غلامحسین محمدی سرپرست سازمان تامین اجتماعی کیست؟ | غوره نشدهای که مویز شد

رویداد۲۴ | غلامحسین محمدی، سرپرست تازه سازمان تامین اجتماعی مسیر خود به سمت دستگاه های اجرایی را از انجمن اسلامی دانشگاه تهران آغاز کرد. او دبیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران در سال ۸۷ بود و با مدرک کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک و دکتری مدیریت از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. سوابق محمدی به گونه ایست که باید بیشتر او را یک فعال و چهره سیاسی در جوزه ارتباطات بدانیم تا یک مدیر اجرایی. بخش عمده فعالیتهای این مدیر جوان در حوزههای ارتباطاتی، مشاورهای و اداری بوده است. از جمله مسئولیتهای او میتوان به مدیریت مرکز ارتباطات شهرداری تهران، قائم مقامی سازمان بازنشستگی شهرداری تهران و مشاوره در برخی مجموعههای دولتی اشاره کرد؛ سوابقی که او را پیش از هر چیز بهعنوان یک مدیر حوزه رسانه و روابط عمومی در بدنه اجرایی معرفی میکند.
انتخاب یک مدیر جوان مساله مورد نقدی نیست اما آنچه در مورد انتخاب محمدی به عنوان سرپرست سازمان تامین اجتماعی اهمیت دارد، تجربه ناکافی و تخصص غیر مرتبط او با سازمان مهمی است که امروز در راس آن قرار گرفته است.
کارنامه مبهم در فنی و حرفهای؛ انحراف اعتبارات مسئولیت اجتماعی
با ورود احمد میدری به وزارت کار، محمدی در پاییز ۱۴۰۳ به عنوان رئیس سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور منصوب شد. مواضع و اظهارات عمومی او در این دوران، عمدتا حول محورهایی، چون لزوم توسعه مهارت محوری نیروی انسانی چرخیده است. با این حال، دوران حضور او در این سازمان خالی از ابهام و حاشیه نبوده است. یکی از مهمترین محورهای نقد به عملکرد وی، به نحوه جذب و هزینهکرد اعتبارات مسئولیت اجتماعی شرکتهای تابعه وزارت کار بازمیگردد.
موضوعی که برخلاف قانون تجارت و اصول حاکمیت شرکتی و حسب دستور و فشار زیاد میدری منابع کلان مسئولیت اجتماعی شرکتهای تابعه وزارت کار در اختیار سازمان فنی و حرفهای کشور قرار گرفت.
منابعی که برخلاف نظر رئیس جمهور میبایست با تمرکز بر مسائل زیرساختی آموزش و پرورش، تجهیز مدارس و رفع محرومیت آموزشی در کشور اجرا میشد. با سواستفاده از بند (ب) ماده ۲ آئین نامه مسئولیت اجتماعی شرکتهای دولتی از مسیر خود منحرف و به سمت سازمان آموزش فنی و حرفهای، یعنی مجموعه تحت مدیریت وقت غلامحسین محمدی سرازیر شد.
اقدامی که بدون ارائه گزارشهای شفاف، راستی آزمایی و اثربخشی درباره اهداف این بند درباره توانمند سازی نیروی انسانی با هدف شکوفایی توسعه محلی، کمک به توسعه کسب وکارهاى خرد و متوسط و خوداشتغالى و حمایت از توسعه و تجهیز هنرستانها و مراکز آموزش فنی وحرفهاى ومهارتی قابل بررسی نیست.
درواقع مشخص نیست در شرایطی که مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزشی و مهارت ورزی به دلیل شرایط جنگی در کشور غیر حضوری شده و با تعطیلیهای متعدد روبهرو بودند، این بودجههای هنگفت دقیقا صرف چه برنامههایی شده است؟ از سوی دیگر، هیچ گزارش شفافی ارائه نشده که نشان دهد تزریق این منابع تا چه میزان به بهبود نرخ اشتغال، ایجاد شغل واقعی و مهارتآموزی ملموس جویندگان کار انجامیده است.
انتصاب غیرتخصصی در ابرسازمان ۴۶ میلیون نفری
برکناری ناگهانی مصطفی سالاری و انتصاب غلامحسین محمدی به سرپرستی سازمان تأمین اجتماعی، این حواشی را به اوج رساند. این جابهجایی که در روز تعطیل رسمی و بدون اطلاعرسانی قبلی انجام شد، موجی از انتقادها را نسبت به سطح صلاحیت و سنخیت اجرایی او ایجاد کرد. سازمان تأمین اجتماعی با داشتن بیش از ۴۶ میلیون ذینفع و ابرچالشهای پیچیدهای مانند ناترازیهای عمیق مالی، مطالبات سنگین از دولت و مدیریت بنگاههای اقتصادی شستا، نیازمند متخصصی با سابقه عمیق در محاسبات بیمهای و مدیریت سرمایهگذاری، بنگاهداری و شرکتداری است.
در مقابل، انتصاب چهرهای که سوابقش عمدتا به امور ارتباطاتی محدود میشود، مصداق آشکار ترجیح روابط سیاسی و وفاداری بر شایستهسالاری ارزیابی شده و واکنشهایی را در پی داشت. تا حدی که «محمد مهاجری» عضو شورای اطلاعرسانی دولت خطاب به وزیر کار نوشت: «زشت است در دولت پزشکیان، روشهای عزل و نصب احمدینژادی را انجام میدهید. مگر کودتا است که در تعطیلات سه روزه آخر هفته، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی را شبانه و شتابزده کنار میگذارید؟ کودتای شبانه و شتابزده شما مشکوک نیست؟»
در همین خصوص خبرگزاری ایلنا نیز ضمن انتقاد شدید از عملکرد میدری وزیر کار در خصوص عزل شبانه سالاری نوشت: «دولت و شخص رئیسجمهور باید درباره علت و فرایند این تغییر، رعایت تشریفات قانونی، معیار انتخاب مدیر جدید و برنامه او برای مواجهه با ناترازی مالی، پرداخت مستمریها، بدهیهای درمانی و مطالبات سازمان از دولت، توضیحی روشن و مسئولانه ارائه کنند. جامعه تأمین اجتماعی حق دارد بداند چرا مدیریت مهمترین نهاد بیمهای کشور، آنهم در یکی از حساسترین مقاطع مالی و اجتماعی، به این شکل تغییر کرده است. سکوت یا ارائه توضیحی کلی، نه به ابهامات پایان میدهد و نه با اصول شفافیت و پاسخگویی دولت سازگار است.»
بازی سیاسی در آستانه استیضاح و تهدید سرمایههای بیمهشدگان
این انتصاب شتابزده، بیش از آنکه حاصل ارزیابیهای تخصصی باشد، به عنوان بخشی از بازیهای سیاسی احمد میدری در آستانه استیضاح برای حذف گزینههای احتمالی جانشینی تحلیل میشود. قرار گرفتن فردی با کارنامه مبهم در توزیع اعتبارات و بدون تجربه ساختاری در حوزه بیمه بر مسند بزرگترین سازمان کشور، نگرانیها را نسبت به تعمیق سوءمدیریت و به خطر افتادن سرمایههای بیننسلی بیمهشدگان به شدت افزایش داده است؛ و این انتصاب یاداوره ضرب المثلی است که میگوید: غوره نشده مویز شده!