تصمیم جنجالی در مقطع حساس کنونی؛ تهران در آستانه به رسمیت شناختن طالبان است؟
رویداد۲۴| اظهارات اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، درباره وضعیت روابط ایران و افغانستان بار دیگر بحث درباره آینده مناسبات تهران و طالبان را به صدر اخبار آورد. بقایی در نشست خبری امروز خود گفت که «موضوع شناسایی رسمی دولت افغانستان شرایطی دارد که در مسیر آن قرار داریم»، اما تاکید کرد که روابط اقتصادی، تجاری و کنسولی دو کشور تا زمان تصمیمگیری نهایی درباره این موضوع متوقف نخواهد شد.
او همچنین از سفر جلالزاده، معاون کنسولی وزارت خارجه، به کابل خبر داد و توضیح داد که روابط ایران و افغانستان به دلیل مرز طولانی، حضور میلیونها مهاجر افغانستانی در ایران، مناسبات اقتصادی و مسائل امنیتی، نیازمند تداوم همکاریهاست.
اما همین عبارت «در مسیر شناسایی» کافی بود تا دوباره این سوال مطرح شود که آیا تهران آماده برداشتن گام نهایی برای پذیرش رسمی حکومتی است که هنوز بخش بزرگی از جامعه جهانی آن را به رسمیت نشناخته است؟
طالبان؛ حکومتی که هنوز شناسایی جهانی ندارد
از زمان بازگشت طالبان به قدرت در مرداد ۱۴۰۰ پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، هیچیک از کشورهای بزرگ جهان حکومت این گروه را به صورت رسمی به عنوان دولت افغانستان به رسمیت نشناختهاند.
طالبان اگرچه در سالهای اخیر تلاش کرده روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با کشورهای منطقه گسترش دهد، اما همچنان با محدودیتهای جدی بینالمللی روبهرو است. مسائل مربوط به حقوق زنان، محدودیتهای آموزشی و اجتماعی، نحوه اداره سیاسی کشور و نگرانیهای امنیتی، از مهمترین دلایلی است که بسیاری از دولتها را از شناسایی رسمی آن باز داشته است.
حتی کشورهایی که روابط نزدیکی با کابل دارند، در بسیاری موارد سطح روابط خود را در چارچوب تعاملات عملی و دیپلماتیک نگه داشتهاند، نه شناسایی رسمی.
در چنین شرایطی، تصمیم احتمالی ایران برای شناسایی طالبان میتواند اقدامی مهم در سطح منطقهای تلقی شود؛ اقدامی که موافقان آن بر ضرورت واقعگرایی در سیاست خارجی و مخالفان آن بر پیامدهای سیاسی و حقوقیاش تاکید میکنند.
رابطه تهران و طالبان؛ از دشمنی تاریخی تا تعامل ناگزیر
رابطه ایران با طالبان همیشه خطی مستقیم و بدون تنش نبوده است. در دهه ۷۰ خورشیدی، زمانی که طالبان برای نخستین بار بخش بزرگی از افغانستان را تحت کنترل گرفتند، تهران از مخالفان جدی این گروه بود. نقطه اوج اختلافات دو طرف، ماجرای کشته شدن دیپلماتهای ایرانی در کنسولگری ایران در مزارشریف در سال ۱۳۷۷ بود که روابط دو طرف را تا آستانه رویارویی نظامی پیش برد.
اما پس از سقوط دولت افغانستان در سال ۱۴۰۰ و بازگشت طالبان به قدرت، شرایط تغییر کرد. ایران با وجود تاکید بر ضرورت تشکیل حکومتی فراگیر در افغانستان، سیاست تعامل با حاکمان جدید کابل را در پیش گرفت؛ سیاستی که مقامهای ایرانی آن را ناشی از واقعیتهای جغرافیایی و منافع ملی میدانند.
مرز بیش از ۹۰۰ کیلومتری، مسئله مهاجران افغانستانی، تجارت، امنیت شرق ایران و موضوعاتی مانند مبارزه با قاچاق مواد مخدر از جمله عواملی است که تهران را به حفظ ارتباط با طالبان واداشته است.
از حضور در مراسم تهران تا حاشیههای پرچم و سرود ملی
تعامل ایران با طالبان در سالهای اخیر بارها خبرساز شده است. یکی از تازهترین نمونهها، حضور هیاتی از طالبان در مراسم وداع با پیکر رهبر شهید در تهران بود؛ حضوری که بازتاب گستردهای داشت و با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد.
حضور نمایندگان طالبان در چنین مراسمی برای برخی نشانهای از نزدیکی بیشتر تهران و کابل تلقی شد، در حالی که منتقدان پرسیدند آیا این سطح از تعامل، مقدمهای برای تغییر سیاست ایران در قبال شناسایی طالبان است؟
این البته نخستین حاشیه میان ایران و طالبان نبود. پیش از این نیز رفتارهای طالبان در برخی برنامههای رسمی در تهران باعث اعتراض شده بود. از جمله در سالهای گذشته، انتشار تصاویری از بیتوجهی یا رفتار نامناسب برخی اعضای طالبان نسبت به نمادهای ملی ایران، از جمله پرچم و سرود جمهوری اسلامی، واکنشهای منفی در ایران به دنبال داشت.
این اتفاقات در کنار سابقه تنشهای تاریخی، باعث شده بخشی از افکار عمومی نسبت به عادیسازی سریع روابط با طالبان نگاه انتقادی داشته باشد.
اختلاف بر سر آب؛ پروندهای که هنوز باز است
در کنار مسائل سیاسی، یکی از مهمترین چالشهای تهران و کابل در سالهای اخیر مسئله آب بوده است. اختلاف ایران و افغانستان بر سر حقابه هیرمند، موضوعی قدیمی است که پس از روی کار آمدن طالبان نیز ادامه پیدا کرد.
ایران بارها اعلام کرده بر اساس معاهده ۱۳۵۱ حقابه مشخصی از رود هیرمند دارد و خواستار اجرای کامل این توافق شده است. با این حال، مقامهای ایرانی در مقاطع مختلف از کاهش ورود آب به مناطق شرقی کشور و مشکلات ناشی از آن انتقاد کردهاند.
رفتار طالبان در موضوع آب، یکی از محورهای انتقادی در ایران بوده است. منتقدان میگویند در حالی که تهران برای حفظ روابط همسایگی تلاش کرده، کابل در برخی موارد همکاری لازم را نشان نداده و حتی مواضعی اتخاذ کرده که از نگاه افکار عمومی ایران، همراه با نوعی بیاعتنایی بوده است.
مزیتهای اقتصادی در برابر هزینههای سیاسی
موافقان ادامه تعامل با طالبان معتقدند ایران نمیتواند نسبت به تحولات کشوری که صدها کیلومتر مرز مشترک با آن دارد بیتفاوت باشد. تجارت، امنیت مرزی، کنترل مهاجرت و جلوگیری از فعالیت گروههای مسلح از جمله دلایلی است که تهران را به حفظ کانال ارتباطی با کابل سوق میدهد.
اما منتقدان معتقدند تعامل با طالبان نباید به معنای چشمپوشی از رفتارهای این گروه یا شناسایی عجولانه آن باشد. آنها تاکید دارند که به رسمیت شناختن یک حکومت، فراتر از برقراری رابطه اقتصادی و کنسولی است و پیام سیاسی مهمی در داخل و خارج از کشور دارد.
از نگاه این گروه، ایران باید پیش از هر تصمیمی درباره شناسایی رسمی طالبان، تضمینهایی درباره مسائل امنیتی، حقوق اتباع ایرانی، حقابه هیرمند و همچنین وضعیت حقوقی و سیاسی مردم افغانستان دریافت کند.
تصمیمی میان واقعیتهای منطقه و ملاحظات سیاسی
تهران اکنون در موقعیتی قرار دارد که از یک سو نمیتواند همسایه شرقی خود را نادیده بگیرد و از سوی دیگر، شناسایی رسمی طالبان میتواند تبعات سیاسی قابل توجهی داشته باشد.
اظهارات اخیر وزارت خارجه نشان میدهد که موضوع شناسایی طالبان همچنان در دستور بررسی قرار دارد، اما زمان و شرایط آن مشخص نیست. ایران تاکنون راهی میانه را انتخاب کرده است؛ حفظ روابط عملی با کابل بدون اعلام رسمی شناسایی.
با این حال، اگر تهران در نهایت تصمیم به شناسایی طالبان بگیرد، این تصمیم نه فقط یک تغییر در روابط دوجانبه، بلکه بخشی از معادله بزرگتر منطقه درباره آینده افغانستان خواهد بود؛ معادلهای که در آن هنوز بسیاری از کشورها میان ضرورت تعامل با طالبان و نگرانی از ماهیت حکومت آن در حال حرکت هستند.