عبدالرضا رحمانی فضلی؛ جنجالیترین گزینه برای صداوسیما
رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- در میان تمام گزینههایی که در رسانهها برای جایگزینی جبلی تبلیغ میشوند، عبدالرضا رحمانی فضلی یکی از جذابترین و جنجالیترین گزینههای ممکن برای حضور در رأس این نهاد جنجالی است. رحمانی فضلی سابقه سالها مدیریت اجرایی را دارد و چیزی در حدود ده سال، در دوران علی لاریجانی و عزتالله ضرغامی، حضور در صداوسیما را تجربه کرده است. او وزیر امنیتیترین وزارتخانه حسن روحانی در یکی از خونینترین اعتراضات سراسری در ایران بود. احتمالا هنوز عبارت «فقط به سر و سینه نزدیم که به دست و پا هم زدیم!» او از خاطرتان نرفته است.
اما رحمانی فضلی یک ویژگی بسیار پررنگ دارد که او را از سایر گزینههای ریاست سازمان صداوسیما متمایز میکند. او یار غار و یکی از مدیران محبوب شهید علی لاریجانی در کشور بود. شهید لاریجانی تقریباً هر جا که پستی گرفت، رحمانی فضلی را هم بهعنوان معاون یا مشاور در کنار خودش انتخاب کرد. رحمانی فضلی ده سال، از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳، معاون شهید لاریجانی در صداوسیما بود و بعد از جدایی شهید لاریجانی از صداوسیما، همراه او به شورای عالی امنیت ملی رفت.
بسیاری از تحلیلگران سیاسی هم عقیده دارند که رحمانی فضلی بدون مداخله لاریجانی به وزارت کشور نمیرسید. در افهام او را سهمیه لاریجانی در دولت روحانی می دانستند.
این سابقه و پروفایل سیاسی مشخص رحمانی فضلی نشان میدهد انتخاب او یکی از مهمترین انتخابهای نظام برای ریاست سازمان صداوسیما در چند سال اخیر خواهد بود. هیچکدام از کاندیداهای دیگر این سمت، حتی دارابی و میرباقری، تا این اندازه مورد لطف و توجه شهید لاریجانی نبودند.
پس انتخاب رحمانی فضلی برای جبهه پایداری و تیم مدیریتی فعلی سازمان صداوسیما انتخابی غمانگیز خواهد بود؛ چون او با توجه به سوابقش، دورترین گزینه به این گروه سیاسی است که صداوسیما را ملک طلق خود قرار دادهاند.
مشکل اما اینجاست که حواشی دوران مدیریت رحمانی فضلی و نزدیکی بیش از حد او آنقدر زیاد است که حاکمیت ممکن است انتخاب او را معادل از دست دادن هواداران وفاداری بداند که تنها تماشاگران جدی صداوسیما هستند.
یک میانهرو با سابقه مشخص که کمترین نتیجه انتخاب او بهعنوان رئیس سازمان صداوسیما، انتقال پیام واضح سیاسی چرخش حاکمیت از سیاستهای فرهنگی جبهه پایداری است.
باید دید نظام سیاسی ایران چنین ریسک سیاسیای را انجام خواهد داد یا نه.
مسیر صعود سیاسی رحمانی فضلی؛ از مجلس تا وزارت کشور
رحمانی فضلی متولد سال ۱۳۳۸ است و دکترای جغرافیا با گرایش برنامهریزی روستایی دارد. برخلاف بسیاری از مدیرانی که از مناصب نظامی و امنیتی به مدیریت اجرایی رسیدند، او با یک پست دانشگاهی در سپهر سیاسی ایران نامش بر سر زبانها افتاد.
رحمانی فضلی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد بود. در سال ۱۳۷۱ هم به مدت چهار سال نماینده مردم شیروان در مجلس شورای اسلامی شد و از همینجا بود که پیوند نزدیکی با شهید لاریجانی برقرار کرد، به یار غار او در پستهای مختلف تبدیل شد و به سازمان صداوسیما رفت.
او معاون برنامهریزی، امور مجلس و استانها، معاون سیاسی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و رئیس ستاد انتخابات نهمین دوره ریاستجمهوری سازمان صداوسیما بود؛ همان انتخابات معروفی که در آن کروبی به خدا پناه برد و هاشمی رفسنجانی درباره نحوه برگزاری آن گلایههای زیادی داشت.
بیشتر بخوانید:
عبدالرضا رحمانیفضلی کیست؟| از چهرههای اصلی حلقه علی لاریجانی را بشناسید
سلمان سامانی کیست؟ | داماد خانواده رحمانیفضلی که با وجود حکم اخراج از کانادا دل نمیکند
۱۰ نکته درباره لایحه تیراندازی ماموران مسلح به معترضان / با دستاورد دولت نظامیان آشنا شوید!
رحمانی فضلی در دوران دیگر محافظهکار کلاسیک سیاست ایران، یعنی مصطفی پورمحمدی، به مدت دو سال عهدهدار معاونت امور بینالملل و توسعه اقتصادی استانها و ریاست شورای اطلاعرسانی وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران بود.
بعد از آنکه در سال ۱۳۸۶ از این سمت بیرون آمد، همراه شهید لاریجانی به شورای عالی امنیت ملی رفت و بهعنوان قائممقام و معاون فرهنگی، رسانهای و اجتماعی شورای عالی امنیت ملی، به مدت ۱۸ ماه از سال ۱۳۸۶ فعالیت کرد.
رحمانی فضلی پس از خروج از شورای عالی امنیت ملی، ریاست کل دیوان محاسبات کشور را از سال ۱۳۸۷ بر عهده گرفت و در سال ۱۳۹۲، توسط حسن روحانی، رئیسجمهور منتخب مردم، بهعنوان وزیر کشور انتخاب و به مجلس معرفی شد.
دوران جنجالی وزارت کشور
دوران وزارت رحمانی فضلی در وزارت کشور را به لحاظ جنجالی بودن، تنها میتوان با دوران وزرای دوره اصلاحات مقایسه کرد.
دو ناآرامی اجتماعی، قطع سراسری اینترنت، اظهارنظر درباره منشأ پولهای کثیف و استفاده از آن در سیاست، حواشی انتخابات مجلس یازدهم و یکی دو انتصاب فامیلی و خانوادگی کافی بود تا دوران وزارت کشور رحمانی فضلی به یکی از پرتلاطمترین دورههای سیاسی این وزارتخانه تبدیل شود.
اولین حاشیه جدی رحمانی فضلی در دوران وزارت کشور، به اظهارنظر او درباره ورود پولهای کثیف حاصل از قاچاق و مواد مخدر به عرصه انتخابات برمیگردد.
او در سخنرانی درباره نحوه ورود پولهای کثیف حاصل از قاچاق به حوزه سیاست گفته بود:
«بخشی از این پول در حوزه سیاست وارد میشود و افراد در قالب انتخابات و غیره به آن ورود میکنند. از این رو حوزه قدرت آلوده میشود و مردم در قالب دموکراسی، اختیار خود را به حاکمیتی تحت عنوان مجلس یا دولت میدهند. وقتی نامزد شورای شهری دو میلیارد تومان خرج میکند و وقتی از او پرسیده میشود این پول را از کجا آوردی، میگویند دوستان کمک کردهاند، و باید پرسید این پولهای کثیف و قاچاق به همانجا نفوذ کرده است.»
این اظهارنظر با واکنش جمعی از نمایندگان مجلس همراه شد و او برای پارهای توضیحات به مجلس فراخوانده شد.
این فراخوانده شدن به مجلس، کار را برای او سخت کرد و باعث شد سخنان خود را تعدیل کند:
«اگر برداشت دوستان از سخنان من به خاطر اینکه رسانهها آن را در بازیهای سیاسی خود به گونهای استفاده کردهاند و ما بارها آن را تکذیب کردیم، من امروز پیش شما آمدم تا این موضوع را به طور شفاف بیان کنم. این موضوع به خاطر اهمیتش باید به صورت ریز و دقیق بررسی شود، اگر ما به عنوان صیانتکنندگان خون شهدا هستیم، باید کشوری پاک و سالم داشته باشیم و دست افراد سودجو را از دامنه اقتصاد، امنیت و سیاست کشور پاک کنیم.»
اما اولین حادثه واقعاً مهم دوران وزارت کشور رحمانی فضلی، حوادث دیماه سال ۱۳۹۶ بود؛ حوادثی که بسیاری اعتقاد دارند منشأ داخلی داشت.
همهچیز از مشهد آغاز شد و برخلاف همیشه، این بار اعتراض برخی مردم به دولت در این شهر با برخورد مواجه نشد تا خیلی زود این اعتراضات به سراسر کشور منتقل و به یک بحران ملی تبدیل شود.
این اعتراضات به لحاظ وسعت و ابعاد، بسیار کوچکتر از بحرانهایی بود که سالهای بعد در کشور اتفاق افتاد، اما محک خوبی برای سنجش توانایی رحمانی فضلی در اداره بحرانهای سیاسی و اجتماعی در وزارت کشور بود.
درحالیکه برخی رسانهها از کشته شدن ۲۲ نفر در این حوادث صحبت میکردند، رحمانی فضلی در اظهارنظری اعلام کرد:
«اصل مسئله این بود که اعتراضی واقع شد و نظام تمام توان و تلاش خود را صرف کرد تا این اعتراضها در حداقل هزینهها، در بالاترین حد مدارا و به بهترین شکل هدایت و به کمک مردم حل کند. اگر این حوادث ادامه پیدا کرد، به خاطر خویشتنداری، مدارا، قدرت تحمل، تعامل دولت و دستگاههای نظامی و انتظامی با مردم بود.»
اما این اعتراضات مقدمهای بود بر اعتراضات گسترده و بسیار مخرب آبان ۱۳۹۸؛ اعتراضاتی که به خاطر افزایش قیمت بنزین رخ داد و باعث شد مردم به خیابانها بیایند. اعتراضات خیلی زود به خشونت کشیده شد.
حسن روحانی در اظهارنظری جنجالی اعلام کرد تمام مراحل اجرایی این اقدام را به شورای امنیت کشور و صداوسیما سپرده و خودش صبح جمعه متوجه شده که این طرح اجرا شده است.
بیشتر بخوانید:
صورتجلسه افزایش قیمت بنزین هم سه شنبه و هم چهارشنبه به رییس جمهور داده شده است
نحوه اجرای این طرح به شکلی بود که باعث شد اعتراضات دامنهداری رقم بخورد و وزارت کشور و دستگاههای امنیتی مجبور به برخورد شوند و در اقدامی بیسابقه، اینترنت سراسر کشور را قطع کنند؛ اتفاقی که در چنین ابعادی برای اولین بار رخ میداد.
اما بدون شک جنجالیترین اظهارنظر، مربوط به سخنان رحمانی فضلی درباره شلیک به معترضان است؛ جایی که سید محمود صادقی گفت وقتی از رحمانی فضلی درباره شلیک به سر معترضان پرسیده شده، او اعلام کرده است که به پای معترضان هم شلیک شده است.
در نهایت، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ به یکی از نقاط منفی کارنامه رحمانی فضلی تبدیل شد.
او نهتنها طرح موردنظر رئیسجمهور را در قالب شورای امنیت کشور خوب اجرا نکرد، بلکه در حوادث آبان ۱۳۹۸ هم نشان داد که در مدیریت مسائل امنیتی ضعف دارد.
اما آزمون سیاسی بعدی رحمانی فضلی، انتخابات مجلس یازدهم بود.
رحمانی فضلی در حالی درباره تأیید صلاحیت ۹۱ درصدی کاندیداها صحبت میکرد که اکثر کاندیداهای مؤثر جبهه اصلاحات توسط هیئتهای اجرایی رد صلاحیت شدند.
از جمله این ردصلاحیتشدگان میتوان به علی شکوریراد، آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت، یکی از مهمترین احزاب اصلاحطلب، و آریا زند، عضو شورای مرکزی این حزب، اشاره کرد.
عماد بهاور، عضو نهضت آزادی ایران، جواد امام، رئیس بنیاد باران، و هادی غفاری هم از دیگر ردصلاحیتشدگان بودند.
این ردصلاحیتها به شکلی بود که عبدالواحد موسوی لاری، نایبرئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان، در اظهارنظری اعلام کرد:
«هیئتهای اجرایی افراد مختلف را رد صلاحیت کردهاند؛ یعنی زحمت هیئت نظارت کم شده است. همه شرایط برای ناامیدی افراد برای فعالیت سیاسی فراهم است.»
اما یکی دیگر از مسائلی که در مرداد ۱۳۹۶ مطرح شد، حضور دو برادر همسر رحمانی فضلی، یعنی سعید و خلیل راحتی قوچانی، در وزارت کشور بود.
رحمانی فضلی که در آستانه گرفتن رأی اعتماد مجدد از مجلس بود، در اینباره توضیح داد و گفت:
«یک برادر همسرم استاد دانشگاه مشهد است و به دلیل رشته تحصیلیاش که برق و الکترونیک است و اینکه یک نفر مطمئن جهت نظارت بر روند انتخابات الکترونیکی داشته باشم، از او خواهش کردم که کنترلهای لازم را بر این سیستم داشته باشد. دیگر برادر همسر من هم در مشهد و شهرهای دیگر شهردار بوده و آقای خنداندل (معاون وزارت کشور) او را مأمور کرده تا کمک کند.»
او با این اظهارنظرها بهصراحت حضور این دو نفر را در وزارت کشور تأیید کرد و از آن دفاع کرد.
دوران وزارت کشور رحمانی فضلی، دورانی بسیار پرتلاطم شد و به سنگ محک جدی برای بررسی تواناییها و نقاط ضعف او در مدیریت اجرایی در ابعاد ملی تبدیل شد.
از سفارت ایران در چین تا کاندیداتوری برای صداوسیما
با روی کار آمدن دولت رئیسی، طبیعی بود که رحمانی فضلی هم از وزارت کشور جدا شود.
اما بعد از درگذشت ابراهیم رئیسی در ماجرای سقوط هلی کوپتر و روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان، گمانهزنیها درباره او شدت گرفت تا اینکه خبر رسید رحمانی فضلی بهعنوان سفیر ایران در چین انتخاب شده است.
انتخابی که باعث شد رحمانی فضلی در کنار مسئولیتهای سیاسی و اجرایی، سمتی دیپلماتیک را هم عهدهدار شود.
حالا هم نام او بهعنوان یکی از گزینههای جدی برای ریاست سازمان صداوسیما مطرح شده است.
انتخاب رحمانی فضلی به ریاست این سازمان، همانطور که ذکر آن رفت، میتواند باعث شکلگیری دورانی تازه برای صداوسیما شود.
انتخاب رحمانی فضلی، یک انقلاب در صدا و سیما خواهد بود؛ انتخابی که موجب خشم تندروها خواهد بود.