تاریخ انتشار: ۰۸:۴۶ - ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

جواد خیابانی؛ مردی که اشتباهاتش را به برند شخصی تبدیل کرد

با اعلام بازنشستگی‌ جواد خیابانی، نام او بیش از آنکه با گزارش‌های درخشان گره خورده باشد، با مجموعه‌ای از لحظات نوستالژیک، تپق‌ها و اشتباهاتی به یاد آورده می‌شود که بخشی از حافظه جمعی فوتبال‌دوستان ایرانی شده‌اند

جواد خیابانی؛ مردی که اشتباهاتش را به برند شخصی تبدیل کرد

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- تصور مسابقات ورزشی بدون حضور چهره‌هایی مانند جواد خیابانی، عادل فردوسی‌پور، مزدک میرزایی و پیمان یوسفی دشوار است. در دهه شصت و سال‌های جنگ و ارزاق کوپنی، کسی توجه چندانی به ورزش و فوتبال نداشت. اگر هم بخش‌های کوتاهی از یک مسابقه فوتبال پخش می‌شد، هدف از تماشای آن لذت بردن نبود؛ مسابقات از تلویزیون پخش می‌شد تا مخاطبان از نکات فنی بازی بهره ببرند.

چنین فضای سرد و عبوسی، گزارشگران خاص خودش را می‌طلبید؛ گزارشگرانی محافظه‌کار که صرفاً جریان مسابقه را دنبال می‌کردند و چندان کاری به حاشیه‌ها نداشتند. از آن نسل، مجید وارث کمی بیش از گلیمش پا دراز کرد و هزینه آن را هم پرداخت. دهه شصت، دوران گزارشگرانی مانند اسکندر کوتی، عباس بهروان و جهانگیر کوثری بود؛ محافظه‌کاران اتوکشیده‌ای که فقط خوب بلد بودند بگویند «توی دروازه».

هنوز راه درازی در پیش بود تا به گزارشگران دهه هفتاد و هشتاد برسیم؛ به چهره‌هایی مانند عادل فردوسی‌پور و مزدک میرزایی. نسلی که حاشیه برایش به اندازه متن اهمیت داشت و بدون رودربایستی از نامزد جذاب دیوید بکهام تا بدلباسی کارلوس دونگا برای مخاطبان حرف می‌زد. برای آنها جنبه آموزشی مسابقه چندان مهم نبود؛ مهم این بود که بازی را طوری گزارش کنند که تماشاگر از دیدنش لذت ببرد.

این همان نسلی بود که به قول اسکندر کوتی، رنسانس گزارشگری فوتبال در ایران را رقم زد.

اما جایگاه جواد خیابانی در این میان کجا بود؟

خیابانی را می‌توان حلقه واسط این دو نسل دانست؛ گزارشگری که به اندازه اسکندر کوتی و عباس بهروان مرتب و محافظه‌کار بود، اما در عین حال بلد بود در لحظه‌های حساس، هیجانی کنترل‌شده به مخاطب منتقل کند.

نقطه اوج این رویکرد، گزارش تاریخی بازی ایران و استرالیا بود؛ گزارشی که با یک خاطره جمعی گره خورد و خیابانی را ماندگار کرد. کافی است صحنه گل دوم خداداد عزیزی را به یاد بیاوریم؛ هیجان خیابانی و استفاده به‌جای او از عبارت «غزال تیزپای فوتبال ایران» که تا امروز هم روی خداداد عزیزی مانده است. آن گزارش نشان داد خیابانی کارش را بلد است.

اما نکته غم‌انگیز ماجرا این بود که خیابانی انگار در همان بازی تمام شد. او در سال‌های بعد آن‌قدر گزارش‌های ضعیف انجام داد و آن‌قدر خودش را درگیر حواشی غیرضروری روی آنتن کرد که تماشاگران فوتبال، او را بیشتر با اشتباهات پرتعدادش به خاطر آوردند تا گزارش‌های گاه‌وبیگاه خوبی که انجام می‌داد.

جواد خیابانی کیست؟


بیشتر بخوانید:

چگونه الکلاسیکو را غیرقابل تماشا کنیم؟ نسخه صدا و سیما با رسم شکل | ۹۰ دقیقه تبلیغ، سانسور و اعصاب‌خردی

ابهام در پاکی فوتبالیست‌ها و حماسه‌ای دیگر از جواد | چرا خیابانی آئینه تمام نمای صدا و سیما امروز است؟

مزدک میرزایی کیست؟ | از اتهام خارج کردن آرشیو صداوسیما تا مهاجرت


جمشید خیابانی، مشهور به جواد خیابانی، متولد ۲۷ آبان ۱۳۴۵ در کرج است. او در سال ۱۳۵۱ به تهران آمد و شاگرد اول مدارس منطقه ۱۰ آموزش و پرورش تهران شد.

در کودکی به دلیل ابتلا به فلج اطفال با مشکلات حرکتی زیادی مواجه بود، اما با وجود این بیماری توانست در مسابقات دوچرخه‌سواری آموزشگاه‌های تهران در سال ۱۳۶۲ مقام نخست را کسب کند. فوتبال را نیز در سطح آموزشگاهی دنبال کرد و سال‌ها در پست دفاع چپ و دروازه‌بانی بازی کرد.

سال ۱۳۶۶، زمانی که دانشجو بود، به تیم فوتبال دانشجویان دعوت شد، اما اردوهای آن تیم هیچ‌گاه شکل نگرفت. خیابانی از سال ۱۳۷۱ وارد صداوسیما شد و خیلی زود به گروه ورزش راه پیدا کرد تا به یکی از شناخته‌شده‌ترین گزارشگران فوتبال ایران تبدیل شود.

او حتی یک بار هم هوس ورود به سیاست کرد و در سال ۱۳۹۴ برای انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه کرج اعلام کاندیداتوری کرد. صلاحیتش از سوی شورای نگهبان تأیید شد، اما یک ماه بعد به دلیل مشکلات شخصی از رقابت‌ها کنار کشید.

خیابانی شب گذشته در یک برنامه اینترنتی مربوط به جام جهانی، بازنشستگی خود را از صداوسیما اعلام کرد. این، خلاصه رزومه مردی است که ۳۶ سال در سازمان صداوسیما حضور داشت؛ مجری و گزارشگری که مدیران بسیاری را دید و آن‌قدر محافظه‌کار بود که توانست با همه آنها کار کند.

مدیران سازمان، محافظه‌کاری خیابانی را دوست داشتند و سرکشی و استقلال نسبی چهره‌هایی مانند فردوسی‌پور را نمی‌پسندیدند. به همین دلیل بود که جواد خیابانی را، با وجود اشتباهات ریز و درشت فراوان، حفظ کردند و فردوسی‌پور را کنار گذاشتند.

خیابانی هم البته به اندازه خودش قدرشناس بود. خوب بلد بود در زمان مناسب از مدیران دولتی تقدیر کند و مثلاً در دوره ریاست علی‌آبادی بر سازمان تربیت بدنی دولت احمدی‌نژاد، او را «پدر ورزش ایران» بنامد.

شاید بسیاری از خوانندگان با این حرف موافق نباشند، اما نگارنده معتقد است جواد خیابانی بسیار باهوش است.

او به خوبی می‌دانست که از نظر کیفیت گزارش فوتبال، توان رقابت با چهره‌هایی مانند فردوسی‌پور و مزدک میرزایی را ندارد و مدام اشتباه می‌کند و تپق می‌زند. به همین دلیل هوشمندانه همین اشتباهات را به بخشی از برند شخصی خود تبدیل کرد.

در برنامه‌های مختلف اجازه داد با اشتباهاتش شوخی کنند. این رویکرد باعث شد مخاطبان او را نه به عنوان یک گزارشگر دقیق، بلکه به عنوان چهره‌ای بامزه بپذیرند که می‌تواند با گزارش‌های عجیب و اشتباهاتش سرگرمشان کند.

در برنامه‌های تحلیلی هم به تدریج در قالب پیر فرزانه‌ای فرو رفت که مدام نصیحت می‌کند و درس اخلاق می‌دهد.

خیابانی اگر در کشوری با فوتبال حرفه‌ای و رسانه‌ای مستقل فعالیت می‌کرد، احتمالاً ظرف چند ماه اخراج می‌شد. اما چون اینجا ایران است و صداوسیما را مدیران محافظه‌کار اداره می‌کنند، او ۳۶ سال فرصت پیدا کرد تا پیرامون همین اشتباهات متعدد، هویت رسانه‌ای خودش را شکل دهد.

در نهایت هم تبدیل شد به جواد خیابانی؛ مردی که بیشتر از آنکه با گزارش‌های درخشانش شناخته شود، با اشتباهات پرتعدادش در حافظه جمعی ایرانیان مانده است. اشتباهاتی که آن‌قدر تکرار شدند تا به بخشی از نوستالژی مخاطبان تبدیل شوند.

خاطراتی که شاید همه آنها شیرین نباشند، اما بخشی از هویت نسل‌های مختلف فوتبال‌دوستان ایرانی‌اند؛ هویتی که می‌توان آن را نقد کرد، اما نمی‌توان از آن گریخت. شاید همین پیوند ناخواسته با حافظه جمعی ایرانیان است که باعث شده جواد خیابانی، با همه ضعف‌ها و اشتباهاتش، همچنان باقی بماند و به خاطره تبدیل شود.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما