یک هفته با بنزین ۱۰ هزار تومانی؛ مردم خودروها را نخواباندند، مسیرها را متر کردند
رویداد۲۴| هفت روز از ورود نرخ سوم بنزین به قیمت ۱۰ هزار تومان گذشته است. دولت با افزایش نرخ سوم، سه هدف را همزمان دنبال میکرد؛ مدیریت مصرف، کاهش جذابیت قاچاق و نزدیک کردن تدریجی قیمت سوخت به واقعیتهای اقتصادی. اما یک هفته بعد از اجرای این تصمیم، تصویر کف خیابان پیچیدهتر از یک عدد روی نمایشگر نازلهاست.
طبق مشاهدات میدانی خبرنگار اقتصادنیوز، در پمپبنزینها هنوز نشانهای از تغییر ناگهانی رفتار مردم دیده نمیشود، اما گفتوگو با مصرفکنندگان نشان میدهد یک تغییر آرام در حال شکلگیری است؛ مردم الزاماً خودرو را کنار نگذاشتهاند، اما بیشتر حساب میکنند، مسیرها را انتخاب میکنند و تلاش میکنند کمتر مجبور به استفاده از نرخ سوم شوند.
برای رانندگان حرفهای، ماجرا متفاوت است. کسی که خودرو برای او ابزار درآمد است، نمیتواند بهسادگی مصرف را نصف کند. برای این گروه، افزایش قیمت بنزین بیشتر از آنکه یک انتخاب باشد، یک هزینه جدید در مسیر کسب درآمد است.
در سوی دیگر، کارشناسان انرژی معتقدند مسئله بنزین سالها است از یک موضوع صرفاً قیمتی عبور کرده و به مجموعهای از مشکلات در حوزه خودرو، حملونقل عمومی، کیفیت ناوگان، الگوی سفر و سیاستهای انرژی تبدیل شده است.
اولین روزهای بنزین ۱۰ هزار تومانی؛ بیشتر از مصرف، سؤالها تغییر کرد
صبحهای پمپبنزین معمولاً با یک الگوی ثابت آغاز میشود؛ رانندهها وارد صف میشوند، کارت را وارد میکنند و بدون مکث سوختگیری انجام میشود. اما در روزهای ابتدایی اجرای نرخ سوم، یک رفتار جدید بیشتر به چشم میآمد؛ «سوال پرسیدن»
آنطور که جایگاه داران سطح شهر تهران گفتند مشتریها بیشتر از گذشته درباره قیمتها سؤال میکردند. سؤال اصلی بسیاری از رانندگان این بود که آیا همه بنزین ۱۰ هزار تومان شده یا فقط بخشی از مصرف شامل نرخ جدید میشود.
ساختار جدید برای بسیاری از مصرفکنندگان هنوز نیازمند توضیح بود؛ چرا که نرخهای قبلی ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی باقی مانده بود و نرخ سوم بهعنوان قیمت کارت جایگاه یا مصرف مازاد مطرح شد.
اما بعد از گذشت چند روز، شوک اولیه جای خود را به یک رفتار اقتصادیتر داد؛ مردم شروع کردند به محاسبه.
مسئله دیگر فقط این نبود که «بنزین چند تومان شده»، بلکه این بود که «چطور کمتر مجبور به استفاده از بنزین ۱۰ هزار تومانی شوند.»
رانندگان تاکسی اینترنتی؛ گروهی که نمیتواند مصرف را حذف کند
اگر برای بسیاری از مردم بنزین یک هزینه روزمره است، برای رانندگان تاکسیهای اینترنتی بخشی از هزینه تولید درآمد محسوب میشود.
رانندهای که روزانه چند ساعت در خیابان است، نمیتواند مانند یک مصرفکننده عادی تصمیم بگیرد و سفرهایش را حذف کند. کاهش مصرف برای او گاهی به معنی کاهش درآمد است.
در هفته اول اجرای نرخ سوم، نگرانی اصلی این گروه این بود که فاصله میان هزینه خودرو و درآمد سفرها بیشتر شود.
بیشتر بخوانید: جزییات اختصاص سهمیه اول و دوم بنزین به خودروها
رانندگان این حوزه معمولاً با چند هزینه همزمان مواجهاند؛ استهلاک خودرو، تعمیرات، بیمه و حالا هزینه سوخت. به همین دلیل، افزایش نرخ سوم برای آنها فقط تغییر قیمت یک کالا نیست، بلکه تغییر در محاسبه اقتصادی شغل است.
یکی از رانندگان تاکسیهای اینترنتی میگوید: «رفتار جدید برخی از ما، کاهش انتخاب سفرهای کمصرفه است. یعنی ممکن است سفری با مسافت طولانی یا مقصدی با ترافیک بالا را کمتر قبول کنیم، اما کنار گذاشتن خودرو برای ما عملاً امکانپذیر نیست. این منبع درآمد ماست.»
این همان نقطهای است که کارشناسان هم روی آن تأکید دارند؛ قیمت بنزین زمانی میتواند رفتار مصرفکننده را تغییر دهد که جایگزین واقعی وجود داشته باشد.
مردم عادی چه کردند؟ حذف سفر یا حذف هزینههای دیگر؟
در میان خانوارها، واکنش به بنزین ۱۰ هزار تومانی یکسان نبود. برای بعضی خانوادهها، اولین تصمیم بعد از اجرای نرخ جدید، بازنگری در رفتوآمدهای روزمره بود؛ نه به این معنا که خودرو را کنار بگذارند، بلکه تلاش کردند تعداد سفرها را کمتر و مسیرها را حسابشدهتر کنند.
مریم، مادر یک خانواده چهار نفره، میگوید افزایش هزینه بنزین باعث شده برنامه رفتوآمدهای خانوادگیشان را دوباره بررسی کنند. او میگوید: «قبلاً برای خریدهای کوچک یا کارهای روزمره چند بار با ماشین بیرون میرفتیم. الان سعی میکنیم کارها را با هم انجام دهیم که یک مسیر کمتر برویم. شاید در ظاهر هزینه بنزین خیلی بزرگ نباشد، اما وقتی همه هزینهها کنار هم قرار میگیرد، مجبوریم بیشتر حساب کنیم.»
او البته میگوید حذف خودرو برای خانوادهای که چند نفر از اعضای آن برای کار، مدرسه و خرید به رفتوآمد روزانه نیاز دارند، امکانپذیر نیست: «نمیشود گفت ماشین استفاده نکنیم؛ زندگی ما به آن وابسته است. فقط باید از جاهای دیگر کمتر کنیم.»
در سوی دیگر، رضا، پدر یک خانواده کارمند، نگاه متفاوتی دارد. او معتقد است بسیاری از خانوارها امکان کاهش جدی مصرف بنزین را ندارند، چون خودرو بخشی از نیاز روزانه آنهاست. میگوید: «اگر کسی هر روز باید سر کار برود، بچه را به مدرسه برساند یا برای کارهای ضروری بیرون باشد، نمیتواند ناگهان رانندگی را نصف کند. در نهایت اگر قرار باشد هزینه بنزین بیشتر شود، باید از یک بخش دیگر زندگی کم کنیم.»
روایت این دو خانواده، تصویری از یک نگرانی مشترک را نشان میدهد؛ اینکه افزایش قیمت سوخت برای بسیاری از مردم فقط تغییر یک عدد روی پمپ بنزین نیست، بلکه تصمیمی درباره جابهجایی هزینهها در سبد خانوار است. بخشی از مردم تلاش میکنند با کاهش سفرهای غیرضروری خود را تطبیق دهند، اما برای گروهی دیگر که خودرو بخش جداییناپذیر زندگی یا کار آنهاست، کاهش مصرف به معنای حذف یک هزینه نیست؛ بلکه انتقال فشار به بخشهای دیگر زندگی است.
جایگاهداران؛ هنوز خبری از ریزش میزان مصرف روزانه نیست
فعالان جایگاههای سوخت در روزهای اول بیشتر درگیر مسائل اجرایی بودند؛ هماهنگی تجهیزات، نمایش قیمت جدید و پاسخ به پرسشهای مشتریان. اما درباره رفتار مصرفی، برداشت اولیه جایگاهداران این است که مردم همچنان سوختگیری میکنند و کاهش شدیدی در مراجعه یا فروش دیده نشده است.
یکی از جایگاهداران مرکز تهران میگوید: «مردم هنوز بنزین میزنند، چون کسی که خودرو دارد و برای کار یا زندگی روزمره به آن نیاز دارد، نمیتواند سوختگیری را متوقف کند. اما چیزی که نسبت به قبل تغییر کرده این است که خیلیها بیشتر مراقب هستند وارد نرخ سوم نشوند.»
به گفته او، بسیاری از مشتریان قبل از رسیدن به کارت جایگاه تلاش میکنند مصرف خود را مدیریت کنند؛ بعضیها زمان سوختگیری را جلوتر میاندازند. او میگوید: «قبلاً خیلیها بدون اینکه حساب کنند چقدر مصرف میکنند، با ماشین رفتوآمد داشتند. الان بیشتر میپرسند چطور کاری کنند که کمتر به بنزین ۱۰ هزار تومانی برسند.»
این جایگاهدار معتقد است تغییر اصلی در روزهای ابتدایی، نه کاهش شدید مصرف، بلکه تغییر رفتار مشتریان بوده است؛ مردم هنوز بنزین نیاز دارند، اما تلاش میکنند سهم استفاده از نرخ سوم را تا حد امکان پایین نگه دارند.
آیا هدف کاهش ترافیک محقق میشود؟
یکی از استدلالهای اصلی در سیاستهای اصلاح قیمت انرژی، کاهش مصرف و مدیریت تقاضاست. اما آیا بنزین ۱۰ هزار تومانی توانسته در همین یک هفته تغییری در ترافیک ایجاد کند؟
فعلاً پاسخ قطعی منفی یا مثبت وجود ندارد.
ترافیک شهری محصول مجموعهای از عوامل است و قیمت بنزین تنها یکی از آنهاست. تعداد خودروها، کیفیت حملونقل عمومی، طراحی شهری، فاصله محل زندگی و کار و حتی فرهنگ استفاده از خودرو در این مسئله نقش دارند.
بیشتر بخوانید: معاون وزارت کشور: تغییر نرخ بنزین تاثیری بر قیمت کالاهای اساسی ندارد
ممکن است افزایش قیمت بنزین بخشی از سفرهای غیرضروری را کاهش دهد، اما اینکه بتواند بهتنهایی گره ترافیک کلانشهرها را باز کند، محل تردید کارشناسان است.
داوود سوری، اقتصاددان، نیز در گفتوگو با اقتصادنیوز بر همین نکته تأکید کرده است که مسئله بنزین را نمیتوان جدا از مسئله خودرو و نحوه استفاده از خودرو در کشور دید.
به گفته او، امروز در شهرها حجم زیادی از خودروها در حال تردد هستند و خودرو برای بسیاری از افراد به ابزار کار تبدیل شده است؛ بنابراین اصلاح مصرف نیازمند یک طرح جامع درباره خودرو و حملونقل است، نه صرفاً تغییر قیمت.
قاچاق سوخت؛ آیا بنزین ۱۰ هزار تومانی معادله را تغییر میدهد؟
یکی از مهمترین استدلالهایی که در دفاع از افزایش نرخ سوم بنزین مطرح شد، کاهش فاصله قیمتی و کم شدن انگیزه قاچاق بود. سالهاست اختلاف قیمت سوخت در ایران با برخی کشورهای همسایه بهعنوان یکی از عوامل ایجاد جذابیت برای قاچاق مطرح میشود. اما آیا دو برابر شدن نرخ سوم از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان میتواند این مسیر را تغییر دهد؟
پاسخ کارشناسان یکسان نیست، اما یک نقطه مشترک وجود دارد: قیمت بهتنهایی همه مسئله قاچاق را حل نمیکند.
قاچاق سوخت فقط محصول ارزان بودن بنزین نیست؛ شبکه توزیع، کنترل مرزها، اختلاف قیمت با کشورهای اطراف، شیوه سهمیهبندی و امکان انتقال سوخت هم در آن نقش دارد.
احمد جانجان، اقتصاددان، در گفتوگو با اقتصادنیوز نیز بر همین موضوع تأکید دارد. از نگاه او، افزایش نرخ سوم به ۱۰ هزار تومان به خودی خود نمیتواند انگیزه قاچاق را به شکل قابل توجهی کاهش دهد.
احمد جانجان، اقتصاددان، با اشاره به افزایش نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان معتقد است این تصمیم بهتنهایی نمیتواند بحران ناترازی را حل کند و تنها زمانی اثرگذار خواهد بود که در کنار اصلاح قیمت، اصلاح مسأله خودرو، حملونقل عمومی و سیاستهای انرژی نیز در دستور کار قرار گیرد.
او معتقد است اگر این سیاست صرفاً با هدف جبران ناترازی یا کاهش قاچاق اجرا شود، سیاست کاملی نیست؛ زیرا مسئله بنزین در ایران یک مسئله دوطرفه است: از یک طرف محدودیت عرضه وجود دارد و از طرف دیگر تقاضایی شکل گرفته که بیش از ظرفیت پایدار عرضه است.
به گفته جانجان، نیز زمانی که قیمت یک کالای کمیاب برای مدت طولانی پایین نگه داشته شود، قیمت نمیتواند سیگنال واقعی کمیابی را به مصرفکننده منتقل کند، اما این به آن معنا نیست که یک تغییر محدود قیمتی میتواند همه مشکلات را برطرف کند.
او تأکید دارد که اصلاح خودروهای پرمصرف، کیفیت ناوگان، حملونقل عمومی و سیاستهای انرژی باید همزمان پیش برود.
آیا مردم واقعاً کمتر بنزین مصرف کردند؟
یکی از مهمترین پرسشها بعد از اجرای نرخ سوم این بود: آیا مردم کمتر بنزین میزنند؟
برای پاسخ به این سؤال هنوز دادههای رسمی چندماهه وجود ندارد، اما رفتار هفته اول چند نشانه اولیه دارد.
نشانه اول این است که مصرفکنندگان عادی تلاش کردهاند کمتر وارد نرخ سوم شوند. یعنی تغییر اصلی نه در حذف خودرو، بلکه در مدیریت استفاده از خودرو دیده میشود.
اما نشانه دوم این است که گروههای پرمصرف یا کسانی که خودرو ابزار کار آنهاست، همچنان مصرف خود را حفظ کردهاند.
بررسیهای میدانی اقتصادنیوز نیز نشان میدهد، چون تنها بخشی از مصرف کشور مشمول نرخ سوم است، انتظار کاهش شدید مصرف از محل این سیاست چندان واقعبینانه نیست. در برخی برآوردها هم گفته شده حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد مصرف ممکن است با نرخ سوم انجام شود و به همین دلیل اثر مستقیم این نرخ بر کل مصرف محدود خواهد بود.
به عبارت دیگر، نرخ سوم ممکن است رفتار بخشی از مصرفکنندگان را تغییر دهد، اما برای تغییر الگوی مصرف کل کشور، عوامل دیگری هم باید اصلاح شوند..
چرا قیمت ۱۰ هزار تومان هنوز پایان مسیر نیست؟
عدد ۱۰ هزار تومان در شرایطی انتخاب شد که دولت تلاش داشت میان اصلاح قیمت و حساسیت اجتماعی تعادل ایجاد کند.
اما کارشناسان درباره اینکه این عدد چقدر به قیمت واقعی نزدیک است، اختلاف نظر دارند.
احمد جانجان معتقد است این عدد را نباید قیمت واقعی بنزین دانست. از نگاه او، این رقم بیشتر یک گام اولیه برای اصلاح تدریجی فضای قیمتی است.
او اشاره میکند که اگر هزینه واقعی تأمین بنزین با معیارهای اقتصادی محاسبه شود، همچنان فاصله میان قیمت فروش و هزینه واقعی زیاد است.
اما داوود سوری نگاه محتاطانهتری دارد. از دید او، اگر قرار است اصلاح قیمت اتفاق بیفتد، باید در قالب یک برنامه جامع باشد، نه اینکه تنها یک عدد تغییر کند.
به باور او، اصلاح قیمت زمانی میتواند اثرگذار باشد که مردم بدانند در مقابل افزایش هزینه چه تغییری در کیفیت خدمات عمومی، حملونقل و ساختار اقتصادی رخ میدهد.
یک هفته بعد از نرخ سوم؛ برنده و بازنده چه کسانی هستند؟
یک هفته برای قضاوت نهایی درباره آثار بنزین ۱۰ هزار تومانی کافی نیست، اما میتوان چند تصویر اولیه ترسیم کرد.
برای رانندگان تاکسی اینترنتی و مشاغلی که خودرو ابزار درآمد آنهاست، افزایش نرخ سوم به معنای افزایش هزینه فعالیت است. این گروه نمیتوانند به سادگی مصرف خود را حذف کنند و بیشتر به سمت مدیریت مسیر و انتخاب سفر میروند.
بیشتر بخوانید: پسلرزههای بنزین ۱۰ هزار تومانی؛ پایان مسافرکشی پارهوقت و آغاز موج تازه گرانی
برای خانوارهای عادی، تغییر اصلی بیشتر در رفتار روزمره دیده میشود؛ کاهش سفرهای غیرضروری و حساس شدن نسبت به میزان مصرف.
برای جایگاهداران، هنوز نشانهای از کاهش شدید مراجعه دیده نمیشود؛ چراکه تقاضای بنزین در کوتاهمدت کشش پایینی دارد و بسیاری از مردم حتی با قیمت بالاتر همچنان نیازمند سوخت هستند.
برای دولت، آزمون اصلی تازه آغاز شده است؛ اینکه آیا این سیاست میتواند به کاهش مصرف، کنترل قاچاق و مدیریت ناترازی کمک کند یا فقط بخشی از هزینههای موجود را پوشش میدهد.
مردم با بنزین ۱۰ هزار تومانی چه کردند؟
هفت روز بعد از اجرای نرخ سوم، شاید مهمترین اتفاق این نباشد که مردم چقدر کمتر بنزین زدهاند؛ بلکه این است که نگاه آنها به مصرف تغییر کرده است.
پیش از این بسیاری از رانندگان فقط به میزان موجودی کارت سوخت فکر میکردند، اما حالا بخشی از آنها پیش از هر سفر به یک سؤال اقتصادی فکر میکنند:آیا این مسیر ارزش استفاده از بنزین ۱۰ هزار تومانی را دارد؟
با این حال، تجربه یک هفته گذشته یک نکته را روشن کرده است؛ مسئله بنزین در ایران فقط مسئله قیمت نیست.
همانطور که احمد جانجان و داوود سوری هر دو از دو زاویه متفاوت تأکید کردهاند، اصلاح سوخت بدون اصلاح خودرو، حملونقل عمومی، الگوی مصرف و سیاستهای انرژی نمیتواند بهتنهایی گره چند دههای بنزین را باز کند.
بنزین ۱۰ هزار تومانی شاید یک تغییر در قیمت باشد، اما برای تبدیل شدن به یک اصلاح واقعی، نیازمند تغییرات بزرگتری در پشت صحنه اقتصاد انرژی ایران است.