چرا ایران خاک امارات و کویت را به توبره کشید؟

رویداد۲۴ | در روزهای ابتدایی جنگ ظاهرا به نظر میرسید کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تلاش میکنند خود را بیرون از میدان نبرد نشان دهند و حتی رسماً اعلام کردند اجازه استفاده از خاک و حریم هواییشان برای حمله به ایران داده نشده، اما روند جنگ بهتدریج همهچیز را تغییر داد.
ایران خیلی زود امارات و کویت را نه صرفاً «همسایه»، بلکه بخشی از ماشین جنگی آمریکا و اسرائیل تلقی کرد؛ برداشتی که به موجی از حملات موشکی، پهپادی و حتی حمله به زیرساختهای حیاتی این کشورها منجر شد.
اکنون دو گزارش مهم، تصویری روشنتر از این استراتژی ایران ارائه دادهاند؛ استراتژیای که همزمان بر «فشار نظامی»، «هزینهسازی اقتصادی» و «وادار کردن شیخنشینها به فاصله گرفتن از آمریکا» استوار بود.
کویت؛ خط مقدم پنهان جنگ
گزارش «ریسپانسیبل استیتکرفت» نشان میدهد کویت پس از امارات، بیشترین حجم حملات ایران را تجربه کرده است. تنها تا ۲۳ مارس، ایران بیش از ۱۰۶۱ موشک و پهپاد به سمت کویت شلیک کرده بود؛ حملاتی که فراتر از پایگاههای نظامی آمریکا، فرودگاه اصلی کویت، مراکز انرژی، خطوط برق و حتی تأسیسات آبشیرینکن را هدف گرفتند.
دلیل اصلی این حجم از حملات، حضور حدود ۱۳ هزار نیروی آمریکایی در خاک کویت بود. تهران معتقد بود پایگاههای آمریکا در کویت، عملاً بخشی از اتاق عملیات جنگ علیه ایران هستند و هرگونه حمله هوایی یا موشکی آمریکا میتواند از همین کشور انجام شود.
در نتیجه، ایران تلاش کرد با حمله مستقیم، کویت را وادار کند دستکم استفاده آمریکا از پایگاهها و حریم هواییاش را محدود کند.
اما کویت برخلاف مواضع اولیهاش، در هفتههای بعد به آمریکا اجازه داد از تأسیسات این کشور برای حملات موشکی استفاده کند؛ تصمیمی که عملاً کویت را وارد مرحله تازهای از جنگ کرد.
ایران در واکنش به این تصمیم کویتیها بیکار ننشست و در اقدامی که «حداقل در ۶۰ سال اخیر بیسابقه» بوده است، جنگندههای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با عبور از لایههای پدافندی این کشور، پایگاههای آمریکا در منطقه از جمله تأسیساتی در کویت را هدف حملات مستقیم قرار دادند.
امارات؛ شریک پنهان اسرائیل در جنگ و حمله کننده مستقل
اما اگر کویت به دلیل حضور آمریکا هدف قرار گرفت، ماجرای امارات متفاوت بود.
گزارش والاستریت ژورنال فاش کرده که ابوظبی برخلاف مواضع علنیاش، در هفتههای جنگ دهها حمله هوایی علیه ایران انجام داده و حتی پس از اعلام آتشبس نیز این حملات ادامه داشته است.
طبق این گزارش، حملات امارات با هماهنگی مستقیم آمریکا و اسرائیل انجام شده و اهداف آن شامل بندرعباس، جزایر قشم و ابوموسی، پالایشگاه لاوان و مجتمع پتروشیمی عسلویه بوده است.
این گزارش همچنین نشان میدهد اسرائیل در طول جنگ، سامانههای گنبد آهنین و نیروهای نظامی خود را برای دفاع از امارات به این کشور اعزام کرده و حتی دهها نظامی اسرائیلی هنوز در خاک امارات حضور دارند.
به نوشته والاستریت ژورنال، مقامهای ارشد اسرائیلی از جمله بنیامین نتانیاهو، رئیس موساد و رئیس ستاد ارتش اسرائیل نیز طی جنگ بهصورت محرمانه به امارات سفر کردهاند تا درباره هماهنگی عملیات علیه ایران گفتوگو کنند.
در عمل، امارات از نگاه تهران دیگر صرفاً یک همسایه عربی نبود؛ بلکه بخشی از محور مستقیم عملیات ضدایرانی محسوب میشد.
گزارش وال استریت ژورنال تأکید میکند که توان واقعی امارات برای مقابله بلندمدت با ایران همچنان محل تردید است. هرچند ابوظبی در سالهای اخیر نشان داده تمایل بالایی به مداخله نظامی و استفاده از قدرت سخت دارد—از حمایت از شبهنظامیان در سودان و لیبی گرفته تا اعزام نیروهای مزدور به یمن—اما مقابله با کشوری مانند ایران، در ابعاد فعلی، چالش متفاوتی برای این کشور محسوب میشود.
والاستریت ژورنال مینویسد حملات امارات در مقایسه با بیش از ۲۰ هزار حملهای که آمریکا و اسرائیل انجام دادهاند، عمدتاً «نمادین» بوده است. با این حال، همین نقش نمادین نیز میتواند امارات را در آینده به هدف بزرگتری برای ایران و گروههای نزدیک به آن تبدیل کند.
در هفتههای اخیر، ایران به بندر نفتی فجیره حمله کرده و یک پهپاد شلیکشده از عراق نیز در نزدیکی نیروگاه هستهای امارات سقوط کرده است.
تهران چرا اینقدر خشن واکنش نشان داد؟
ایران در طول جنگ بارها اعلام کرد هر کشوری که خاک یا حریم هواییاش در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار گیرد، بخشی از میدان نبرد خواهد بود.
اما پشت این حملات فقط منطق نظامی وجود نداشت؛ تهران در تلاش بود نظم امنیتی خلیج فارس را نیز دچار شکاف کند.
حمله به امارات و کویت، در واقع تلاشی بود برای وادار کردن شیخنشینها به انتخاب میان دو گزینه:یا ادامه وابستگی امنیتی به آمریکا و تحمل هزینه مستقیم جنگ، یا فاصله گرفتن از ائتلاف ضدایرانی.
این استراتژی تا حدی موفق هم بود. عربستان سعودی که از گسترش جنگ وحشت داشت، در هفتههای بعد تلاش کرد امارات را برای کاهش حملات تحت فشار قرار دهد و همزمان مسیر دیپلماسی را فعال نگه دارد.
حتی امارات هم با وجود مواضع تهاجمی اولیه، در هفتههای اخیر بار دیگر به سمت دیپلماسی متمایل شده است. طبق گزارش وال استریت ژورنال، محمد بن زاید از جمله رهبران منطقهای بوده که در تماس با دونالد ترامپ، او را به دستیابی به توافق صلح با ایران تشویق کرده است.
جنگی که خلیج فارس را تغییر داد
جنگ اخیر فقط ایران و اسرائیل را روبهروی هم قرار نداد؛ بلکه برای نخستینبار، کل نظم امنیتی خلیج فارس را وارد مرحلهای تازه کرد.
کویت که سالها امنیت خود را بر پایه حمایت آمریکا بنا کرده بود، حالا فهمیده همین وابستگی میتواند آن را به خط مقدم جنگ تبدیل کند. امارات نیز اگرچه نقش تهاجمیتری ایفا کرد، اما اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض حملات مستقیم ایران قرار گرفته است.
در تهران هم به نظر میرسد نگاه جدیدی شکل گرفته؛ اینکه دوران مصونیت شیخنشینهای خلیج فارس به پایان رسیده و هر کشوری که بخشی از عملیات علیه ایران باشد، مستقیماً هزینه جنگ را پرداخت خواهد کرد.
حمله امروز به کویت، پس از حادثه سیریک، نشان داد این پیام هنوز تمام نشده است.


