تاریخ انتشار: ۱۷:۴۶ - ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید؛

«نمی‌دانستیم طعمه‌ایم» | روایت خواندنی خبرنگاران نیویورک‌تایمز از فرار مخفیانه ترامپ و نحوه پوشش خبری عملیات فریب

خبرنگاران نیویورک‌تایمز از شوک عملیات فریب و تعویض هواپیمای ترامپ در ترکیه درآمده‌اند و حالا به پرسش‌هایی درباره شکسته‌شدن اعتماد به کاخ سفید و نحوه گزارش دادن درباره یک عملیات امنیتی پاسخ می‌دهند؛ پرسش اساسی آنها این است که چرا جان کسانی که در هواپیمای طعمه بودند، در این عملیات نادیده گرفته شد؟

«نمی‌دانستیم طعمه‌ایم» | روایت خواندنی خبرنگاران نیویورک‌تایمز از فرار مخفیانه ترامپ و نحوه پوشش خبری عملیات فریب

رویداد۲۴ | ماه گذشته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ترکیه از پله‌های ایر فورس وان بالا رفت، برگشت و برای خبرنگاران دست تکان داد و سپس وارد هواپیما شد. چند ساعت بعد، وقتی هواپیما در بریتانیا فرود آمد، ترامپ از آن پایین آمد.

اما همان‌طور که رسانه‌ها و افکار عمومی این هفته فهمیدند، تمام این ماجرا یک عملیات فریب بود. ترامپ به‌طور مخفیانه از هواپیما خارج شده، داخل یک محفظه مخصوص حمل غذای هواپیما منتقل شده و سپس سوار یک جت نظامی شده بود. به گفته دو مقام ارشد آمریکایی، تهدیدی از سوی ایران علیه رئیس‌جمهور و ایر فورس وان باعث اجرای این عملیات شد.

جابجایی رئیس‌جمهور به دلایل امنیتی موضوع غیرمعمولی نیست. اما پنهان نگه داشتن ماجرا حتی پس از پایان خطر ــ از جمله از خبرنگارانی که ترامپ را پوشش می‌دهند و افرادی که ناآگاهانه مسافر هواپیمای «طعمه» بودند ــ پرسش‌هایی درباره حق مردم برای اطلاع از محل حضور رئیس‌جمهور و شیوه مدیریت این ماجرا از سوی دولت ایجاد کرده است.

نیویورک‌تایمز این هفته درباره این پرسش‌ها با داگ میلز، عکاس این روزنامه که آن روز داخل ایر فورس وان بود، ریچارد دبلیو. استیونسون، رئیس دفتر واشنگتن تایمز، و پیتر بیکر، خبرنگار ارشد کاخ سفید، گفت‌وگو کرده است.

نیویورک تایمز از خبرنگارانش پرسیده واکنش اولیه شان وقتی فهمیدید ترامپ آن روز مخفیانه از ایر فورس وان خارج و سپس دوباره سوار آن شده چه بود؟

ریچارد دبلیو. استیونسون می گوید: ما خودمان هم در حال گزارش‌گیری درباره این ماجرا بودیم. بنابراین وقتی واشنگتن‌پست گزارش اختصاصی خود را منتشر کرد، گروه کوچکی از خبرنگاران ما توانستند خیلی سریع خبر را تأیید و اطلاعات بیشتری به آن اضافه کنند.

با این حال، حتی اگر موضوع کاملاً غافلگیرکننده نبود، فکر کردن به آن همچنان تکان‌دهنده بود. مسائل بسیار جدی مطرح بود؛ از جمله ماهیت تهدیدی که کاخ سفید و سرویس مخفی را وادار کرد وارد چنین عملیات فریبی شوند و البته این پرسش که چرا و چگونه هواپیمایی مملو از کارکنان و خبرنگارانی که عمدتاً از ماجرا بی‌خبر بودند، به‌عنوان طعمه استفاده شد.

اولین نشانه؛ چرا همه پرده‌های ایر فورس وان پایین کشیده شد؟

داگ میلز عکاس نیویورک تایمز که در آن سفر همراه ترامپ و در هواپیمای طعمه بوده می گوید:  واکنش اولم شوک بود و بعد ناباوری. چطور این کار را کردند؟ چرا انجامش دادند؟ چطور من نفهمیدم چنین اتفاقی در حال رخ دادن است؟ واضح است که عملیات را خیلی خوب پنهان کرده بودند. اما نشانه‌هایی هم وجود داشت که، صادقانه بگویم، شاید من و خیلی‌های دیگر از کنارشان رد شدیم.

داگ می گوید نشانه های زمانی برایشان روشن که اول از همه، هنگام خروج از ترکیه به آنها گفتند پرده پنجره‌ها را پایین بکشند. آخرین بار که چنین اتفاقی برای من افتاده بود، زمانی بود که همراه رئیس‌جمهور اوباما به پایگاه هوایی بگرام در افغانستان رفته بودم. وقتی در بریتانیا دوباره سوار ایر فورس وان اهدایی قطر شدیم، خبرنگاران از ترامپ پرسیدند: «چرا فکر می‌کنید از ما خواستند پرده‌ها را پایین بکشیم؟» او از این سؤال کمی متعجب شد و بعد گفت: «خب، از من چنین چیزی نخواستند.»

او می گوید: حالا که به گذشته نگاه می‌کنیم، دلیلش روشن است: او اصلاً در هواپیمای ما نبود. کاش در مسیر بازگشت به آمریکا، وقتی برای توضیح دادن نزد خبرنگاران آمد، همان موقع می‌گفت: «بچه‌ها، آنجا تهدیدهای جدی وجود داشت. قبل از اینکه موضوع علنی شود باید درباره عملیاتی که انجام شد به شما توضیح بدهم.» از اینکه چنین چیزی نگفت ناامید شدم.

پیتر بیکر می گوید: اینکه فهمیدیم چنین اتفاقی افتاده و یک ماه کامل مخفی مانده بود واقعاً حیرت‌آور بود؛ آن هم در حالی که همه رسانه‌ها با جدیت درباره جایگزینی هواپیمای قدیمی با هواپیمای اهدایی قطر گزارش می‌دادند. گزارش کردن درباره اسرار، به‌ویژه در حوزه امنیت ملی، دشوار است و کاخ سفید تلاش کرده این کار را سخت‌تر کند؛ حتی تلاش کرده همکاران ما را درباره منابع گزارش‌های قبلی مربوط به هواپیما احضار قضایی کند. اما این ماجرا یادآوری می‌کند که گاهی پشت یک خبر، داستان دیگری وجود دارد و باید به کندوکاو ادامه داد.

سپس از خبرنگاران نیویورک تایمز پرسیده اند که بعد از انتشار خبر، برای روشن شدن ماجرا چه کردید؟ چه پرسش‌هایی داشتید؟

ریچارد می گوید: گزارش‌مان را روی چند سؤال اصلی متمرکز کردیم: تهدید علیه ترامپ چه بود و چقدر اعتبار داشت؟ دقیقاً چگونه این عملیات فریب را روی باند فرودگاه اجرا کردند؟ اینکه هواپیمایی پر از کارکنان و خبرنگاران عملاً به طعمه تبدیل شده بود، درباره این کاخ سفید و این رئیس‌جمهور چه می‌گوید؟ و چرا کاخ سفید تصمیم گرفت حتی مدت‌ها بعد از اینکه رئیس‌جمهور به جای امن رسیده بود، کل ماجرا را مخفی نگه دارد؟

چه کسانی در هواپیمای طعمه بودند؟

پیتر نیز اضافه می کند: برای من حیرت‌آور بود که با وجود این تهدید، باز هم ایر فورس وان را با وزیر خارجه، وزیر خزانه‌داری و کارکنان ارشد کاخ سفید به آسمان فرستادند؛ به‌علاوه گروه خبرنگارانی که معمولاً رئیس‌جمهور را همراهی می‌کنند. آنها عملاً به طعمه یا حتی اهداف بالقوه تبدیل شده بودند. سؤال‌هایی که بلافاصله به ذهنم رسید اینها بود:

۱. چه کسانی در هواپیمای طعمه ماندند؟ هواپیمایی که بعضی از همکارانم با شوخی آن را «هواپیمای شهدا» نامیدند.

۲. آیا آنها می‌دانستند رئیس‌جمهور داخل هواپیما نیست و خودشان سوار هواپیمایی شده‌اند که هدف قرار گرفته است؟

۳. آیا دولت اقدام امنیتی اضافه‌ای برای محافظت از هواپیمای طعمه انجام داده بود؟

۴. چرا اصلاً ایر فورس وان را زمین‌گیر نکردند، حداقل تا زمانی که رئیس‌جمهور مخفیانه از منطقه خطر خارج شود؟ بعد می‌توانستند اعلام کنند که او رفته تا هواپیمای اصلی دیگر به‌عنوان هدف دیده نشود، یا اینکه سرنشینان با وسیله دیگری به خانه برگردند.

ما پاسخ بخشی از سؤال اول را گرفتیم: مارکو روبیو، اسکات بسنت، استیون چونگ و استیون میلر داخل هواپیما بودند.

درباره سؤال دوم گفته شد که روبیو از ماجرا خبر داشته است.

اما برای سؤال‌های سوم و چهارم هنوز پاسخی نداریم.

سوال بعدی این است که خبرنگاران و مردم تا چه اندازه حق دارند از محل حضور رئیس‌جمهور مطلع باشند، حتی وقتی موضوع امنیتی مطرح است؟

داگ میلز می گوید: فکر می‌کنم مردم کاملاً حق دارند بدانند رئیس‌جمهور کجاست. از حالا به بعد همیشه درباره اعتبار حرف‌هایی که او یا کارکنانش به گروه خبرنگاران می‌گویند سؤال وجود خواهد داشت. بازسازی این اعتماد زمان می‌برد.

حتی چند روز پیش که به اوهایو رفتیم، یکی از سؤال‌های من از یکی از کارکنان این بود: «امروز او با ما پرواز می‌کند یا با هواپیمای دیگری؟»

مجبوریم چنین سؤال‌هایی را بپرسیم، چون شفافیت وجود نداشته است.

ریچارد نیز معتقد است باید چند موضوع را از هم جدا کرد. اول، در سفر هر رئیس‌جمهوری مسائل امنیتی واقعی وجود دارد. ما این مسائل را جدی می‌گیریم و معمولاً آماده همکاری با هر کاخ سفیدی هستیم. دوم، امنیت کسانی که همراه رئیس‌جمهور سفر می‌کنند مطرح است. طبیعتاً این مسئله برای ما اهمیت زیادی دارد و سوم، باید پروتکل‌های مورد توافقی وجود داشته باشد تا خبرنگارانی که در گروه خبری همراه رئیس‌جمهور سفر می‌کنند بدانند او کجاست و تا حد معقولی به فعالیت‌هایش دسترسی داشته باشند.

اما سوال مهمتر این است که چطور باید میان همه این عوامل تعادل برقرار کرد؟

ریچارد می گوید: باید میان امنیت و شفافیت تعادل برقرار باشد. می‌توان درباره اینکه دقیقاً این تعادل در هر لحظه باید کجا قرار بگیرد بحث کرد، اما در این مورد مشخص، شفافیت کاملاً کنار گذاشته شد و جای خود را به فریب آشکار داد. این یک سابقه بسیار بد است. و اینکه خبرنگاران و کارکنان بدون اطلاع خودشان در معرض یک تهدید بالقوه قرار گرفتند، موضوع را بسیار بدتر می‌کند.

پیتر اضافه می کند: همان‌طور که ریچارد گفت، ما بسیار مراقبیم امنیت رئیس‌جمهور به خطر نیفتد و در شرایط دشوار با دولت‌های هر دو حزب همکاری کرده‌ایم تا اطلاعاتی را که انتشار لحظه‌ای آن ممکن است رئیس‌جمهور را در معرض خطر قرار دهد منتشر نکنیم. در شرایط اضطراری همیشه نوعی اعتماد میان کاخ سفید و خبرنگاران درباره محل حضور رئیس‌جمهور وجود داشته است. 

جالب اینجاست که خبرنگار نیویورک تایمز معتقد است که از نظر آنها با وجود همه این مسائل،فوق‌العاده مهم است که هر زمان رئیس‌جمهور خارج از محیط‌های به‌شدت حفاظت‌شده کاخ سفید یا کمپ دیوید است، خبرنگاران همراه او باشند.

دلایلی که پیتر برای این اهمیت ذکر می کند، کلاس درسی برای گردش آزاد اطلاعات در همه کشورهاست. او می گوید: اول، سناریوی جان اف. کندی. خبرنگاران در سال ۱۹۶۳ در دالاس همراه جان اف. کندی بودند و توانستند بلافاصله درباره ترور او به کشوری که به اطلاعات مستقل و قابل اعتماد نیاز داشت گزارش دهند. دوم، سناریوی ۱۱ سپتامبر. خبرنگاران، از جمله داگ، در روز حملات تروریستی همراه جورج دبلیو. بوش بودند؛ زمانی که تصمیم‌گیری و ارتباطات رئیس‌جمهور در شرایط بحران اهمیت فوق‌العاده‌ای داشت.

آیا خبرنگاران درباره طعمه شدنشان با کاخ سفید یا مقام‌های دولت صحبت کرده اند؟

ریچارد می گوید: انجمن خبرنگاران کاخ سفید قبلاً این مسائل را با مقام‌های دولت مطرح کرده است. ما این گفت‌وگوها را از نزدیک دنبال می‌کنیم و هر جا لازم باشد وارد بحث خواهیم شد. من از زمان دولت کلینتون رؤسای‌جمهور را پوشش داده‌ام و در مسائل امنیتی همیشه نوعی اعتماد پایه‌ای میان خبرنگاران و کاخ سفید وجود داشته است.

او می گوید: در گذشته مثلاً پذیرفته‌ایم که سفر رئیس‌جمهور به مناطق جنگی را منتشر نکنیم. اما در آن موارد، خبرنگاران همراه رئیس‌جمهور بودند و به محض اینکه او و خودشان از خطر خارج می‌شدند آزاد بودند گزارش دهند. در این مورد، هیچ خبرنگاری همراه رئیس‌جمهور نبود و هیچ‌کس نمی‌دانست او در هواپیمای دیگری است. این فریب فقط زمانی علنی شد که واشنگتن‌پست خبر را افشا کرد.

داگ نیز می گوید با سه یا چهار نفر از کارکنان صحبت کرده و پرسیده: «شما چه فکر کردید؟» همه تقریباً گفتند: «خب، ما اصلاً نمی‌دانستیم چنین اتفاقی در حال رخ دادن است.» برخی کارکنان داخل هواپیما واقعاً خبر نداشتند. به ما گفته شده برخی دیگر اطلاع داشتند، اما درباره آن بسیار سربسته رفتار می‌کردند.

پیتر هم می گوید: به کاخ سفید ایمیل زده و درباره عملیات فریب و خطر احتمالی برای افرادی که در هواپیمای طعمه مانده بودند پرسیده است اما پاسخی دریافت نکرده است.

او می گوید: صحبت با کسانی که در دولت‌های قبلی کار کرده بودند جالب بود. بعضی‌ها گفتند اینکه مقام‌ها و خبرنگاران به چیزی شبیه «سپر انسانی» تبدیل شوند، غیرقابل قبول است. عده‌ای دیگر گفتند اگر با رئیس‌جمهور سفر می‌کنید، می‌دانید خطراتی وجود دارد؛ که البته تا حدی درست است. همه ما می‌دانیم اگر حادثه‌ای رخ دهد، خبرنگاران هم ممکن است وسط آتش گرفتار شوند.

پیتر خاطره ای از یکی از سفرهایش به همراه رئیس جمهور آمریکا در سال ۲۰۰۵ به تفلیس گرجستان تعریف کرده است. او می گوید همراه جورج دبلیو. بوش بوده که کسی نارنجکی به سمت او پرتاب کرده است. بسیار خوش‌شانس بوده که منفجر نشد.

با این حال او معتقد است تفاوت این مورد این بود که داگ و همکارانش که آن روز همراه ترامپ بودند، نمی‌دانستند سوار هواپیمایی شده‌اند که یک هدف مشخص روی آن قرار گرفته است.

داگ می گوید: ما رئیس‌جمهوری را پوشش می‌دهیم که چندین بار هدف سوءقصد قرار گرفته، از جمله در باتلر که خودم آنجا بودم. ما این شغل را با علم به این خطرات انتخاب کرده‌ایم. اما درباره تهدیدها علیه رئیس‌جمهور وارد دنیای تازه‌ای شده‌ایم. مدت زیادی است این کار را انجام می‌دهم و می‌دانم آسان‌ترین شغل دنیا نیست. منطقه جنگی هم نیست، اما کاملاً محافظت‌شده هم نیستیم.

او می گوید: قبلاً وقتی سوار ایر فورس وان بودم همیشه به خانواده‌ام می‌گفتم: «من داخل امن‌ترین هواپیمای جهان هستم.» دیگر نمی‌توانم این جمله را بگویم. واضح است که دیگر در امن‌ترین هواپیمای جهان نیستم، چون رئیس‌جمهور با تهدیدهای بسیار زیادی روبه‌رو است. ماموریت سرویس مخفی حفاظت از رئیس‌جمهور است، نه ما. همیشه این را می‌دانستم. اما احساس می‌کنم وقتی برگشتیم یا در مسیر بازگشت، باید حقیقت را به ما می‌گفتند.

ماجرای ادیت یک خبر قدیمی

گزارش اولیه نیویورک تایمز در ماه ژوئیه گفته بود ترامپ با ایر فورس وان از ترکیه خارج شده است. ریچارد می گوید: یکی از اولین کارهایی که انجام دادیم، به‌روزرسانی گزارش ماه گذشته بود که نوشته بود ترامپ با ایر فورس وان قدیمی از ترکیه خارج شده است. در ابتدای گزارشی که ۸ ژوئیه منتشر شده بود توضیحی اضافه کردیم که اطلاعات جدیدی به دست آمده و اینکه: «آقای ترامپ برخلاف آنچه گفته بود، با ایر فورس وان قدیمی از آنکارا خارج نشد.»

همچنین دوباره گزارش قبلی خود درباره نگرانی‌های امنیتی مربوط به هواپیمای جدید اهدایی قطر را بررسی کردیم؛ هواپیمایی که پس از انجام تغییرات سریع برای استفاده ترامپ به ناوگان ایر فورس وان اضافه شده بود.

به نظر ما گزارش مربوط به خطرهای امنیتی هواپیمای جدید با اطلاعاتی که حالا درباره عملیات فریب به دست آورده‌ایم همچنان معتبر است، هرچند برنامه خارج کردن رئیس‌جمهور از ترکیه بسیار پیچیده‌تر از چیزی بود که آن زمان می‌دانستیم.

خبرنگاران آمریکایی در مواجهه با اخبار محرمانه درباره امنیت رئیس‌جمهور چه می کنند؟

پیتر می گوید وقتی نگرانی امنیتی مشخصی وجود دارد همیشه آماده همکاری با کاخ سفید بوده‌اند؛ هرچند هرگز آگاهانه خوانندگانمان را گمراه نمی‌کنیم، اما ممکن است اطلاعاتی را که در اختیار داریم تا زمانی که رئیس‌جمهور در امنیت قرار نگرفته منتشر نکنیم.

او مثالی زده و می گوید: مثلاً وقتی جو بایدن در میانه جنگ به اوکراین رفت، پرواز امن نبود و مجبور شد با قطار سفری ۹ ساعت و نیمه تا کی‌یف داشته باشد. فقط دو خبرنگار همراهش بودند؛ یک خبرنگار وال‌استریت ژورنال و یک عکاس آسوشیتدپرس، تا بعداً برای بقیه ما گزارش دهند. این مدت زیادی است که یک رئیس‌جمهور عملاً از دسترس خارج باشد. ما همان موقع از سفر خبر داشتیم، اما تا زمانی که او به امنیت نرسید چیزی منتشر نکردیم.

او می گوید: با این حال، حتی در آن موارد هم انتظار داشتیم وقتی خطر فوری برطرف شد بتوانیم گزارش را منتشر کنیم. کاخ سفید تلاش نکرد موضوع را برای همیشه از ما مخفی نگه دارد.

داگ هم می گوید:در سفر بایدن به اوکراین عملیات بسیار مخفی بود. در ۱۱ سپتامبر نیز وقتی همراه بوش بودم، گروه خبرنگاران را از ۱۳ نفر به پنج نفر کاهش دادند و من یکی از آن پنج نفر بودم. اعتماد زیادی میان کاخ سفید و ما وجود دارد. ما انتشار عکس‌ها را به تعویق می‌اندازیم و فقط زمانی آنها را ارسال می‌کنیم که کاخ سفید اعلام کند می‌توانیم این کار را انجام دهیم؛ چون امنیت رئیس‌جمهور مطرح است. گروه خبرنگاران هر کاری بتواند انجام می‌دهد تا به قواعدی که برای حفاظت از رئیس‌جمهور تعیین می‌شود پایبند باشد.

او می گوید: من قبلاً هم در سفرهای محرمانه همراه رئیس‌جمهور رفته‌ام بدون اینکه حتی به سردبیرم بگویم. یک بار همراه رئیس‌جمهور در افغانستان فرود آمدم در حالی که سردبیرانم حتی نمی‌دانستند من آمریکا را ترک کرده‌ام. نمی‌خواهم این اعتماد را بشکنم. در تمام دولت‌هایی که با آنها کار کرده‌ام ــ بوش، کلینتون، دوباره بوش، اوباما، بایدن، ترامپ یا هر کس دیگری ــ چنین اعتمادی وجود داشته است و نمی‌توان آن را شکست. به همین دلیل از اینکه بعد از پایان ماجرا نیامدند و نگفتند چه اتفاقی افتاده، ناامید شدم.

از این ماجرا چه درسی برای ادامه پوشش خبری گرفتید؟

ریچارد می گوید: عملیات فریب بسیار پیچیده بود. ترامپ واقعاً از پله‌های ایر فورس وان قدیمی در ترکیه بالا رفت، برگشت و دست تکان داد و از در وارد هواپیما شد. وقتی هواپیما در انگلستان فرود آمد نیز ترامپ از آن پایین آمد. هیچ دلیلی نداشتیم شک کنیم که تمام مسیر را با همان هواپیما پرواز کرده است. اما نکرده بود.

او می گوید: تمام این ماجرا یادآوری کرد که درباره چیزهایی که می‌دانیم و نمی‌دانیم فروتن باشیم، سؤال‌های زیادی بپرسیم و زیاد بر اساس فرضیات جلو نرویم. خوب است هر خبرنگاری هر از گاهی این درس‌ها را به یاد بیاورد، نه فقط زمانی که درباره سفر رئیس‌جمهور گزارش می‌دهد.

پیتر هم اضافه می کند: این ماجرا یادآوری خوبی بود که وقتی با رئیس‌جمهور سفر می‌کنیم فقط چیزی را گزارش کنیم که واقعاً می‌دانیم و حتی ساده‌ترین چیزها را هم بدیهی فرض نکنیم. در گزارش‌های گروه خبرنگاران همراه رئیس‌جمهور، گاهی می‌نویسیم: «خبرنگار همراه شخصاً ندید که رئیس‌جمهور سوار هواپیما شود.» یا «ندید که سوار لیموزین شود.»

او می گوید: معمولاً فرض می‌کنیم این اتفاق افتاده، اما مراقبیم فرضیات به‌عنوان واقعیت گزارش‌شده ارائه نشوند. حالا بعد از این ماجرا باید حتی بیشتر مراقب باشیم که ممکن است در حال فریب خوردن باشیم.

آیا در آینده خبرنگاران همچنان سوار ایر فورس وان خواهند شد؟

ریچارد می گوید: بله. مطمئنم همچنان همراه رئیس‌جمهور سفر خواهیم کرد و به طور کلی همان‌طور که همیشه او را پوشش داده‌ایم، این کار را ادامه خواهیم داد. هیچ اتفاق منفردی، حتی اتفاقی با این ابعاد، ما را از این مأموریت منصرف نمی‌کند. همه کسانی که این کار را انجام داده‌اند می‌دانند خطراتی وجود دارد. اما همان‌طور که داگ گفت، درباره تهدیدها علیه رئیس‌جمهور و اطرافیانش وارد دنیای جدیدی شده‌ایم. دست‌کم درباره این دولت، باید همراه دیگر رسانه‌ها از کاخ سفید ارتباط و شفافیت بیشتری مطالبه کنیم. اعتمادی در این ماجرا شکسته شده و باید ترمیم شود.

داگ هم میگوید: دیگر نمی‌توانم آن جمله را بگویم که «داخل امن‌ترین هواپیمای جهان هستم.» اما آیا فکر می‌کنم هنوز باید این کار را انجام دهیم؟ قطعاً. این وظیفه ما به‌عنوان خبرنگار است. ما باید آنجا حضور داشته باشیم.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: دونالد ترامپ
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha