تاریخ انتشار: ۱۴:۵۳ - ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

آیا بی‌داد فیلم مهمی است؟ | جنجال‌های محصول سینمای زیرزمینی ایران

سهیل بیرقی آن زمانی هم که با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فیلم می‌ساخت، کارگردان متعارفی به حساب نمی‌آمد. آثار بیرقی همیشه در فهرست جنجالی‌ترین آثار سینمای ایران بود و حالا با بی‌داد، این کلکسیون کامل شده است.

آیا بی‌داد فیلم مهمی است؟ | جنجال‌های محصول سینمای زیرزمینی ایران

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: بیرقی کارش را از نوجوان و با نوشتن داستان کوتاه برای مجلات آغاز کرد. او حتی در ۱۶ سالگی فیلمنامه‌ای نوشت که مورد توجه یکی از کارگردانان سینمای ایران هم قرار گرفت تا ساخته شود؛ اما تمایل بیرقی برای کارگردانی فیلمنامه‌های خودش باعث شد تا این قرار به هم بخورد.

بیرقی از ۱۸ سالگی وارد عرصه فیلمسازی فیلم کوتاه شد. اولین فیلم کوتاهش را براساس یکی از داستان‌های کوتاه خودش ساخت. علاقه او به سینما باعث شد تا تحصیل در رشته مهندسی صنایع را رها کند و از سال ۱۳۸۴ وارد عرصه دستیاری کارگردانی شود. او در این مدت با کارگردانانی نظیر واروژ کریم‌مسیحی، رسول صدرعاملی، حسن فتحی، عبدالرضا کاهانی و بهرام توکلی همکاری کرد.

از دیگر فعالیت‌های بیرقی کارگردانی نمایش «چاله» براساس یکی از نوشته‌های خودش بود که با بازی اندیشه فولادوند، عمار تفتی و عاطفه نوری به مدت چهل و پنج شب در تماشاخانه موزه زمان روی صحنه رفت و در شهر‌های مختلف داخل و خارج ایران هم اجرا داشت.

بیرقی کارش در سینما را با ساخت فیلم اجتماعی «من» در سال ۱۳۹۴ آغاز کرد. داستان «من»، داستان زن خلافکار موزیسینی با بازی لیلا حاتمی بود که برای کسب درآمد به هر خلافی دست می‌زد. 

سال ۱۳۹۶ او فیلم جنجالی خودش بنام «عرق سرد» را کارگردانی کرد. یک درام ورزشی که شباهت‌هایی به ماجرای ممنوع الخروجی یکی از بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان داشت.

سومین فیلم بیرقی پیش از بی‌داد هم «عامه پسند» بود که داستان زن میانسالی را روایت می‌کرد که بعد از اینکه متوجه می‌شود همسرش به او خیانت کرده به شهر زادگاهش برمی‌گردد تا سبک زندگی خودش را تغییر دهد، اما تغییرات او چندان عامه پسند و مورد پسند جامعه نیست.

نقطه مشترک تمام فیلم‌های بیرقی ساختن فیلم درباره زنانی است که در چنبره عادت‌های غلط و نگاه سنتی جامعه ایران گرفتار شده‌اند و و این گرفتاری باعث شده تا از حقوق اولیه خود محروم و به شکل بی رحمانه‌ای توسط جامعه ایران قضاوت شوند. قضاوتی که در نهایت آنها را به سمت نابودی و گاهاً خود ویرانگری سوق می‌دهد. بیرقی حالا و بعد از چند سال با فیلم جنجالی بی‌داد به صدر اخبار برگشته و خبرساز شده است. فیلمی که بدون مجوز وزارت ارشاد و به صورت زیرزمینی ساخته شده و اولین نمایش خود را در خارج از مرز‌های ایران تجربه کرده است.

آیا بی‌داد فیلم مهمی است؟


بیشتر بخوانید:

نقد و بررسی فیلم بی داد | فیلمی جدید از سینمای زیرزمینی ایران و حواشی آن

سینما دیگر جامعه را روایت نمی‌کند | چرا باید بحران حقیقت در هنر ایران را جدی گرفت؟


بی‌داد دست روی سوژه‌ای گذاشته که شاید موضوع و مسئله اصلی در میان تمام زنانی باشد که درون خود استعداد خوانندگی را کشف کرده‌اند. اما ساخته شدن فیلم خارج از ضوابط رسمی و با پوشش اختیاری دلیل جنجالی شدن فیلم نیست.

دلیل جنجالی شدن فیلم را باید لا به لای اظهار نظر‌های سلطنت‌طلبانی جست‌و‌جو کرد که تصمیم گرفتند یا فیلم را نادیده بگیرند یا به آن حمله کنند. دلیل این حمله را باید در انحصارطلبی این گروه جست‌و‌جو کرد. ماجرا این است که این گروه قصد دارند رهبری اعتراض علیه حاکمیت را در دست داشته باشند و به کسی اجازه ندهند روایت دیگری از مشکلات و مسائلی که جامعه ایران درگیر آن است ارائه دهد.

هانا کامکار از بیرقی گلایه کرده که چرا در فیلمش دیالوگی وجود دارد که ستی (قهرمان فیلم بی‌داد) را اولین کسی معرفی می‌کند که برای خوانندگی زنان تلاش کرده است؟ مگر از تلاش‌هایی که امثال او انجام داده‌اند خبر ندارد؟ بعد انتقاد کرده که صدای خود بازیگر اصلی را حذف کرده و صدای زن دیگری را برای او استفاده کرده است.

اما ته تمام این اعتراضات را که بیرون بیاوری به این نقطه می‌رسی؛ چرا روایتی که مورد پسند ما نیست را ارائه داده‌ای؟

روایت مورد پسند سلطنت‌طلب‌ها هم یعنی «همه چیز باید در نهایت ختم شود به شاهزاده رضا پهلوی».

شاید اگر بیرقی یکی از المان‌های مورد علاقه سلطنت طلبان مثل پرچم شیر و خورشید را در فیلمش به کار می‌برد، تبدیل به فیلم محبوب آنها می‌شد. با همه این تفاسیر و تمام حملاتی که به فیلم آخر بیرقی شده ، بی‌داد فیلم مهمی است. چرا که توانسته روح زمانه را درون خود تجلی دهد و فارغ از کیفیت نهایی اثر، بدیلی باشد برای روایت‌های جعلی و یک سویه سینمای جریان اصلی که این روز‌ها در سینمای ایران فراوان به چشم می‌خورد.

فیلم‌هایی وابسته به بودجه‌های ارگانی از شهرداری تهران تا نهاد‌های نظامی که تلاش می‌کنند روایت خاص خود را از جامعه پیچیده ایران ارائه کند که لزوماً درست نیست. بی‌داد بعد‌ها و در سال‌های آینده می‌تواند مانند کیک محبوب من تبدیل شود به سند تصویری از جامعه‌ای متکثر که تلاش می‌کرد راه‌های جدیدی برای زیستن در شرایط سخت پیدا کند.

این راه‌ها سرانجام پیدا و کشف خواهد شد حتی اگر حاکمیت نخواهد آنها را ببیند و به رسمیت بشناسد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: سهیل بیرقی
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha