حماسهسازی به سبک رسانه ملی؛ از اغراق ورزشی تا منبر وطنپرستی | چرا مردم دیگر خطابههای میثاقی و رفقا را باور نمیکنند؟

رویداد۲۴| تیم ملی ایران شنبه شب در دومین بازی خود در جام جهانی به مصاف بلژیک رفت و با ارائه یک بازی خوب و منطقی موفق شد از بلژیک پرمهره یک تساوی ارزشمند در مسیر صعود به دور بعدی جام جهانی کسب کند. با این حال اقدامات و اظهارات جوگیرانه مجریان صداوسیما و همینطور گزارشگر بازی و در ادامه سلسله گزارشهای رسانههای رسمی از جمله خود رسانه فدراسیون برای اقناع مردم که این نتیجه یک «حماسه» بوده دوباره باعث دلزدگی بخشی از مخاطبان شده است.
حماسه یعنی چی؟
چندین سال است صداوسیما تلاش میکند با برجسته کردن برخی موفقیتهای ورزشی انرژی مثبت به جامعه تزریق کند و به صورت غیر مستقیم بخشی از کاستیها و مشکلات کشور را به این شکل سفیدشویی کند. کافی است به حافظه کوتاه مدت خود رجوع کنیم تا انواع و اقسام جملات قصار و تمجیدهای اگزجره بعد از هر مدال یا پیروزی ورزشی را به خاطر بیاوریم. کافی است فلان ورزشکار در مسابقهای آسیایی یا جهانی مدال بگیرد تا صداوسیما پلی لیست موزیکهای حماسی اش را بیرون بکشد. طرف نهایت سه، چهار تا ورزشکار را شکست داده و تلویزیون میخواند «مثل سیاوش تنها بگذر از این آتش ها...»
این رفتارها باعث تقلیل معنای کلمه حماسه، تاریخسازی و عباراتی از این دست شده است. حماسه آن چیزی است که با افسانه و شخصیتهای برتر از لحاظ معنوی و مادی آمیخته و گاها سرنوشت یک ملت را تغییر میدهد نظیر حماسه آرش، حماسه سیاوش، یادگار زریران و.... تاریخسازی هم یعنی عملی که تا قبل از آن در طول تاریخ سابقه نداشته است.
بیشتر بخوانید: سناریوهای صعود تیم ملی به مرحله حذفی جام جهانی ۲۰۲۶
البته اشکالی ندارد که برای برخی موفقیتهای ورزشی باونکردنی از این لفظ استفاده کنیم، اما استفاده مکرر از آن باعث بی معنایی اش میشود. مثلا همین تساوی ایران مقابل بلژیک چه نسبتی با حماسه دارد؟ اول از همه ایران سابقه کسب تساوی مقابل تیمهای بزرگ جهان را داشته و در ضمن در همین تورنمنت فعلی جام جهانی بسیار تیمهای سطح پایینتر موفق شدهاند تیمهای بزرگ را متوقف کنند. ایا واقعا برد در یک مسابقه کشتی یا کسب تساوی با بازی دفاعی جلوی تیم رده دهمی دنیا با گذشتن از آتش آن هم به تنهایی برابر است؟
شما کی هستید که به ما درس وطن پرستی میدهید؟
یکی دیگر از اقدامات روی اعصاب مجریان و گزارشگران که به شدت در بازی ایران مقابل و بلژیک به چشم آمد جملات خطابه طور میثاقی و حافظ کاظمی و سپس عباس قانع گزارشگر بازی بود. این افراد جوری در مورد وطن و پرچم و عشق به خاک و علاقه به تیم ملی حرف میزنند آن هم به شکل دانای کل که انگار ما این موارد را بلد نیستیم و نیاز هست یک نفر آنها را به ما آموزش بدهد. یک نفر هم نیست به این دوستان بگوید مردم ایران صدها سال است پای آب و خاک و پرچم کشورشان ایستادهاند و در دوران معاصر تیم ملی را حمایت کردهاند. لازم نیست شما هرچند روز یک بار اول برنامه، ابتدای شروع مسابقه، وسط بحث کارشناسی روی منبر بروید و نصیحتمان کنید که چی آفات است و چی اضافات و چی مکافات.
این افراد مخصوصا خود میثاقی تلاش میکنند با برخی عبارات تکرار شونده جریان سازی کنند. مخصوصا با استفاده از غزل معروف فاضل نظری شاعر محبوب حاکمیت و صداوسیما. شعری که این روزها توسط همین افراد آنقدر جا و بیجا به کار برده شده که حد مصرفش گذشته و دیگر بی معنی به نظر میرسد.
جهان دار مکافات است!
اما چرا این جملات چه در بزرگنمایی موفقیتهای ورزشی مخصوصا همین تساوی آخر یا منبر رفتنهای امثال میثاقی و کاظمی و قانع خریدار ندارد و جریان ساز نمیشود؟
بیشتر بخوانید: خلاصه بازی ایران و بلژیک
دلیل اصلی اش این است که بخش قابل توجهی از مردم آنها را موجه نمیدانند. مخاطبان به صداقت این افراد شک دارند و از خودشان میپرسند از کجا معلوم کسی که مثلا در ماجرای عادل اینقدر راحت در عرض مدت کوتاه رنگ عوض کرده و از این رو به آن رو شده در مورد این موضوع چنین نکرده باشد؟ از خودشان میپرسند چرا این یکی ادا نباشد؟ فارغ از نکات مثبت و منفی شخصیت فردوسی پور شما چند سال پیش میگفتی عادل چنین است و چنان و دهانت جز به تمجید از این چهره رسانهای باز نمیشد و امروز در آنتن زنده تلویزیون او را به فحش ناموسی میبندی. رفتاری که نشان میدهد احتمالا منفعت است که رفتار شما را جهت دهی میکند نه اعتقاد قلبی.
برای همین است که کلاس آموزشی وطن شناسی و پرچم دوستی شما به دل نمینشید. آری! به قول فاضل شاعر مورد علاقه شما دنیا دار مکافات است.
کلمات را دستمالی و بی معنی نکنید
لازم هست برخی کلمات را از دستمالی و مصرف هر روزه نجات دهیم تا زمانی که در جای درستشان استفاده میشوند مخاطب ترش نکند. برای این کار لازم است تمام افراد رسانهای در استفاده از کلمات دست و دلباز نباشند. همچنین نیاز هست مجریان و گزارشگران دست از حقنه کردن مفاهیم و تعابیر به مخاطب دست بردارند. آن چیزی که این روزها در ایام جام جهانی «اضافات» است همین تک گوییهای صداوسیمایی هاست.
این نادان فرض کردن مخاطب باید هر چه زودتر تمام شود. این منبر رفتن و آموزش دادن به مردم هم همینطور. هر تاخیری هم در این کار «آفات» بسیار دارد. مخاطب امروز بسیار باهوشتر و مطلعتر از آن است که بتوانیم با کلمات پرطمطراق ذهنش را تحت تاثیر قرار دهیم.