گزارش فایننشال تایمز از کارزار تازه واشینگتن برای تشدید فشار تجاری علیه ایران | امارات عقب نشست؛ چین مقاومت میکند؟
رویداد۲۴| «فایننشال تایمز» در گزارشی به کارزار تازه فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران و موانع پیشروی آن پرداخت و نوشت: اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در پایان هفته برای توصیف کارزار مالی تازه واشنگتن علیه ایران از تعبیر «روز دی اقتصادی» یا Economic D-Day استفاده کرد؛ عبارتی که یادآور عملیات نرماندی در جنگ جهانی دوم است. بااینحال، آنچه تاکنون از این طرح دیده شده، بیش از آنکه به یک تهاجم اقتصادی تمامعیار شباهت داشته باشد، به شلیک چند تیر هشدار از فاصلهای دور شبیه بوده است.
هدف اعلامشده واشنگتن، تبدیل ایران به یک «طردشده اقتصادی» و قطع هرچه بیشتر ارتباطات مالی و تجاری این کشور با جهان است. اما تحقق چنین هدفی چیزی نیست که آمریکا بتواند بهتنهایی از عهده آن برآید؛ زیرا موفقیت این کارزار به همکاری مهمترین شرکای تجاری تهران وابسته است و بزرگترین آنها، یعنی چین، تاکنون نشانهای از آمادگی برای همراهی با واشنگتن نشان نداده است.
بازگشت ترامپ به ابزار فشار اقتصادی
زمانی که آمریکا و اسرائیل شش ماه پیش جنگ علیه ایران را آغاز کردند، محاسبه آنها این بود که جمهوری اسلامی در موقعیتی بسیار شکننده قرار دارد. ایران پیشتر در جریان جنگ ۱۲روزه ژوئن گذشته تحت حملات آمریکا و اسرائیل آسیب دیده بود و در داخل کشور نیز پس از اعتراضات، با مشکلاتی مواجه بود.
اما این ارزیابی که حکومت ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد، درست از آب درنیامد.
بمبارانهای گسترده نتوانست تهران را به پذیرش «تسلیم بیقیدوشرط» وادار کند و هدف بعدی واشنگتن، یعنی متقاعدکردن ایران به بازگشایی تنگه هرمز نیز تحقق نیافت.
در چنین شرایطی، دونالد ترامپ بار دیگر به فشار اقتصادی متوسل شده است؛ با این امید که آنچه از طریق حملات نظامی به دست نیامد، از مسیر فشار مالی و تجاری حاصل شود.
هدف تازه تحریمها؛ شرکای تجاری ایران
مشکل اصلی واشنگتن این است که جمهوری اسلامی سالهاست تحت لایههای مختلف تحریمهای آمریکا قرار دارد. از سپتامبر گذشته نیز تحریمهای سازمان ملل متحد، به دلیل آنچه نقض توافق هستهای سال ۲۰۱۵ از سوی تهران عنوان شده، دوباره اعمال شدهاند؛ همان توافقی که ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود آمریکا را از آن خارج کرد.
به همین دلیل، بخشهای زیادی از اقتصاد و ساختار حکومتی ایران پیشتر هدف تحریم قرار گرفتهاند و فضای چندانی برای اعمال محدودیتهای مستقیم تازه باقی نمانده است.
بر همین اساس، کارزار جدید آمریکا بیش از گذشته بر قطع روابط ایران با شرکای تجاری آن متمرکز شده است. واشنگتن تلاش دارد ارتباطات تهران در حوزههایی مانند هوانوردی، کشتیرانی، داراییهای دیجیتال، طلا، فناوری و نفت را محدود کند.
چین، امارات متحده عربی و ترکیه از مهمترین کشورهایی هستند که در این کارزار مورد توجه واشنگتن قرار گرفتهاند.
امارات عقب نشست؛ چین مقاومت میکند
امارات متحده عربی که یکی از متحدان نزدیک آمریکا و درعینحال بزرگترین صادرکننده کالا به ایران است، هفته گذشته اعلام کرد روابط تجاری و بازرگانی خود با تهران را به حالت تعلیق درمیآورد. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که ابوظبی ایران را به شلیک دو موشک بالستیک به سمت امارات متهم کرد.
اما وضعیت چین کاملاً متفاوت است.
پکن که بنا بر این گزارش تا ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکند، روز سهشنبه به آمریکا هشدار داد درصورتیکه شرکتهای چینی به دلیل تجارت با ایران هدف تحریمهای ثانویه قرار گیرند، دست به اقدام متقابل خواهد زد.
این تهدید برای واشنگتن اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هرگونه افزایش چشمگیر تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای چینی میتواند مذاکرات حساس تجاری میان واشنگتن و پکن را تحت تأثیر قرار دهد.
این مذاکرات در شرایطی جریان دارد که تنها حدود یک ماه تا دیدار برنامهریزیشده ترامپ و شی جینپینگ در واشنگتن باقی مانده است. تشدید رویارویی بر سر ایران میتواند این مذاکرات را پیش از برگزاری دیدار دو رئیسجمهور با شکست روبهرو کند.
اقتصاد ایران زیر فشار شدید، اما نه در آستانه تسلیم
حتی اگر آمریکا بتواند فشار اقتصادی تازه و قابلتوجهی بر ایران وارد کند، هیچ تضمینی وجود ندارد که این فشار به تسلیم تهران منجر شود.
اقتصاد ایران پس از دو جنگ در سال گذشته با بحران بسیار عمیقی روبهرو شده است. بخش قابلتوجهی از ظرفیت صنعتی کشور آسیب دیده و نرخ تورم، بنا بر برآورد مطرحشده در گزارش، به محدوده ۸۰ تا ۹۰ درصد رسیده است.
در نتیجه، شرایط اقتصادی ایران امروز بهمراتب دشوارتر از زمانی است که ترامپ در سال ۲۰۱۸ نخستین کارزار «فشار حداکثری» خود را آغاز کرد.
بااینحال، جمهوری اسلامی پس از درگیریهای اخیر مواضع سختگیرانهتری اتخاذ کرده و رهبران آن بر این باورند که با نبردی بر سر بقای حکومت مواجهاند. همین برداشت سبب شده فشار اقتصادی بهجای سوقدادن فوری تهران به عقبنشینی، بر مقاومت آن بیفزاید.
در عین حال، هنوز نشانه روشنی وجود ندارد که شهروندان ایرانی، با وجود تحمل فشارهای اقتصادی سنگین، در آستانه حضور گسترده دوباره در خیابانها باشند.
خطر تشدید تنش در صورت اثرگذاری تحریمها
یکی از مهمترین ریسکهای راهبرد جدید آمریکا این است که حتی موفقیت آن در واردکردن فشار به اقتصاد ایران نیز میتواند پیامدهای امنیتی خطرناکی به همراه داشته باشد.
تهران پیشتر تهدید کرده است که در صورت افزایش فشار، ممکن است سطح تنش را بالا ببرد و زیرساختهای انرژی در سراسر خلیج فارس را هدف قرار دهد.
چنین اقدامی میتواند هزینههای اقتصادی درگیری را از ایران فراتر ببرد و مستقیماً بازار جهانی انرژی و اقتصاد کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
هدف احتمالی تهران از این اقدام آن خواهد بود که هزینه فشار اقتصادی آمریکا را برای اقتصاد جهانی افزایش دهد و از این طریق، واشنگتن را تحت فشار قرار دهد تا در محاسبات خود تجدیدنظر کند.
شکست فشار اقتصادی نیز میتواند به تشدید نظامی منجر شود
در سوی دیگر، اگر کارزار اقتصادی واشنگتن نتیجه مورد انتظار دولت ترامپ را به همراه نداشته باشد، خطر متفاوتی شکل خواهد گرفت.
ترامپ ممکن است برای خروج از بنبست کنونی و بهویژه با نزدیکشدن انتخابات میاندورهای نوامبر، بار دیگر گزینه تشدید نظامی علیه ایران را بررسی کند.
بنابراین، راهبرد فشار اقتصادی در هر دو صورت با خطر همراه است: اگر موفق شود و تهران احساس کند بقای حکومت تهدید شده، ممکن است ایران به تشدید درگیری در خلیج فارس روی آورد؛ و اگر شکست بخورد، ممکن است واشنگتن بار دیگر به ابزار نظامی متوسل شود.
«عملیات طردشده اقتصادی»؛ قمار تازه واشنگتن
مثبتترین جنبه کارزار تازه واشنگتن برای انزوای اقتصادی ایران این است که دستکم در شرایط فعلی نشان میدهد ترامپ تمایل چندانی به ورود فوری به مرحله تازهای از تشدید نظامی ندارد.
اما احتمال اینکه این فشار اقتصادی بتواند بهتنهایی بنبست میان ایران و آمریکا را پایان دهد، همچنان پایین ارزیابی میشود.
در نتیجه، آنچه دولت ترامپ از آن بهعنوان «عملیات طردشده اقتصادی» یاد میکند، ممکن است به قمار پرریسک دیگری در تقابل با ایران تبدیل شود؛ قماری که هم مقاومت چین در برابر تحریمهای ثانویه، هم سازگاری چندساله اقتصاد ایران با فشار و هم احتمال واکنش نظامی تهران، موفقیت آن را با تردید مواجه کرده است.
در نهایت، با وجود فشار اقتصادی، تهدید نظامی و رقابت بر سر کنترل تنگه هرمز، مسیر فعلی برای هر دو طرف احتمالاً بار دیگر به نقطهای منتهی خواهد شد که ایران و آمریکا ناچار شوند به میز مذاکره بازگردند.