ردپای پایداری در فیلتر سایت فردوسیپور؛ ماجرا چیست؟
رویداد۲۴| هفته گذشته دوشنبه شب عادل فردوسی پور از فیلتر شدن سایت و اپلیکیشن فوتبال ۳۶۰ خبر داد و گفت «اجازه نمیدهند کار کنم». ابتدا به نظر میرسید این یک اقدام موقت است و طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت آینده مشکل حل خواهد شد، اما شنیدههای خبرنگار رویداد ۲۴ نشان میدهد، تازه دوشنبه قرار است به مدیران این رسانه اطلاع داده شود که ماجرا از چه قرار است. یعنی احتمالا خبری از بازگشایی مجدد این رسانه ورزشی نخواهد بود مگر اینکه از بخش دیگری از حاکمیت توصیه دیگری از راه برسد. آنچه در این یک این چند روز گذشته را میتوان ماکت کوچکی از شکل سیاست گذاریها و تقابلهای سیاسی دانست.
چرا کسی گردن نمیگیرد؟
فیلتر شدن یک رسانه در ایران اتفاق جدید و عجیبی نیست. حافظه جمعی مردم ایران پر است از نمونههای این چنینی. آنچه مورد عادل را ویژه کرده اول به خاطر همزمانی این اتفاق با درخواست یک مربی فوتبال بوده و دوم به خاطر ناشناس ماندن مرجع تصمیم گیر. در گزارش قبلی اشاره کردیم که کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه که زیر نظر دادستانی کل کشور فعالیت میکند مرجع اصلی تصمیم گیری در این زمینه است. با این حال طی چهار، پنج روز گذشته این نهاد توضیحی در مورد مسدود شدن سایت فوتبال ۳۶۰ ارائه نکرده است. از سمت دیگر مرکز رسانه قوه قضاییه به روزنامه اعتماد گفت «ما ارتباطی به فلیتر شدن سایت فردوسی پور نداریم». پیش از این ساترا یا همان سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر که زیر نظر صداوسیماست نیز اعلام کرده بود نقشی در این اتفاق نداشته است.
محدودیت برای رسانهها به صورت کلی تصمیمی غیرقابل دفاع است، اما اینکه کسی اعمال محدودیت را گردن نمیگیرد شاید از اصل موضوع هم نگران کنندهتر باشد. وضعیتی که نشان میدهد تصمیمات نه تنها در یک فضای شفاف و رسمی همراه با توضیح و سپس پاسخگویی گرفته نمیشود بلکه باید سرنخهای آن را در نهادهای موازی و غیرپاسخگو در ساختار قدرت جستوجو کرد. مثل بسیار اتفاق دیگر در این کشور که رخ میدهد، اما کسی مسوولیت آن را به عهده نمیگیرد. این وضعیت هم برای مردم غیرقابل قبول است هم برای نهادهای رسمی مسوول تاسف بار. مگر میشود یک مربی فوتبال بتواند برای یک رسانه پرونده بسازد و به خواست او فیلترینگ انجام شود آن هم بدون گردن گیری؟
همین چند روز گذشته که بحث بسته شدن کافههای مرکز شهر تهران داغ شده هیچ نهادی مسوولیت آن را نپذیرفته و در موردش توضیح رسمی نداده است؛ برخی میگویند به خاطر حجاب بوده و برخی دیگر معتقدند به خاطر پخش موزیک و اختلاط و البته مثل همیشه رسانههای اصولگرا با تکذیب همه چیز گفتند مشکلات صنفی باعث بسته شدن همزمان تعداد زیادی کافه در مرکز شهر تهران بوده است! وضعیتی آنقدر مبهم که مهدی چمران رئیس شورای شهر تهران را به گفتن جمله مبهمتر «اگر افراد بی حجاب به کافه بروند کافه خیلی کافه میشود» واداشت.
قانونگذاری رسانههای اصولگرا و تندرو برای کشور!
چپ به راست نویسی رسانههای اصولگرا و تندرو در ماجرای فیلترینگ سایت عادل فردوسی پور یکی دیگر از نکات قابل توجه این اتفاق بوده است. همانطور که گفته شد درست ۲۴ ساعت پس از اینکه امیر قلعه نویی سرمربی تیم ملی از مقامات خواست با رسانههای منتقد تیم ملی برخورد شود، سایت عادل از دسترس خارج شد. چند ساعت بعد رسانههای اصولگرای فارس و تسنیم به سرعت تلاش کردند دلیل فیلترینگ سایت فوتبال ۳۶۰ را تبیین کنند! این رسانهها که احتمالا میخواستند دلیل موجهی برای این اقدام بتراشند، اما دستشان خالی بود گشتند و گشتند تا بالاخره به علیرضا فغانی رسیدند.
بیشتر بخوانید: پشت پرده مسدود شدن سایت عادل فردوسیپور؛ اگر قوه قضاییه نبسته، کار کدام نهاد است؟
آنها نوشتند فیلترینگ سایت عادل ربطی به انتقاد او از قلعه نویی و درخواست سرمربی تیم ملی نداشته بلکه به خاطر دعوت از علیرضا فغانی بوده! سپس توضیح دادند، چون فغانی در جنگ ۱۲ روزه کنار ترامپ عکس گرفته و در روزهای ابتدایی جنگ دوم چند تا استوری از مخالفان سیاسی حاکمیت را بازنشر کرده عنصر نامطلوب بوده بنابراین دعوت از او باعث فیلتر شدن سایت فردوسی پور شده است. البته پیش از فیلترینگ سایت عادل رسانه خبرگزاری دانشجو وابسته به بسیج دانشجویی بابت حضور فغانی در برنامه عادل حسابی به فردوسی پور حمله کرده و از مقامات خواسته بود با این رسانه برخورد کنند. با این حال تغییری در وضعیت کاری سایت فوتبال ۳۶۰ پیش نیامد و عادل حتی با دعوت از علی دایی و کریم باقری گل نهایی برنامه اش را هم زد. فیلترینگ زمانی رخ داد که درست پس از حضور دایی و باقری و انتقادات آنها به قلعه نویی، سرمربی تیم ملی خواستار برخورد با رسانههای منتقد شد.
اگر آنچه تسنیم و فارس و سایر رسانههای اصولگرا و تندرو در مورد دلیل بسته شدن سایت عادل میگویند درست باشد یک امتیاز منفی دیگر برای نهادهای رسمی و تصمیم گیر درج خواهد شد. چرا که تا به امروز هیچ حکمی علیه فغانی در کشور صادر نشده و رسانه ها، هم درباره او صحبت میکنند هم گزارش مینویسند. فغانی تا همین لحظه به هیچ عنوان خط قرمز معرفی نشده است. اما اینکه چند رسانه تصور میکنند، چون خودشان با شخص یا جریانی زاویه دارند، پس آن افراد تبدیل به خط قرمز میشوند کاملا غیرقابل قبول است. قرار نیست کل کشور خودشان را با سلایق و نظریات چند رسانه خاص همسو کنند.
قلعه نویی در بغل پایداری چیهای متنفر از علی دایی
در ۴۸ ساعت بعد از فیلترینگ سایت عادل دو اتفاق جالب رخ داد. دولت اعلام کرد پیگیر رفع فیلتر سایت عادل فردوسی پور است و از آنطرف امیر قلعه نویی –فرد خواستار فیلترینگ سایت عادل- با حضور در کمیسیون فرهنگی مجلس با سردمداران جبهه پایداری جلسه برگزار کرد. در این جلسه امیرحسین ثابتی چهره تندروی مجلس با تقدیر و تشکر از قلعه نویی گفت تیم ملی ایران رکوردشکنی کرد و به خاطر بدشانسی از رسیدن به دور بعد بازماند. ثابتی همچنین با حمله به فردوسی پور گفت «او ذاتا خودتحقیر» است.
این همزمانیها به اضافه بخش دیگری از گزارش فارس و تسنیم درباره علت بسته شدن سایت عادل –آنجا که نوشتند فردوسی پور با تخریب مجری وطن پرست یعنی محمدحسین میثاقی باعث دوقطبی سازی شده- نشان از یک صف بندی کامل سیاسی میدهد. یک طرف دولت است و عادل فردوسی پور و علی دایی و حمایت افکار عمومی از آزادی رسانهها برای انتقاد؛ چه از تیم ملی چه از سرمربی چه از نهادهای رسمی کشور و آن طرف امیر قلعه نویی است و جبهه پایداری و صداوسیما. این تقابلی است که امروز در حوزههای بسیار مهمتر هم وجود دارد. همین دو، سه روز پیش بود که صداوسیما صحبتهای مسعود پزشکیان رئیس جمهور کشور درباره وضعیت جنگ و مذاکرات را سانسور کرد. کما اینکه قبلا همین کار را با محمدباقر قالیباف انجام داده بود.
امیر قلعه نویی با افتادن در بغل صداوسیماییها و پادیداری چیهای مشکل دار با دایی و فردوسی پور و هرچه که با اقبال عمومی مواجه است نشان داد مسیرش به چه سمتی است و چطور قرار است همچنان از خوان نعمت بهرهمند شود. از آن طرف میانه روها فهمیدند شاید حتی زورشان به سرپا نگه داشتن یک سایت فوتبالی نرسد چه برسد دخالت در تصمیم گیریهای کلان!
بسته شدن یک رسانه و آینده مردم
بسته شدن سایت فردوسی پور در روزهایی که کشور درگیر جنگ است و مشخص نیست چه نیروهایی در مورد ادامه مسیر کشور دخیل هستند نمادینتر به نظر میرسد. امروز که مشخص نیست چه کسی دستور فیلترینگ یک سایت ورزشی را صادر کرده، هیچ نهادی آن را گردن نمیگیرد، دولت مخالف است و پایداری چیها و تندروها از آن حمایت میکنند و مجری صداوسیما کیف میکند یک سوال بزرگ برای مردم به وجود میآید: اینکه در مورد مهمترین مسائل کشور که مستقیم به زندگی ۹۰ میلیون ایرانی مرتبط است هم همینطور تصمیم گیری میشود؟ با همه غیرقابل قبول بودن مسدود کردن یک سایت فوتبالی بابت انتقاد از سرمربی تیم ملی یا تقابل با یک مجری صداوسیما یا حتی دعوت از یک داور ایرانی باز آدم با خودش میگوید مساله آنقدر بغرنج نیست ولی اگر تصمیم گیری در مورد باقی مسائل هم با همین دست فرمان در حال جلو رفتن باشد چه؟