پنج فیلم برای دوام آوردن در دل جنگ | وقتی سینما به کمک روان میآید

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- زندگی در شرایط جنگی، با اضطراب دائمی، صدای پدافند، انفجار و ناامنی گره خورده است؛ وضعیتی که بهمرور ذهن و روان انسان را فرسوده میکند. در چنین فضایی، پیدا کردن راهی برای فاصله گرفتن—حتی موقتی—از این فشارها اهمیت حیاتی دارد. یکی از این راهها، پناه بردن به سینماست؛ بهویژه فیلمهایی که با نگاهی روانشناختی، به ترسها، اضطرابها و زخمهای درونی انسان میپردازند.
در ادامه به معرفی پنج فیلم مهم در حوزه روانکاوی و روانشناسی خواهیم پرداخت.
پرواز بر فراز آشیانه فاخته One flew over the cuckoo's nest

کارگردان: میلوش فورمن
سال ساخت: ۱۹۷۵
نمیتوان درباره فیلمهای روانکاوانه صحبت کرد و نامی از پرواز بر فراز اشیانه فاخته شاهکار فناناپذیر میلوش فورمن نبرد. فیلمی که درباره یک زندانی بنام آر. پی مک مورفی است که برای فرار از گذراندن دوره محکومیت در زندان خود را به دیوانگی میزند تا باقی محکومیتش را در یک تیمارستان بگذراند. پرواز بر فراز آشیانه فاخته یکی از آن جواهرهای درخشان دهه هفتاد سینمای آمریکا است. فیلمی که ذهن شما را با سوالات عمیقاً فلسفی و سیاسی به چالش میکشد. فورمن که خودش اصلیتی اهل جمهوری چک دارد و سالها در دیکتاتوری کمونیستی این کشور زندگی کرده بود در این فیلم سوالی اساسی را مطراح میکند: دیوانه واقعی کیست؟ بیماران روانی ساکن آن تیمارستان نفرین شده یا پرستار راچد عقدهای ودیکتاتور که با قوانین آزاردهندهاش روح بیماران را به بند کشیده است؟ فیلم در ضمن با استفاده از نمادهای مختلف پرسشهای اساسی درباره آزادی و حقوق شهروندی مطرح میکند. به طور کلی اگر این فیلم را تا به امروز ندیدهاید یکی از بزرگترین شانسهای زندگی خود را از دست دادهاید. بهتر است تعلل را کنار بگذارید و همین امروز به تماشای این شاهکار سینمایی بنشینید.
درخشش Shining

کارگردان: استنلی کوبریک
سال ساخت: ۱۹۸۰
استنلی کوبریک یکی از معدود نوابغ عالم سینما است که در هر ژانری وارد شده شاهکارهای درخشانی تحویل داده است که تصور سینما بدون آن شاهکارها غیرممکن است. برای همین هم وقتی که برای ساخت فیلم درخشش سراغ یکی از داستانهای بسیار مشهور نویسندگان این ژانر یعنی استیون کینگ رفت همه مطمئن بودند که یک شاهکار بزرگ حلق خواهد شد. درخشش فیلمهای ترسناک و روانکاوانه را به دو قسمت قبل و بعد از خودش تقسیم کرد و به شکل عمیقی به واکاوی در روان انسان پرداخت. جک تورنس در ابتدای فیلم یک مرد عادی است که برای گذراندن تعطیلات به یک هتل شیک و معمولی میآید، اما چنان تحت تاثیر شرایط محیطی آن جا قرار میگیرد و دچار فشار و اضطراب میشود که تصمیم میگیرد همسر و فرزند خود را بکشد. برای درک بهتر فیلم و چگونگی سیر تحول جک تورنس فقط باید فیلم را تماشا کنید و از یک کارگردانی اُستادانه و بازی استثنایی نیکلسون لذت ببرید.
سکوت برهها The Silence of the Lambs

کارگردان: جاناتان دمی
سال ساخت: ۱۹۹۱
سکوت برهها را میتوان یکی از درخشانترین تریلرهای روانشناختی دهه نود سینمای آمریکا به حساب آورد. فیلمی که داستان یک کارآگاه پلیس را روایت میکند که به دنبال یک قاتل روانی میگردد که از پوست مقتولین برای خود لباس درست میکند. کلاریس برای پیدا کردن این قاتل روانی از یک قاتل خطرناک دیگر بنام دکتر هانیبال لکتر کمک میگیرد... جاناتان دمی در این تریلر نفس گیر به خوبی موفق میشود جنون ناشی از خودکشی را به تصویر بکشد و از هانیبال لکتر یکی از ترسناکترین کاراکترهای تاریخ سینما را بسازد که با این دیالوگش جاودانه شد: «آخرین نفری که با آن اینطوری حرف زد جگرش با یه کم لوبیا و شراب کیانتی خوردم.»
ویل هانتینگ خوب Good Will Hunting

کارگردان: گاس ون سنت
سال ساخت: ۱۹۹۷
مشکل ویل هانتینگ این است که یک نابغه پایین شهری است و در پایین شهر نبوغ هیچ اهمیتی ندارد. برای همین هم هست که ویل هانتینگ از چیزی که هست عذاب میکشد. عذابی که او را آزار میدهد. او دوست دارد یک آدم معمولی باشد یکی مثل باقی رفقایش. تا با هم بچرخند، چرت و پرت بگ
ویند و به سبک همان بچههای پایین شهر با یکدیگر خوش بگذرانند. اما این فشار نبوغ و درخواستهایی که آن اُستاد لعنتی دانشگاه از او دارد دیوانهاش کرده و دقیقاً در این نقطه است که سر و کله شان مگوآیر روان درمانگر نازنین پیدا میشود تا دست ویل هانتینگ را بگیرد و از قعر جهنم بیرون بکشد و به او ثابت کند که زندگی به این چیزها نیست. برای خوشبخت بودن فقط کافیست که کسی را از ته قلب دوست بداری. اگر میخواهید بدانید روان درمانی چه تاثیر شگرفی در زندگی شما دارد حتماً ویل هانتینگ خوب را تماشا کنید.
مزایای منزوی بودن The Perks of Being a Wallflower

کارگردان: استیون چابسکی
سال تولید: ۲۰۱۲
مزایای منزوی بودن یک شاهکار مهجور است. فیلمی است درباره یک پسر گوشه گیر خجالتی که بزرگسالی را تجربه میکند. عاشق میشود. عاشق یک دختر پرشور و استثنایی بنام سام که میشود همه چیز این پسر. به قول امروزیها روی این دختر کراش میزند و برای اولین بار چیزی را تجربه میکند که هرگز تجربه نکرده است. چارلی میخواهد آزاری را که در کودکی دیده فراموش کند و برای همین به سمت سام کشیده میشود اما... مزایای منزوی بودن از آن فیلمهای لطیف و تلخی است که گریبان شما را میگیرد و رهایتان نمیکند و البته باعث میشود تا در به کار بردن واژه کراش خیلی دقت به خرج دهید. ماجرا به همین سادگیها هم نیست.




