تاریخ انتشار: ۱۴:۵۷ - ۲۷ شهريور ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

شرمندگی به جای کارآمدی؛ چرا عذرخواهی عارف مردم را آرام نمی‌کند؟

شرمندگی مسئولان اگر با چاره‌جویی همراه نباشد، برای مردمی که زیر فشار گرانی و کاهش قدرت خریدند، پاسخ نیست. اظهارات اخیر محمدرضا عارف و واکنش محمد مهاجری، بار دیگر بحث درباره فاصله میان عذرخواهی مسئولان و اقدام عملی دولت را داغ کرده است.
محمدرضا عارف

رویداد۲۴| عذرخواهی از سوی مسئولان، در حالت عادی اقدامی پسندیده و نشانه پذیرش مسئولیت است؛ اما زمانی که عذرخواهی به جای اصلاح تصمیم‌ها و ارائه راه‌حل قرار بگیرد، خود می‌تواند به بخشی از مسئله تبدیل شود. اظهارات اخیر محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، درباره وضعیت دخل و خرج مردم، تورم و محدودیت‌های دولت در اجرای برنامه‌ها، این بحث را دوباره به میان آورده است.

عارف در جمع استادان دانشگاه ضمن ابراز شرمندگی از اینکه دخل و خرج مردم با یکدیگر همخوانی ندارد، درباره محدودیت دولت در افزایش حقوق متناسب با تورم نیز سخن گفت. او همچنین تأکید کرد که کشور از نظر تدوین اسناد و برنامه‌ها کمبود ندارد و مسئله اصلی، قدرت اجراست.

این سخنان، اما با واکنش‌های انتقادی مواجه شد. مثلا محمد مهاجری، فعال رسانه‌ای اصولگرا خطاب به معاون اول رئیس‌جمهور نوشت عذرخواهی در چنین شرایطی الزاماً مردم را آرام نمی‌کند و آنها انتظار دارند دولت به جای تکرار مشکلات، برای حل آنها اقدام کند.

کار دولت ذکر مصیبت نیست

مسئله اصلی در اینجا خودِ عذرخواهی نیست؛ مسئله فاصله میان پذیرش مشکل و توان یا اراده حل آن است. جامعه با افزایش قیمت‌ها، کاهش قدرت خرید و دشوارتر شدن تأمین هزینه‌های زندگی، بیش از آنکه به توصیف وضعیت موجود نیاز داشته باشد، به تصمیم‌هایی نیاز دارد که آثار آن در زندگی روزمره قابل مشاهده باشد.

محمد مهاجری نیز در واکنش به سخنان عارف دقیقاً بر همین فاصله دست گذاشته و خطاب به معاون اول رئیس‌جمهور نوشته است: «آقای عارف! مردم را عصبانی‌تر نکنید... عذرخواهی خیلی کار پسندیده‌ای است، اما باور کنید همین کار خوب، مردم را نه تنها آرام‌تر نمی‌کند که آنها را بیشتر به هم می‌ریزد. شما درد‌هایی را می‌گویید که مردم برای شنیدن آن به این دولت رای نداده‌اند.»

از این منظر، پرسش مهم این است که دولت چگونه قرار است میان «شناخت مسئله» و «حل مسئله» فاصله ایجادشده را پر کند. اینکه یک مقام ارشد اجرایی از مشکلات اقتصادی سخن بگوید، به‌خودی‌خود اتفاق تازه‌ای نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که این شناخت چه زمانی به تصمیم، تغییر سیاست و نتیجه ملموس تبدیل می‌شود.

مردم انتظار کارآمدی دارند نه عذرخواهی

بخش دیگری از سخنان عارف، اهمیت بیشتری دارد؛ جایی که او گفت: «ما در نوشتن سند بسیار هنرمند هستیم و سند به اندازه کافی داریم. خداوند باید قدرت اجرا را به ما دهد.» او همچنین درباره نبود برنامه جامع در انتخابات زودهنگام و محدودیت زمانی نامزد‌ها توضیح داد.

این سخنان عملاً بحث قدیمی شکاف میان سیاستگذاری و اجرا را دوباره مطرح می‌کند. در ساختار اجرایی کشور، داشتن سند و برنامه زمانی ارزشمند است که بتواند به سیاست مشخص، بودجه، زمان‌بندی، مسئول مشخص و در نهایت نتیجه قابل سنجش تبدیل شود.

از همین‌جا یک پرسش اساسی شکل می‌گیرد: اگر مشکل اصلی «قدرت اجرا» است، دولت برای افزایش این قدرت چه تغییری در شیوه مدیریت، ترکیب تیم اقتصادی و سازوکار تصمیم‌گیری خود ایجاد کرده است؟

توضیح درباره محدودیت‌ها بخشی از مسئولیت دولت است، اما توضیح محدودیت نباید جای گزارش درباره اقداماتی را بگیرد که برای عبور از همان محدودیت‌ها انجام شده است.

دولت در شرایط سخت، با چه آرایشی باید تصمیم بگیرد؟

البته نمی‌توان شرایط اقتصادی و سیاسی کشور را فارغ از فشار‌های بیرونی، تحریم‌ها و جنگ تحلیل کرد. خود عارف نیز در سخنان اخیرش به شرایط جنگی کشور اشاره کرده است.

اما همین شرایط می‌تواند بحث دیگری را ضروری‌تر کند: آیا ساختار مدیریتی دولت برای مواجهه با شرایط استثنایی، نیازمند بازنگری است یا نه؟

مهاجری نیز در واکنش خود بر همین موضوع تأکید کرده و نوشته است که جامعه انتظار دارد دولت در شرایط جنگی «آرایش دیگری» داشته باشد و برخی مدیران و معاونان جای خود را به افراد توانمندتر بدهند.

در چنین شرایطی، بحث تغییر مدیران نباید صرفاً به یک مطالبه سیاسی یا جناحی تقلیل پیدا کند. مسئله اصلی باید این باشد که دولت چه معیار‌هایی برای ارزیابی عملکرد مدیران دارد و در صورت ناکامی یک سیاست یا دستگاه اجرایی، چه سازوکاری برای اصلاح مسیر وجود دارد.

مسئله فقط یک اظهارنظر درباره بنزین نیست

یکی دیگر از محور‌های قابل توجه در ارزیابی عملکرد دولت، نحوه مواجهه با اظهارنظر‌های اقتصادی حساس است. سخنان مسئولان درباره قیمت بنزین، ارز، یارانه یا سایر اقلامی که مستقیماً با زندگی مردم ارتباط دارد، می‌تواند بر انتظارات جامعه و رفتار بازار اثر بگذارد؛ به همین دلیل، مدیریت پیام و هماهنگی میان اعضای دولت اهمیت ویژه‌ای دارد.

در چنین فضایی، پرسش درباره نحوه برخورد دولت با خطا‌های مدیریتی نیز مطرح می‌شود: آیا مسئولیت‌پذیری صرفاً در سطح عذرخواهی باقی می‌ماند یا در صورت بروز خطای جدی، سازوکار اصلاح، پاسخگویی و تغییر نیز فعال می‌شود؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که جامعه احساس کند میان هزینه تصمیم‌های اشتباه و مسئولیت تصمیم‌گیرندگان تناسبی وجود ندارد.

لابی برای ماندن یا مدیریت برای حل مسئله؟

بخش دیگری از انتقاد‌های مطرح‌شده از سوی مهاجری، به مسئله ماندگاری مدیران و نقش روابط و لابی‌های سیاسی و خانوادگی بازمی‌گردد. او خطاب به عارف نوشته است: «برخی مسئولان اگر از چنبره فشار‌های نزدیکان و دوستان و فرزندان خلاص شوند، یا برای ماندن در صندلی، هر هفت روز هفته را به لابی نپردازند... شاید وقتی هم برای کار پیدا کنند.»

این بخش از انتقاد، یک مسئله مهم‌تر را پیش می‌کشد: دولت چگونه می‌تواند اطمینان دهد که ارزیابی مدیران بر اساس عملکرد آنها انجام می‌شود، نه میزان ارتباطات و توانایی‌شان برای حفظ موقعیت؟

پاسخ به این پرسش، بیش از هر عذرخواهی می‌تواند درباره جدیت دولت در اصلاح ساختار مدیریتی توضیح دهد.

عذرخواهی آغاز مسئولیت پذیری است نه پایان آن

در نهایت، سخنان اخیر عارف را می‌توان از زاویه‌ای فراتر از یک عذرخواهی معمولی بررسی کرد. این اظهارات تصویری از شکاف میان شناخت مشکلات اقتصادی و توان اجرایی دولت ارائه می‌کند؛ شکافی که هرچه طولانی‌تر شود، پاسخگویی دولت را دشوارتر خواهد کرد.

جامعه می‌داند که دولت با محدودیت‌های متعددی روبه‌روست و حل مشکلات اقتصادی در کوتاه‌مدت ساده نیست. اما از دولت انتظار می‌رود در کنار توضیح درباره این محدودیت‌ها، دقیقاً بگوید چه اقداماتی برای کاهش آثار آنها انجام داده و چه برنامه‌ای برای اصلاح سیاست‌های ناکارآمد دارد.

در چنین شرایطی، عذرخواهی می‌تواند نقطه آغاز مسئولیت‌پذیری باشد، اما پایان آن نیست. نقطه‌ای که اعتماد عمومی دوباره سنجیده می‌شود، جایی است که مردم بتوانند اثر تصمیم‌های دولت را در زندگی روزمره خود ببینند؛ نه فقط در سخنرانی‌ها و جلسات.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha