چرا محسن نامجو به وطن برگشت؟ | گذشته پشت مرز نمیماند
رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: محسن نامجو فقط یک خواننده نیست؛ او یک چهره رسانهای جنجالی است. از بدو ورودش به دنیای موسیقی، تلاش کرد سبک جدیدی خلق کند و در موسیقی سنتی ایران، که نتها، گوشهها و دستگاههای آن برای بسیاری از هوادارانش مقدس بود، دست به نوآوری بزند. از همان ابتدا مشخص بود که چنین مسیری میتواند او را به چهرهای جنجالی تبدیل کند.
نامجو زمانی که در ایران بود، در دوران سربازی راک و بلوز غربی را آموخت و در همان سالها نزد حاج قربان سلیمانی رفت تا موسیقی مقامی خراسان را نیز فرا بگیرد. نتیجه آموزش همزمان دو سبک متفاوت موسیقی این بود که نامجو تلاش کرد از دل آنها چیز تازهای خلق کند. تحلیل اینکه نامجو تا چه اندازه در این کار موفق شد، بر عهده متخصصان حوزه موسیقی است؛ خود محسن نامجو در مستندی که از زندگی او ساخته اند به نام "آرامش با دیازپام ده" می گوید در دنیا چیزی برای خلق کردن نمانده است. اما تلاشش از او یک چهره جنجالی ساخت. او حتی تلاش کرد از آیات قرآن نیز در آهنگهایش استفاده کند؛ اقدامی که صدای محافظهکاران فرهنگی را هم درآورد و همین موضوع در کنار حواشی دیگر، به مهاجرت و نزدیک به دو دهه دوری از ایران برای خوانندهای انجامید که یکی از استعدادهای قابلتوجه موسیقی ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود.
حالا این چهره جنجالی به ایران بازگشته و بازگشتش نیز روایتهای متفاوت و بحثبرانگیزی پدید آورده که در نوع خود قابلتوجه است.
نامجو را اما فقط به خاطر نوآوریهای موسیقاییاش به یاد نمیآوریم؛ او به خاطر حواشی دیگری مانند اتهام آزار زنان و مواضع سیاسی بیپردهاش، از جمله در نقد جریان پهلوی، نیز در کانون توجه قرار گرفته است. مجموعه این حواشی و مواضع از نامجو یک چهره سیاسی و رسانهای نیز ساخته است؛ چهرهای که هر حرکت، کنش و گفتهاش زیر ذرهبین افکار عمومی قرار میگیرد و نقد میشود.
پس اصلاً عجیب نیست که بازگشت او به ایران اینقدر اسیر روایتهای متناقض شده باشد. آیا او همانطور که خودش گفته، صرفاً برای زندگی در کنار خانواده و دوستانش به ایران برگشته است؟ آیا بازگشت او را باید در چارچوب سیاست تسهیل بازگشت هنرمندان از سوی حاکمیت دید؛ موضوعی که وزیر ارشاد نیز اخیراً به آن اشاره کرده است؟ یا آنطور که سلطنتطلبان میگویند، نامجو پاداش حمله به سلطنتطلبان را در غربت گرفته و با هماهنگی دستگاههای امنیتی به ایران بازگشته است؟
هرکدام از این روایتها را بپذیریم، در نهایت یک واقعیت تغییر نمیکند: محسن نامجو به ایران بازگشته و این بازگشت با جنجال همراه شده است. اینکه پس از این چه اتفاقی خواهد افتاد، شاید اکنون چندان اهمیتی نداشته باشد. مهم این است که محسن نامجو حالا در ایران است و این میتواند سرآغاز فصل تازهای در زندگی این هنرمند جنجالی باشد.
جنجال اول؛ آیات قرآن در موسیقی
بیشتر بخوانید: محسن نامجو کیست؟ | بازگشت خواننده پرحاشیه به ایران
درست در روزگاری که نامجو تازه داشت نامجو می شد، اولین جنجال بزرگ او رقم خورد؛ استفاده از آیات قرآن در یکی از قطعاتش؛ جایی که او از آیات سوره شمس استفاده کرد و جنجال بزرگی به پا شد. این اتفاق برخی چهرههای محافظهکار، از جمله عباس سلیمی، مجری برنامههای قرآنی، را وادار کرد تا از او شکایت کنند.
سلیمی در متن شکایتی که خطاب به سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، نوشته بود، آورده بود که: «محسن نامجو، برخی از آیات قرآن کریم را بهنحوی سخیف و موهن و در قالب موزیکال اجرا نموده است» و به همین دلیل از نامجو شکایت کرد.
این اتفاق در نهایت باعث شد دستگاه قضایی برای محسن نامجو حکم پنج سال حبس تعزیری صادر کند؛ حکمی که بهدلیل مهاجرت نامجو در نهایت اجرا نشد.
اما حواشی نامجو در دهه ۸۰ تنها به این موضوع محدود نمیشد. او در سال ۱۳۸۸ و در حمایت از معترضان به نتیجه انتخابات، کلیپی با نام «بیابان» منتشر کرد که بهشدت مورد توجه قرار گرفت. بسیاری معتقدند در کنار حکم پنج سال حبس تعزیری، انتشار همین کلیپ جنجالی نیز از دلایل مهاجرت نامجو بود؛ کلیپی که نشان میداد نامجو از سالها پیش صاحب مواضع سیاسی صریح و مشخصی بوده است.
جنجال دوم؛ اتهام تعرض جنسی و ماجرایی که سرانجامش مشخص نشد
در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰، زمانی که امواج جنبش «میتو» به ایران نیز رسید، یکی از نامهایی که در فضای مجازی با اتهام آزار جنسی مواجه شد، محسن نامجو بود.
ماجرا از آنجا شروع شد که کاربری با نام «ماهی» در توییتر اعلام کرد زمانی که در خانه دوستش در آمریکا بوده، نامجو به او تعرض کرده و او نیز موضوع را به پلیس اطلاع داده است. نامجو ابتدا این موضوع را تکذیب و آن را یک تسویهحساب شخصی توصیف کرد.
اما زمانی که چند زن دیگرنیز روایتهای خود را درباره محسن نامجو مطرح کردند، او با انتشار ویدیویی بابت رفتار یا گفتاری که برای این زنان «اشتباه یا آزاردهنده» بوده، عذرخواهی کرد و رفتار خود را ناشی از آموزش ندیدن درباره روابط صحیح در فرهنگی مردسالار دانست.
آنچه باعث شد نام نامجو همچنان در صدر اخبار مربوط به اتهامات آزار جنسی باقی بماند، انتشار یک فایل صوتی از او بلافاصله پس از انتشار ویدیوی عذرخواهی بود. نامجو در آن فایل اظهارات تندی علیه جنبش «میتو» و هواداران آن مطرح کرده بود. انتشار این فایل موج تازهای از اعتراضها را ایجاد کرد و برخی فعالان حقوق زنان و منتقدان خواستار توقف فعالیت فرهنگی او شدند؛ اعتراضاتی که بر برگزاری برخی برنامهها و کنسرتهای نامجو در خارج از ایران نیز تأثیر گذاشت.
این ماجرا با فروکش کردن موج جنبش «میتو» بهتدریج از صدر اخبار کنار رفت و در نهایت نیز بهصورت عمومی مشخص نشد سرانجام حقوقی این اتهامات چه شد و نقش و مسئولیت نامجو در روایتهای مطرحشده تا چه اندازه بوده است.
حاشیه سوم؛ درگیری ازلی و ابدی با سلطنتطلبان
درگیری نامجو با سلطنتطلبان از سال ۱۳۹۳ آغاز شد. ماجرا به انتشار قطعه طنزآمیز «رضاخان» مربوط میشد که در آن نامجو مطالبی را به رضاشاه نسبت داده بود که خوشایند سلطنتطلبان ایرانی نبود. نامجو بعدها توضیح داد که این قطعه را باید در چارچوب طنز و کنایه هنری فهمید و اضافه کرد که بابت انتشار آن با توهین و تهدید نیز مواجه شده است.
این موضوع باعث شد سلطنتطلبان نسبت به نام این خواننده حساس شوند. اما اصل مناقشه و درگیری نامجو با سلطنتطلبان به اسفند ۱۴۰۴ برمیگردد؛ جایی که او در کلابهاوس ضمن حمله صریح به رضا پهلوی گفت: «طرف (امام خمینی) در پاریس نشسته بود و اطرافیانش ابراهیم یزدی دارای مدرک PhD اقتصاد، بنیصدر و دیگران بودند که زبان فرانسه میدانستند تا بتوانند قانون اساسی را بخوانند و تغییر بدهند. اما سالها قبل در برنامه «پارازیت» از این آقا (رضا پهلوی) پرسیدند تو با پول خودت چه کار کردی؟ توانستی یک شرکت راه بیندازی؟! درس خواندی؟! به بچههایت فارسی یاد دادی؟! اطرافیانت چه کسانی هستند؟ رپری که با زنش کتککاری میکند یا علی کریمی که فوتبالیست خوبی بوده ولی سیاستمدار که نیست. چطوری به این وضعیت و این امکانات اقتدا کنیم؟!»
این اظهارنظرهای صریح به مذاق هواداران رضا پهلوی خوش نیامد و آنها واکنشهای تندی به سخنان محسن نامجو نشان دادند. نامجو نیز در پاسخ، ویدیویی منتشر کرد و اظهارات تندتری بر زبان آورد؛ جدالی که تا امروز نیز ادامه داشته است.
محسن نامجو بعدها هرچه بیشتر از جریانهای اپوزیسیون فاصله گرفت و به گفتمان حاکمیت نزدیک شد و حتی در برابر علی کریمی، از رامین رضاییان بهعنوان نماد تازه تیم ملی ایران دفاع کرد.
بازگشت محسن نامجو و جنجال روایتها
حالا که محسن نامجو بازگشته است، هرکس روایت خودش را از این بازگشت دارد. سلطنتطلبان بازگشت نامجو را محصول زدوبند پشتپرده او با حاکمیت میدانند و او را متهم میکنند که با حمله به رضا پهلوی توانسته شرایط را برای بازگشت به ایران مهیا کند.
دسته دوم، اصولگرایانی هستند که بازگشت نامجو را نشانه رأفت نظام جمهوری اسلامی و بخشش خطاهای گذشته او میدانند. دسته سوم نیز حامیان حقوق زنان هستند که نوشتهاند بازگشت نامجو نباید باعث شود اتهامات مطرحشده علیه او در موضوع آزار و تعرض به زنان فراموش شود.
اما فارغ از اینکه کدام روایت را بپذیریم، یک نکته را نباید فراموش کرد: نامجو مانند تمام ایرانیان خارج از کشور حق دارد به وطن خود بازگردد و در ایران زندگی کند. این موضوع شامل دیگر خوانندگان و هنرمندان ایرانی نیز میشود.
ایران زمانی میتواند به کشوری پویا و موفق تبدیل شود که متعلق به تمام ایرانیان باشد؛ ایرانیانی که نباید به خاطر عقاید و مواضعشان از کشور طرد شوند، بلکه باید امکان بازگشت به وطن و زندگی در کنار یکدیگر را داشته باشند تا هرکس به سهم خود در رشد و آبادانی ایران مشارکت کند.
