اخبار ضدونقیض درباره سفر آقای وزیر؛ عراقچی در اسلامآباد چه مأموریتی دارد؟

رویداد۲۴| عباس عراقچی درحالی عازم پاکستان شده که روایتهای رسمی و غیررسمی درباره دستورکار سفر او با یکدیگر همخوانی ندارند. این سفر بیش از آنکه یک مأموریت دیپلماتیک باشد، به صحنهای از روایتهای متناقض و گمانهزنیهای فزاینده بدل شده است.
انجام این سفر بعد از شایعه استعفای قالیباف از تیم مذاکره کننده و بعد هم تکذیب آن، به قدر کافی حساسیت زا بود و برخی اظهارنظرها درباره دستورکار آن هم بر این حساسیتها افزود و نوعی آشفتگی خبری ایجاد کرد.
از یک سو، ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، در توییتی صراحتاً تأکید کرده است که «عراقچی هیچ مأموریتی در حوزه هستهای در پاکستان ندارد» و بار دیگر بر این نکته پافشاری کرده که موضوع هستهای خط قرمز اساسی ایران در مذاکرات است. این موضعگیری را میتوان تلاشی برای کنترل برداشتها از این سفر دانست؛ بهویژه در شرایطی که حساسیتها نسبت به هرگونه مذاکره یا پیامرسانی در این حوزه افزایش یافته است.
در سوی دیگر، خبرگزاری تسنیم گزارش داده که عراقچی در سفر به اسلامآباد، «ملاحظات ایران راجع به خاتمه جنگ تحمیلی» را منعکس میکند. همسو با این روایت، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه نیز اعلام کرده که هیچ دیداری میان ایران و آمریکا برنامهریزی نشده و صرفاً نظرات و ملاحظات جمهوری اسلامی به طرف پاکستانی منتقل خواهد شد.
با این حال، آنچه بر پیچیدگی ماجرا افزوده، گزارشهای رسانههای خارجی است. نیویورکتایمز به نقل از دو مقام ایرانی مدعی شده که عراقچی حامل پاسخ کتبی ایران به پیشنهاد توافق صلح آمریکا است؛ ادعایی که در صورت صحت، نشان میدهد اسلامآباد ممکن است در حال ایفای نقشی میانجیگرانه میان تهران و واشنگتن باشد.
این در حالی است که کاخ سفید نیز همزمان از اعزام استیو ویتکاف و جرد کوشنر به پاکستان برای ازسرگیری مذاکرات صلح با ایران خبر داده است؛ تحرکی که اگرچه بهطور رسمی از سوی تهران تأیید نشده، اما در کنار گزارشهای رسانهای، گمانهزنیها درباره نقش پاکستان بهعنوان کانال ارتباطی را تقویت کرده است.
افزون بر این، اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر تمدید آتشبس با ایران تا زمان دریافت پیشنهاد رسمی از سوی تهران، نشان میدهد که فرآیند دیپلماتیک - دستکم از منظر واشنگتن - هنوز در مرحلهای سیال و قابل تغییر قرار دارد.
در مجموع، سفر عراقچی به پاکستان را میتوان در تقاطع چند روایت متفاوت ارزیابی کرد: روایت رسمی که بر انتقال دیدگاهها و رد هرگونه مذاکره مستقیم تأکید دارد؛ روایت رسانههای داخلی که بر ابعاد منطقهای و جنگ تمرکز میکند؛ و روایت رسانههای خارجی که از پیامرسانی غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن سخن میگوید.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، نه صرفاً خود سفر، بلکه شکاف میان روایتها و تلاش برای مدیریت برداشتهاست؛ شکافی که اگرچه لزوماً به معنای اختلاف راهبردی نیست، اما دستکم نشان میدهد دیپلماسی ایران در یکی از پیچیدهترین مقاطع خود، بیش از همیشه در معرض تفسیرهای چندگانه قرار گرفته است.


