شبح رایش سوم بر فراز برلین | آلیس وایدل، رهبر همجنسگرای حزب آلترناتیو برای آلمان کیست؟

رویداد۲۴ | حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در انتخابات ایالتی آلمان شرقی توانسته است بالاتر از رقبای خود قرار بگیرد و به نزدیکترین موفقیت یک حزب راست افراطی برای رسیدن به قدرت در سطح ایالتی، از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون دست پیدا کند. اما این خبر چرا مهم است؟
حزب AfD، آلیس وایدل را بهعنوان نامزد صدراعظمی معرفی کرده است.
این حزب در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت در روز یکشنبه، طبق نتایج اولیه، ۴۴ درصد آرا را به دست آورد. در مقابل، حزب راست میانه دموکرات مسیحی (CDU) متعلق به صدراعظم فریدریش مرتس، کمتر از ۲۰ درصد رأی کسب کرد.
با وجود این پیروزی بزرگ، مسیر رسیدن AfD به قدرت همچنان نامشخص است؛ زیرا این حزب اکثریت مطلق را به دست نیاورده و برای تشکیل دولت، به یک شریک ائتلافی یا حمایت احزاب دیگر نیاز دارد. همزمان، احزاب سنتی آلمان همچنان سیاست «دیوار آتش» علیه همکاری با AfD را حفظ کردهاند و از ائتلاف با این حزب خودداری میکنند.
با این حال، افزایش حمایت از AfD در کشوری که به دلیل تجربه تاریخی نازیسم، احزاب راست افراطی برای دههها در حاشیه سیاست قرار داشتند، اهمیت زیادی دارد.
این حزب در کارزار انتخاباتی خود بر محدود کردن مهاجرت، پایان کمک به اوکراین و خروج آلمان از یورو تأکید کرده بود.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تصویری از نتایج اولیه انتخابات را در شبکه اجتماعی خود منتشر کرد، بدون آنکه توضیحی درباره آن ارائه دهد. پیش از این نیز اعضایی از دولت ترامپ، از جمله جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، حمایت علنی خود از AfD را نشان داده بودند.
ایلان ماسک، میلیاردر فناوری که سال گذشته در آغاز کارزار انتخاباتی AfD سخنرانی کرده بود، پیروزی احتمالی آلیس وایدل، رهبر مشترک این حزب، را تبریک گفت. او پیش از این نیز در حمایت از AfD، با وایدل گفتوگویی زنده در شبکه اجتماعی ایکس انجام داده بود و در یک تجمع انتخاباتی از طریق ویدئو سخنرانی کرده و این حزب را «بهترین امید برای آلمان» خوانده بود.
در مقابل، برخی رهبران اروپایی نسبت به نتیجه انتخابات ابراز نگرانی کردند. بنجامین حداد، وزیر امور اروپای فرانسه، این پیروزی را «لحظهای جدی برای اروپا» خواند. دونالد توسک، نخستوزیر لهستان، نیز با لحنی تند گفت: «در لهستان فقط احمقها یا خائنان میتوانند از پیروزی AfD در آلمان خوشحال شوند.»
آلیس وایدل، رهبر حزب آلترناتیو برای آلمان، کیست؟
آلیس وایدل، رهبر همجنسگرای حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) است. او با وجود اینکه خود در رابطه با یک زن مهاجر قرار دارد، همچنان از گفتمان ضد مهاجرتی دفاع میکند و بدون پرده از نمادها و اشارههای مرتبط با دوران رایش سوم استفاده میکند.
ایلان ماسک نیز در مقالهای در روزنامه آلمانی Die Welt درباره حمایت خود از وایدل نوشت: «او یک پارتنر همجنسگرا از سریلانکا دارد! آیا این باعث میشود به هیتلر فکر کنید؟ بیایید!»

در ۲۲ آوریل ۲۰۱۷، در کنگره حزب AfD در شهر کلن، آلیس وایدل برای نخستین بار درباره گرایش جنسی خود صحبت کرد. او به پرسشی پاسخ داد که بارها از او پرسیده شده بود: چگونه ممکن است یک زن لزبین عضو حزبی باشد که به همجنسگراهراسی متهم است؟
اما پاسخ او همراه با طعنه بود. لزبین بودن او و عضویتش در AfD، خود به یک پیام سیاسی تبدیل شد؛ زیرا از این موضوع استفاده میکرد تا نشان دهد او و حزبش نمیتوانند همجنسگراهراس باشند.
وایدل در سخنرانی خود استدلال کرد که AfD از همجنسگرایان محافظت خواهد کرد؛ زیرا به گفته او، مشکل اصلی خشونت علیه افراد همجنسگرا، مهاجرت و بهویژه «گروههای مسلمان» است.
او با اشاره به نمونههایی از خشونت علیه همجنسگرایان توسط مسلمانان در آلمان، تلاش کرد نشان دهد میان اسلامگرایان و جامعه آلمان سازشی ممکن نیست.
وایدل در خانوادهای مسیحی-دموکرات در وستفالیای شرقی بزرگ شد. کودکی آرامی داشت و در کنار پدرش که فروشنده بود و مادرش که خانهدار بود، تنیس و پیانو یاد گرفت.
مانند برخی دیگر از رهبران AfD، خانواده او نیز ریشه در آلمانیهای سیلزی دارد؛ گروهی از آلمانیها که پس از جنگ جهانی دوم مجبور به مهاجرت شدند. این تجربه تاریخی، احساس بیعدالتی نسبت به مسکو و کشورهای غربی را در خانواده او تقویت کرد.
او اقتصاد خواند، درباره نظام بازنشستگی چین رساله دکتری نوشت و پنج سال با بورسیه تحصیلی در چین زندگی کرد.
بعدها در حوزه مالی فعالیت کرد و در شرکتهایی مانند گلدمن ساکس و Allianz مشغول به کار شد. پس از آن نیز بهعنوان مشاور مستقل فعالیت کرد.
رسانهها سال گذشته تصاویری از یک مراسم انتخاباتی در نزدیکی شهر نورنبرگ، در شهر کوچک قرونوسطایی «گِردینگ»، منتشر کردند که در آن قرار بود وایدل سخنرانی کند. زمانی که او وارد صحنه شد، جمعیت شعار داد:
«آلیس برای آلمان!»
این شعار در نگاه اول بیخطر به نظر میرسد، اما اشارهای به عبارت آلمانی «Alles für Deutschland» (همهچیز برای آلمان) دارد؛ شعاری که نیروهای شبهنظامی نازی یعنی SA در دهه ۱۹۲۰ از آن استفاده میکردند. استفاده عمومی از این عبارت در آلمان جرم محسوب میشود.
وایدل سپس در سخنرانی خود به مهاجران غیرقانونی حمله کرد و جمعیت شعار داد:
«اخراج! اخراج! اخراج!»
وایدل که پس از یک رقابت داخلی سخت، در ماه دسامبر در رأس AfD قرار گرفت، تصویری آرام و اطمینانبخش از خود ارائه میکند: موهای بلوند جمعشده، چشمهای آبی، کت رسمی و رشته مرواریدی همیشگی.
او که در غرب آلمان متولد شده است، میتواند نماینده ارزشهای طبقه متوسط محافظهکار و مرفه آلمان باشد.
او بارها تأکید کرده که حزبش افراطی نیست و رسانهها تصویری اغراقشده از AfD ارائه میدهند.
تناقضهای آلیس وایدل
رهبر جدید راست افراطی آلمان، شخصیتی پیچیده و متناقض دارد.
او یک زن همجنسگراست که با یک تهیهکننده سینمایی سوئیسی با اصالت سریلانکایی زندگی میکند و مادر دو پسر است؛ اما همزمان رهبری حزبی را بر عهده دارد که مخالف مهاجرت است و در مسائل اجتماعی، مواضعی بسیار محافظهکارانه دارد.
او اقتصاد خوانده، نماینده یکی از ثروتمندترین مناطق آلمان است و در سوئیس زندگی میکند؛ اما همزمان ارزشهای ملیگرایانه را برای هوادارانی عمدتاً مرد، کمدرآمد و کمتحصیل در مناطق شرقی و محروم آلمان تبلیغ میکند.
او همچنین از نمادهایی استفاده میکند که برای بسیاری یادآور دوران رایش سوم هستند؛ مانند شعار «Alice für Deutschland» و استفاده مداوم از هشت پرچم آلمان در دو طرف صحنه.
عدد هشت در برخی گروههای راست افراطی به حرف H در نام Hitler اشاره دارد. این نشانهها ممکن است برای عموم مردم آشکار نباشند، اما برای هواداران افراطی قابل تشخیص هستند.

او در سال ۲۰۲۴ در یک مصاحبه تلویزیونی مدعی شد که آلمان با «انفجار جرم و جنایت خارجیها و خشونت مهاجران» روبهرو شده است.
وایدل در مصاحبه با شبکه تلویزیونی دولتی ZDF برخی از ادعاهای همیشگی حزب خود را تکرار کرد؛ از جمله اینکه مزایای اجتماعی سخاوتمندانه آلمان باعث جذب مهاجران میشود و صدها هزار تبعه خارجی همچنان در آلمان حضور دارند که باید اخراج شوند.
وایدل گفت: «ما با افزایش انفجاری آمار جرم، جرم خارجیها و خشونت مهاجران روبهرو هستیم، زیرا مرزهای ما باز است.»
او همچنین گفت: «افغانها بیشترین میزان جرم را دارند.»
رسانههای آلمان همان زمان این ادعاهای وایدل را بررسی و رد کردند. بر اساس دادههای اداره پلیس جنایی فدرال آلمان (BKA)، اگرچه بیشتر افرادی که در سال ۲۰۲۳ مرتکب جرم شدهاند، شهروند آلمان بودهاند، اما نسبت جرم در میان اتباع غیرآلمانی نسبت به سهم آنها از جمعیت بیشتر بوده است.
وایدل و دیگر چهرههای AfD بارها ادعا کردهاند که حدود ۳۰۰ هزار نفر در آلمان حضور دارند که باید از کشور اخراج شوند.
بررسی شبکه تلویزیونی آلمان Tagesschau نشان داد این رقم دقیق نیست. تا پایان سال ۲۰۲۳، حدود ۲۴۲ هزار و ۶۴۲ نفر در آلمان بدون مجوز اقامت معتبر حضور داشتند؛ اما این گروه شامل افراد مختلفی مانند دانشجویان خارجی، کارگران یا گردشگرانی میشد که اعتبار ویزای آنها پایان یافته بود. حدود ۶۰ درصد از این افراد نیز پناهجویانی بودند که درخواست پناهندگی آنها رد شده بود.
با این حال، همه افرادی که درخواست پناهندگیشان رد شده است، الزاماً قابل اخراج نیستند. حدود ۸۰ درصد از آنها یا دارای وضعیت تعلیق موقت اخراج (Duldung) هستند، زیرا موانع قانونی یا عملی برای اخراجشان وجود دارد، یا مشمول ممنوعیت اخراج بر اساس قانون اقامت آلمان هستند.
حزب آلترناتیو برای آلمان یا همان AfD چیست؟
بیشتر بخوانید:
آدولف هیتلر، مردی که جهان را به آتش کشید، چگونه قدرت گرفت و محبوب شد؟
هیتلر چگونه در عرض ۵۲ روز دموکراسی را نابود کرد؟
نمونههای عجیب هیتلردوستی در ایران
حزب «آلترناتیو برای آلمان» (Alternative für Deutschland – AfD) در سال ۲۰۱۳ و در واکنش به نحوه مدیریت بحران مالی منطقه یورو توسط اتحادیه اروپا تأسیس شد.
این حزب در آغاز بیشتر بر مخالفت با یورو، سیاستهای مالی اتحادیه اروپا و روند همگرایی اروپایی تمرکز داشت؛ اما بهتدریج مواضع آن به سمت ملیگرایی، مخالفت با مهاجرت و انتقاد از چندفرهنگیگرایی حرکت کرد.
AfD نخستین بار در سال ۲۰۱۴ موفق شد وارد چند پارلمان ایالتی آلمان شود و در انتخابات سال ۲۰۱۷ نیز برای نخستین بار به پارلمان فدرال آلمان (بوندستاگ) راه یافت.
از آن زمان، این حزب بهتدریج به سمت راست افراطیتر حرکت کرده و به موفقترین جریان راست افراطی آلمان پس از جنگ جهانی دوم تبدیل شده است.
این حزب خواهان کنترل شدیدتر مرزها، محدود کردن مهاجرت، کاهش نقش اتحادیه اروپا، مخالفت با سیاستهای اقلیمی دولت آلمان و تغییر رویکرد برلین در قبال جنگ اوکراین است.
حامیان AfD عمدتاً از میان رأیدهندگانی هستند که از احزاب سنتی آلمان در زمینه مهاجرت، اقتصاد، سیاست انرژی، هزینههای اجتماعی و سیاست خارجی ناراضیاند؛ بهویژه در مناطق شرقی آلمان که احساس عقبماندگی اقتصادی و بیاعتمادی نسبت به نهادهای سیاسی بیشتر است.
با این حال، AfD به دلیل ادبیات ضد مهاجرتی، مواضع قومگرایانه و استفاده برخی چهرههای آن از ادبیات نزدیک به جریانهای راست افراطی، با انتقادات گستردهای روبهرو شده است.
برخی سیاستمداران این حزب در سالهای گذشته جنایات دوران نازیها را کماهمیت جلوه دادهاند، نظریههای توطئه را ترویج کردهاند یا از عباراتی استفاده کردهاند که یادآور سنتهای راست افراطی آلمان است.
یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر در ادبیات AfD و جریانهای راست افراطی اروپا برجسته شده، مفهوم «بازمهاجرت» (Remigration) است.
بازمهاجرت چیست؟
مفهوم «بازمهاجرت» در ادبیات راست افراطی به بازگرداندن مهاجران از آلمان اشاره دارد؛ اما نگرانی منتقدان این است که این مفهوم در برخی جریانها تنها به اخراج افراد بدون اقامت قانونی محدود نمیشود و گاهی درباره افرادی مطرح میشود که اقامت قانونی دارند یا حتی شهروند آلمان هستند.
منتقدان میگویند بخشی از جریان راست افراطی، تعلق به جامعه آلمان را نه صرفاً بر اساس شهروندی، بلکه بر پایه معیارهای قومی و فرهنگی تعریف میکند؛ رویکردی که میتواند میلیونها شهروند دارای پیشینه مهاجرتی را زیر سؤال ببرد.
این نگاه، یکی از دلایل اصلی نگرانی نهادهای امنیتی آلمان درباره AfD بوده است.
اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی آلمان (BfV) این حزب را تحت نظارت قرار داده و در سال ۲۰۲۵ آن را یک «جریان راست افراطی تأییدشده» معرفی کرد. این نهاد اعلام کرد که بخشی از مواضع AfD با نگاه قوممحور به مفهوم ملت آلمان و برخورد تبعیضآمیز با مهاجران و اقلیتها همخوانی دارد.
AfD همچنین بارها فرهنگ سیاسی پس از جنگ آلمان در زمینه مواجهه با گذشته نازیسم و یادآوری هولوکاست را به چالش کشیده است.
برخی از رهبران این حزب خواهان تغییر نگاه آلمان به تاریخ خود هستند و معتقدند تأکید بیش از اندازه بر جنایات دوران نازیها باعث تضعیف هویت ملی آلمان شده است؛ دیدگاهی که با واکنش شدید بسیاری از سیاستمداران و مورخان آلمانی مواجه شده است.
چرا پیروزی AfD اهمیت تاریخی دارد؟
رشد AfD تنها افزایش محبوبیت یک حزب سیاسی نیست؛ بلکه نشانه تغییر بخشی از فضای سیاسی آلمان پس از دههها اجماع علیه راست افراطی است.
آلمان پس از تجربه حکومت نازیها، یکی از سختگیرانهترین نظامهای سیاسی اروپا را برای مقابله با جریانهای افراطی ایجاد کرد. احزاب اصلی این کشور نیز برای دههها تلاش کردند میان خود و راست افراطی یک «دیوار آتش» ایجاد کنند و از همکاری سیاسی با چنین جریانهایی پرهیز کنند.
اما موفقیتهای انتخاباتی اخیر AfD نشان میدهد این سیاست دیگر بهتنهایی مانع رشد این حزب نشده است.
رأیدهندگان AfD عمدتاً از سیاستهای مهاجرتی دولتهای مختلف، هزینههای اقتصادی، افزایش قیمت انرژی، کاهش قدرت خرید و نقش آلمان در بحرانهای بینالمللی ناراضی هستند.
در مقابل، مخالفان AfD هشدار میدهند که عادی شدن حضور این حزب در ساختار قدرت میتواند مرزهای سیاسی آلمان پس از جنگ جهانی دوم را جابهجا کند.
به همین دلیل، انتخابات اخیر نه فقط رقابتی میان احزاب سیاسی، بلکه آزمونی برای این پرسش است که آیا آلمان همچنان میتواند مدل سیاسی پس از جنگ خود را حفظ کند یا موج جدید راستگرایی اروپا در حال ورود به مرحلهای تازه است.