامدهای منطقهای شکست مذاکرات تمرکز کرده و نوشته است که این شکست میتواند بر معادلات خاورمیانه، بهویژه در لبنان و حوزه انرژی، اثر مستقیم بگذارد.
العربیه نیز این مذاکرات را «نقطه عطفی ناموفق» توصیف کرده که میتواند رقابتهای منطقهای را تشدید کند.
رسانههای اسرائیلی از جمله هاآرتص و جروزالمپست، شکست مذاکرات را در چارچوب امنیت اسرائیل تحلیل کردهاند.
این رسانهها نوشتهاند که نبود توافق میتواند به معنای تداوم تهدیدات منطقهای علیه اسرائیل و افزایش نقش نظامی در معادلات آینده باشد.
اجماع بر بنبست!
مرور رسانههای بینالمللی نشان میدهد که با وجود تفاوت در زاویه نگاه، یک واژه در اغلب تحلیلها تکرار شده است: بنبست.
از رویترز تا بیبیسی و از نیویورکتایمز تا اکسیوس، اغلب رسانهها شکست اسلامآباد را نه یک حادثه مقطعی، بلکه نشانهای از تداوم شکافهای عمیق و پیچیده میان ایران و آمریکا ارزیابی کردهاند.
با این حال، برخی تحلیلها همچنان احتمال ازسرگیری گفتوگوها در آینده را رد نکردهاند؛ هرچند همه بر این نکته توافق دارند که مسیر دیپلماسی، پس از اسلامآباد، دشوارتر و مبهمتر از قبل شده است.


