از فیلمنامه جعلی تا جشنواره ونیز؛ داستان عجیب ساخت «مراقب»
رویداد۲۴| مازیار وکیلی - سینمای ایران مدتها است که به طور کامل دو پاره شده است. از سال ۱۴۰۱ به این طرف عملاً برخی سینماگران ایرانی حساب خود را از سینمای جریان رسمی جدا کردهاند. نتیجه این جدا شدن ظهور جریان سینمایی جدیدی بود که میتوان آن را سینمای زیرزمینی نامید. اگر سالها پیش سینماگران معدودی مثل جعفر پناهی یا محمد رسول اف بودند که با به جان خریدن خطرات تبعات ساختن فیلم خارج از جریان رسمی چراغ سینمای زیرزمینی را روشن نگه میداشتند، حالا و در ایران سال ۱۴۰۵ کارگردانان زیادی به این جریان پیوستند.
کارگردانانی که زمانی خودشان جزئی از سینمای جریان رسمی بودند. به عنوان مثال همین محسن قرایی که این روزها و با آغاز جشنواره ونیز نام فیلمش دوباره در صدر اخبار قرار گرفته دستیار رضا میرکریمی بود و اولین فیلمش یعنی خسته نباشید را هم با همکاری افشین هاشمی به تهیه کنندگی رضا میرکریمی ساخت که مضمونی مذهبی و سنتی داشت. اما حالا محسن قرایی به صف و جرگه کارگردانی پیوسته است که فیلم زیرزمینی میسازند. به محسن قرایی باید نام کارگردانانی مثل سهیل بیرقی و بهتاش صناعیها را هم اضافه کرد که از دل سینمای جریان رسمی بیرون آمدند، اما مدتی است راه خود را از این سینما جدا کردند و به سینمای زیرزمینی پیوستند. محصول این جدایی ساخت فیلمهای پر سر و صدایی مانند بیداد و کیک محبوب من بود که بسیار هم مورد توجه مخاطبان تشنه ایرانی قرار گرفت.
پس دیگر نمیتوان سینمای زیر زمینی ایرانی را جدی نگرفت. این جریان سینمایی حالا یک جریان قدرتمند در برابر سینمای جریان رسمی است. سینمایی که حتی اگر وزیر ارشاد آن را محصول رشد تکنولوژی بداند هم باز هم سیاسی است. جشنوارههای خارجی هم که مدتها است متوجه این موضوع شدهاند از پذیرش فیلمهای جریان رسمی سینمای ایران خودداری کرده و به فیلمهای زیرزمینی سینمای ایران توجه نشان میدهند. آخرین فیلمی که از این جریان سینمایی به جشنوارههای خارجی آن هم جشنواره طراز اولی مانند ونیز راه پیدا کند مراقب محسن قرایی است. فیلمی که از همان روزهای آغازین و با انتشار اولین عکسها تبدیل به فیلمی خبرساز شد. فیلمی که بی حجابی بازیگران زن و البته خط داستانی و تولید حرفهای که داشت این سوال را به ذهن متبادر میکرد که چنین فیلمی چگونه توانسته در داخل ایران به شکل حرفهای تولید شود؟ حالا محسن قرایی در مصاحبهای با ددلاین سینما پرده از این راز بزرگ برداشته است.
تقلب و تدلیس در تولید فیلم مراقب؟!
نام محسن قرایی زمانی بر سر زبانها اُفتاد که در روزهای آغازین جنگ چهل روزه رمضان ناگهان پستی از او منتشر شد که در آن به رهبر شهید انقلاب توهین شده بود. این پست بلافاصله توسط خود قرایی در خارج از کشور حضور داشت تکذیب شد. قرایی حالا و در استانه جشنواره ونیز که مراقب هم در آن حضور دارد در یک مصاحبه جنجالی پرده از رازی بزرگ برداشته و چگونگی ساخت مراقب را آشکار کرده است. قرایی در مصاحبه با ددلاین سینما گفته است: «باید راهی برای ساخت فیلمم پیدا میکردم. در نهایت، یک فیلمنامه جعلی به ارشاد ارائه دادم تا بتوانم مجوز کتبی ساخت فیلمم را بگیرم» این مصاحبه نشان میدهد که قرایی از طریق فریب فیلم خود را ساخته و توانسته با اتخاذ یک روش پیچیده و نوآورانه وزارت ارشاد را فریب دهد و مجوز تولید در چنین ابعادی را اخذ کند.
بیشتر بخوانید:حمله روزنامه اصولگرا به «مراقب»؛ با حجاب نامتعارف و حاشیهسازی به دنبال جایزه ونیز است
انتشار این مصاحبه باعث شده رسانههای اصول گرا این سوال را مطرح کنند که چگونه ممکن است سازمان سینمایی به همین راحتی فریب قرایی را بخورد و برای چنین فیلمی مجوز تولید صادر کند؟ در بخش دیگری از مصاحبه هم به توقیف اموال قرایی اشاره شده که بعد از تکذیب ددلاین سینما هم این بخش از مصاحبه را حذف و اعلام کند که به زودی مصاحبه اصلاح شده را منتشر خواهد کرد. اما چیزی که واضح است این که کارگردانان ایرانی به راههای تازهای برای کسب مجوز روی آوردهاند.
آیا مسئله سینمای زیرزمینی برای حاکمیت قابل حل است؟
همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما در اظهار نظری گفته بود که ما باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا بتوانیم آن را کنترل کنیم. ادعایی عجیب که طرح آن توسط کارگردان با سابقهای مانند اسعدیان عجیب است. سینمای زیرزمینی اگر قرار بود به قواعد جریان رسمی تن دهد چنین سختیهایی را به جان نمیخرید تا فیلم تولید کند. بعید است حاکمیت و خصوصاً اصول گرایان جریان سینمای زیرزمینی را به رسمیت بشناسند، اما ظاهراً این جریان سینمایی نوظهور و کارگردانان آن هم راههای تازهای پیدا کردهاند که به این شکل آثار خود را تولید کنند و ظاهراً جشنوارههای خارجی هم مشتریان خوبی برای این فیلمها هستند. این بلاتکلیفی مدیریتی باعث شده نه سنت گرایان و مذهبیان ایرانی از سینما راضی باشند نه اقشار سکولارتر ایرانی.
سینمای بلاتکلیف و معلقی که فیلمهای مهم آن نه از کانالهای رسمی که به شکل مخفیانه تولید و عرضه میشود.