مأموریت سخت قالیباف در پکن؛ چین از ایران چه میخواهد؟
رویداد۲۴| مأموریت ویژه محمدباقر قالیباف در چین در حالی وارد مرحلهای حساس شده که بحران هرمز، کاهش شدید صادرات نفت ایران و بازگشت درگیری مستقیم تهران و واشنگتن، معادله روابط تهران و پکن را تغییر داده است. حالا حسین مرعشی میگوید چین برای گسترش روابط با ایران شروطی روشن گذاشته؛ شروطی که اگر درست باشد، نشان میدهد پکن برخلاف تصور رایج، حاضر نیست هزینه بحران ایران و آمریکا را بپردازد.
روابط ایران و چین در چند سال گذشته همواره یکی از ستونهای سیاست خارجی تهران معرفی شده است؛ از خرید نفت ایران در دوران تحریم گرفته تا توافق ۲۵ ساله و همکاریهای اقتصادی و سیاسی. اما اکنون این رابطه در نقطهای قرار گرفته که دیگر نمیتوان آن را صرفاً با ادبیات «شراکت راهبردی» توضیح داد.
بحران تنگه هرمز، جنگ و درگیری مستقیم ایران و آمریکا، تهدیدهای واشنگتن علیه خریداران نفت ایران و کاهش شدید صادرات نفت تهران، پکن را در موقعیتی قرار داده که باید میان همکاری با ایران و حفظ منافع اقتصادی و امنیت انرژی خود تعادل برقرار کند.
در همین شرایط، اظهارات تازه حسین مرعشی درباره شروط چین برای سفر محمدباقر قالیباف به پکن، معنای متفاوتی پیدا میکند.
اول هرمز را باز کنید، بعد قالیباف بیاید
حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، در گفتوگویی با اکوایران فاش کرده که چین به تهران پیام روشنی درباره آینده روابط دو کشور داده است.
مرعشی گفته است: «خیلی روشن به ما گفتهاند که تنگه هرمز را باز میکنید، عوارض نمیگیرید، با عربستان سعودی و آمریکا مسئلهتان را حل میکنید، بعد قالیباف به چین بیاید.»
اگر روایت مرعشی دقیق باشد، پیام پکن بسیار فراتر از یک درخواست اقتصادی معمولی است. بر اساس این روایت، چین عملاً چهار موضوع را در ارتباط با گسترش روابط با تهران به هم پیوند زده است: باز شدن هرمز، عبور آزاد کشتیها بدون دریافت عوارض، کاهش تنش ایران با عربستان و حلوفصل اختلاف تهران و واشنگتن.
چرا هرمز برای چین خط قرمز شده است؟
چین بزرگترین خریدار نفت ایران است، اما در عین حال یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان نیز محسوب میشود و بخش قابل توجهی از نفت مورد نیازش از کشورهای عربی خلیج فارس تأمین میشود؛ بنابراین پکن از یک سو نمیخواهد رابطه با تهران را از دست بدهد و از سوی دیگر نمیتواند نسبت به بسته شدن یا ناامن شدن مسیر اصلی انتقال انرژی در منطقه بیتفاوت باشد.
تازهترین دادهها این نگرانی را جدیتر کرده است. بر اساس گزارش رویترز، صادرات نفت خام ایران از طریق هرمز عملاً برای حدود هفت هفته متوقف شده و میزان بارگیری نفت ایران از حدود دو میلیون بشکه در روز در ماه مارس به تنها ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز در ماه اوت سقوط کرده است. این وضعیت باعث شده حتی چین، که مهمترین خریدار نفت ایران است، از دریافت محمولههای تازه با مشکل مواجه شود.
در واقع، تحریمهای آمریکا در سالهای گذشته نتوانستند صادرات نفت ایران را بهطور کامل متوقف کنند؛ اما بحران هرمز اکنون اثری به مراتب شدیدتر بر جریان صادرات گذاشته است. این وضعیت برای پکن نیز خبر خوبی نیست.
چین حتی نفتکشهای خودش را از هرمز دور کرده است
رفتار چین در هفتههای اخیر نیز نشان میدهد که امنیت کشتیرانی برای پکن تا چه اندازه اهمیت پیدا کرده است.
رویترز گزارش داده که دو شرکت بزرگ کشتیرانی دولتی چین، ارسال نفتکشهای خود از مسیر تنگه هرمز و بابالمندب را متوقف کرده و برای کاهش ریسک، مسیرهای دیگری را انتخاب کردهاند.
این رفتار یک پیام روشن دارد: چین ممکن است همچنان با تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران مخالف باشد، اما این مخالفت به معنای پذیرش ریسک نامحدود برای تجارت و انرژی خود نیست.
پکن میتواند از ادامه فروش نفت ایران حمایت کند؛ اما نمیتواند بخواهد نفت ایران به چین برسد و همزمان مسیر انتقال انرژی در هرمز ناامن باقی بماند.
واشنگتن هم از «اشتراک نظر» با پکن میگوید
همزمان با انتشار سخنان مرعشی، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز از وجود گفتوگوهای خصوصی میان واشنگتن و پکن درباره ایران خبر داده است.
بسنت گفته است: «چینیها موافقند که ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. چینیها موافقند که باید آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز برقرار باشد؛ بنابراین ما با آنها گفتوگوهای خصوصی داشتهایم.»
این اظهارات از این جهت اهمیت دارد که نشان میدهد موضوع هرمز دیگر فقط یک اختلاف میان تهران و واشنگتن نیست. آمریکا تلاش میکند چین را نیز در چارچوب فشار بر ایران وارد کند؛ آن هم در شرایطی که خود چین بزرگترین خریدار نفت ایران است.
در نتیجه، تهران اکنون با یک معادله پیچیده مواجه است: از یک طرف میخواهد چین را بهعنوان شریک اقتصادی و سیاسی خود حفظ کند و از طرف دیگر نمیخواهد خواستههای آمریکا یا حتی فشارهای اقتصادی ناشی از بحران هرمز، سیاست منطقهای ایران را تعیین کند.
قالیباف دقیقاً در چه شرایطی به چین میرود؟
اینجاست که جایگاه قالیباف اهمیت پیدا میکند. قالیباف بهعنوان نماینده ویژه ایران در امور چین، قرار است پیگیر روابط دو کشور باشد؛ اما مأموریت او در شرایطی آغاز شده که بسیاری از مفروضات قبلی درباره روابط تهران و پکن تغییر کرده است.
در گذشته مسئله اصلی این بود که چگونه میتوان ظرفیت چین را برای خرید نفت، سرمایهگذاری و اجرای پروژههای اقتصادی فعال کرد. امروز، اما سؤال اصلی این است که آیا چین حاضر است در شرایط جنگ و فشار آمریکا همچنان همان سطح از همکاری را با ایران ادامه دهد؟
پاسخ چین تاکنون منفیِ کامل نبوده است. پکن همچنان با تحریمهای یکجانبه آمریکا مخالفت میکند و روابط اقتصادی با تهران را در چارچوب منافع خود ادامه میدهد. اما همزمان نشانههای روشنی وجود دارد که چین نمیخواهد وارد یک تقابل مستقیم با آمریکا بر سر ایران شود.
این تفاوت بسیار مهم است: چین ممکن است شریک ایران باشد، اما الزاماً شریک تمامقد تهران در رویارویی با واشنگتن نیست.
دیدار پزشکیان و شی؛ یک ملاقات در سایه بحران
در همین فضای پیچیده، مسعود پزشکیان و شی جینپینگ در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک با یکدیگر دیدار کردند؛ اجلاسی که همزمان با تشدید دوباره درگیری ایران و آمریکا برگزار شد.
این دیدار در شرایطی انجام شد که واشنگتن و تهران پس از یک دوره کاهش تنش، بار دیگر وارد فاز نظامی شدهاند. آمریکا حملاتی علیه اهداف سپاه و زیرساختهای دفاعی و دریایی ایران انجام داده و ایران نیز در واکنش، مواضع آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است؛ بنابراین دیدار پزشکیان و شی را نمیتوان از بحران هرمز و وضعیت روابط تهران و واشنگتن جدا کرد.
چین در چنین شرایطی تلاش میکند نقش خود را بهعنوان یک قدرت بزرگ و بازیگر میانجی حفظ کند، بدون آنکه وارد جنگ شود یا مسئولیت امنیت منطقه را برعهده بگیرد.
تهران هم حاضر نیست هرمز را بدون امتیاز باز کند
از سوی دیگر، موضع ایران نیز روشن است. مسعود پزشکیان در اجلاس شانگهای اعلام کرده که اگر آمریکا به تعهدات خود در تفاهم پیشین بازگردد، تهران نیز آماده بازگشت به تعهدات خود است. در موضع ایران، مسئله هرمز با رفع محاصره و اجرای تعهدات طرف آمریکایی گره خورده است.
قالیباف نیز روز گذشته موضعی حتی سختتر گرفت و اعلام کرد تا زمانی که آمریکا تعهدات خود را اجرا نکند، هرمز باز نخواهد شد. او همچنین هشدار داد اگر آمریکا مانع صادرات نفت ایران شود، دیگر کشورهای منطقه نیز نباید انتظار صادرات عادی نفت خود را داشته باشند.
در نتیجه، میان آنچه تهران از هرمز میخواهد و آنچه چین میخواهد، یک شکاف جدی وجود دارد.
تهران هرمز را بخشی از ابزار فشار خود بر آمریکا میداند؛ چین هرمز را یک مسیر حیاتی برای تجارت و امنیت انرژی میبیند.
مشکل بزرگتر: نفتی که دیگر به چین نمیرسد
اهمیت این اختلاف زمانی بیشتر میشود که بدانیم چین حتی در شرایط تحریم نیز یکی از مهمترین مسیرهای فروش نفت ایران بود.
اما اکنون بحران هرمز باعث شده نفت ایران روی آب بماند و ظرفیت ذخیرهسازی شناور نیز در حال کاهش باشد. گزارش رویترز میگوید ایران در شرایط فعلی عمدتاً میتواند از ذخایر شناور در آسیا نفت خود را به چین عرضه کند، در حالی که امکان جایگزین کردن این ذخایر به دلیل اختلال در خروج محمولههای جدید از ایران محدود شده است.
از این منظر، بحران هرمز فقط یک بحران نظامی یا دیپلماتیک نیست؛ مستقیماً به درآمد ارزی ایران ضربه میزند.
آمریکا نیز همزمان در حال تشدید فشار مالی است. بسنت گفته واشنگتن احتمالاً همین هفته تحریمهای جدیدی علیه یک بانک ایرانی اعلام میکند و تحریمهای دیگری نیز در راه است؛ بنابراین ایران همزمان از دو طرف تحت فشار قرار دارد: محاصره و اختلال در صادرات نفت از یک سو و تشدید فشار مالی و بانکی از سوی دیگر.
چین در نهایت طرف چه کسی را میگیرد؟
پاسخ را شاید نه در شعارهای سیاسی، بلکه در رفتار اقتصادی چین بتوان پیدا کرد. پکن احتمالاً همچنان با تحریمهای یکجانبه آمریکا مخالفت خواهد کرد، روابط خود با تهران را حفظ خواهد کرد و از مذاکره و راهحل دیپلماتیک حمایت خواهد کرد. اما این به معنای آن نیست که چین حاضر است برای ایران وارد یک رویارویی اقتصادی یا نظامی گسترده با آمریکا شود. حتی روایت مرعشی، اگر دقیق باشد، همین واقعیت را نشان میدهد.
چین از ایران میخواهد هرمز باز و امن باشد، از دریافت عوارض از کشتیها خودداری شود و اختلافات تهران با واشنگتن و ریاض کاهش پیدا کند. اینها در واقع خواستههایی برای کاهش ریسک چین هستند؛ بنابراین مأموریت قالیباف در پکن دیگر صرفاً پیگیری قرارداد ۲۵ ساله یا توسعه مناسبات اقتصادی نیست. او باید در شرایطی با چین مذاکره کند که پکن از یک طرف به نفت ایران نیاز دارد و از طرف دیگر نمیخواهد امنیت انرژی خود را به بحران ایران و آمریکا گره بزند.
شاید مهمترین تغییر همین باشد. چین امروز همان چین چند سال قبل نیست؛ و ایران نیز همان ایران پیش از بحران هرمز نیست. تهران بیش از گذشته به بازار چین وابسته شده و چین بیش از گذشته نگران امنیت مسیرهای انرژی است. آمریکا نیز تلاش میکند همین وابستگی را به اهرمی برای فشار بر ایران تبدیل کند.
در چنین شرایطی، سفر قالیباف به پکن اگر انجام شود، بیش از آنکه یک سفر اقتصادی معمولی باشد، آزمونی برای سیاست خارجی ایران خواهد بود.