مادورو، بشار اسد و اصولگرایان| چه اصراری بر شرط بستن روی اسب باخته دارید؟

رویداد ۲۴| طی سالهای اخیر، دولت ایران بارها حمایت خود را از نیکلاس مادورو اعلام کرده است؛ از تبریک به مناسبت آغاز دوره ریاستجمهوری او تا تأکید بر تقویت همکاریهای راهبردی میان تهران و کاراکاس. در ژانویه ۲۰۲۵، سخنگوی وزارت خارجه ایران بهطور رسمی تبریک انتخاب مادورو و امید به تعمیق روابط دو کشور را اعلام کرد، با این استدلال که دولت ونزوئلا نماینده «اراده مردم» است.
در تماسهای رسمی و بیانیهها نیز مقامهای ایرانی حمایت خود را از ونزوئلا در مواجهه با فشارهای بینالمللی ابراز داشتهاند. در یک گفتوگوی تلفنی، رئیسجمهور ایران بار دیگر پایبندی تهران به دفاع از ونزوئلا در برابر «تجاوزات بیسابقه» خواند و از مقاومت کاراکاس ستایش کرد.
روابط اقتصادی بین دو کشور در بخشهای مختلف از انرژی و دفاع گرفته تا کشاورزی و فناوری تقویت شدهاند، با تأکید ویژه بر همکاری با دولت مادورو حتی در شرایطی که کمتر دولتی از او حمایت میکند.
این حمایت رسمی در داخل ایران تنها منحصر به دولتهای مختلف نیست؛ چهرههای اصولگرا بارها بر لزوم ایستادگی در کنار دولت مادورو تأکید کردهاند، بیآنکه به مشکلات عمیق داخلی ونزوئلا – از تورم افسارگسیخته تا بحران اجتماعی – توجه کنند. این مواضع را باید در چارچوب کلیتری دید که طی سالها در فضای رسانهای اصولگرا شکل گرفته است: دشمن مشترک آمریکا. در این دیدگاه، مادورو نه یک رهبر بحرانزده، بلکه نماد مقاومت در برابر امپریالیسم غربی است.
این خط فکری ریشه در قرائتی ایدئولوژیک از سیاست خارجی دارد که در آن هر مخالف آمریکا به هر قیمتی باید حمایت شود، حتی اگر عملکردش منجر به سقوط مشروعیت در چشم مردم خودش باشد. نتیجه این رویکرد، اتخاذ موضعاتی انکارآمیز نسبت به واقعیتهای میدانی و سیاستی است که نخبگان تحلیل خارجی و داخلی بارها آن را ناموفق یا حتی خودآسیبدهنده خواندهاند.
اتکای اصولگرایان به مادورو یادآور الگوهای تاریخی دیگری در سیاست خارجی ایران است؛ حمایت از رهبرانی، چون بشار اسد در سوریه که جنگ داخلی طولانی و بحران انسانی گسترده را تجربه کردند، یا دیگر متحدان که بهرغم شکستهای پیدرپی، همچنان مورد تأیید اصولگرایان قرار دارند. این رفتار، بهویژه وقتی ریشه در این داشته باشد که دشمن مشترک – آمریکا – نقش برجستهتری در روایتها یافته، نشان از یک استراتژی غیرواقعبینانه دارد که بر ایدئولوژی غلبه بر واقعیتهای سیاسی–اجتماعی را ترجیح میدهد.
وقتی نفس حمایت از یک رهبر جهانی به معیار اصلی تبدیل شود، تحلیل منافع ملی و واقعیات میدانی در حاشیه قرار میگیرد. مادورو، که باوجود مخالفتهای گسترده داخلی و فشارهای بینالمللی هنوز در مقام خود باقی مانده، در چنین چارچوبی تبدیل به آزمایشی برای اصولگرایی ایران شده؛ آزمایشی که بیش از هر چیز نشان میدهد پافشاری بر متحدان شکستخورده، هزینههای راهبردی دارد.
این رویکرد نه تنها اعتبار تحلیل سیاست خارجی را کاهش داده، بلکه تصویر ایران را به عنوان یک بازیگر منطقی در عرصه بینالملل تضعیف کرده است. وقتی حمایت از مادورو در شرایطی ادامه مییابد که حتی متحدان سنتی ونزوئلا نیز نسبت به مشروعیت او تردید دارند، پیام روشنی مخابره میشود: ایران بر اساس ملاحظات ایدئولوژیک و ضدآمریکایی عمل میکند، نه بر اساس منافع واقعبینانه. از سوی دیگر، این سیاست باعث شده تهران در مواقعی در برابر تحولات سیاسی جهانی واکنشهای تأخیری یا نامتناسب داشته باشد، زیرا همچنان بر رویکردهای تاریخی و تکرارشونده اصرار میورزد. این پافشاری بر روی «اسب باخته»ای، چون مادورو، بیش از آنکه نشانه همبستگی باشد، نمایانگر ناتوانی در بازخوانی منافع و اولویتهای ملی است.
حمایت اصولگرایان و دولت ایران از نیکلاس مادورو – در حالی که وضعیت ونزوئلا در بحران عمیق بهسر میبرد – نمودی از یک روش قدیمی و بینتیجه در سیاست خارجی است: پافشاری بر متحدان ناکارآمد و ایدئولوژیک. وقتی دشمنی با آمریکا به متر و معیار اصلی ارتباط با دیگر کشورها بدل شود، ظرفیت تحلیل واقعیت و اتخاذ راهبردهای موثر کاهش مییابد. تجربه حمایت از مادورو فقط یکی از تازهترین نمونههاست، اما تصویری واضح از ضعف در فهم پیچیدگیهای سیاست جهانی ارائه میدهد؛ ضعفی که هزینههای آن بیش از هر چیز متوجه منافع ملی و اعتبار دیپلماسی ایران است





چه اصراری داری کار آمریکا رو توجیه کنی
حالا جوابت را گرفتی؟
خیلی باهوشه
اسمش رفت توو تاریخ روسیه
به جاش اکراین را دادن بهش
حالا کجا میمونه ؟
آیا دشمنی با آمریکا آنقدر شدیدست که حاضرند با هر فاسدی دست دوستی بدهند؟ حکومت آمریکا پاک و بیگناه نیست ولی کسانی که شما با آنها دوستی می کنید (بخاطر دور زدن تحریمهای خودساخته) خیلی از حکومت آمریکا بهتر نیستند. با این کارهایتان حرام را وارد سفره های مردم ایران کردید و اخلاقها و جدانها بر باد رفت. امیدوارم با این وضع داغونی که کشور و مردم پیدا کردند سرانجام و آخر و عاقبتی بهتر نصیبمان شود.