پشت پرده عصبانیت مخالفان توافق؛ چرا حملات تندروها متوقف نمیشود؟
رویداد۲۴| هنوز جوهر تفاهمنامه ایران و آمریکا خشک نشده که جدال بر سر آن وارد مرحله تازهای شده است. اگرچه توافق با حمایت و تأیید بالاترین سطوح حاکمیت به سرانجام رسید و رهبر انقلاب نیز در پیام خود از آن به عنوان اقدامی در جهت تأمین منافع ملی و کاهش تهدیدات علیه کشور یاد کردند، اما بخشی از جریان سیاسی موسوم به «پایداری» نه تنها از مخالفت با آن دست نکشیده، بلکه حملات خود را به شکلی سازمانیافتهتر ادامه میدهد. سخنان اخیر محمود نبویان در تلویزیون، تنها تازهترین حلقه از زنجیره واکنشهایی است که نشان میدهد ماجرا دیگر صرفاً اختلاف بر سر چند بند یک توافق یا نقد فنی متن آن نیست. پرسش مهم اینجاست که وقتی اصل توافق از سوی ارکان اصلی نظام پذیرفته شده، مخالفتهای پرهزینه و پرسر و صدا دقیقاً با چه هدفی دنبال میشود؟
از مخالفت با توافق تا جنگ بر سر روایت
در سیاست، گاهی دعوا بر سر یک تصمیم نیست؛ بر سر «روایت» آن تصمیم است. اکنون نیز به نظر میرسد بخش مهمی از کشمکشهای سیاسی نه درباره خود توافق، بلکه درباره این پرسش است که چه کسی باید صاحب روایت پیروزی باشد.
دولت مسعود پزشکیان توافق را محصول دیپلماسی، عقلانیت و گفتوگو معرفی میکند. حامیان دولت معتقدند خروج کشور از شرایط پرتنش ماههای اخیر و جلوگیری از گسترش درگیریهای منطقهای، مهمترین دستاورد این مسیر بوده است. در مقابل، منتقدان تندرو تلاش میکنند توافق را نتیجه مقاومت و فشار میدانی معرفی کنند تا سهم دولت در این موفقیت به حداقل برسد.
به بیان دیگر، نزاع امروز بیش از آنکه بر سر توافق باشد، بر سر «مالکیت سیاسی توافق» است.
بازندگان فضای پس از بحران
جریانهای سیاسی معمولاً در شرایط بحرانی امکان بیشتری برای بسیج نیروهای اجتماعی و سیاسی خود پیدا میکنند. در فضای تنش، تهدید خارجی و قطبیسازی، گروههایی که گفتمان آنها بر هشدار دائمی نسبت به دشمن و مخالفت با هرگونه مصالحه استوار شده، دست بالا را دارند.
اما توافق اخیر معادلات را تغییر داده است. کاهش نسبی تنشها، امید به بهبود وضعیت اقتصادی و بازگشت بحثهای معیشتی به صدر مطالبات عمومی، زمین بازی را عوض میکند. در چنین فضایی، دیگر نمیتوان همه مشکلات را به تهدید خارجی یا خطر جنگ گره زد؛ افکار عمومی بیش از هر چیز از مسئولان درباره تورم، اشتغال، سرمایهگذاری و کیفیت زندگی سؤال خواهد کرد.
از این منظر، بخشی از حملات اخیر را میتوان تلاشی برای جلوگیری از تثبیت فضای پس از توافق دانست؛ فضایی که میتواند توازن سیاسی موجود را دستخوش تغییر کند.
ماجرای نبویان؛ یک نشانه مهم
واکنش گسترده به اظهارات محمود نبویان و برخورد صداوسیما با عوامل برنامهای که این سخنان در آن مطرح شد، از یک جهت اهمیت ویژهای دارد. برای نخستین بار در مدتهای اخیر، بخشی از بدنه رسمی حاکمیت نیز ترجیح داد فاصله خود را با روایتهای تنشزا حفظ کند.
این اتفاق نشان داد که نگرانی نسبت به پیامدهای سیاسی و اجتماعی برخی مواضع، تنها محدود به دولت یا اصلاحطلبان نیست. حتی در میان نیروهای اصولگرا نیز این درک در حال شکلگیری است که کشور پس از تجربه ماههای پرتنش اخیر، بیش از هر زمان دیگری به آرامش و انسجام نیاز دارد.
به همین دلیل بود که واکنشها به سخنان نبویان تنها از سوی منتقدان سنتی جریان پایداری مطرح نشد و طیفهای مختلف سیاسی نسبت به آن موضع گرفتند.
پزشکیان از چه میترسد؟
در همین فضا، سخنان اخیر مسعود پزشکیان نیز قابل توجه است؛ جایی که رئیسجمهور از نگرانی خود نسبت به احتمال نارضایتی و اعتراضات اجتماعی سخن گفت. این اظهارات را نمیتوان صرفاً یک هشدار اقتصادی تلقی کرد. پزشکیان در واقع به واقعیتی اشاره کرد که بسیاری از تحلیلگران بر آن تأکید دارند؛ اینکه ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی تنها زمانی پایدار خواهد بود که مردم آثار توافق و تصمیمات کلان را در زندگی روزمره خود احساس کنند.
به همین دلیل است که هرگونه تلاش برای تشدید شکافهای سیاسی، ایجاد التهاب رسانهای یا زیر سؤال بردن مداوم مسیر توافق، میتواند به تضعیف سرمایه اجتماعی مورد نیاز برای عبور از بحرانهای اقتصادی منجر شود.
دعوای اصلی تازه شروع شده است
شاید مهمترین خطای تحلیلی این باشد که تصور کنیم با امضای توافق، مناقشه سیاسی پیرامون آن نیز پایان یافته است. واقعیت این است که دعوای اصلی تازه آغاز شده؛ دعوایی بر سر آینده سیاست در ایران، بر سر اینکه کدام جریان سیاسی پرچمدار دوران پس از توافق خواهد بود و چه روایتی از این مقطع تاریخی در ذهن جامعه ثبت میشود.
در چنین شرایطی، حملات تندروها را نمیتوان صرفاً واکنشی به چند بند یک تفاهمنامه دانست. آنچه امروز در عرصه سیاسی ایران جریان دارد، بیش از هر چیز رقابتی بر سر آینده است؛ آیندهای که توافق ایران و آمریکا میتواند توازن نیروها، اولویتهای جامعه و حتی آرایش سیاسی کشور را دگرگون کند.
از همین رو، شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که چرا تندروها با توافق مخالفاند؛ بلکه باید پرسید آنها از فضای پس از توافق چه هراسی دارند؟ پاسخ این سؤال، احتمالاً بسیاری از تحولات سیاسی روزهای آینده را توضیح خواهد داد.