تاریخ انتشار: ۱۰:۴۶ - ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
رویداد۲۴ گزارش می دهد؛

نشستن با فرستادگان جنگ یا فرستادگان صلح؟ | چرا هیچ‌کس به مذاکرات اسلام‌آباد خوش‌بین نیست؟

در حالی که جنگ همچنان سایه‌اش را بر منطقه گسترده، تحرکات دیپلماتیک تازه‌ای آغاز شده که بیش از آن‌که نشانه‌ای از پیشرفت باشد، یادآور بن‌بست‌های گذشته است.

نشستن با فرستادگان جنگ یا فرستادگان صلح؟ | چرا هیچ‌کس به مذاکرات اسلام‌آباد خوش‌بین نیست؟

رویداد۲۴ | لیلا فرهادی- روز گذشته عباس عراقچی راهی اسلام‌آباد شد و همزمان کاخ سفید اعلام کرد استیو ویتکاف و جرد کوشنر نیز برای گفت‌و‌گو درباره ایران عازم پاکستان هستند. بازگشت این ترکیب به میز مذاکره، یک پیام روشن دارد: مذاکرات نه‌تنها پیشرفت نکرده، بلکه نسبت به دور‌های قبلی یک پله عقب‌تر هم رفته است؛ از سطحی که نمایندگان ارشدتر در آن حضور داشتند، به سطحی که در میانه‌اش جنگ آغاز شد.

سخنگوی کاخ سفید اعلام کرده «ایرانی‌ها خواستار گفت‌و‌گو هستند» و تأکید کرده جی‌دی ونس در صورت پیشرفت مذاکرات آماده پیوستن به این روند است. در روایت واشنگتن، این سفر تلاشی برای «شنیدن نظرات ایران» و دادن یک شانس دیگر به دیپلماسی است.

اما در تهران، روایت کاملاً متفاوت است. اسماعیل بقایی صراحتاً اعلام کرده هیچ دیدار مستقیمی میان ایران و آمریکا برنامه‌ریزی نشده و مواضع ایران صرفاً از طریق پاکستان منتقل خواهد شد

سفارت ایران در اسلام‌آباد هم اعلام کرد که عراقچی قصد دارد «موضوعات دوجانبه» و تحولات منطقه‌ای را بررسی کند.

این تفاوت روایت، خود به‌تنهایی نشانه‌ای از شکاف عمیق میان دو طرف است.

مذاکراتی که به جنگ رسید

کوشنر روی صحنه یک کنفرانس سرمایه‌گذاری سعودی در میامی نشسته بود و در حالی که بمب‌ها بر تهران فرود می‌آمدند و تنگه هرمز بسته بود، به مخاطبانش می گفت که فکر نمی کند صلح چندان با تجارت فرقی داشته باشد. همین چهره بار دیگر راهی اسلام آباد شده است.

ناتوانی کوشنر و شریک دیپلماتیکش، استیو ویتکاف، در رسیدن به توافق با ایرانی‌ها در هفته‌های منتهی به جنگ، به زنجیره‌ای فاجعه‌بار از رویدادها انجامیده است؛ آمریکا و اسرائیل بیش از هزار غیرنظامی ایرانی را کشته‌اند، اسرائیل حملات خود به لبنان را تشدید کرده و جنگ در سراسر خاورمیانه گسترش یافته است.

بازگشت ویتکاف و کوشنر به صحنه، بدون درک پیشینه شکست‌های قبلی قابل تحلیل نیست. در دور‌های قبلی، یکی از دلایل اصلی تغییر ترکیب تیم‌های مذاکره‌کننده، ناتوانی در رسیدن به توافق بود. حتی گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه طرف ایرانی تمایلی به مذاکره با این دو نداشته، چرا که آنها را فاقد درک فنی لازم از موضوعات پیچیده هسته‌ای می‌دانست.

این انتقاد تنها به تهران محدود نبود. در داخل آمریکا نیز عملکرد این دو زیر سوال رفته است. برخی منابع غیررسمی حتی از بروز تنش میان دونالد ترامپ و تیمش خبر داده بودند؛ اختلافی که از تحلیل اشتباه درباره رفتار ایران در قبال تنگه هرمز آغاز شد. گفته می‌شود ویتکاف و کوشنر معتقد بودند ایران در تهدید بستن تنگه هرمز بلوف می‌زند—تحلیلی که در نهایت اشتباه از آب درآمد.

گزارش‌هایی نیز منتشر شد که نشان می‌داد برداشت نادرست تیم آمریکایی از اظهارات عراقچی، یکی از عوامل کلیدی در شکل‌گیری فضای جنگی بوده است. عراقچی بعد‌ها توضیح داد که اشاره او به ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، نه نشانه آمادگی برای ساخت بمب، بلکه بخشی از یک پیشنهاد برای رقیق‌سازی این مواد بوده است—موضوعی که به گفته او، یا ناشی از «عدم فهم فنی» طرف مقابل بوده یا تلاشی برای توجیه حمله.

حتی وب‌سایت «امواج مدیا» گزارش داده که عراقچی در مذاکرات مسقط چندین بار ناچار شده تفاوت میان تأسیسات غنی‌سازی و راکتور را برای ویتکاف توضیح دهد؛ نشانه‌ای روشن از شکاف دانش فنی در سطح مذاکرات.

نیویورک تایمز در گزارشی نوشته در طول مذاکرات، ویتکاف مدام مطالبات را تغییر می‌داد و درخواست‌های بیشتر و بیشتری مطرح می‌کرد. طبق یک گزارش مفصل، او ظاهراً کارکرد یکی از سایت‌های کلیدی، یعنی راکتور تحقیقاتی تهران را که مدت‌ها برای تحقیقات پزشکی استفاده می‌شده، نیز اشتباه فهمیده بود.

انتقاد از درون آمریکا

انتقاد‌ها به این ترکیب مذاکره‌کننده، در داخل آمریکا نیز کم‌سابقه نیست. آدام کینزینگر با لحنی تند خطاب به ترامپ گفته: «دو نفر از احمق‌ترین آدم‌ها در دنیا در حال مذاکره با طرفی هستند که به مهارت در مذاکره معروف است.»

چندین دیپلمات باسابقه نیز به مجله تایم گفته‌اند حضور این دو نه‌تنها کمکی به توافق نمی‌کند، بلکه خطر طولانی‌تر شدن جنگ و بی‌ثباتی بیشتر اقتصاد جهانی را افزایش می‌دهد.

آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده سابق خاورمیانه در وزارت خارجه آمریکا، به این مجله گفته «ایران و آمریکا تحت هدایت کوشنر و ویتکاف مساوی شکست است. آنها در دیپلماسی نمره مردودی می‌گیرند.»

او با اشاره به کارنامه این دو در پرونده‌هایی مانند جنگ اوکراین و مذاکرات اسرائیل و حماس، تأکید کرده مشکل اصلی آنها ناتوانی در ایجاد حس فوریت برای رسیدن به توافق است—عنصری که بدون آن، هیچ مذاکره‌ای به نتیجه نمی‌رسد.

دیپلماسی یا معامله ملکی؟


بیشتر بخوانید:

جرد کوشنر، داماد ترامپ کیست؟ | از مدیر کارزار انتخاباتی تا معمار سیاست خارجی ترامپ

استیون ویتکاف کیست؟ | دوستی قدیمی و یهودی که ترامپ او را «صدایی بی‌امان و قوی برای صلح» خواند

پشت پرده همکاری بن سلمان و کوشنر | دیپلماسی سرگرمی؛ بازی تازه عربستان برای نفوذ فرهنگی در جهان


نیویورک تایمز در گزارشی که روزهای گذشته منتشر کرده نوشت: کوشنر و ویتکاف، به‌ترتیب داماد رئیس‌جمهور و فرستاده ویژه او برای مأموریت‌های صلح، نماینده ذهنیت ترامپ هستند: نسخه‌ای سرکش و بی‌قاعده از دیپلماسی که بر نمایش، زرق‌وبرق و تئاتر سیاسی تمرکز دارد؛ بازتابی از منش ترامپ به‌عنوان یک بسازوبفروش املاک. اما این منش شکست خورده و ایران شاهد این شکست است و وضعیت امروز جهان، عمق سطحی‌بودن راهبرد «صلح به‌مثابه تجارت» آنها را نشان می‌دهد.

یکی از نقاط بجث برانگیز، سابقه کوشنر و ویتکاف است. پیش از پیوستن به دولت ترامپ، هر دوی این چهره‌ها در حوزه املاک و مستغلات فعالیت می‌کردند و تجربه‌ای در دولت نداشتند. کوشنر که در کاخ سفید به‌عنوان فرستاده ویژه صلح فعالیت می‌کند، رویکرد دیپلماتیک خود را مبتنی بر یافتن منافع مشترک توصیف کرده است.

او در یک مصاحبه مشترک با ویتکاف در سال ۲۰۲۵ گفته بود: «باید معامله کرد، نه اینکه به دنیا درس داد. گاهی باید به‌جای ارزش‌ها روی منافع تمرکز کرد و ببینیم با دیگر کشور‌ها چه منافع مشترکی داریم و همان‌ها را دنبال کنیم.»

او همچنین متهم شده که زمینه تاریخی مذاکرات را کم‌اهمیت جلوه داده است. در جریان جنگ اسرائیل و حماس در سال ۲۰۲۳، کوشنر در گفت‌وگویی با لکس فریدمن گفته بود که به فرستادگان قبلی در خاورمیانه گفته است: «من نه سردرد می‌خواهم و نه درس تاریخ.»

او افزود: «من فقط یک چیز ساده می‌خواهم… نتیجه‌ای که حاضر هستید بپذیرید چیست؟»

کوشنر در یک اظهار نظر گفته «صلح خیلی با تجارت تفاوت ندارد» و او توانسته روابط تجاری خود را در دیپلماسی به کار بگیرد.

ادبیات او به گونه ایست که انگار اجاره یک ساختمان در خیابان پنجم نیویورک را با مذاکره بر سر یک منازعه تاریخی که نتیجه آن بر جان و مال میلیون‌ها نفر تاثیر می‌گذارد مقایسه می‌کند.

رابرت آینهورن دیپلماتی که در مذاکرات هسته‌ای ایران بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ مشارکت داشته، به مجله تایم می‌گوید مذاکرات هسته‌ای، برخلاف معاملات تجاری، نیازمند درک عمیق از سیاست داخلی، بوروکراسی و افکار عمومی هر دو طرف است—چیزی که بدون تیم‌های تخصصی و فرآیند‌های دقیق میان‌نهادی، عملاً غیرممکن است.

آینهورن به مذاکرات برجام اشاره کرده و گفته این مذاکرات در یک «فرآیند دقیق، سنجیده و میان‌نهادی» انجام شد که در همه سطوح دولت جریان داشت و حضور کارشناسان برای دستیابی به اهدافی مانند «صفر کردن غنی‌سازی» که ترامپ مطرح کرده، ضروری است.

او گفته مذاکره کنندگان باید بدانند «صفر غنی‌سازی یعنی چه؟ آیا به معنای نبود زیرساخت غنی‌سازی است؟ آیا به این معناست که اورانیوم غنی‌شده موجود — از جمله ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا — باید صادر یا رقیق شود؟ برای این مسائل به متخصصانی نیاز است که ابعاد مختلف موضوع را درک کنند.»

سید جسین موسویان دیپلمات پیشین ایرانی در توییتر خود به نقل از روزنامه گاردین نوشته این مذاکره کننده گان آمریکایی، سرمایه اسرائیل برای کشاندن آمریکا به جنگ بودند.

او ابراز امیدواری کرده که  آقایان ویتکاف و کوشنر مذاکرات جدید را به صلح و توافق ختم کنند تا نام آنها در تاریخ روابط سیاسی آمریکا و ایران بعنوان «فرستاده جنگ» ثبت نشود.

حالا بار دیگر همین دو نفر قرار است با ایران مذاکره کنند و سابقه آنها نشان می‌دهد نباید به مذاکرات خوش بین بود.

آیا توافق در دسترس است؟


بیشتر بخوانید: راه طولانی آمریکا و ایران به سوی صلح | موسویان: معامله بزرگ ؟ بعید است اما توافق جامع نه!


در سطح فنی، اختلافات اصلی همچنان پابرجاست:تنگه هرمز و ذخایر اورانیوم غنی شده.

ایران تأکید دارد اورانیوم را از کشور خارج نمی‌کند و تنها حاضر به رقیق‌سازی آن است. در مقابل، آمریکا خواستار انتقال این مواد به خارج از ایران است.

در مورد هرمز نیز، معادله پیچیده‌تر شده: ایران بازگشایی کامل را به رفع محاصره دریایی گره زده، در حالی که واشنگتن اعلام کرده تا زمان دستیابی به توافق، این محاصره ادامه خواهد داشت.

با وجود تمدید یکجانبه آتش‌بس از سوی ترامپ و ادامه تماس‌های دیپلماتیک، نشانه‌ها از کاهش سطح انتظارات حکایت دارد. عدم حضور احتمالی ونس در این دور از مذاکرات، به‌عنوان چهره ارشد قبلی، خود پیامی روشن دارد: کسی انتظار یک توافق بزرگ را ندارد.

در نهایت، آنچه امروز در اسلام‌آباد در حال شکل‌گیری است، نه یک نقطه عطف، بلکه ادامه مسیری است که پیش‌تر نیز به بن‌بست رسیده بود. تیم کوشنر و ویتکاف  از نظر تعداد و تخصص قابل مقایسه با تیم اوباما که توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ را مذاکره کرد، نیست. آن توافق مهم‌ترین دستاورد دیپلماتیک جهان بود. تیم اوباما متشکل از دیپلمات‌های حرفه‌ای بود که با دقت و صبر، از طریق کانال‌های پنهان و میانجی‌گری عمان، روی جزئیات پیچیده با کارکشته ترین دیپلمات هاو متخصصان ایرانی کار کردند و در نهایت به سندی ۱۵۹ صفحه‌ای با ضمائم متعدد رسیدند. این توافق نتیجه مستقیم اهمیت به تخصص بود.

اما دولت ترامپ به‌طور سیستماتیک این ساختارها را تضعیف کرده است. به گفته آلن ایر سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه اوباما: «وزارت خارجه در دولت ترانپ عملاً دیگر وجود ندارد.»

سؤالی که باقی می‌ماند این است:

آیا این بار دیپلماسی می‌تواند از دل همان تیمی که در شکل‌گیری بحران نقش داشته، راهی برای پایان آن پیدا کند؟ یا این‌بار هم «فرستادگان صلح»، حامل ادامه جنگ خواهند بود؟

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۵
1
1
جالبه که سطح اطلاعات فتی شما اونقدر پایینه که نفهمیدید کوشنر کاملا درست و فوری صحبت میکنه. سیاست بین المملی خاله زنک بازی. و مرثیه خونی نیست که بتونی ۴۷ سال یک مملکت رو باهاش به که بکشی. اونجا چی میخوای چی میدی حسابه که نه نویسنده و نه هیچکس دیگه در صدر امور این خراب شده میفهمه
نظرات شما