یادداشت سردار جوانی؛ آیا مذاکره حرام است؟

رویداد۲۴| متن یادداشت سرتیپ دوم یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد «ضرورت مذاکره» را در ادامه می خوانید:
«دیشب که شب جمعه ۲۸ فروردین بود، توفیق حضور در تجمعات مردمی تهران و از جمله حضور در اجتماع باشکوه، بینظیر، حماسی، غیرقابل توصیف و کاملاً مردمی میدان انقلاب را در ساعت ۱۲ شب داشتم.
دستنوشتههایی هرچند محدود، تکلیفی بر دوشم گذاشت تا این یادداشت را، هم بهعنوان وظیفه فردی، وهم جایگاه سازمانی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بنویسم.
مضمون این دستنوشتهها که بعضاً مستند به کلام امام شهید هم شده بود، عبارت زیر است:
" مذاکره و آتشبس حرام و کاری احمقانه است."
البته روز پنجشنبه هم یکی بزرگواران روحانی که از قم به تهران آمده بود، برگهای کوچک را نشان داد و گفت؛ این برگهها را در برخی از تجمعات مردمی قم، عدهای پخش میکنند. روی این برگه کوچک عبارتهای زیر چاپ شده است:
" مذاکره، آتشبس نجات اسرائیل است."
" مذاکره، آتشبس خیانت است به ملت"
البته این نوع محتواها، در برخی از کانالها و شبکههای اجتماعی هم به شکلهای مختلف انتشاریافته و در حال انتشار است.
باتوجهبه اینکه اکنون ملت ایران. در میانه یک نبرد سرنوشتساز تاریخی قرار دارد، و حفظ و تقویت روزافزون اتحاد مقدس و تقویت رابطه مبتنی بر اعتماد مردم با مسئولین کشور خصوصاً در دو حوزه میدان و دیپلماسی، یک ضرورت است؛ تأمل در گزارههای زیر، پاسخ عنوان این یادداشت را خواهد داد که:
" آیا مذاکره حرام است؟"
۱_ از نظر فقهی حکمهای این چنینی به لحاظ مصداقی، تابع شرایط زمان و مکان است. رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه)، بارها تصریح و تأکید بر نقش زمان و مکان در استنباط احکام شرعی داشتند. آن عزیز سفرکرده، از همین روی معتقد بودند مجتهد، باید نسبت به شرایط حاکم بر جهان و زمان خود آشنایی کامل داشته باشد.
۲_ طبق قاعده ذکر شده در بند یکم، در شرایطی امام شهید هم بهعنوان فقیه و مرجع تقلید، و هم بهعنوان ولیفقیه حاکم، در خصوص نفی و ضرر مذاکره با آمریکاییها، بیانات صریحی را داشتهاند، لکن در زمان همان امام شهید، در مقاطعی با آمریکاییها مذاکره هم انجام شده است. در آن زمان افرادی که بهقاعده فقهی دراینخصوص توجه داشتند، در این موضوع نه تعارض میدیدند، و نه باانگیزه های سیاسی به رهبری جفا کرده و از تحمیل مذاکره به ایشان سخن میگفتند.
موضوع از نظر فقهی و عقلانیت سیاسی، بسیار روشن است. بهعنوان مثال، همه فقهای شیعه شکستن نماز را حرام میدانند. اما همین فقها در شرایط خاص، از همین حرام عبور کرده، نهتنها شکستن نماز را حرام نمیدانند؛ بلکه این شکستن را واجب اعلام میکنند. شما ایستادید نماز و در همان ابتدای نماز ، کودک خردسال جلوی چشم شما در آب افتاد و با غوطه ور شدن در آب ،شروع به دست و پا زدن کرد. شما هم می دانید که اگر نجاتش ندهید مرگ او رقم خواهد خورد.
این جا وظیفه شرعی شما چیست؟ همه ما بر اساس حکم عقل ، وظیفه خود را در شکستن نماز و نجات جان کودک دانسته و این کار را انجام می دهیم. همه فقهای شیعه هم ،همین حکم عقلی مبتنی بر شکستن نماز را ، واجب می دانند. یعنی حکم حرام بودن شکستن نماز ، به حکم واجب بودن شکستن نماز به اقتضای شرایط تغییر کرد.
این قاعده فقهی در بسیاری از امور حکومتی و اجتماعی ساری و جاری است.
یعنی به اقتضای شرایط زمانی، حکم موضوعی که در مقطعی یک چیز بوده، میتواند در مقطع دیگر متفاوت باشد.
بهطورقطع حکم فقهی موضوع مذاکره با دشمن، موضوع آتشبس و دهها موضوع دیگر در خصوص چگونگی و نوع مراوده با دشمان، از همین نوع است.
البته فهم تغییر حکم از حرام به واجب، در شکستن نماز هنگام خطر برای کودک در آب افتاده، برای همه صاحبان خرد روشن است؛ اما در مسائل حکومتی و اجتماعی به دلیل پیچیدگیهای فراوان، نیاز به کار کارشناسی و تخصصی دارد.
۳_ میدان و دیپلماسی از نظر همه عقلای عالم، دو ابزار برای تأمین منافع ملی و از جمله امنیت ملی است. هر دو مکمل یکدیگر بوده و باید هر کدام، به اقتضای شرایط کار خود را درست انجام بدهند.
گزاره یا میدان و یا دیپلماسی، هر دو غلط است. اما گزاره هم میدان و هم دیپلماسی درست است. یکی تولید قدرت میکند و دیگری با ابزار دیپلماسی و از طریق مذاکره حتی با دشمن، این قدرت تولید شده در میدان را به نفع ملی و سود ملی و منفعت پایدار برای کشور و مردم تبدیل میکند.
۴_ در ساختار سیاسی و حقوقی جمهوری اسلامی، دستگاه تخصصی و کارشناسی بالای سر میدان و دیپلماسی، برای تشخیص اینکه الان در میدان باید کار کرد و یا در دیپلماسی، یکی است. شورایعالی امنیت ملی مسئولیت این کار را بر عهده دارد. مصوبات این شورا، چه برای اقدام در میدان، و چه برای اقدام در حوزه دیپلماسی، آتشبس و مذاکره، باید به تصویب و تأیید رهبر معظم انقلاب اسلامی بهعنوان فرمانده کل قوا برسد.
۵_ بدون تردید پذیرش آتشبس و مذاکره در جنگ رمضان، با طی همین مسیر تخصصی و تأیید رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده است.
در واقع با منطق تأمین منافع ملی، چنین تصمیمی اتخاذ شده است. البته به اقتضای شرایط این تصمیم گرفته شده، با تغییر وضعیت هر لحظه کشور ممکن است وارد مرحله بعدی درگیری نظامی شود. منطق اعلامی میدان مبنی بر دست بر روی ماشه و آماده در کنار لانچرهای پرتاب موشکها، همین تغییر وضعیت و شرایط است.
۶_ امروز بسیاری از مردان دیپلماسی، همان مردان میدان هستند؛ بنابراین در شورایعالی امنیت ملی، کسانی برای جنگ و ادامه آن تصمیمگیری میکنند که عمدتاً اهل جهاد و میدان بوده، و هم همگی دلسوز کشور و به دنبال تأمین منافع ملی هستند.
۷_ در اینکه تصمیم شورایعالی امنیت ملی به تأیید رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) رسیده، اساساً باتوجهبه پیام صادره از سوی معظم له، هیچ جای تردید وجود ندارد. از نیروهای ارزشی و انقلابی انتظار آن است که باتوجهبه تجارب گذشته، نگذارند موضوع تحمیل رای راحت وارد مباحث تحلیلی در این قبیل امور شود؛ که این خود جفای بزرگی به رهبری و تضعیف ایشان است.
۸_ در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که به مناسبت چهلم شهادت امام شهید و مسائل روز کشور و از جمله جنگ و آتشبس و مذاکره صادر شد، نکات زیر نشان میدهید که ایشان با اشراف بر میدان و دیپلماسی، نهتنها بر آتشبس و مذاکره که تصمیم شورایعالی امنیت ملی بوده، مهر تأیید زدهاند؛ بلکه برای چگونه عملکردن در میدان، در حوزه دیپلماسی و نقش مردم در خیابان هم، به اقتضای شرایط رهنمود داده و با فرامین و تدابیر حکیمانه، نقشه راه را ترسیم نمودند.
در گزارههای زیر از این پیام، که در واقع یک منشور راهبردی میباشد؛ توجه شود:
# نباید با اعلام بنا بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست.
# ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی بههیچوجه از حقوق حقه خود، دست نمیکشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را یکپارچه در نظر داریم.
# به اذن الله تعالی ما حتماً متجاوزین تبهکار را رها نمیکنیم، حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده، و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد و حتماً تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.
۹_ کسانی که شعار حرام بودن مذاکره سر میدهند و فکر میکنند فقط باید میدان فعال باشد، به این سؤال پاسخ دهند که چگونه و در کجا باید گرفتن غرامت، دیه جانبازان و تنظیم رژیم جدید برای تنگه مطالبه، نهایی و تثبیت شود. آیا برای این امور وقتی دست برتر در میدان را داریم، جای دیگری غیر از مسیر دیپلماسی و مذاکره وجود دارد.
۱۰_ اما نکته پایانی، حسب اطلاع و با اطمینان خدمت مردم عزیز و انقلابی کشور عزیزمان ایران و همه مجاهدان در محور مقاومت عرض میکنم که امروز شخص دکتر محمد قالیباف که مدیریت مذاکره را برعهده دارد، از نقشآفرینان اصلی میدان در هر سه جنگ تحمیلی هشتساله، ۱۲ روزه و جنگ رمضان است.
این مطلب را سربسته قبول کنید. در زمانی نهچندان دور، نقشآفرینی این مرد مجاهد بزرگ که هم رزم شهدای والامقامی چون حاجقاسم، احمد کاظمی، سلامی، حاجیزاده بوده، نه در دفاع مقدس هشتساله، بلکه در همین عملیاتهای وعده صادق یک، دو، سه و چهار، آن هم در جایگاه یک فرمانده نظامی آشکار خواهد شد.
آری او اینک مجاهد و رزمنده و سربازی فداکار برای رهبری، هم در میدان جنگ، و هم در میدان سیاست و مجلس و هم در عرصه دیپلماسی و مذاکره است.
حال باتوجهبه آن چه در این نوشتار بهاختصار آمد، چگونه عدهای در این شرایط که وحدت و همدلی نیاز است، شعارهایی چون مذاکره حرام است سر داده، و ناجوانمردانه مردان مجاهد در این عرصه را مورد اتهامات سنگین قرار میدهند؟


