جنگ در آستانه مکث | آتشبس ۴۵ روزه؛ فرصت آخر یا بازی جدید؟

رویداد۲۴| نزدیک به چهل روز از آغاز درگیری مستقیم میان ایران و ائتلاف آمریکا ـ اسرائیل میگذرد؛ درگیریای که در روزهای نخست، در قالب حملات محدود و پیامهای بازدارنده تعریف میشد، اما حالا به سطحی رسیده که زیرساختهای حیاتی به میدان اصلی تقابل تبدیل شدهاند. هدف قرار گرفتن پل بی ۱ کرج، ضربه به تأسیسات پتروشیمی ماهشهر و آسیب به صنایع فولادی، تنها نمونههایی از تغییر فاز جنگ به مرحلهای است که هزینه اقتصادی و اجتماعی را مستقیماً نشانه گرفته است.
این تغییر، معنایی فراتر از یک تشدید نظامی دارد؛ جنگی که به زیرساختها میرسد، عملاً وارد فاز فرسایشی میشود؛ جایی که پیروزی سریع جای خود را به فرسودگی تدریجی طرفها میدهد.
ضربالاجلهایی که آب رفتند
در سوی دیگر، دونالد ترامپ تلاش کرده با زبان تهدید، ابتکار عمل را در دست بگیرد. تعیین ضربالاجلهای پیدرپی او بیش از آنکه به اقدام عملی منتهی شود، به نمونهای از شکاف میان گفتار و رفتار تبدیل شده است.
نه تنها از عملیات گسترده وعدهدادهشده خبری نشد، بلکه عقبنشینی تدریجی از همان تهدیدها، این پرسش را در محافل سیاسی و رسانهای ایجاد کرده که آیا واشنگتن اساساً اراده ورود به یک جنگ بزرگتر را دارد یا صرفاً در حال مدیریت فشار روانی است. همین تردید، وزن گزینههای دیپلماتیک را افزایش داده است.
تهران؛ بازدارندگی با چاشنی احتیاط
واکنش ایران در این میان، ترکیبی از تهدید و محاسبه بوده است. از یک سو، مقامهای رسمی بر آمادگی برای پاسخ سخت تأکید کرده و با حملات مکرر خود ثابت کردهاند که در این سوی میدان کسی نگران تهدیدهای ترامپ نیست و قصد عقب نشینی ندارد؛ از سوی دیگر، نشانههایی از باز بودن مسیرهای غیرمستقیم گفتوگو حفظ شده است.
این دوگانه، بیش از هر چیز نشان میدهد که تهران نیز در پی گسترش بیمهار جنگ نیست، اما تلاش میکند با بالا نگه داشتن سطح ریسک، طرف مقابل را به پذیرش نوعی توقف ولو موقت وادار کند.
شکاف در روایت غربی؛ تهدید یا تاکتیک؟
در بیرون از میدان نیز اجماع روشنی دیده نمیشود. برخی رسانههای بینالمللی از بیمیلی متحدان اروپایی برای همراهی با یک جنگ گسترده خبر دادهاند. نیویورکتایمز از احتیاط در تصمیمگیریهای نظامی در واشنگتن نوشته و گاردین به شکاف میان آمریکا و اروپا اشاره کرده است.
در این بین رویترز به نقل از منابع آگاه مدعی شده که ایران درحال بررسی پیشنهاد آتش بس است. این رسانه به نقل از یک مقام ایرانی نوشته که تهران در ازای آتش بس موقت، تنگه هرمز را باز نمیکند. همچنین تاکید کرده که تهران ضرب الاجل یا فشار برای تصمیم گیری در مورد توقف جنگ را نمیپذیرد. در ادامه نیز نوشته که تهران معتقد است که واشنگتن آمادگی لازم برای آتش بس دائمی را ندارد
در مجموع، آنچه از این گزارشها برمیآید، نوعی تردید نسبت به جدی بودن تهدیدهای ترامپ است؛ تردیدی که عملاً فضای مانور برای میانجیگری و کاهش تنش را باز نگه داشته است.
ماجرای آتش بس ۴۵ روزه چیست؟
در چنین فضایی، گزارش اکسیوس از مذاکره برای یک آتشبس ۴۵ روزه، اهمیت ویژهای پیدا میکند. این رسانه به نقل از منابع آگاه مدعی شده که ایالات متحده، ایران و گروهی از میانجیگران در حال بررسی شرایط یک توافق موقت هستند؛ توافقی که هدف آن، ایجاد یک وقفه کوتاه برای جلوگیری از تشدید بیشتر درگیریهاست.
با این حال، همان منابع تأکید کردهاند که احتمال دستیابی به توافق در ۴۸ ساعت آینده بسیار پایین است. این تناقض ظاهری در واقع نشاندهنده پیچیدگی وضعیت است؛ طرفها به ضرورت توقف واقفاند، اما هنوز بر سر هزینهها و امتیازها به جمعبندی نرسیدهاند.
اکسیوس این تلاش را «آخرین فرصت» برای جلوگیری از تشدید چشمگیر جنگ توصیف کرده؛ عبارتی که بیش از هر چیز، از شکنندگی وضعیت فعلی حکایت دارد.
صلحی با فرصتی برای نفس کشیدن؟
اگر این آتشبس شکل بگیرد، به سختی میتوان آن را پایان جنگ دانست. آنچه روی میز است، بیشتر یک «وقفه تاکتیکی» است تا یک توافق پایدار؛ فرصتی برای بازتنظیم نیروها، کاهش فشار افکار عمومی و شاید آمادهسازی برای مرحله بعدی؛ چه در میدان، چه بر سر میز مذاکره.
در واقع، همزمانی افزایش حملات به زیرساختها با فعال شدن کانالهای دیپلماتیک، نشان میدهد که جنگ هنوز به نقطه تصمیم نهایی نرسیده است. طرفها نه توان عقبنشینی کامل دارند و نه تمایل به ورود به یک درگیری تمامعیار و شدیدتر.
در این وضعیت، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، محدود بودن زمان است. هرچه حملات گستردهتر شود و هزینهها بالا برود، احتمال کنترل بحران کاهش مییابد. از همین رو، ایده آتشبس ۴۵ روز حتی اگر موقت و شکننده باشد، به عنوان یک «فرصت حداقلی» برای مهار بحران مطرح شده است.
با این حال، همانطور که گزارشها نشان میدهد، این پنجره نه چندان باز است و نه چندان پایدار.
اگر توافقی شکل نگیرد، جنگی که حالا به زیرساختها رسیده، میتواند وارد مرحلهای شود که بازگشت از آن بهمراتب دشوارتر خواهد بود.


