تاریخ انتشار: ۰۹:۴۳ - ۱۲ شهريور ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد:

زبان نرم هسته سخت قدرت؛ چرا موسسه اوج تاسیس شد؟

مؤسسه اوج فقط یک مجموعه تولید فیلم، سریال و محصولات هنری نیست؛ شکل‌گیری آن را باید در شکست محافظه‌کاران فرهنگی برای رقابت با جریان غالب هنر و رسانه و تلاش آنها برای ساختن یک دستگاه فرهنگی موازی جست‌و‌جو کرد؛ مجموعه‌ای که بعد‌ها با بودجه، ارتباطات و پروژه‌های جنجالی، به یکی از مهم‌ترین بازو‌های تولید روایت برای جریان نزدیک به هسته سخت قدرت تبدیل شد.

سازمان اوج

رویداد۲۴| مازیار وکیلی - ماجرا این است که محافظه کاران فرهنگی و سیاسی که بعد‌ها نام اصول گرایان را ر روی خودشان گذاشتند تا سال‌ها درکی از ماهیت رسانه و هنر‌هایی مثل سینما، تئاتر و هنر‌های تجسمی نداشتند. شاید این را به زبان نمی‌آوردند، اما هنر برایشان یک کالای لوکس به حساب می‌آمد که عده‌ای غرب زده بر آن استیلای کامل دارند؛ بنابراین به طور کامل این حوزه را نادیده می‌گرفتند یا با آن تنش داشتند.

اما پس از پیروزی سیدمحمد خاتمی و روی کار آمدن اصلاح‌طلبان در قوه مجریه، آن هم با حمایت و مشارکت چهره‌های فرهنگی و هنری، اصولگرایان به‌تدریج به این نتیجه رسیدند که باید توجه ویژه‌ای به فرهنگ و هنر نشان دهند. اما فرهنگ و هنری که حامی و پشتیبان ایدئولوژی آنها باشد؛ بنابراین شروع کردند به ساخت نهاد‌های موازی در کنار نهاد‌های فرهنگی رسمی کشور. با پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ همین افراد مستقیماً به نهاد‌های فرهنگی که تحت اختیار دولت بود رفتند. حضور این افراد همیشه با تنش‌های زیادی همراه بود. آنها با بدنه سینمایی که حامی تفکرات آنها نبودند زاویه داشتند و همین موضوع بود که باعث شد که اکثر قریب به اتفاق هنرمندان در سال ۱۳۸۸ از کاندیدای رقیب محمود احمدی‌نژاد میرحسین موسوی حمایت کنند. انتخاب جنجالی سال ۱۳۸۸ تمام شد و محمود احمدی نژاد در انتخاباتی پرمناقشه به پیروزی رسید.

با آغاز اعتراضات به نتایج انتخابات سال ۱۳۸۸ کلید واژه تازه‌ای به ادبیات محافظه کاران فرهنگی ایران اضافه شد و آن هنرمندان حامی فتنه بود. برخی از این افراد چهره‌هایی مانند محمدرضا شجریان را هم به دفاع و حمایت از فتنه متهم می‌کردند و کار را به جایی رساندند که پخش ربنای این خواننده قدیمی که همیشه مهمان سفره‌های مردم بود ممنوع شد. اما بزرگ‌ترین مناقشه میان سینماگران و دولت محمود احمدی نژاد اتفاق اُفتاد جایی که جواد شمقدری در جایگاه معاونت سینمایی با خانه سینما به عنوان یک نهاد مدنی وارد منازعه شد و کار به پلمب خانه سینما و تجمع سینماگران در دفاع از این نهاد صنفی کشید. هنوز تصویر محمدرضا سجاد پور مدیرکل نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی که با ترس و وحشت از پشت پنجره دفتر کار خود به شرکت کنندگان در نماز جمعه که در اعتراض به دو فیلم خصوصی و گشت ارشاد در جلوی این دفتر تجمع کرده بودند تصویر نمادین این دوران است. این سرخوردگی ناشی از عدم توانایی دولت اصول گرا محمود احمدی نژاد در کنترل فضای سینمایی کشور بود که باعث شد بسیاری از اعضای جبهه فرهنگی انقلاب با کمک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فکر تاسیس نهادی بیفتند که بعد‌ها موسسه فرهنگی هنری اوج نام گرفت.

تاسیس اوج محصول سرخوردگی از دولت اصولگرا

اوج در بهار ۱۳۹۰ تاسیس شد. در دورانی که حزب‌اللهی‌ها از دولت محمود احمدی نژاد نااُمید شده بودند و آن را در تسخیر چهره‌هایی مانند بقایی و مشایی می‌دیدند. دولتی که پروژه ملی‌اش شده بود ساخت لاله که درباره لاله افتخاری بود و کارگردانی آن را چهره‌ای مانند اسی نیک نژاد با سابقه مشکوک فرهنگی بر عهده داشت. اوج با دغدغه به خطر اُفتادن گفتمان انقلاب اسلامی شکل گرفت و فعالیت خود را در پنج محور تعریف کرد:

سیاست گذاریِ راهبردی در حوزه تولیدات هنری گفتمان انقلاب اسلامی

شناسایی و توانمندسازی مؤسسات و یا استعداد‌های جوان و خودجوش

سازماندهی و نهایتاً سفارش تولید محصولات حرفه‌ای

توزیع

نظارت و ارزیابی بر فعالیت‌های فوق

هدف اوج این بود چهره‌های فرهنگی حامی گفتمان انقلاب اسلامی را گرد هم جمع کند تا بتوانند با فراغ بال و بدون هیچ مشکلی به تولید محصولات ایدئولوژیکی که مورد وثوق این گفتمان فرهنگی بود بپردازند. اما با توجه به اتصال این موسسه به یک نهاد نظامی و بودجه فراوانی که در اختیار داشت عملاً حوزه کاری خود را گسترش داد و با بسیاری از چهره‌های مطرح سینمای ایران از جمله بهرام توکلی، محمدحسین مهدویان و ابراهیم حاتمی کیا همکاری کرد.

حواشی و جنجال‌های موسسه اوج

موسسه اوج ۹ بخش اصلی دارد که هر بخش یکی از شاخه‌های هنری را پوشش می‌دهد. خانه طراحان انقلاب اسلامی، مرکز تولیدات کودک و نوجوان، خانه فیلم داستانی انقلاب اسلامی، مرکز تولیدات رسانه‌ای بین‌الملل، خانه مستند انقلاب اسلامی، مرکز فیلم و سریال، خانه پویانمایی انقلاب اسلامی، مرکز هنر‌های نمایشی انقلاب اسلامی و مرکز ماوا. اوج از همان ابتدا تلاش کرد هنرمندانی مشهوری که با این موسسه هم همکاری دارند را به خود جذب کند از جمله محسن چاووشی و حامد زمانی در عرصه موسیقی و همانطور که گفتیم بهرام توکلی و محمدحسین مهدویان در سینما. پروژه‌های اوج خیلی زود جنجالی شد از خواندن تتلو روی ناو بگیر تا انتشار بیلبورد‌های صداقت آمریکایی که تصویر دیپلمات ایرانی آن شباهت زیادی به محمد جواد ظریف داشت.

حتی در حوزه پویانمایی هم انیمیشن‌های موسسه اوج خالی از حاشیه نبود. ساخت انیمیشن بچرخ تا بچرخیم که شکل واضحی سیدمحمد خاتمی در آن تمسخر شده بود یکی از این انیمیشن‌های جنجالی بود. اوج بعد‌ها در سینما و محصولات تلویزیونی هم آثار جنجالی مانند پایتخت ۵ و به وقت شام را تولید کرد. تولیدات سینمایی که هر کدام به شکلی می‌کوشیدند ایدئولوژی هسته سخت قدرت را در قالب محصولات فرهنگی و هنری به مخاطب عرضه کند

اوج و ارتباط آن با موسسه بقیه الله

وقتی درباره سازمان هنری‌رسانه‌ای اوج صحبت می‌کنیم، نمی‌شود نسبت آن با قرارگاه فرهنگی و اجتماعی بقیةالله را نادیده گرفت. هرچند سند عمومی روشنی که اوج را به‌عنوان یک واحد حقوقیِ زیرمجموعه این قرارگاه معرفی کند در دسترس نیست، اما شواهد مدیریتی و مالی، ارتباط نزدیکی میان این دو نشان می‌دهد. برای نمونه، در سال ۱۴۰۳، سیدمحمد هاشمی با «تدبیر فرماندهی قرارگاه فرهنگی و اجتماعی بقیةالله» به ریاست اوج منصوب شد؛ هاشمی پیش از آن نیز هم‌زمان در اوج و قرارگاه بقیةالله مسئولیت داشته است. رد این ارتباط را می‌توان در بودجه هم دنبال کرد. در قانون بودجه ۱۴۰۴، در ردیف ۱۱۱۶۰۰ مربوط به «قرب بقیةالله ـ کمک و حمایت از مؤسسات فرهنگی و اجتماعی»، صراحتاً ۲۰۰ میلیارد تومان برای اوج و ۲۰۰ میلیارد تومان برای سراج در نظر گرفته شده بود. اما در بودجه ۱۴۰۵، نام اوج دیگر در این ردیف دیده نمی‌شود و کل اعتبار ردیف به حدود ۲.۱۸ هزار میلیارد تومان رسیده است. این البته به‌خودی‌خود به معنای قطع حمایت از اوج نیست؛ همان‌طور که نمی‌توان کل این رقم را بودجه اوج دانست. مسئله مهم‌تر این است که اسناد عمومیِ قابل دسترس، جزئیات تخصیص و پرداخت این اعتبار در سال ۱۴۰۵ را روشن نمی‌کنند؛ بنابراین آنچه فعلاً می‌توان با اطمینان گفت، وجود یک رابطه مدیریتی و سابقه روشن حمایت مالی است، نه اینکه اوج در سال ۱۴۰۵ دقیقاً چه میزان از این اعتبار دریافت کرده است.

مصاحبه محمد حسنی آینه‌ای برای چرایی تاسیس موسسه اوج

شاید برای فهم سازمان اوج، بد نباشد به حرف‌های احسان محمدحسنی، مدیر سابق این مجموعه، در گفت‌وگوی اخیرش با برنامه «اسپرسو» هم توجه کنیم. اهمیت این گفت‌و‌گو فقط در خاطرات او از سال‌های مدیریت اوج نیست؛ محمدحسنی در بخش‌هایی از صحبت‌هایش تصویری از مسئله‌ای بزرگ‌تر ارائه می‌دهد: مسئله‌ای که به نظر می‌رسد اوج اساساً برای مواجهه با آن شکل گرفته بود؛ مسئله روایت. محمدحسنی در توضیح اتفاقات سال ۸۸، از عملکرد صداوسیما انتقاد می‌کند و می‌گوید در شرایطی که تهران درگیر اعتراض و التهاب بود، تلویزیون نمی‌توانست مخاطبی را که دنبال خبر و تحلیل است با برنامه‌های عادی پای گیرنده نگه دارد. از نگاه او، مخاطب در چنین شرایطی منتظر روایت رسمی نمی‌ماند و به سراغ منابع دیگری می‌رود. اگر این حرف را کنار سابقه فعالیت اوج بگذاریم، شاید بتوان بخشی از فلسفه وجودی این سازمان را بهتر فهمید: تولید محتوایی که قرار بود روایت مطلوب جمهوری اسلامی را از قالب‌های سنتی رسانه رسمی بیرون بیاورد و آن را در شکل‌های متنوع‌تری به مخاطب عرضه کند. محمدحسنی در بخش دیگری از گفت‌و‌گو از چیزی با عنوان «هسته سخت نظام» سخن می‌گوید و آن را جریانی می‌داند که می‌خواهد جامعه «عین ما» زندگی و فکر کند؛ روایتی که به گفته خودش به ریزش‌های زیادی منجر شده است. این حرف‌ها البته لزوماً اعترافی درباره عملکرد اوج نیست، اما وقتی از زبان مدیر سابق این مجموعه بیان می‌شود، برای فهم فضای فکری‌ای که اوج در آن فعالیت کرده، قابل تأمل است. حتی روایت او از حواشی «پایتخت ۵» را هم می‌توان از همین زاویه دید. مسئله فقط یک سریال یا یک اختلاف سلیقه فرهنگی نبود؛ واکنش‌های تند برخی مدیران و چهره‌های فرهنگی نشان می‌داد که بر سر اینکه چگونه باید با جامعه حرف زد، اختلاف نظر جدی وجود داشته است. در نهایت، شاید اوج را نتوان صرفاً یک مؤسسه تولید فیلم و سریال دانست. گستره فعالیت‌هایش و توضیحاتی که مدیر سابقش درباره فضای فرهنگی و رسانه‌ای کشور ارائه می‌دهد، تصویر سازمانی را ترسیم می‌کند که مأموریتش فراتر از تولید چند اثر هنری است: ساختن روایت، انتخاب موضوعات مورد مناقشه و تلاش برای رساندن آن روایت به مخاطبی که دیگر الزاماً روایت رسمی را نمی‌پذیرد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: موسسه اوج ، رسانه
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha