تاریخ انتشار: ۱۴:۰۰ - ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

اینترنت؛ مرغ عروسی و عزا | خانم سخنگو ۱۷۵۲ ساعت دیگر «شرایط موقت» نیست

۱۷۵۲ ساعت قطع اینترنت بین‌الملل فقط یک عدد نیست؛ روایت زندگی و کسب‌وکار میلیون‌ها ایرانی است که در سایه تصمیم‌های امنیتی مختل شده. در حالی که دولت می‌گوید مخالف محدودیت‌هاست، مردم هر روز هزینه اینترنتِ قطع، اقتصاد نیمه‌تعطیل و آینده نامطمئن را از جیب خود می‌پردازند.

فاطمه مهاجرانی

رویداد۲۴| ساعت‌های قطع اینترنت بین‌الملل در ایران حالا از ۱۷۵۲ ساعت عبور کرده؛ عددی که دیگر فقط یک آمار فنی نیست، بلکه تصویری روشن از زندگی مختل‌شده میلیون‌ها ایرانی است. از فروشگاه‌های اینترنتی و راننده‌های تاکسی آنلاین گرفته تا فریلنسرها، دانشجوها، خبرنگار‌ها و حتی کسب‌وکار‌های سنتی، همه درگیر وضعیتی هستند که دولت می‌گوید با آن مخالف است، اما عملا برای پایان دادنش هم کاری نمی‌کند.

در روز‌هایی که مقام‌های دولتی مدام از «حمایت از معیشت مردم» حرف می‌زنند، اینترنت به عنوان یکی از اصلی‌ترین ابزار‌های کار و درآمد مردم، قربانی تصمیمی شده که گفته می‌شود در شورای عالی امنیت ملی گرفته شده است؛ تصمیمی که حالا اثراتش از هر تحریم خارجی ملموس‌تر شده است.

اینترنت؛ اولین قربانی هر بحران

تقریبا در هر بحران سیاسی، امنیتی یا منطقه‌ای، نخستین چیزی که در ایران قربانی می‌شود اینترنت است؛ گویی ساده‌ترین و فوری‌ترین راه‌حل برای مدیریت شرایط، خاموش کردن ارتباط مردم با جهان بیرون است. این بار هم همان سناریوی تکراری اجرا شد؛ اینترنت بین‌الملل محدود شد، سرعت‌ها سقوط کرد، VPN‌ها از کار افتادند و هزاران کسب‌وکار آنلاین وارد وضعیت نیمه‌تعطیل شدند.

اما مسئله اینجاست که سال ۱۴۰۵ با سال‌های قبل فرق دارد. اینترنت دیگر فقط ابزار سرگرمی یا شبکه اجتماعی نیست؛ بخشی از زیرساخت اقتصادی کشور است. قطع اینترنت یعنی توقف بخشی از اقتصاد. یعنی مغازه‌ای که فروشش در اینستاگرام است مشتری ندارد. یعنی برنامه‌نویسی که پروژه خارجی دارد درآمدش قطع می‌شود. یعنی شرکت‌های استارتاپی نمی‌توانند سرویس بدهند. یعنی بازار آنلاین، حمل‌ونقل اینترنتی، آموزش مجازی و حتی خدمات بانکی و اداری دچار اختلال می‌شوند.

در چنین شرایطی، سخنان امروز رئیس‌جمهور درباره اینکه «اجازه سوءاستفاده از شرایط جنگی و فشار بر معیشت مردم را نخواهیم داد» رسما یک تناقض تلخ است؛ چون خودِ قطع اینترنت، مستقیم‌ترین فشار به معیشت مردم است.

دولت مخالف است؛ اما فقط در حرف

دولت طی روز‌های گذشته بار‌ها تاکید کرده که موافق محدودیت اینترنت نیست و تصمیم در جای دیگری گرفته شده است. اما افکار عمومی یک سوال ساده دارد: اگر مخالفید، چرا نتیجه‌ای دیده نمی‌شود؟

همین امروز هم سخنگوی دولت در نشست خبری با پرسش‌های تند خبرنگاران روبه‌رو شد. خبرنگار‌ها از خسارت اقتصادی، اختلال در زندگی مردم و بی‌اعتمادی عمومی پرسیدند، اما پاسخ نهایی همان جمله همیشگی بود: «شرایط موقتی است و، چون کشور در وضعیت جنگی قرار دارد، اولویت با امنیت است.»

این استدلال شاید در ساعات اولیه یک بحران برای بخشی از جامعه قابل درک باشد، اما وقتی محدودیت‌ها طولانی می‌شود و هیچ جدول زمانی شفافی هم وجود ندارد، دیگر بیشتر از آنکه «مدیریت بحران» به نظر برسد، شبیه عادی‌سازی انسداد است.

امنیت بدون اقتصاد ممکن است؟

مسئله اصلی اینجاست که در ادبیات رسمی، همیشه «امنیت» و «زندگی مردم» در مقابل هم قرار می‌گیرند؛ انگار باید یکی را انتخاب کرد. در حالی که تجربه کشور‌های مختلف نشان می‌دهد امنیت پایدار بدون اقتصاد پایدار ممکن نیست.

کارگری که درآمدش به خاطر اختلال اینترنت نصف شده، فروشنده‌ای که مشتری‌های آنلاینش را از دست داده، یا جوانی که پروژه دلاری‌اش معلق مانده، اینها تهدید امنیت نیستند؛ قربانی تصمیم‌هایی هستند که هزینه‌اش مستقیم روی دوش جامعه افتاده است.

رسانه‌های اقتصادی طی روز‌های اخیر بار‌ها درباره خسارت‌های سنگین این وضعیت هشدار داده‌اند؛ از کاهش فروش کسب‌وکار‌های آنلاین تا فرار سرمایه انسانی و بی‌اعتمادی فعالان اقتصادی. بسیاری از کارشناسان هم تاکید می‌کنند که اقتصاد دیجیتال با «اینترنت محدود و ناپایدار» اساسا قابل بقا نیست.

اینترنت؛ کالای لوکس یا حق عمومی؟

مشکل فقط قطعی اینترنت نیست؛ نوع نگاه به اینترنت است. هنوز بخشی از ساختار تصمیم‌گیری در کشور اینترنت را نه به عنوان زیرساخت حیاتی اقتصاد و زندگی، بلکه به چشم یک ابزار قابل حذف در مواقع بحران می‌بیند.

در حالی که در بسیاری از کشور‌ها حتی وسط جنگ و بحران، تلاش می‌شود ارتباطات عمومی حفظ شود، در ایران اولین واکنش، محدودسازی است. نتیجه هم روشن است: مردم احساس می‌کنند هر بار که بحران ایجاد می‌شود، این آنها هستند که باید هزینه بدهند؛ از جیب، از کار، از آرامش روانی و از آینده شغلی‌شان.

اینترنت در ایران دیگر فقط مسئله سرعت و فیلترینگ نیست؛ به نماد شکاف میان حاکمیت و سبک زندگی جامعه تبدیل شده است. شکافی که هر بار با قطعی‌های گسترده عمیق‌تر می‌شود.

خاموش کردن اینترنت، خاموش کردن اعتماد است

شاید بتوان اینترنت را برای چند روز محدود کرد، اما نمی‌توان تبعاتش را پنهان کرد. اعتماد عمومی چیزی نیست که با توضیح‌های تکراری ترمیم شود. وقتی مردم می‌بینند هر بحران تازه‌ای مساوی است با اختلال در زندگی روزمره‌شان، طبیعی است که احساس ناامنی اقتصادی و بی‌ثباتی بیشتری کنند.

اینترنت امروز بخشی از نان مردم است؛ قطع کردنش فقط یک تصمیم فنی یا امنیتی نیست، بلکه تصمیمی است که مستقیم روی سفره میلیون‌ها نفر اثر می‌گذارد؛ و شاید وقت آن رسیده که تصمیم‌گیران بپذیرند در دنیای امروز، خاموش کردن اینترنت دیگر نشانه اقتدار نیست؛ نشانه ناتوانی در مدیریت بحران است.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما