روزنامه نزدیک به قالیباف: هم تجمع مقابل وزارت اقتصاد خطرناک است، هم نسخه «لغو غنیسازی»
رویداد۲۴| روزنامه خراسان در یادداشتی به قلم مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به دو موضوع مطرحشده در روزهای اخیر درباره نحوه مواجهه با شرایط کشور پرداخت؛ نخست فراخوان تجمع مقابل وزارت اقتصاد و دیگری پیشنهاد لغو غنیسازی با هدف حفظ جان رهبر انقلاب.
زارعی در ابتدای یادداشت خود با اشاره به شرایط فعلی کشور نوشت: «امروز که ایران در معرض اشکال پیچیدهای از جنگ ترکیبی قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری باید میان «دلسوزی» و «دلسوزیِ مسئولانه و محاسبهشده» تفاوت بگذاریم.»
او درباره فراخوان تجمع مقابل وزارت اقتصاد توضیح داد: «در روزهای اخیر، در پی مشکلات و فشارهای اقتصادی، فراخوانی تحت عنوان گردهمایی مقابل وزارت اقتصاد با هدف مطالبهگری و اعتراض به وضعیت اقتصادی توسط برخی از دلسوزان منتشر شد؛ فراخوانی که البته بعداً لغو شد.»
به نوشته عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، اصل مطالبه برای بهبود شرایط اقتصادی قابل انکار نیست، اما مسئله اصلی، نحوه و زمان مطالبهگری است. او تأکید کرد: «اصل دغدغه برای بهبود وضعیت اقتصادی و مطالبه از مسئولان، نهتنها قابل انکار نیست، بلکه ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما پرسش اساسی این است که در چه شرایطی و با چه روشی باید مطالبهگری کرد؟»
زارعی در ادامه با اشاره به تجربه سالهای اخیر، درباره پیامدهای احتمالی تجمعهای خیابانی هشدار داد و نوشت: «تجربه سالهای اخیر نشان داده است که در شرایط خاص، تجمعهای خیابانی میتوانند از نقطه آغاز یک مطالبه مشخص، به بستری برای انباشته شدن نارضایتیها و سپس ورود عناصر و جریانهای دیگری تبدیل شوند که اساساً مسئلهشان اقتصاد و اصلاح امور نیست.»
او افزود: «بنابراین، نگرانی از چنین روشی، نفی مطالبهگری نیست؛ بلکه هشدار درباره پیامدهای ناخواسته یک روش در شرایط خاص است.»
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: «ممکن است یک فراخوان خیابانی با نیت اصلاح اقتصاد منتشر شود، اما جرقهای شود که دیگران آتش آن را روشن کنند؛ یا به تعبیر دقیقتر، ناخواسته جادهای را هموار کند که دشمن و شبکههای تخریبگر او از آن عبور کنند.»
زارعی سپس بر ضرورت مطالبهگری در چارچوبی مشخص تأکید کرد و نوشت: «کشور را نمیتوان با تحریک احساسات، تولید دوگانههای اجتماعی و انتقال مسائل پیچیده به خیابان اداره کرد. مطالبهگری باید وجود داشته باشد، اما مطالبهگری مسئولانه، عقلانی و در چارچوب منافع ملی؛ بهگونهای که راه اصلاح را باز کند، نه راه سوءاستفاده دشمن را.»
انتقاد از تقلیل منازعه ایران و غرب به موضوع غنیسازی
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در ادامه یادداشت خود به اظهاراتی درباره اولویت دادن جان رهبر انقلاب بر مسئله غنیسازی پرداخت و آن را نیز نوعی خطای محاسباتی توصیف کرد.
او نوشت: «اما در سوی دیگر، با نوع دیگری از خطای محاسباتی مواجهیم. در روزهای اخیر، سخنی مطرح شد که در آن چنین القا میشد که مسئله اصلی غرب با ایران، اساساً موضوع غنیسازی است و نباید آن را بر جان رهبری ترجیح داد.»
زارعی سپس این پرسش را مطرح کرد که آیا اختلاف ایران و غرب صرفاً به موضوع غنیسازی و تعداد سانتریفیوژها محدود میشود یا خیر و در پاسخ نوشت: «آیا واقعاً مسئله غرب با ایران فقط بر سر غنیسازی و تعداد سانتریفیوژهاست؟ اگر چنین بود، با حل یک پرونده فنی، میبایست بخش اصلی منازعه تاریخی ایران و آمریکا پایان مییافت. اما واقعیت این است که منازعه بسیار عمیقتر از یک موضوع فنی است.»
به نوشته او، «مسئله، صرفاً میزان غنیسازی نیست؛ مسئله اراده یک ملت برای استقلال، حفظ حاکمیت ملی و نپذیرفتن مناسبات تحمیلی قدرتهای بزرگ است.»
زارعی همچنین هشدار داد که تقلیل منازعه ایران و غرب به موضوعی فنی میتواند پیامدهای راهبردی داشته باشد: «تقلیل این منازعه به یک مؤلفه فنی، میتواند ما را در محاسبات راهبردی دچار خطا کند و حتی این تصور را به دشمن منتقل سازد که با فشار بیشتر، تهدید و ضربه میتوان اراده ایران را تغییر داد.»
هشدار درباره دو خطای محاسباتی
این نماینده مجلس در جمعبندی این بخش از یادداشت خود، دو رویکرد مورد بحث را متفاوت، اما دارای یک پیامد مشترک دانست و نوشت: «از این رو، دو روش متفاوت، اما در یک نقطه مشترکاند: هر دو، بدون توجه کافی به مختصات میدان، میتوانند برای کشور هزینه ایجاد کنند.»
او ادامه داد: «یکی ممکن است از مسیر هیجان اجتماعی و خیابانی، ناخواسته زمینه سوءاستفاده دشمن را فراهم کند و دیگری ممکن است با یک تحلیل سادهانگارانه از ماهیت منازعه، پیام ضعف به طرف مقابل مخابره کند.»
با این حال، زارعی تأکید کرد که نقد این رویکردها نیز نباید به قطبیسازی سیاسی منجر شود. او نوشت: «ما نباید در نقد جریانهای سیاسی، گرفتار محکومیتهای جهتدار، خائنخوانی و قطبیسازی شویم. جامعه امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، آرامش و حفظ سرمایه اجتماعی نیاز دارد.»
او در پایان با تأکید بر تفاوت میان داشتن نظر و اقدام در برابر مواضع رهبری نوشت: «اختلافنظر طبیعی است؛ اما تبدیل اختلافنظر به نفرت سیاسی و دوقطبیهای فرساینده، دقیقاً همان چیزی است که دشمن در جنگ ترکیبی به دنبال آن است.»
زارعی همچنین تأکید کرد: «میتوان نقد کرد، پرسید، پیشنهاد داد و حتی نسبت به سیاستی نگرانی داشت؛ اما وقتی موضعی صریح و روشن اعلام شده است، تبدیل نظر شخصی به کنشی برای مقابله با آن، دیگر صرفاً اختلافنظر نیست و میتواند به تضعیف انسجام تصمیمگیری ملی منجر شود.»