آب قطع شد، یک نفر مرد! | ماجرای یک روستای تشنه در حاشیه تهران؛ از فروش آب به گلخانهدارها تا قتلی که همهچیز را پیچیدهتر کرد

رویداد۲۴ | رحیم محمدزاده- در ذهن بسیاری از مردم، بحران آب همیشه متعلق به جاهایی دور بوده است؛ روستاهای مرزی، شهرهای محروم شرق کشور یا استانهایی که سالهاست با خشکسالی دستوپنجه نرم میکنند. تهران، اما همیشه در تصور عمومی، شهری بوده که دستکم از چنین بحرانهایی در امان است؛ پایتختی که شاید ترافیک و آلودگی هوا داشته باشد، اما آبش قطع نمیشود.
این تصور حالا دیگر چندان واقعی به نظر نمیرسد.
خشکسالی همه چیز را تغییر داد. سال گذشته بخشهایی از تهران در ساعات مختلف روز با افت فشار و قطعی آب مواجه شد؛ اتفاقی که در ابتدا موقتی به نظر میرسید، اما حالا گزارشهای محلی از برخی نقاط استان تهران، تصویری نگرانکنندهتر ارائه میکنند؛ آب دیگر فقط یک مشکل خدماتی نیست، بلکه به منشأ تنشهای اجتماعی، درگیریهای محلی و حتی جنایی تبدیل شده است.
یکی از این نقاط، شهرستان پیشوا در جنوبشرق استان تهران است؛ منطقهای که تا ۱۶ سال پیش بخشی از ورامین محسوب میشد و امروز مجموعهای از روستاهای پراکنده را در دل خود جای داده است. یکی از همین روستاها، شعیبآباد است؛ روستایی با حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر جمعیت که بخشی از ساکنانش را اتباع تشکیل میدهند. مردمی که به گفته اهالی، عمدتاً وضعیت اقتصادی متوسط رو به پایین دارند و سهم چندانی از منابع قدرت و ثروت منطقه نصیبشان نشده است.
اما حالا مسئله اصلی آنها نه اشتغال است و نه تورم؛ مسئله، «آب» است.
طبق گفته ساکنان روستا به رویداد۲۴، بحران آب در شعیبآباد دستکم چهار سال است آغاز شده، اما امسال وضعیت به نقطهای بحرانی رسیده است. هنوز تابستان به شکل رسمی آغاز نشده که آب روستا بیش از یک هفته قطع شده و زندگی روزمره مردم را مختل کرده است.
پاسخ مسئولان به مردم این بوده که یکی از چاههای آب منطقه خشک شده و امکان تأمین آب وجود ندارد. اما بسیاری از روستاییان این توضیح را قبول ندارند و معتقدند مسئله اصلی، توزیع ناعادلانه منابع آب و فروش امتیازهای آبی به قیمت گزاف به افراد خاص است.
بحران آب در این منطقه حالا فقط به کمبود آب محدود نشده؛ بلکه تبدیل به نوعی بیاعتمادی گسترده نسبت به سازوکار توزیع منابع شده است. بسیاری از اهالی معتقدند آب به شکل رانتی در اختیار گلخانهها، دامداریها و برخی صاحبان باغ قرار گرفته و سهم روستاها عملاً قربانی این چرخه شده است.
رضا غیاثی، یکی از اهالی روستا، به رویداد۲۴ میگوید: «تمام کارمندان اداره آب مال طارندبالا هستند که آبها را میفروشند و هر امتیاز آبی ۷۰۰ میلیون میگیرند. آب را به گلخانهدارها میدهند. ما هرچه به رئیس سازمان آب اعتراض میکنیم، میگوید نمیتوانم برخورد کنم. بهانه آوردهاند که یک چاه آب خشک شده است، اما چرا روستاهای دیگر آب دارند؟ نصف ده ما آب دارد، نصف ده آب ندارد. از ساعت ۳ صبح تا ۷ و نیم حتی با پمپ هم یک قطره آب نمیآید. ما درگیر یک مشکل منطقهای هستیم و دعواهای میان روستاها باعث این مشکل شده است. اینجا باغدارهایی داریم که از تهران آمدهاند و با آب شرب، باغشان را آب میدهند. جالب است که گفتهاند اگر به بحران رسیدیم همین سهمیه آب ۷۰۰ میلیونی را قطع میکنیم.»
یکی دیگر از ساکنان روستا که نخواست نامش فاش شود، میگوید: «بیآبی این منطقه مربوط به الان نیست؛ از چهار سال پیش شروع شده است. به دلیل توزیع نامتناسب آب و فروش آن با قیمتهای بالا به باغات و دامداریها، روستاها بدون آب ماندهاند. ما هرچه پیگیری میکنیم که آب این مناطق را قطع کنند، هیچ اقدامی نمیشود. الان حدود دو هفته است که روستا آب ندارد. توزیع ناعادلانه هم به باور برخی، به واسطه دست بالای روستاهای اطراف در اداره آب است.»
در شعیبآباد، زندگی حالا با تانکر میگذرد. آب شرب روستا را یا خود مردم تهیه میکنند یا دهیاری با امکانات محدودش تلاش میکند بخشی از نیازها را پاسخ دهد. وعدههای مسئولان برای وصل شدن آب هم تقریباً هر روز تکرار میشود، اما هنوز خبری از بازگشت آب نیست.
یکی دیگر از اهالی میگوید: «ما هر سال تابستان این مشکل را داریم. باید فرماندار و بخشدار را ببینیم تا آب وصل شود. امسال بهانه آوردهاند که چاه خشک شده است. آیا امتیاز آب باید اینقدر گران و رانتی باشد؟ اداره آب و فاضلاب پیشوا میگویند مردم را سر ما نفرستید، تا ظهر آب را وصل میکنیم، اما پیگیری نمیکنند. چند روز است مدام بهانه میآورند. حتی با تانکر هم آب نرساندهاند..».
اما عجیبترین بخش ماجرا، به اتفاقی بازمیگردد که حالا در روستا همه دربارهاش حرف میزنند: یک قتل.
قتل به خاطر آب؟
طبق روایتهای محلی، چندی قبل یکی از مأموران اداره آب برای بررسی کنتور وارد خانهای در روستا میشود. بعد از آن، روایتها ضد و نقیض میشوند. برخی میگویند مأمور اداره آب با یکی از اعضای خانه درگیر شده و آن فرد بعداً به قتل رسیده است. برخی دیگر میگویند ورود بدون اجازه مأمور به خانه، باعث عصبانیت خانواده شده و ماجرا بعدتر در اداره آب به درگیری کشیده است؛ جایی که یکی از اهالی روستا در جریان یک نزاع فیزیکی با ضربه چاقو کشته شده است.
با وجود روایتهای مختلف، هنوز تصویر دقیقی از جزئیات این قتل وجود ندارد. آنچه تا این لحظه روشن شده این است که قتل، مستقیماً به قطع آب مربوط نبوده و بیشتر ریشه در یک درگیری محلی داشته است؛ اما در روستایی که هفتههاست آب ندارد، حتی یک مشاجره ساده هم خیلی زود میتواند به خشونت ختم شود.
شعیبآباد امروز فقط یک روستای بیآب در حاشیه تهران نیست؛ تصویری است از بحرانی که آرامآرام از مرزهای جغرافیایی مناطق محروم عبور کرده و حالا به نزدیکی پایتخت رسیده است؛ بحرانی که اگر جدی گرفته نشود، شاید فردا دیگر فقط مسئله «قطع آب» نباشد.


