یک زن بازداشت شد، میدانداران اصلی آزادند | خیابان را چه کسی منحرف کرد؟
رویداد۲۴ | قوه قضاییه از بازداشت زنی خبر داده که به گفته مرکز رسانه این قوه، در ماههای گذشته برای منحرف کردن تجمعات شبانه، تغییر شعارها و سازماندهی تجمعات تازه در تهران تلاش میکرده است. اما ماجرای این بازداشت، پرسشی مهمتر از هویت متهم دارد: اگر تغییر جهت تجمعات و تبدیل شعارهای حمایتی به تسویهحسابهای سیاسی مسئلهای امنیتی است، چرا نقش چهرههای شناختهشدهای که ماهها در همین میدانها مردم را علیه همه مسئولان و جریان های سایسی حاکم تحریک کردهاند، بررسی نمیشود؟
این پرسش بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که در تصاویر و ویدئوهای منتشرشده درباره این پرونده، بنا بر محتوای توصیفشده، موضوعاتی مانند حمایت از حمید رسایی، اعتراض به زندانی شدن او و شعارهای «استعفا، استعفا» علیه مسعود پزشکیان مطرح است؛ شعارهایی که بارها از همین تریبون درباره آنها و جریان پشت گرده آن هشدار داده بودیم.
قوه قضاییه چه اتهاماتی را علیه زن بازداشتشده مطرح کرده است؟
مرکز رسانه قوه قضاییه روز دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ اعلام کرد زنی در ارتباط با آنچه «انحراف تجمعات» خوانده، بازداشت شده است. در متن منتشرشده از سوی این مرکز، چند دسته اتهام و ادعا مطرح شده است.
نخست، این زن متهم شده که برای برگزاری تجمعات خارج از زمانهای معمول برنامهریزی کرده و تلاش داشته است با «تغییر جهت شعارها، انتقادها را از دشمن خارجی به مسئولان داخل کشور منتقل کند.» مرکز رسانه قوه قضاییه این اقدام را تلاشی برای ایجاد اختلاف و انحراف مطالبات شرکتکنندگان توصیف کرده است.
دوم، ادعا شده که او برای سازماندهی تجمعات تازه در تهران برنامه داشته است. قوه قضاییه همچنین از کشف یک فایل صوتی منتسب به متهم خبر داده و مدعی شده او در این فایل از انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی سخن گفته است. این فایل صوتی نشان می دهد انقلاب مد نظر فرد بازداشت شده، در واقع انقلاب علیه کسانی است که «زیر سایه جمهوری اسلامی» فساد می کنند.
سوم، در گزارش رسمی به سوابق بازداشت او در سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ اشاره شده و ادعاهایی درباره ارتباط پیشین وی با گروه تندر و جمشید شارمهد مطرح شده است. سفر زمینی به ارمنستان و انجام ملاقاتهایی در آن کشور نیز از دیگر موضوعاتی است که مرکز رسانه قوه قضاییه به آن اشاره کرده است.
در پایان اطلاعیه نیز از شناسایی ارتباطات خارجی احتمالی و ادامه تحقیقات درباره افراد مرتبط با این پرونده سخن گفته شده است.
ویدئوهای میزان؛ حمایت از رسایی یا تلاش برای براندازی؟
بیشتر بخوانید:
بنبست وحدت و پروژه خالصسازی خیابان | چه کسانی میادین را خلوت کردند؟
اما بخش قابل تأمل ماجرا، تصاویر و فایلهای صوتی است که رسانههای وابسته به قوه قضاییه از این زن منتشر کردهاند.
در ویدئوهای مورد اشاره، بنا بر شرح محتوای آنها، زن بازداشتشده درباره پرونده حمید رسایی صحبت میکند و از اینکه به ادعای او، بدون رسیدگی قانونی زندانی شده، انتقاد دارد. او همچنین درخواست عفو برای رسایی را مطرح میکند. در بخشهایی از تصاویر مرتبط نیز شعارهای «استعفا، استعفا» شنیده می شود که احتمالا علیه رئیسجمهور است. شعارهایی که برای ناظران هشت ماه تجمع شبانه، چندان ناآشنا نیست.
حالا سوال اینجاست که زنی که ظاهراً بخشی از فعالیتهایش در حمایت از حمید رسایی و اعتراض به برخورد قضایی با او بوده، چگونه در روایت رسمی به چهرهای تبدیل شده که قصد انحراف تجمعات را داشته است؟
در یکی از فایلهای صوتی منتسب به متهم که به گفته مرکز رسانه قوه قضاییه از او به دست آمده، جملهای درباره ضرورت پایان دادن به حکومت افرادی که «در سایه جمهوری اسلامی» قدرت دارند، مطرح میشود. این عبارت در کنار گزاره رسمی درباره قصد سرنگونی قرار گرفته است.
اما دقیقاً همینجا نقطه حساس ماجراست. آیا مخاطب این سخنان، اصل نظام سیاسی بوده یا گروهی از مسئولان و سیاستمدارانی که گوینده آنها را به سوءاستفاده از ساختار جمهوری اسلامی متهم میکرده است؟ کنار هم قرار دادن ویدئوهای این فرد نشان می دهد منظور او دقیقا همان مسئولانی هستند که در هشت ماه گذشته، میادین کشور به محل تجمع علیه آنها بدل شده است. کافیست یک جستجوی کوتاه در گوگل با کلیدواژه شعارها علیه عراقچی، قالیباف و پزشکیان انجام دهید تا به خاطر بیاورید درباره چه چیزی حرف می زنیم.
این ادبیات، از جمله متهم کردن مسئولان به خیانت، مخالفت با مذاکره و حمله به دولت ماه هاست که ماهیت اصلی تجمعات شبانه شده است.
خیابانی که بارها درباره مصادره آن هشدار داده بودیم
مسئله تجمعات شبانه نه با بازداشت این زن آغاز شده و نه با بازداشت او پایان مییابد. رویداد۲۴ طی ماههای گذشته در چند گزارش، نسبت به تبدیل تجمعات شبانه به بستری برای اختلافات جناحی هشدار داده بود.
حالا بعد از گذشت چندین ماه از این انحراف آشکار، مرکز رسانه قوه قضاییه نیز در اطلاعیه خود از مسئله تغییر جهت تجمعات سخن میگوید.
اما پرسش این است که چرا این مسئله تازه در پرونده یک زن بازداشتشده برجسته شده است؟ آیا پیش از این، مسئولان از ماهیت شعارها و اختلافات سیاسی شکلگرفته در برخی میدانها اطلاع نداشتند؟
نمیتوان ماهها شاهد حملات تند به دولت، مذاکرهکنندگان و دیگر مسئولان بود و تمام مسئله را به فعالیت فردی نسبت داد که حتی نامش در گزارش رسمی حتی به اختصار نیز اعلام نشده است.
اگر قرار است روند تغییر جهت تجمعات بررسی شود، باید تصویر کامل آن بررسی شود؛ از سخنرانیها و فراخوانهای علنی تا شبکههای رسانهای و افراد شناختهشدهای که در شکلدهی به فضای سیاسی این اجتماعات نقش داشتهاند.
رسایی چگونه به یکی از محورهای تجمعات تبدیل شد؟
ماجرای حمید رسایی نمونه مهمی از ورود یک اختلاف سیاسی و قضایی به تجمعات شبانه است.
بر اساس توضیحات رسمی قوه قضاییه، پروندهای که به زندانی شدن رسایی انجامید، به شکایتهای مطرحشده در سال ۱۴۰۲ مربوط بود و دادگاه ویژه روحانیت پس از رسیدگی در مراحل بدوی و تجدیدنظر، حکم حبس او را قطعی کرد.
سخنگوی قوه قضاییه در ۱۵ مهر ۱۴۰۵ تأکید کرد که رسیدگی با حضور خود رسایی انجام شده و فرصتهایی نیز برای مصالحه و جلب رضایت شاکی فراهم بوده است. بنابراین ادعای رسیدگی نشدن به پرونده، با روایت رسمی دستگاه قضایی مطابقت ندارد.
در مقابل، تصاویر و گزارشهای منتشرشده از تجمعات شبانه نشان میدهد برخی شرکتکنندگان در تهران و چند شهر دیگر به زندانی شدن رسایی اعتراض کردهاند. این اعتراضها در قالب پلاکاردها و شعارها مطرح شده و حتی در کانال منتسب به رسایی نیز بازتاب یافتهاند. حمید رسایی یکی از چهره های کلیدی در انحراف میادین شبانه به سمت مطالبات جریان های تندرو بوده است. حالا ویدئوهای قوه قضاییه نشان می دهد مطالبه عفو و اعتراض به بازداشت او با فراخوانهای سازمانیافته، تخلف یا اقدامات مجرمانه همراه بودهاند و اگر چنین بوده، باید روشن شود برخورد قانونی بر اساس چه معیارهایی صورت گرفته است؟
چرا یک زن بینامونشان؟ نقش چهرههای شناختهشده چه میشود؟
اینجا همان پرسشی مطرح میشود که مرکز رسانه قوه قضاییه در گزارش خود پاسخی برای آن ارائه نکرده است.
زن بازداشتشده، دستکم در اطلاعیه رسمی، چهرهای ناشناس است. نه نامی از او منتشر شده و نه جایگاه مشخصی در یک تشکیلات سیاسی برایش معرفی شده است. برخی گزارشهای غیررسمی می گوید این زن در تجمع مقابل منزل برخی چهره های سیاسی از جمله حسن روحانی و محمد جواد ظریف هم نقش آفرینی کرده است.
اما یک حلقه گمشده مهم وجود دارد؛ طی ماههای گذشته شخصیتهای شناختهشدهای در فضای سیاسی و رسانهای کشور در تجمعات همان جرائمی را مرتکب شده اند که در کیفرخواست رسانه ای این زن عنوان شده است. یعنی انحراف مردم مبعوث شده و شعارهایی علیه همه مسئولان کشور و خائن خواندن آنها. نامهایی مانند میثم نیلی و مهری دارستانی چه در قالب سخنران و چه به عنوان سازمان دهنده تجمعات شبانه علیه مقامات رسمی کشور، بارها در هشت ماه گذشته شنیده شده است.
بیشتر بخوانید:
مهری طالبی دارستانی کیست؟ | نگاهی به سوابق و مواضع مبتکر «کلینیک ترک بیحجابی»
اردوکشی خیابانی و هبوط مردم مبعوث شده به دامان پایداری | آیا رهبری مخالف توافق است؟
اگر معیار قوه قضاییه، تغییر جهت تجمعات از حمایت عمومی به مطالبات جناحی و انتخاباتی است، آیا نقش احتمالی چهرههای صاحب تریبون، برگزارکنندگان، سخنرانان و سازماندهندگان شناختهشده نیز بررسی شده است؟ کسانی که به وضوح از رهبری هم عبور کرده اند.
چرا روشن نمیشود چه کسانی برنامه اجتماعات را تنظیم میکردند، چه کسانی فراخوان میدادند، چه کسانی پشت تریبون قرار میگرفتند و چه کسانی مسیر شعارها را تعیین میکردند؟ آیا قوه قضاییه از هویت سازمان دهندگان تجمع کفن پوشانی که مقابل خانه حسن روحانی جمع می شدند یا شعاردهندگانی که مرگ ظریف را طلب می کردند بی خبر بوده است؟
اگر قوه قضاییه به این نتیجه رسیده که فردی خارج از زمانهای معمول اجتماع، برای هدایت شعارها برنامهریزی کرده است، آیا این معیار درباره تمام افراد و گروهها به یک شکل اعمال میشود؟
تأکید بر این پرسش به معنای مطالبه بازداشت اشخاص دیگر نیست. مسئله، برابری در اجرای قانون و پرهیز از برخورد گزینشی است. و از همه مهمتر بی توجهی به هشدارهایی که ماه هاست رسانهها و چهره های سیاسی کشور درباره تغییر ماهیت تجمعات شبانه داده اند. تجمعاتی که با هدف صیانت از امنیت ملی و خیابان در برابر براندازان و دشمن شکل گرفته بود، امروز به میتینگ انتخاباتی یک جریان و محلی برای فحاشی علیه مخالفان آن جریان خاص تندرو در کشور بدل شده و این چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد.
تکلیف خیابان چیست؟
تجمعات شبانه در ماههای گذشته از سوی برخی مقامها بهعنوان نماد همبستگی ملی و حمایت از نیروهای نظامی توصیف شدهاند.
اما همین تجمعات، هنگامی که به محلی برای رقابت جناحها، مخالفت با سیاستهای دولت یا مطالبه برکناری مسئولان تبدیل میشوند، پرسشهای تازهای درباره نحوه مدیریت و هدف آنها ایجاد میکنند.
البته مخالفت با دولت، درخواست استعفای رئیسجمهور یا انتقاد از مذاکرات، بهخودیخود اقدامی مجرمانه نیست. مسئله زمانی اهمیت پیدا می کند که این تهدیدها و فحاشی ها همه مسئولان حاکم جز یک گروه تندروی خاص را دربر گرفته و خیابان را در مصادره جریانی قرار داده که هیچ نسبتی با امنیت ملی ندارند و حالا روشن شده برای رسیدن به خواسته های انحرافیشان، به دنبال نوعی «انقلاب» بوده اند و هیچ مقام مسئولی هم از اتهام «خیانت» بری نیست.
دستگاه قضایی در اطلاعیه اخیر خود از ضرورت جلوگیری از تغییر جهت تجمعات سخن گفته است. اما اگر این هدف جدی است، راهحل نمیتواند صرفاً معرفی یک متهم و انتشار سابقه پروندههای گذشته او باشد. جامعه باید بداند مسئولیت مدیریت این تجمعات تا امروز با چه نهادهایی بوده و چرا و توسط چه کسانی به انحراف کشیده شده است؟