فارن پالیسی: با هر معیاری حساب کنید ایالات متحده در حال شکست در جنگ با ایران است
رویداد۲۴| جان هالتوانگر در فارن پالیسی نوشت: در اوایل ماه مارس، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا ادعا کرد که ایالات متحده در جنگ علیه ایران «پیروز شده» و تنها باید «کار را تمام کند»، اما با گذشت ماهها، تشدید درگیریها در سراسر منطقه و بنبست کامل دیپلماتیک نشان میدهد که این کار بدون هیچ افق روشنی، همچنان ناتمام مانده است.
اگرچه ترامپ اخیراً اظهار داشته که جنگ رو به پایان است و ادعا کرده ایران تمایل به معامله دارد، اما این خوشبینی با واقعیتهای موجود در میدان نبرد کاملاً در تناقض است و هیچ مدرکی مبنی بر اشتیاق تهران برای دستیابی به چنین توافقی وجود ندارد.
ایالات متحده ممکن است موفقیتهای نظامی موضعی داشته باشد، اما در مجموع، این منازعه یک فاجعه استراتژیک برای واشنگتن بوده است. درگیریها نقاط ضعف شدیدی را در ارتباطات و توان نظامی آمریکا آشکار ساخته، نیروهای آن را فرسوده کرده و تا کنون هزینهای در حدود ۳۸ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار بر دست دولت آمریکا گذاشته است.
علاوه بر این، جنگ باعث بروز یک بحران جهانی در حوزه انرژی شده است. این منازعه در میان رأیدهندگان آمریکایی به شدت نامحبوب است و شمار فزایندهای از نمایندگان جمهوریخواه در کنگره به پایان درگیری رای میدهند؛ تا جایی که یکی از نمایندگان همحزبی ترامپ حتی طرح استیضاح پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا را به دلیل سوءمدیریت جنگ به جریان انداخته است.
اما در برابر تمامی این هزینههای سنگین، ایالات متحده دستاورد بسیار اندکی در ایران داشته و در برخی موارد، اوضاع حتی وخیمتر شده است. تقریباً با هر معیار و شاخصی حساب کنید، از توانایی ایران برای اعمال قدرت در منطقه از طریق متحدانش گرفته تا توانمندیهای نظامی، استحکام نظام و وضعیت برنامه هستهای، آمریکا در حال باختن این جنگ است.
مهمتر از همه، تهران اکنون ثابت کرده است که میتواند تنگه هرمز را برای طولانیمدت مسدود کند؛ توانایی و موضعی که سالها از آن سخن میگفت اما هرگز به صورت عملیاتی نشان نداده بود.
گریگوری برو، کارشناس مسائل ایران و تحلیلگر ارشد اندیشکده گروه اوراسیا به فارن پالیسی میگوید: «اگر به ماه فوریه بازگردید و اهداف اعلامشده آمریکا را بررسی کنید، غیرقابل انکار است که ایالات متحده در اهداف استراتژیک اصلی خود با شکست مواجه شده است.»
شکست در مهار متحدان منطقهای و تسلط انصارالله بر بابالمندب
فارن پالیسی تاکید میکند هنگامی که ترامپ در اواخر فوریه آغاز عملیات نظامی بزرگ علیه ایران را اعلام کرد، مدعی شد که آمریکا تضمین خواهد کرد تا نیروهای منطقهای دیگر نتوانند منطقه یا جهان را بیثبات کرده و به نیروهای آمریکایی حمله کنند.
به همین ترتیب، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در اوایل ماه مارس اعلام کرد که هدف واشنگتن برچیدن «توانایی ایران برای اعمال قدرت در خارج از مرزهایش در حال و آینده» است. ترامپ نیز در سخنرانی تلویزیونی خود مدعی شد که آمریکا در حال برچیدن سیستماتیک این توانمندی است.
اما هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایالات متحده به این هدف دست یافته است. این واقعیت که منازعه برای ماهها بر سر کنترل تنگه هرمز متمرکز شده است - آبراهی که در زمان آغاز جنگ کاملاً باز بود - نشاندهنده ظرفیت مداوم تهران برای تأثیرگذاری بر روند تحولات در خاورمیانه و جهان است.
متحدان منطقهای تهران نیز پس از ماهها جنگ همچنان یک تهدید عمده محسوب میشوند و به صورت فزایندهای در هرجومرج منطقهای و افزایش قیمت نفت نقش دارند. نیروهای انصارالله در یمن این ماه در یک پیشروی سریع علیه نیروهای وابسته به عربستان، زمینهای وسیعی را در امتداد ساحل دریای سرخ تسخیر کردند که شامل تصرف بندر موخا و جزایر استراتژیک مانند پریم بود.
در نتیجه این عملیات، انصارالله کنترل عملیاتی آبراه حیاتی دیگری یعنی تنگه بابالمندب را که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و شبهجزیره عربستان را از آفریقا جدا میسازد، به دست گرفته است.
تنگه بابالمندب پیش از جنگ نیز یک مسیر مهم کشتیرانی بود، اما با بسته شدن تنگه هرمز اهمیت بسیار بیشتری یافت. تهران و انصارالله برای ماهها هشدار داده بودند که در صورت ادامه جنگ توسط آمریکا، بابالمندب میتواند مسدود شود و اکنون آنها در موضعی هستند که این تهدید را عملی کنند.
در همین حال، تبادل آتش میان انصارالله و عربستان سعودی بار دیگر تنشهای دیرینهای را که پس از آتشبس سال ۲۰۲۲ متوقف شده بود، زنده کرده است. اکنون نگرانیهای شدیدی وجود دارد که یمن در آستانه بازگشت به یک جنگ داخلی تمامعیار قرار گرفته باشد.
از سوی دیگر، عربستان سعودی هفته گذشته خط لوله ۷۵۰ مایلی (هزار و ۲۰۰ کیلومتری) شرق به غرب خود را پس از آسیب دیدن در حمله پهپادی نیروهای مقاومت عراق بهطور موقت تعطیل کرد. این خط لوله نفت خام را از شرق به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکرد و تعطیلی آن حدود ۴ درصد از تأمین نفت جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
استمرار توان موشکی و تثبیت ساختار سیاسی در تهران
به نوشته نویسنده فارن پالیسی دولت ترامپ نبرد را با هدف نابودی توانمندیهای موشکهای بالستیک و پهپادی ایران نیز آغاز کرد. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا در ماه آوریل ادعا کرد که برنامه موشکی ایران به طور کامل نابود شده و این کشور دیگر نمیتواند موشک بسازد. ترامپ نیز مدعی شد که ارتش ایران «به کلی منهدم شده است».
اگرچه ارتش ایران به شدت تحت تأثیر جنگ قرار گرفته، تعدادی از فرماندهان ارشد آن شهادت رسیدهاند و ظرفیت صنعتی آن آسیب دیده است، اما ادامه توانایی تهران در پرتاب موشک و پهپاد به اهداف مختلف در سراسر منطقه نشان میدهد که این هدف نیز غیرقابل دسترسی بوده و دولت ترامپ در بیان موفقیتهای خود بزرگنمایی کرده است.
ارزیابیهای اطلاعاتی نیز ادعاهای علنی دولت ترامپ درباره میزان تضعیف ارتش ایران را تکذیب میکند. گزارشها نشان میدهد که ایران حتی پس از هزاران حمله آمریکا به سایتهای موشکی، تولید موشکهای بالستیک را در تأسیسات زیرزمینی خود از سر گرفته است. همچنین نابودی کامل توان پهپادی به دلیل ارزان و آسان بودن ساخت آنها همواره امری دشوار بوده است.
در حوزه تغییر ساختار سیاسی نیز، در حالی که ترامپ در آغاز جنگ خطاب به مردم ایران مدعی شده بود «ساعت آزادی شما فرا رسیده است»، ساختار سیاسی ایران کاملاً دستنخورده و استوار باقی مانده است.
گریگوری برو در این باره میگوید: «تا جایی که هدف تغییر حکومت مطرح بود، اقدامات آمریکا کاملاً نتیجه معکوس داشته است. ساختار حاکمیت اکنون تثبیتشدهتر، در مواضع خود مطمئنتر و جسورتر شده است. این ساختار اکنون توسط فرماندهان نظامی و امنیتی هدایت میشود که ضمن عملگرایی، به شدت با غرب دشمن هستند و هیچ علاقهای به توافق گستردهتر با آمریکا ندارند.»
در خصوص برنامه هستهای نیز، علیرغم آسیب به برخی زیرساختها و شهادت برخی دانشمندان، ایران همچنان یک ذخیره ۴۴۰ کیلوگرمی از اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد. کارشناسان تاکید میکنند تا زمانی که ایران به این ذخیره دسترسی دارد، برنامه هستهای آن مهارنشده باقی میماند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی با ابراز نگرانی شدید اعلام کرد که آژانس بیش از شش ماه است هیچ فعالیت راستیآزمایی میدانی در ایران انجام نداده و تداوم دانش خود را درباره ذخایر اورانیوم از دست داده است.
دولت ترامپ که در دستیابی به اهداف اولیه ناکام مانده، اکنون تمرکز خود را به خفه کردن اقتصادی ایران از طریق محاصره دریایی و کارزار مالی موسوم به «عملیات مطرود اقتصادی» معطوف کرده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا مدعی شد هدف، قطع تمام شریانهای اقتصادی ایران است؛ اما تهران دهههاست در برابر فشارهای اقتصادی مقاومت کرده و کارآمدی این روش نیز زیر سوال است.
نبرد فرسایشی بر سر تنگه هرمز و صعود قیمت نفت
فارن پالیسی در پایان مینویسد جنگ در حال حاضر اساساً به نبردی بر سر نفت و خطوط کشتیرانی در تنگه هرمز تبدیل شده است.
به گفته گریگوری برو، در حالی که در اوایل اوت روزانه بین ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت از تنگه عبور میکرد، این رقم اکنون به حدود ۱۰ میلیون بشکه رسیده است. این موضوع برای آمریکا مثبت است، اما تعداد کشتیهای عبوری فعلی همچنان حدود یکپنجم میزان پیش از جنگ است که نشان میدهد اوضاع تنها از طریق صرف منابع بیسابقهای مدیریت میشود.
این روند مستلزم آن است که نیروی دریایی و هوایی آمریکا برای نفتکشها در قالب کاروانهای کوچک پوشش امنیتی ایجاد کنند. اگرچه این سیستم به جلوگیری از بحران مطلق کمک کرده، اما ریسک موجود در بازار را از بین نبرده است.
قیمت نفت خام برنت به عنوان شاخص جهانی، اکنون در سطح ۱۰۴ دلار در هر بشکه قرار دارد؛ در حالی که پیش از آغاز جنگ در ماه فوریه، قیمت هر بشکه برنت حدود ۷۲ دلار بود.
یک مقام کاخ سفید در پاسخ به فارن پالیسی ادعا کرد که «ایران مدام تماس میگیرد و مشتاق معامله است»، اما افزود ترامپ عجلهای برای مذاکره ندارد و ترجیح میدهد فروپاشی حتمی ایران را به نظاره بنشیند. ادعایی که با توجه به مقاومت تاریخی ایران، بیشتر به یک تحلیل غیرواقعبینانه شبیهتر است.