تاریخ انتشار: ۱۵:۴۲ - ۲۳ خرداد ۱۴۰۱
تعداد نظرات: ۱ نظر

خانه موزه نیما یوشیج

خانه موزه نیما یوشیج واقع در خیابان دزاشیب، خیابان رمضانی، کوچهٔ رهبری است که در همسایگی خانه موزه سیمین و جلال قرار دارد. بازدید عمومی آن از خرداد ماه سال ۱۳۹۸ برای علاقمندان فراهم شده است. بازدید از خانه موزه نیما یوشیج رایگان است.
خانه موزه نیما یوشیج

 

خانه موزه نیما یوشیجرویداد۲۴مرضیه نگهبان مروی- خانه نیما ۶۸۰ متر است و ۵ اتاق دارد و نیما بیشتر عمر خود را در این خانه گذرانده است.نیما این خانه را با وامی که همسرش، عالیه جهانگیر، از بانک ملی گرفت ساخت.

همسایگی نیما با جلال آل‌احمد و سیمین دانشور خانه را به پاتوق نویسندگان و شاعران تبدیل کرده‌بود. نیما در ایوان این خانه، می‌نشست و دوتار می‌زد و شعر می‌خواند و همین موضوع، اهمیت این خانه را در گردشگری ادبی بسیار در خور توجه میکند.

سر در خانه موزه نیما یوشیج
نیما یوشیج- شاعر معاصر
نیما یوشیج- سهراب سپهری- سیمین دانشور- جلال آل احمد
سیمین دانشور و جلال آل احمد
نیما و پسرش( شراگیم-1336)
عکس در یوش 1307
نیما با چوپانان در یوش- تابستان 1318
شهریار- شراگیم و نیما در تبریز-1337
فروغ فرخزاد: نیما عقیده و سلیقه تقریبا قطعی مرا راجع به شعر ساخت و یکجور قطعیتی به آن داد. نمیا برای من آغازی بود، نیما شاعری بود که من در شعرش برای اولین بار یک فضای فکری دیدم و یک جور کمال انسانی، مثل حافظ
احمد شاملو: نیما استاد من است و چنان برایش حرمت قائلم که در موردش نمی خواهم هیچگونه قضاوتی بکنم. شعر نیما تحولش را مدیون ذهن خلاق خود نیماست و به عبارت دیگر شعر او دنباله منطقی شعر کهن است.
نیما یوشیج، بهمن محصص و نیکلاس بوویه در منزل نیما- سال 1331
نیما در رشت- 1327 نشسته از راست: نیما- کاظم غواص ایستاده از راست: بهمن صالحی- رحمت موسوی- جعفر کسمایی
نقاشی نیما از خودش- دی 1314
نامه نماینده معارف آستارا به اداره مالیه آذربایجان در مورد حقوق معلمی نیما
نامه نیما به اداره معارف آستارا- 25 بهمن 1311
نیما در خانه دزاشیب تهران- 1335
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
mohsen
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۳۸ - ۱۴۰۱/۰۴/۰۵
0
0
چه مردی! چه مردی!
که می‌گفت
قلب را شایسته‌تر آن
که به هفت شمشیرِ عشق
در خون نشیند
و گلو را بایسته‌تر آن
که زیباترینِ نام‌ها را
بگوید.
و شیرآهن‌کوه مردی از اینگونه عاشق
میدانِ خونینِ سرنوشت
به پاشنه‌ی آشیل
درنوشت.ــ
رویینه‌تنی
که رازِ مرگش
اندوهِ عشق و
غمِ تنهایی بود.
نظرات شما
captcha